تحلیل گر مسائل سیاست خارجی معتقد است که جنبش های اجتماعی کنونی در منطقه خاورمیانه با وجود صرف هزینه های بسیار به نتیجه خواهد رسید اما در این مسیر عقلانیت سیاسی باید به نحوی به کار گرفته شود که کشورهای عربی مجددا در دام دیکتاتورهای جدید نیفتند.
دکتر مهدی مطهرنیا در پاسخ به این سوال که پس از گذشت یکسال از بهار عربی اعتراضات مردمی به چه سرانجامی می رسد،گفت:جهان سیاست در لایه های گوناگون زمان شاهد اصطکاک قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی بوده است، این نبرد پایدار در بستر تاریخ بشریت هر روز به گونه ای بروز پیدا می کند که این پدیده نه تاریخی بلکه پدیداری زمان محور است و در آینده بیش از امروز شاهد کنش و واکنش میان دو قدرت سیاسی واجتماعی است.
وی در این باره افزود:اما مساله اساسی آن است که زمانی این اصطکاک و تلاقی به سرانجام مثبت قابل پروا تبدیل می شود که ما شاهد ایجاد گسترش اندیشه ای باشیم که قدرت در رسیدن به فرد، ابر عقلانیت اجتماعی و سیاسی جای فرد را بگیرد که در قالب قوانین مدنی و سیاسی فصل الخطاب جوامع قرار بگیرد، آن کشورهای پیشرفته در دوران رنسانس به این مساله دست یافتند که تغییر تفکر برپایه این پرسش چه کسی حاکم باشد جای خود را به جای این چه قانونی حاکم باشد، جایگزین شد، از این اصطکاک در کشورهایی که در آن تلاقی و برخورد نیروهای اجتماعی و سیاسی در چهار راه چه کسی حاکم باشد صورت گیرد هزینه ها کمتر شد.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه امروز کشورهای پیشرفته غرب نیز در انتقال قدرت دولت به دانایی ملت ها هستند، تصریح کرد: لذا این برخورد اجتناب ناپذیر است که آشوب های لندن، جنبش وال استریت و ناآرامی های قومی و نژادی در فرانسه در دهه اخیر با هزینه های کمتری روی می دهد، اما در تونس، مصر، لیبی، سوریه، یمن و بحرین و نقاط مشابه دیگر هزینه های فراوان آن انکارناپذیراست و همین موضوع نشان می دهد که در مجموعه حاکمیت این کشورها در قالب حکومت های فردی و اندیشه های نابارور سیاسی در مسیر دموکراسی پایدار قرار دارد.
مطهرنیا در تحلیل موضوعات مطرح شده افزود: می توانیم دانایی ملت ها در عصر امروز را تطبیق گرایی بنامیم که منجر به اصطکاک جدی می شود و فراموش نکنیم ما در پروسه جهانی شدن قرار داریم و جهانی شدن همچنین بهره برداری قدر ت های بزرگ در مسیر جهانی سازی گریزناپذیر است، یکی از ابعاد جهانی شدن در این عصر زمان و مکان همچنین بهره برداری از این موضوع در مسیر افزایش توانایی های نیروهای اجتماعی است که جهان در حال دگرگونی پرشتاب قرار دارد که اگر حکومتها خود را با حاکمیت سازگار نکنند در آینده بیش از امروز در بند اصطکاک ها و رودررویی ملتها با دولت ها قرار خواهند گرفت.
به گزارش آنا، این تحلیل گر مسائل سیاسی درتشریح شرایط کنونی کشورهای معترض خاطرنشان کرد: این موضوعات البته در خاورمیانه به واسطه بافت سیاسی ناهمگونی، روندهای اجتماعی و فرهنگی، زمینه بروز چنین دگرگونی هاست که با شناسایی مسائل و نگاه به سوی آینده و البته فرامنطقه ای می تواند بهره برداری بین المللی از سوی آنها داشته باشد.
وی افزود: بافت و متن دگرگونی ها نمایانگر بازتعریف گریز ناپذیر مفاهیم است، امروز نمی توانیم استقلال را همانگونه که در زمان کوروش و ساسانیان بود یا در زمان انقلاب تعریف کنیم، این تعاریف در سرعت پرشتاب در هم تنیدگی منافع ملی اهداف تعریف می شود که کشورها در نظام بین المللی بازتعریف می شود.
این استاد دانشگاه یادآور شد باید گفت جهان به صورت همگرایی تکاملی با افت و خیزهایی در حال حرکت است، به نظر می آید ملتها می توانند با استفاده از عنصر زمان از این تونل عبور کنند که در مرحله اول تعریف هویتی متناسب داشته باشند و سپس جایگاه خود را در این بافت شناسایی و با ایجاد حکومت های دموکراتیک به معنای واقعی، اراده عمومی و ملی را برجایگاه های سیاسی حاکم کنند و از طریق اتکا به این بنیان یعنی قدرت ملی و اراده عمومی همچنین همگرایی منطقه ای و بین المللی از ظرفیت های خود در مدیریت بین جایگاه خود در نظام بین الملل بافت موجود را بالا ببرند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا مردم معترض و خواهان تغییر می توانند به خواسته های خود دست یابند با بیان این موضوع که اساسا اتفاق ها و رویدادها نمایانگر چنین توانمندی است، اظهار داشت: نمی گویم توانمندی بالایی در آن حاصل شده است اما می توانم بر این مهم پافشاری کنم که گام های بس مبارک و خشنودکننده ای در این مسیر برداشته شده است و نفس بروز جنبش های اجتماعی در کشورهای تونس، مصر و دیگر کشورها به پیروی قدرتهای فرادستی از خواهش های مدنی مردم حتی به صورت سو»استفاده در مسیر خواسته ها امری خشنودکننده است.
وی در این باره گفت: نمی توانم بگویم ناتو در لیبی به دنبال دادن آزادی به مردم این کشور بود اما می توان گفت که لیبی از دست دیکتاتور کثیفی همچون قذافی رها شد که بافت موقعیت لیبی افزایش دانایی این ملت قرار گیرد که بالاجبار به این خواهش تن داده اند و البته باید در آینده مدیریت و کنترل این تحول به دست خود مردم آن کشورها انجام شود.
مطهرنیا همچنین با طرح این پرسش که آیا همین گامها در بعد زمانی امیدوار کننده نیست؟، تصریح کرد: رفتن صدام حسین، معمر قذافی، حسنی مبارک، فرار علی عبدالله صالح درسی برای همه دیکتاتورهای دوران است که هر چه زمان فرار برسد امید به آینده بیشتر می شود گرچه تردید به مدیریت آن بروز و ظهور دیکتاتورهای جدید همواره همزاد چنین امیدهایی است.
وی در پایان این گفت وگو در مورد نحوه مدیریت و رهبری این جنبش ها تاکید کرد که اعتقاد دارم رهبری با مدیریت متفاوت است، امروز عصر رهبران بزرگ انقلاب های کبیر پایان یافته است، امروز اینترنت، فضای مجازی دیگر به سادگی پذیرای رهبران فردی نیستند، لذا اینها مدیران انقلاب هایی هستند که در درون جنبش های نوین اجتماعی، فرد حضور پیدا می کنند و اساسا بروز عینی دارد و جنبش های نوین اجتماعی فاقد رهبران بزرگ است، زیرا رهبر این جنبش های نوین در عصر کنونی را رسانه ها به عهده دارند.