* آرایش سیاسی کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم را چطور ارزیابی میکنید؟
** انتخابات ریاستجمهوری دهم در نهایت منجر به انتخاب احمدینژاد شد. در این میان آقای محسن رضایی سوالات و ابهاماتی راجع به انتخابات داشت که در نهایت بدون مشکل، نتیجه انتخابات را پذیرفت و به آن تمکین کرد و به کار خود در مسئولیت قبلی ادامه داد.
اما دو نفر از این کاندیداها که یکی رئیس مجلسی را در کارنامه خود داشته و دیگری هشت سال نخست وزیری را در رزومه سیاسی خود داشت، به رای مردم تمکین نکرده و نتیجه انتخابات را نپذیرفته و بحث تقلب در انتخابات را مطرح کردند.بحث تقلب با این وسعت برای نخستین بار بود که در جمهوری اسلامی ایران مطرح میشد، این افراد سوال بزرگی را در اذهان ایجاد کرده و مشکلات فراوانی را در کشور به وجود آوردند که نتیجه آن فتنه 88 بود و در نهایت با قیام یا خیزش 9 دی منتفی شده و از بین رفت. اما در اثر این فتنه برخی از احزاب وگروهها که به دو نامزد مورد تایید شورای نگهبان رای داده بودند بر رای خود پا فشاری کرده و کم کم با نظام و انقلاب زاویه پیدا کردند.
البته منظور من این نیست که همه افراد رایدهنده بعدها با انقلاب زاویه گرفتند ولی بخشی از این افراد و گروهها همچنان بر رای خودشان اصرار ورزیدند مثل حزب اعتماد ملی، مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی و چند حزب و گروه دیگر که عملا دنبال سوال مطرح شده از سوی دو کاندیدایی را که رای نیاوردند،
گرفتند و عملا بحث تقلب در انتخابات را مطرح کردند و عملا از صحنه سیاسی حذف شدند، چون برخی از اینها در خانه احزاب هم بودند کاری کردند، خانهای که بامماشات فراوانی فعال شده بود و اثراتی هم داشت، عملا منحل شود.
این خانه تریبونی بود که احزاب در آن آرام بحث و چالشها را هم مطرح میکردند. اصلاحطلبان که مولود انتخابات سال 76 به بعد بودند عملا به دو بخش تقسیم شدند، بخشی از این افراد در داخل نظام مشغول به فعالیت شدند و برخی از آنان در حال حاضر در مجلس هشتم فعالیت میکنند اما بخشی دیگر مانند مشارکت از صحنه سیاسی حذف شدند.
در حال حاضر در بین جریان اصولگرایی هم شاهد پیدایش احزاب جدیدی هستیم که این احزاب در انتخابات مجلس نهم فعال هستند. این احزاب شامل، جبهه ایستادگی منتسب به آقای محسن رضایی، جبهه بیداری منتسب به آقای صدر و همراهانشان است.
احتمالا گروهها یا تشکیلات دیگر هم بخواهند شکل بگیرند. اکنون جبهه متحد اصولگرایی متشکل شده از پیروان خط امام و رهبری، ایثارگران، تحول خواه و غیره، این احزاب و تشکلها همراه با جامعتین این جبهه را تشکیل دادهاند.
افراد و گروههایی که از ابتدای تشکیل هم با روحانیت بودهاند. اینها همان وفاداران به انقلاب و رهبری هستند که همیشه خط مشی خود را هماهنگ با روحانیت تدوین کردهاند، آیتالله مهدوی کنی و آیت لله یزدی در راس آنان قرار داشتند که احتمالا این افراد نقش بسیار تعیینکنندهای در انتخابات خواهند داشت. یک گروه دیگر به نام جبهه پایداری که سران این جبهه از لیست جبهه متحد وارد مجلس هشتم شدند.
* در واقع جبهه پایداری همان طرفداران احمدینژاد بدون مشایی هستند ؟
** این افراد عمدتا حامیان رئیسجمهور بودهاند. برخی از این افراد معتقدند که جبهه پایداری حالت مستقل دارد، عدهای از این افراد معتقدند که ما طرفداران احمدینژاد بدون مشایی هستیم.
