تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۳۷۳۹۰
انقلاب‌های بزرگ، رسانه‌های بیدار

رسانه‌ها و ابزارهای تبلیغاتی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی شامل تلویزیون، رادیو، خبرگزاری‌ها، سینما، روزنامه‌ها، نوارهای ضبط‌صوت، منابر و اعلامیه‌ها بود و رسانه‌های یاد شده متناسب با آن برهه تاریخی، رسانه‌های سیاسی نامیده می‌شدند و در دو گروه سنتی و مدرن یا کوچک و بزرگ جای می‌گرفتند.‏ رادیو و تلویزیون، خبرگزاری‌ها، سینما و روزنامه‌ها به عنوان رسانه‌های مدرن آن روزگار، در اختیار دولت وقت بودند و با قدرت بسیار در راستای منافع رژیم شاهنشاهی فعالیت می‌کردند. البته به تدریج روزنامه‌ها به رسانه‌های انقلابی تبدیل شدند، اما رادیو، تلویزیون و خبرگزاری‌ها ناچار بودند موضع خود را تا روزهای پایانی پیروزی انقلاب حفظ کنند. در مقابل این رسانه‌های مدرن، نوارهای ضبط شده، منابر و اعلامیه‌ها با رویکرد سنتی و مردمی توانستند قدرت تبلیغاتی رسانه‌های مدرن را بشکنند.
قابل دسترس‌ترین رسانه مردمی، اعلامیه‌ها بود که به وفور، اما با دشواری در اختیار اقشار مختلف مردم قرار می‌گرفت و جهت دهی به انقلاب به وسیله آنها انجام می‌شد.‏
در اواخر دهه 1970 میلادی و همزمان با سلطه وسایل ارتباط جمعی و غول‌های رسانه‌ای جهان، وقایع بزرگ و شگرفی بدون اتکا به این دستاوردها اتفاق افتاد که محصول سال‌ها تلاش برنامه‌ریزان و دست‌اندرکاران رسانه‌ای را برهم زد. این وقایع ذهن بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی و ارتباطات را متوجه واقعیت فراموش شده‌ای به نام قدرت ارتباطات سنتی کرد و ناکارآمدی الگوهای نوساز غربی در کشورهای در حال توسعه را به اثبات رساند، که از آن جمله می‌توان به انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد.‏
اورت راجرز، نظریه‌پرداز حوزه رسانه در کتاب «تکنولوژی ارتباطات رسانه‌های جدید در جامعه» که در سال 1986 به چاپ رسید، بیان می‌کند: رژیم شاه با وجود در اختیار داشتن رسانه‌های فراگیر نوشتاری و الکترونیک، نتوانست در برابر شبکه ارتباطات سنتی ایستادگی کند. ‏
وی می‌افزاید: درسی که کشورهای جهان سوم باید از انقلاب ایران بگیرند، این است که اهمیت بیشتری به کانال‌های بین فردی و رسانه‌های چنین کوچک بدهند.
الوین تافلر نیز معتقد است: امام خمینی(ره) رسانه موج اول یعنی موعظه‌های شفاهی و چهره به چهره روحانیون را با تکنولوژی موج سوم، یعنی نوارهای صوتی و دستگاه‌های ساده تکثیر، تلفیق کرد.
رسانه‌های سنتی در تقابل با سلطه شاهنشاهی
یکی از بهترین منابع بررسی روند تاریخی تاثیرگذاری رسانه‌های سنتی در شکل‌گیری انقلاب اسلامی، کتاب «درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران» نوشته دکتر محمد مهدی فرقانی، استاد ارتباطات است. در فصل چهارم این کتاب، شبکه ارتباطات سنتی در برخی جنبش‌های اجتماعی ایران از جمله انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است که در این بخش از گزارش، به قسمت‌هایی از آن اشاره می‌شود: «از سال 1341 و رفراندوم ششم بهمن که نخستین نطفه‌های انقلاب اسلامی بسته شد تا 22 بهمن 1357 که جشن تولد انقلاب اسلامی بود، شبکه ارتباطات سنتی به ویژه بخش مذهبی آن یعنی علما، روحانیون، مساجد و در کنار آنان بازاریان، نقش مهمی را در تهییج و بسیج افکار عمومی برضد فساد، خفقان و دیکتاتوری رژیم شاهنشاهی ایفا کردند. به جرات می‌توان گفت اگر عملکرد پنهان و آشکار این شبکه نبود، هرگز انقلابی با این ویژگی‌ها و محتوا به وقوع نمی‌پیوست، با وجود آن که رژیم شاه پس از انقلاب سفید، تسلطی بی چون و چرا بر وسایل ارتباط جمعی از جمله مطبوعات داشت و این تسلط تا بدان جا پیش رفته بود که بسیاری از مردم از روزنامه‌های عمده این دوره و دوران پس از آن تا اواخر سال 1356 به عنوان روزنامه‌های دولتی یا حتی روزنامه‌های رسمی نام می‌بردند، اما نفوذ و قدرت شبکه ارتباطات سنتی کشور که از حوزه علمیه قم نشات می‌گرفت، به سرعت و باشدت، پیام‌ها، اعتراض‌ها، مخالفت‌ها و افشاگری‌های علیه رژیم شاه را در سراسر کشور می‌پراکند و تاثیر و واکنش لازم را بر می‌انگیخت. حتی زمانی که امام خمینی(ره) در 15 خرداد 1342 دستگیر و زندانی شدند و خبر آن در جراید انعکاس نیافت، عملا ظرف چندساعت خبر به گوش مردم در شهرها و روستاهای دور و نزدیک رسید و تظاهرات و قیام 15 خرداد رقم خورد.
