تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۷۵۸۵
محمدعلی سبحانی تشریح کرد
اشاره: هفته گذشته دمشق شلوغ بود. نه به دلیل درگیری‌های خیابانی و نظامی موافقان و مخالفان بشار اسد؛ و نه به دلیل جشن و پایکوبی طرفداران حکومت اسد در سوریه پس از وتو قطعنامه ضد سوری شورای امنیت سازمان‌ملل متحد توسط دو کشور چین و روسیه. با این حال شلوغی دمشق ناشی از رفت و آمدهای دیپلماتیک و میزبانی این کشور از مقامات دو کشور دوست بود: یکی از روسیه و دیگری از ایران. دو سفر همزمان با یک هدف مشترک. آن هم پس از «وتویی» که برای حکومت فعلی سوریه بسیار دلچسب بود که اگر این‌گونه نبود پس از آن نماز شکر نمی‌خواندند و بشار اسد هم در صف نخست نمازگزاران حاضر نمی‌شد. در چنین فضایی سرگئی لاوروف وزیر امورخارجه روسیه از یک‌سو و حسین امیر عبداللهیان، معاون عربی- آفریقایی وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی از سوی دیگر به دمشق سفر و با مقامات سوری به طور جداگانه دیدار و گفت‌وگو کردند. هر چند این سفر همزمان تفاوت‌هایی نیز داشت. نوع استقبالی که از مقام روس در سوریه شد، چه در سطح عمومی و چه در سطح خاص و محدود به مقامات این کشور، زمین تا آسمان تفاوت داشت؛ شاید عمده دلیل این تفاوت نیز سطح دو مقام اعزام‌شده به دمشق و جایگاه دو کشور در مناسبات سیاسی و دیپلماتیک سوریه بود، یکی محور مذاکرات است و دیگری در حاشیه رایزنی‌ها. این نیز به عقیده محمدعلی سبحانی، سفیر اسبق ایران در لبنان و اردن، ناشی از دیپلماسی تک‌بعدی دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی در قبال تحولات سوریه است.

* ‌پس از وتوی تازه‌ترین قطعنامه ضدسوری در شورای امنیت سازمان‌ملل متحد توسط دو کشور روسیه و چین، مقامات دو کشور ایران و روسیه به سوریه سفر کردند. ابتدا نظرتان را درباره سفر سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه بفرمایید، به نظر شما این سفر با چه دلایلی انجام شد.
** مخالفان غربی و عربی حکومت بشار اسد، قطعنامه‌ای ضد‌سوری را تهیه و تنظیم کردند تا در شورای امنیت سازمان‌ملل مورد تصویب قرار گیرد. در این قطعنامه از حافظ اسد خواسته شده بود که از قدرت کناره‌گیری کند و زمام امور را به معاونش بسپارد و پس از آن ظرف چند ماه انتخابات آزادی در این کشور برگزار شود. با این حال روس‌ها و چینی‌ها، طی این مسیر در سوریه را نپسندیدند.
با وجود مخالفت‌های این دو کشور، اتحاد غربی - عربی ضد حکومت بشار اسد، با افزایش ناامنی‌ها و درگیری‌ها در سوریه، این قطعنامه را به صحن علنی شورای امنیت سازمان‌ملل برای رای‌گیری بردند که در نهایت با وجود 13 رای موافق از 15 رای، دو کشور چین و روسیه به عنوان کشورهای عضو دایم شورای امنیت و دارای حق وتو، به این قطعنامه رای منفی دادند و با وتوی خود مانع از تصویب و اعمال این قطعنامه علیه سوریه شدند. پس از آن در جهان عرب و توسط اتحادیه عرب و همین‌طور کشورهای غربی تبلیغاتی به راه افتاد که فضا را در عرصه بین‌المللی برای روسیه و چین سنگین کرد.
پس از وتوی چین و روسیه، کشورهای عربی – غربی مدعی شدند که مسوولیت کشتار احتمالی آینده در سوریه با این دو کشور است. بر این اساس سفر سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه روسیه به دمشق در راستای تلطیف این فضا با نشان دادن موضع مستقل کشورش در قبال تحولات سوریه بود. لاوروف در جریان رایزنی‌های خود در دمشق از مقامات این کشور درخواست کرد تا راهکاری برای توقف خشونت‌ها توسط تمام طرف‌های درگیر ارایه دهند و زمینه حضور دوباره بازرسان اتحادیه عرب به این کشور را فراهم کنند. بنابراین روس‌ها دیپلماسی متضادی را نسبت به دیپلماسی عربی – غربی در قبال سوریه در دستور کار قرار داده‌اند.
* ‌همزمان با سفر وزیر امورخارجه روسیه، معاون وزیر امورخارجه ایران به دمشق سفر کرد، این همزمانی دو سفر را چگونه ارزیابی می‌کنید.
** همزمانی این دو سفر شاید دو دلیل داشته باشد یا تصادفی بوده است یا در راستای بهره‌برداری دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی از روند تحولات سوریه، تا به این ترتیب نشان داده شود از حل مسالمت‌آمیز بحران در این کشور حمایت می‌شود. با این حال اگر جمهوری اسلامی می‌خواهد در روند تحولات سوریه نقش داشته باشد باید از همه ابزارهای موجود بهره‌برداری و آن را فعال کند.