* برخی میگویند جبهه ایجاد شده در دولت با مشایی و بقایی پیوند خورده است و نیز در سخنرانیهای رئیسجمهور بارها به فرهنگ بالا و شخصیت زلال او اشاره شده است ؟ با توجه به این موضوع شعار احمدینژاد بدون مشایی چه معنایی خواهد داشت ؟
** البته گروههایی را که اشاره کردم گروههای دارای شناسنامه و تابلوی مشخص هستند و نیز با نام تشکل و گروههایشان جلسه تشکیل میدهند تجمع و سخنرانی دارند. اما ظاهرا مشایی و دوستانشان که از نزدیکان آقای احمدینژاد هم هستند بدون تشکیلات مشخصی مشغول به فعالیت برای این دوره از انتخابات مجلس هشتم هستند.
* یعنی این افراد بدون تابلو هستند ؟
** بله، اینان افراد بدون تابلو هستند، یعنی نه اعلام فعالیت کردهاند و نه سازوکار مشخصی دارند. این افراد هم از نزدیکان احمدینژاد هستند که وی در شرایط مختلف از مشایی تعریف کرده و او را بزرگ جلوه داده است. مثلا میگوید در دوره وی میراث فرهنگی رشد زیادی داشته است یا میگوید فرهنگش زلال است اما در عین حال افرادی که دوستان آقای احمدینژاد هستند و در رسیدن وی به صندلی ریاستجمهوری فعالیت بسیار زیادی را انجام داده و نقش بسیار موثری داشتند، مانند خود جبهه اصولگرایی و غیره. جبهه پایداری شورای مرکزی د ارد سخنگو دارد و در کل ساز و کارهایش مشخص است جبهه پیروان خط امام و رهبری و جبهه متحد اصولگرایی سخنگو دارند و تکلیفشان مشخص است.
* ما به کرات شاهد قانونگریزی آقای احمدینژاد بودیم برای مثال تاخیر در ارایه لایحه بودجه، در برهه ای از زمان تمرد از فرمان رهبری، وعدههای عملی نشده راجع به متروی تهران و شهرستانها و امثالهم، جنابعالی این گونه اقدامات آقای احمدینژاد را چطور ارزیابی میکنید ؟
** این سوالات پیش آمد و در نهایت منجر به سوال از رئیسجمهور برای نخستین بار شد. در مجلس اول شاهد بودیم که رای به عدم کفایت سیاسی بنی صدر داده شد که پس از آنکه امام ایشان را از فرماندهی کل قوا عزل کرد وی دیگر در مجامع سیاسی ظاهر نشد.
در مجالس بعدی هم شاهد طرح سوال نبودیم. در رابطه با موارد طرح سوال از رئیسجمهور باید گفت که تاخیر در لایحه بودجه پارسال و امسال، عدم پرداخت پول مترو، نحوه عزل آقای متکی که منجر به طرح سوال شد. از مطرح شدن این طرح تاکنون حدود یکسال طول کشید.
* در آن زمان بحث خانهنشینی آقای احمدینژاد مطرح بود ؟
** این مسئله بسیار حائز اهمیت است، پس از اینکه مقام معظم رهبری راجع به وزیر اطلاعات تاکید کردند، با خانهنشینی آقای احمدینژاد مواجه شدیم، درباره مشایی هم مشاهده کردیم هنگامی که رهبری نظرشان را راجع به معاون اولی وی اعلام کردند، به عنوان رئیس دفتر رئیسجمهوری منصوب شدند، پستی که بسیار مهم بود.
به همین لحاظ سوالاتی برای مجلس ایجاد شد برای رسیدن این سوالات به مرحله عمل و در قالب آیین نامهای نیاز به جمعآوری امضای یک چهارم از نمایندگان مجلس بود، در حال حاضر 73 نفر از نمایندگان پای آن را امضا کردهاند این در حالی است که برای سوال از وزیر احتیاج به در خواست یک نماینده است. نمایندگان رئیسجمهور به مجلس آمدند و نیز در کمیسیونها سعی در مجاب کردن نمایندگان کردند تاکنون مجلس قانع نشده است.
