تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۲۳۷۳۷۳

محمدتقی کرامتی
راز همگرایی بنی‌صدر با منافقین
دقیقاً آن‌چه که به‌عنوان یک نگرانی و دغدغه برای بنیان‌گذار انقلاب مطرح بود، همیشه به‌عنوان یکی از نقاط امید دشمن در تحلیل‌ها ارزیابی می‌شد. به‌عنوان مثال، در جریان نخستین بیماری نگران‌کننده قلبی که برای حضرت امام خمینی، در سال 1358 و در زمان ریاست جمهوری بنی‌صدر رخ داد، با آن‌که نیروهای انقلابی هنوز در صف واحد قرار داشته و چندان آثاری از اختلاف و جدایی در میان روحانیون و عناصر مؤثر انقلابی دیده نمی‌شد، بنی‌صدر ظاهراً به دور از احتیاط، همکاری نزدیکی را با منافقین که ماهیت سیاسی و اعتقادی آن‌ها برای ملت ما دیگر آشکار شده بود، آغاز کرد. مبنای تحلیل او فوت قریب‌الوقوع امام خمینی(ره) و بروز اختلاف در میان روحانیون بود. در ارزیابی‌های او، یگانه جریان مقتدر و قدرتمندی که می‌توانست به‌عنوان یک نقطه اتکا و قابل اعتماد، آینده سیاسی وی را تضمین و عطش قدرت‌طلبی او را فرو نشاند، جریان منحرف منافقین بود. او خود، با پرده برداشتن، از راز این همکاری، آن هم در هنگامی که همچنان عهده‌دار منصب ریاست جمهوری بود، می‌گوید:
«حکمت این‌که من با مجاهدین خلق هم‌پیمان شدم، این بود که برای امام خمینی پزشکان متخصص قلب از خارج آوردم. آن‌ها پس از معاینه کامل از امام به من گفتند: امام کم‌تر از سه ماه دیگر زنده می‌ماند. من بهترین گروه و متشکل‌ترین گروه را سازمان مجاهدین یافتم که می‌توانستم با هم‌پیمانی با آن‌ها کشور را به دست بگیرم، ولی نمی‌دانم چرا همه معادلات یکباره به هم ریخت و خمینی بیش از آن‌که پزشکان گفته بودند، زنده ماند!»(1)
بنی‌صدر همچنین، در تبیین علت مشارکت دولت آلمان در تحریم اقتصادی علیه ایران، به همین نکته اشاره کرده و می‌گوید:
«وقتی که ما از دولت آلمان علت شرکتشان در تحریم اقتصادی ایران را پرسیدیم، به ما گفتند، ما با مطالعه بولتن‌های پزشکی امام به این نتیجه رسیده‌ایم که امام بیش از سه ماه دیگر زنده نیست. بنابراین امام سه ماه دیگر فوت می‌کند و روحانیت نیز دسته دسته می‌شوند.»(2)