شاه، دولت وقت ایران و حامیان خارجی آنها، قدرت این شبکه پرنفوذ را نشناخته یا دست کم گرفته بودند و هرگز تصور نمی‌کردند که سخنرانی‌ها، اعلامیه‌ها و پیام‌های امام خمینی(ره) و سایر مراجع و روحانیون، تا این حد نفوذ داشته باشد.
رسانه‌ها و انقلاب اسلامی
قابل دسترس‌ترین رسانه مردمی، اعلامیه‌ها بود که به وفور، اما نه به آسانی در اختیار اقشار مختلف مردم قرار می‌گرفت و بخش عمده جهت دهی انقلاب به وسیله آنها انجام می‌شد.
مینو بدیعی، گزارشگر وقت روزنامه کیهان، درباره نقش اعلامیه‌ها در پیروزی انقلاب اسلامی می‌گوید: اعلامیه‌ها به دو دسته تقسیم می‌شد، اعلامیه‌هایی که از سوی رهبر انقلاب و مراجع تقلید توسط مجمع روحانیون مبارز به شکل کپی در اختیار عامه مردم قرار می‌گرفت و دسته دوم، اعلامیه‌ها و بیانیه‌های احزاب گوناگون سیاسی بود که با نام و مشخصات و آرم سازمانی توزیع می‌شد و بیشتر مورد اقبال گروه‌های سیاسی مختلف بود. این اعلامیه‌ها بیشتر در مساجد، دانشگاه‌ها و مدارس توزیع می‌شد و مرکز عمده آن نیز دانشگاه تهران بود که در و دیوار آن پر از انواع و اقسام اعلامیه‌ها بود.‏
وی با اشاره به اهمیت این رسانه مردمی در انتقال پیام‌ها و اخبار حرکت‌های انقلاب اسلامی می‌گوید: اعلامیه‌ها تا زمانی که مطبوعات و به ویژه دو روزنامه مهم آن زمان، یعنی کیهان و اطلاعات تحت سانسور دولتی بود، نقش مهمی داشتند، اما پس از واقعه 17 شهریور 1357 که حکومت نظامی مستقر شد و محدودیت برای پخش اعلامیه بیشتر شد، نقش رسانه‌ها افزایش یافت.
بدیعی درباره این دوران توضیح می‌دهد: روزنامه‌ها، کم کم جایگزین اعلامیه‌ها شدند، تا جایی که برخی اعلامیه‌ها در روزنامه‌ها چاپ می‌شد و در روزنامه‌ها بخش ویژه‌ای به چاپ اعلامیه‌ها اختصاص یافت. از این زمان تا 13 آبان 1357 که تعدادی از دانش‌آموزان و دانشجویان کشته شدند، رژیم به این نتیجه رسید که روزنامه‌ها از کنترل آن خارج شده‌اند، به همین دلیل مسئولیت اداره آن‌‌ها به افراد نظامی وابسته به رژیم سپرده شد و روزنامه‌ها نیز دست به اعتصاب زدند که دو ماه طول کشید. در این دوره و در خلأ فعالیت‌های رسمی روزنامه‌ها، مجدداً نقش اعلامیه‌ها پررنگ شد، اما مهم این است که چه با توزیع اعلامیه‌ها و چه با چاپ روزنامه‌ها، باز هم این حرکت مردم بود که سریع‌تر پیش می‌رفت و رسانه‌ها در خدمت انقلاب اسلامی و مردم بودند، نه مردم در انتظار رسانه‌ها.