* اختلافات دولت و مجلس فقط به دلیل عملکرد رئیسجمهور است ؟
** اختلاف به خودی خود چیز بدی نیست. مجلس وظایفی دارد که مهمترین کار آن تقنین و نظارت است، از آن سو دولت هم اختیارات و وظایفی دارد. اگر مجلس احساس کند دولت مطابق با قانون عمل نکرده و تذکری دهد به وظیفهاش عمل کرده و لزوما به معنای اختلاف نیست. ما امیدواریم که این سوالات مطرح و مجلس قانع شود و مشکلی هم پیش نیاید.
* با توجه به اینکه ریاستجمهوری نهم زمانی برگزار شد که مردم به دنبال چهرهای انقلابی میگشتند، چهرهای که بتواند عدالت را به نحو احسن اجرا کند به نظر جنابعالی احمدینژاد سال 84 با احمدینژاد سال 88 چه تفاوتی کرده است ؟
** آقای احمدینژاد کمتر در پستهای بالای مدیریتی حضور داشتند . دیگر کاندیداها هم در پستهای بالای مملکتی حضور داشتند ولی او در این حد شناخته شده نبود. اما وی با هوش و ذکاوتی که داشت، شعارهایی را مطرح کرد که این شعارها بسیار برای مردم قابل قبول بود مثل رجایی دوم، خدمت، ساده زیستی، مبارزه با امریکا و استکبار جهانی، کمک به مستمندان و غیره.
این شعارها برای ملت ما جاذبه داشت. بنابراین، با توجه به این نکته که رجایی در تاریخ انقلاب اسلامی به یک اسطوره تبدیل شده است و یک خاطره بسیار زیبایی از زمان خدمت به عنوان یک معلم، وزیر آموزش و پرورش، نماینده، نخست وزیر، رئیسجمهور و پس از آن شهادت مظلومانهاش خاطرات ارزنده و پایندهای را در اذهان مردم به وجود آورد، توانست نظر مردم را جلب نماید.
احمدینژاد در آن زمان با شبیهسازی رای آورد، در آن زمان مردم احساس میکردند که او از جنس خودشان است و به همین دلیل به او رای دادند. البته باید اشاره داشت که وی در چهار سال اول ریاستجمهوری خود خدمات ارزندهای را ایفا کرد، مقام معظم رهبری بارها، کارهای او را مورد تایید قرار دادند و همین موضوع نقش بسیار تعیینکنندهای در انتخاب وی داشت. مثل سفرهای استانی، تماس مستقیم با مردم، سخنرانی با مردم که این مسائل باعث شد تا طرفداران زیادی به دست آورد.
در انتخابات 88 بحث دیگری پیش آمد. آقای موسوی پس از 20 سال دوری به صحنه آمده بودند. او نیز به نخست وزیری دوران امام شهرت داشت. همچنین آقای کروبی که ریاست مجلس سوم و ششم را عهدهدار بود. آقای رضایی که قهرمان جنگی بود و به نظامی بودن شهرت داشت. آقای احمدینژاد در انتخابات ریاستجمهوری دهم بعد دیگری گرفت، دیگر شعارهای سال 84 را از وی نمیدیدیم.
مناظرات در آن موقع رنگ و بوی دیگری گرفت. او با تکیه بر نقاط ضعف کاندیداهای دیگر تلاش کرد که بگوید بحث بین احمدینژاد و طرفداران آقای هاشمی است و آقای ناطق نوری و دیگران را مقابل خودش قرار داد. در آن مناظرات بحثهایی مطرح شد که نتیجهاش پیروزی او به عنوان رئیسجمهور بود ولی به دنبال این پیروزی فتنه 88 رقم خورد. برخی معتقدند که این فتنه از جنگ هشت ساله خسارت و زیان بیشتری به بار آورد.