از آن جمله باید به حداقل‌هایی برای دستیابی به مفاهمه میان گروه‌های مختلف درگیر در سوریه و کشورهای منطقه دست یابد، همانند روشی که ترک‌ها در قبال تحولات سوریه در پیش گرفتند، یعنی هم با مخالفان بشار اسد ارتباط تنگاتنگی برقرار کردند و هم روزنه انتقال پیام به مقامات سوری را باز نگه داشتند. همچنین ترکیه با اعراب و غرب رابطه نزدیکی دارد و می‌تواند از کانال این کشورها به راهکار مناسب دیپلماتیک برای حل و فصل منازعات در سوریه دست یابد.
* جمهوری اسلامی ایران، در تحولات سوریه چه راهکارهایی پیش روی خود برای نقش‌آفرینی در این صحنه دارد؟
** محدودیت میدان مانور ایران در صحنه سوریه به این دلیل است که هنوز دیپلماسی که در دستور کار است تک بعدی و در راستای حمایت صرف از حاکمیت اسد است. این در حالی است که مخالفان بشار اسد دیگر در صحنه سوریه نقش غیرقابل انکاری دارند؛ واقعیتی که حکومت بشار اسد هم به آن اذعان دارد. با این حال مخالفان دچار سوءتفاهم با جمهوری اسلامی ایران هستند.
از سوی دیگر روابط ایران با اغلب کشورهای منطقه‌ای که اکنون در صحنه دیپلماسی سوریه تاثیر‌گذار هستند در سطحی نیست که منجر به آن شود تا از سوی آنها در تحولات سوریه به بازی گرفته شود و مشارکت فعالی در این صحنه داشته باشد. بنابراین ایران به منظور حضور فعال در صحنه دیپلماتیک‌سوریه باید ابتدا بتواند اعتماد همه طرف‌های درگیر به خصوص مخالفان را جلب و نسبت به رفع سوءتفاهمات موجود میان دو طرف اقدام کند و بعد باید با همه فعالان این صحنه مراوده و مذاکره نزدیک و تنگاتنگ داشته باشد.
* ‌اساسا در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران در دیپلماسی تحولات سوریه چه جایگاهی دارد؟
** دولت ایران همواره خود را کنار دولت سوریه قرار داده و از این کشور حمایت همه جانبه‌ای داشته است حتی پس از بروز ناآرامی‌ها در این کشور. همین موضوع نیز باعث شده که انتقادات بسیاری از جانب مخالفان حکومت اسد متوجه ایران شود و همین امر نیز منجر به نقش‌آفرینی جمهوری اسلامی در صحنه سیاسی این کشور شده است. همچنین در فضای دیپلماسی کنونی سوریه که میان کشورهای عربی، غربی، روس‌ها و چینی‌ها در جریان است حضور جدی ندارد؛ بنابراین نمی‌توان گفت که جمهوری اسلامی ایران در فضای دیپلماسی سوریه نقش محوری دارد، با وجود آنکه مهم‌ترین متحد سوریه هم محسوب می‌شود.
* ‌آیا تشابه دیپلماسی ‌تهران، پکن و مسکو می‌تواند تامین‌کننده منافع ایران باشد؟
** معتقدم دیپلماسی که چین و روسیه درخصوص تحولات سوریه دنبال می‌کنند نمی‌تواند کاملا تامین‌کننده منافع و اهداف جمهوری اسلامی باشد. از این رو ایران باید ابتدا ببیند کدام مسیر در صحنه تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی بیش از پیش تامین‌کننده منافعش است، چرا که برای هر کشوری مسیری مخصوص به منظور تامین منافعش وجود دارد و بالطبع مسیری که چین و روسیه طی می‌کنند با مسیری که ایران طی خواهد کرد متفاوت است.
بر این اساس جمهوری اسلامی ایران باید در صحنه دیپلماسی و سیاست خارجی تعریف دقیق‌تری در چارچوب منافع ملی خود داشته باشد. بنابراین معتقد نیستم نسخه‌ای که چین، روسیه یا حتی کشورهای عربی و غربی در قبال تحولات سوریه تجویز می‌کنند برای جمهوری اسلامی ایران هم قابل اجرا باشد. کشوری مثل ایران با موقعیتی منحصربه‌فرد در خاورمیانه باید خود دیپلماسی و سیاست خارجی‌اش در قبال تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی را در چارچوب تامین منافع ملی‌اش تعریف کند و ضرورتی ندارد که دنباله‌رو کشوری دیگر باشد یا نسخه دیگر کشورها مثل روسیه را برای خود کپی کند.
‌* چرا معمولا جمهوری اسلامی در قبال تحولات منطقه‌ای با وجود هزینه‌ای که می‌پردازد، دستاورد نه‌چندان متناسبی کسب می‌کند؟ همانند آنچه در تحولات فلسطین شاهد بودیم و توافقی که حاصل شد میان حماس و تشکیلات خودگردان آن هم در قطر و در غیاب ایران.
** اگر یک کشور و دولتی از جمله جمهوری اسلامی ایران بخواهد از امکانات منطقه‌ای خود بهره ببرد باید گرایش به گفت‌وگو و دیالوگ داشته باشد و باید حداقل اعتماد را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی جلب کند. در این رابطه هم می‌تواند روی کمک متحدان منطقه‌ای‌اش همچون حزب‌الله، حماس و... حساب باز کند و با کمک آنها فضای گفت‌وگو و مفاهمه و اعتماد‌سازی را ایجاد کند تا منافع ملی خود را تامین کند. اما اگر انتخاب استراتژی کارشناسی شده نباشد، سرمایه‌گذاری‌ها نمی‌تواند نتیجه‌بخش باشد.