همراهی مردم و رسانه‌ها
از زمان آغاز تحرکات اجتماعی و سیاسی تا پیروزی انقلاب اسلامی، رسانه‌های گروهی و به ویژه مطبوعات چندین دوره را سپری کردند. رادیو و تلویزیون با وابستگی کامل به رژیم شاه، منعکس‌کننده دیدگاه‌هایی بود که حکومت پهلوی را تأیید می‌کرد و مطبوعات گرچه ظاهرا دولتی بودند، اما به نوبه خود تحت سانسور شدید فعالیت می‌کردند. به همین دلیل مردم کم‌ترین اعتماد را به رسانه‌های دولتی، هم چون رادیو تلویزیون و مطبوعات داشتند و ترجیح می‌دادند از طریق رسانه‌های سنتی و مردمی، مانند اطلاعیه، شب نامه و نوار کاست، اخبار و وقایع انقلاب را پیگیری کنند. قطعاً برخی شبکه‌های خارجی و از جمله بی بی سی که مخاطبان معدودی را جلب خود کرده بودند، در انتقال اخبار مربوط به تبعید امام(ره) به فرانسه، صداقت و شفافیت لازم را نداشتند و رسانه‌های مورد اعتمادی برای مردم نبودند. این وضعیت ادامه پیدا نکرد و در جریان یکدست شدن قدرت ملت، مطبوعات نیز سد سانسور را شکست و با مردم همراه شد.
دکتر بیژن نفیسی، استاد دانشگاه و روزنامه نگار باسابقه درباره جزئیات اتفاقات آن زمان می‌گوید: بعد از کنار رفتن امیرعباس هویدا و روی کار آمدن جمشید آموزگار، شرایط جدیدی در مطبوعات شکل گرفت، چون نظارت دولت بر مطبوعات کم رنگ شده بود. پس از آن که شریف امامی به قدرت رسید، اهالی مطبوعات به منظور شفاف سازی که آن را حق خود می‌دانستند، دست به اعتصاب زدند، دولت پس از روبروشدن با این وضعیت از موضع خود کوتاه آمد و موافقت نامه‌ای را با نمایندگان مطبوعات امضا کرد، مبنی بر این که کنترل آن‌ها باید کم‌تر شود.‏
وی ادامه می‌دهد: یکی از اهداف روی کارآمدن دولت نظامی ازهاری، کنترل شدید مطبوعات بود. دو سرهنگ نظامی به روزنامه‌های اطلاعات و کیهان فرستاده شدند تا اخبار را قبل از چاپ، بررسی کنند. اعتصاب اعضای تحریریه روزنامه اطلاعات موجب شد تا اعتصاب دوم مطبوعات شکل بگیرد که دو ماه طول کشید.
این مدرس دانشگاه در ادامه مرور خاطرات آن روزها می‌گوید: وقتی شاپور بختیار روی کار آمد، مطبوعات از امام خمینی(ره) که در فرانسه بودند، کسب تکلیف کردند و امام دستور دادند تا مطبوعات از اعتصاب دست بردارند و کار خود را از سر بگیرند. استدلال‌شان هم این بود که چون دولت تضعیف شده، حالا نیاز به اطلاع رسانی دقیق است که این هم وظیفه مطبوعات است.
فعالیت دوباره روزنامه با استقبال مردم به تیراژ میلیونی رسید و گاهی یک روزنامه در چهار نوبت چاپ می‌شد. هماهنگی حرکت مطبوعات در هفته‌های پایانی عمـــر رژیم پهلوی با مـــردم از همیـــن زمان موجب شد تا دو روزنامه اطلاعات و کیهان به «روزشمار انقـــلاب» تبدیل شوند و تمـــامی تلاش‌های روزنامه‌نگاران، بر انعکاس دقیق لحظه‌های انقلاب متمرکز شود.
الگوبرداری از ملت بیدار ایران
پس از گذشت افزون بر سه دهه از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، این روزها نسیم آزادی در کشورهای عربی شروع به وزیدن کرده است. این روزها، انقلاب‌های ملت‌های منطقه با الهام از انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و با به کارگیری رسانه‌ها، نقش مهمی در دست‌یابی به آزادی داشته‌اند. می‌توان گفت با وجود تکنولوژی‌های نوین ارتباطی، فاصله میان حاکمیت‌ها و مردم کشورهای عربی منطقه، رو به کاهش است و هر تحولی در زیر ذره بین آگاهی ملت‌ها، مورد قضاوت قرار می‌گیرد.‏
‏ اگر 33 سال پیش ملت ایران، پیام‌های رهبر انقلاب اسلامی خود را از طریق اعلامیه‌ها و نوارهای کاست منتقل می‌کرد و همین ابزارهای کوچک سرآغاز جنبشی بزرگ شد، این روزها رسانه‌های کوچک دیگری با برد بیشتر، پیام بیداری اسلامی ملت‌های عرب را به جهانیان منتقل می‌کنند.