* برخی معتقدند، این فتنه از مناظرات تلویزیونی و مطرح کردن مباحثی که ارتباطی به موضوع ریاستجمهوری نداشت آغاز شد، از سوی دیگر عدهای سوال داشتند جنابعالی به عنوان فردی که به راستگویی شهرت دارید این مسائل را چطور ارزیابی میکنید ؟
** باید بگویم که این مسئله را نمیتوان از یک بعد مورد بررسی قرار داد. عوامل متعددی در این رابطه وجود داشت. به نظر من سیستم انتخابات ما طوری است که امکان تقلب در آن وجود ندارد زیرا در انتخابات ریاستجمهوری نماینده هر کاندیدایی میتواند سر صندوقها حضور داشته باشد. ما زمان انتخابات ریاستجمهوری چهل هزار صندوق داشتیم، آمار هر صندوق هم مشخص است و بالای سر هر صندوق هم چهارده – پانزده نفر وجود دارد.
بنابراین، امکان تقلب، در آن ابعاد وجود ندارد. ممکن است بر اثر سهل انگاری نهایت هزار رای اشتباه شود. ولی با توجه به این موضوع که هر کاندیدا میتواند نمایندهای در هر صندوق داشته باشد و نیز شورای نگهبان هم در آنجا نماینده دارد امکان تقلب وجود ندارد. بینی و بینالله من امکان نمیدهم که بهخصوص در آن انتخابات تقلب وجود داشته باشد.
این دروغ بزرگی بود که ساختند. اما ابعاد دیگر برمی گردد به سوالاتی که در اذهان به وجود آمده بود. نکته دوم به نحوه مناظره تلویزیونی برمیگردد. میتوانستیم با یک برنامهریزی مناظرهها را بهتر برگزار کنیم . نکته سوم اینکه مقام معظم رهبری بحث برنامهریزی را مطرح کرده بودند.،
ما در کشورهای منطقه شاهد وقوع انقلابهای مخملی بودیم. و نیز امریکا از قبل از وقوع انقلاب برای ایران برنامهریزی داشت که در آن زمان شهید بهشتی میگفتند که امریکا از دست ما عصبانی باش از عصبانیت بمیر. توطئههای زیادی هم انجام داده است، بعد از این همه سال هنوز از گروهک منافقین حمایت میکند.
* جایگاه احزاب در کشور را چطور ارزیابی میکنید ؟
** احزاب در کشور فرازو فرودهای فروانی داشتهاند. برای نمونه حزب جمهوری اسلامی که اول انقلاب با هدایت شهید بهشتی، مقام معظم رهبری، آقای هاشمی، آیت الله موسوی اردبیلی، شهید باهنر که با استقبال بینظیری از سوی مردم مواجه شد. من در آن موقع جزو شورای مرکزی حزب بودم،
در اساسنامه نوشته بودیم هنگامی که اعضا به 300 نفر رسیدند حزب کنگره تشکیل میدهد، در آن زمان فکر میکردیم که چند سال طول میکشد تا اعضا به حد نصاب برسد اما همان زمانی که اعلام کردیم صف چند هزار نفری تشکیل شد و ثبت نام کردند. این حزب در انتخابات مجلس اول بسیار موفق عمل کرد.
بنی صدر با برنامهریزیای که انجام داده بود به ریاستجمهوری رسید. مجلسی که دو ماه پس از انتخابات ریاستجمهوری شکل گرفت مجلسی بود که رای به عدم کفایت سیاسی وی داد. بنی صدر آن زمان در مجلس فقط یک رای آورد. در مجلس دوم تاثیر زیادی نداشت، در مجلس سوم مجمع روحانیون که از جامعه روحانیت جدا شده بود اکثر کرسیها را به دست گرفتند.
اما در مجلس چهارم دیگر اثری از آنها نبود. در مجلس پنجم نیز کارگزاران پا به عرصه وجود گذاشتند. در مجلس ششم جبهه مشارکت تشکیل شد و اکنون نیز دیگر آنها را در صحنه سیاسی نمیبینیم. بنابراین، در هر انتخابات تشکلها و گروههایی پا به عرصه سیاسی کشور میگذارند ولی بعد از مدتی فعالیت خود را تعطیل میکنند.
در این برهه نیز تشکلها و جبهههای جدیدی تشکیل شده است که احتمال تعطیلی این جبهههای سیاسی پس از انتخابات هم هست.