با آغاز نخستین جرقه‌های انقلاب موسوم به بهار عربی در تونس، نقش رسانه‌ها در همراهی با مردم آن کشور کاملاً مشهود بوده است، زیرا بسیاری از رسانه‌‌های این کشور، تصاویر اعتراض‌ها و تغییر زندگی مردم در جریان انقلاب و سپس استقرار ثبات و امنیت را به تصویر کشیدند‏‎.‎
نقش این رسانه‌ها هنگامی روشن‌تر می‌شود که بدانیم هم چون تجربه انقلاب اسلامی سال 1357، به منبع اصلی ارائه اخبار و گزارش‌ها و آگاه‌سازی افکار عمومی تبدیل شدند‏‎.‎
علاوه بر تحول رویکردهای رسانه‌ای در جریان انقلاب‌های اسلامی و مردمی اخیر در برخی از کشورهای عربی، تعداد شبکه‌های رسانه‌ای و فعالیت و تاثیرگذاری آن‌ها نیز دو چندان شده است‎.‎
بیشتر این رسانه‌‌ها با پوشش حوادث بیداری اسلامی، خود را به عنوان عامل تاثیر گذار در صحنه حوادث معرفی می‌کنند، تا جایی که برخی از آن، نام‌های خود را از اسامی انقلابی و حوادث آن و یا نام میدان‌هایی که صحنه تظاهرات پرشور مردم بوده‌اند، انتخاب کرده‌اند‏‎.‎
جهش رسانه‌ای امروز موجب شده است، برخی ناظران اعلام کنند که رسانه‌های عربی نیز اکنون در بهار به سر می‌برند و مرحله تازه‌‌ای را آغاز کرده‌اند و با فعالیت‌های جدید، می‌کوشند پاسخ گوی خواست‌های ملت‌های حاضر در انقلاب‌های موسوم به بهار عربی باشند.
تاثیر بهارعربی فقط به کشورهایی مانند تونس، مصر و لیبی که صحنه‌های اصلی انقلاب بودند، محدود نمانده است، بلکه آزادی عمل رسانه‌ها در کشورهای همسایه آن‌ها مانند الجزایر، موریتانی و مغرب را نیز در پی داشته است، به گونه‌ای که مسئولان این کشورها برای نخستین بار در تاریخ آن‌ها، مجوز راه‌اندازی شبکه‌های تلویزیونی غیردولتی را نیز صادر کرده‌اند.
اما نکته مهم و قابل ملاحظه این است در مرحله پس از سقوط نظام‌های مصر و تونس و لیبی، چالش واقعی رسانه‌های تازه تاسیس با آزمون جدیت، کارآیی و مسولیت پذیری آن‌ها در قبال حفظ و تعمیق دستاوردهای انقلاب است.در این میان، برخی از رسانه‌ها به برملا کردن اسرار نظام‌های سابق پرداخته‌اند و برخی دیگر به تعریف و تمجید از حکومت‌های جدید می‌پردازند. نمونه‌ای از این وضعیت در لیبی قابل مشاهده است، به این معنی که پس از وقوع انقلاب در آن کشور، موج گسترده‌ای از رسانه‌های گروهی به نام‌های لیبی، آزادی و یا به نام یکی از شهرهای آن کشور که صحنه درگیری‌های انقلابیون و نیروهای قذافی بود، راه‌اندازی شده‌اند و خود را برای همراهی با برگزاری انتخابات آینده، آماده می‌کنند‎.‎
در کنار این تحولات، چاپ و مطالعه کتاب‌هایی نیز در کشورهایی مانند تونس و مصر رواج یافته است که تا پیش از انقلاب از آن تحت عنوان «کتاب‌های ممنوعه» یاد می‌شد. هم چنین انتشار کاریکاتورهایی از دیکتاتورهای سابق، نمونه‌ای دیگر از آزادی‌های پس از انقلاب است، تا جایی که اکنون انتشار کاریکاتورهای قذافی در لیبی رواج یافته است‏‎.‎
انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 در کنار همه ابعاد شگرفش، از بعد رسانه‌ای نیز از اهمیت بسیاری برخوردار بود، تا آنجا که مطالعات گسترده‌ای در این باره از سوی صاحب‌نظران علوم ارتباطات انجام شده است. ملت‌های عربی نیز با الهام از انقلاب اسلامی ایـــران و بهره‌گیری از این تجربه موفق، با درک درست و استفادة‌ به‌موقع از ابزار رسانه‌ها، در شکل‌گیری دگرگونی‌های بنیادین و سرنگونی حکومت‌های دیکتاتوری، تاکنون به خوبی عمل کرده‌اند.
گروه گزارش