تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۷۷۳۱

کمیل خجسته
نظام‌های اجتماعی، متشکل از تعاملات مردم با یکدیگر است. به دلیل «محدودیت منابع» هر نظام اجتماعی مملو از همکاری‌ها، کشمکش‌ها و نزاع‌های افراد بر سر «اهداف کمیاب» است. در این میان، کنش‌ها و رفتارها توسط «نقش»های افراد در «ساختار» اجتماعی و در زمینه و «بستر» اجتماعی مشخص و با توجه به «هدف» مشخص صورت می‌گیرد. به عبارت بهتر، برای درک رفتار یک کنشگر در یک نظام اجتماعی -جدا از دو عامل ساختار و زمینه‌ اجتماعی- باید به عنصر هدفمندی کنشگر نیز توجه شود.
نظام اجتماعی سطوح مختلفی دارد. خانواده یک نظام اجتماعی است که جامعه‌ بسیار کوچکی را در بردارد. اگر نظام اجتماعی را در سطح بین‌المللی مورد بررسی قرار دهیم، آن‌گاه بزرگترین جامعه‌ انسانی را این نظام اجتماعی در خود قرار می‌دهد. در این سطح، دو نظام در مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ گروه اول نظام سلطه است که مخصوصاً پس از ظهور پروتستانیسم و رنسانس، قدرت بالایی یافت و پدیده‌ استعمار نتیجه‌ دوره‌ قدرت این نظام است.
گروه دوم، نظام مقاومت است که در مقابل نظام سلطه سر تسلیم خم نمی‌کند. این نظام با ظهور انقلاب اسلامی ایران قدرت بیشتری یافت. اکنون و در سطح بین‌الملل، صحنه‌ رقابت و منازعه بر سر اهداف کمیاب بین دو کنشگر نظام سلطه و مقاومت، آرایش جدیدی به‌خود گرفته است. در این آرایش و شکل جدید، اولین چیزی که به چشم می‌آید، شفاف‌تر ‌شدن فضا و جبهه‌بندی‌ها است.
انقلاب اسلامی در 1979 میلادی شکل گرفت؛ درست همان سالی که قرارداد «کمپ‌دیوید» امضا شد. ایرانی که ژاندارم آمریکا در منطقه به‌حساب می‌آمد، تبدیل به مرکز فرماندهی قطب مقاومت ضدصهیونیسم شد و در مقابل، مصر در همان سال، به قطب سازش با اسرائیل در منطقه‌ ژئوپلیتیک خاورمیانه تبدیل شد.ستاره‌ انقلاب اسلامی چنان نورانی بود که در اوج قدرت نظام سلطه که کشورها باید یا جزئی از بلوک شرق بودند یا خود را در اعداد بلوک غرب می‌نامیدند، در چنین فضایی انقلاب اسلامی با شعارهایش و اقداماتش توانست ملت‌های ناامید و تحت سلطه‌ منطقه را آرام آرام به‌سمت خود برگرداند.
نتیجه‌ این کار این بود که مردم تحت سلطه، هویت خود را جزئی از هویت جبهه مقاومت بازیابی کنند. اکنون این بازیابی هویتی چنان اثرگذار و موفق بوده که خودش را به‌صورت رفتار و در قالب «بیداری اسلامی» و انقلاب‌های منطقه متبلور یافته می‌بیند.انقلاب اسلامی در سطح بین‌الملل و در موضع گفتمانی، یک موجود زنده‌ فعال و تأثیرگذار است.
فرایند هویت‌سازی جبهه مقاومت تحت تأثیر انقلاب اسلامی شتاب بیشتری گرفت و یک سال است که مصر کمپ‌دیوید، تبدیل شده است به مصر تقریب مذاهب و مصر شیخ شلتوت. انقلاب اسلامی در ماجرای بیداری اسلامی، حالا که بازسازی هویتی مردم منطقه را ذیل جبهه‌ مقاومت دیده و عرصه‌ عمل را به درگیری بین نظام سلطه و جبهه‌ مقاومت در منطقه می‌بیند، نمی‌تواند در کنش و واکنش در مقابل نظام سلطه موجود غیر فعالی باشد.نماز جمعه‌ 14 بهمن، تبلور کنشی دیگر از انقلاب اسلامی در بستر و زمینه‌ اجتماعی نظام جهانی بود. برای درک بهتر اثرات و اهمیت این رفتار در موضوع بیداری اسلامی باید در سه سطح نماز جمعه 14 بهمن بررسی شود:
سطح اول: زمینه
هر کنش و رفتاری در یک بستر و زمینه رخ می‌دهد. این زمینه شامل وجود گفتمان‌های رقیب، گفتمان‌های همراه، اقدامات پیشین و خواست‌ها و اهداف موجود است.انقلاب اسلامی نشان داده است که بازیگر پیچیده‌ای است. از خصوصیات بازیگر پیچیده، این است که علاوه‌بر حرکت امروز، حرکات بعدی و قبلی خودش و دیگران را هم در نظر می‌گیرد و به رفتارها نگاه پازلی دارد. بر این اساس می‌توان زمینه‌ نماز جمعه‌ 14 بهمن را در دو سطح داخلی و خارجی مورد بررسی قرار داد:
زمینه‌ داخلی:
دو ضد گفتمان در فضای داخلی مشغول فعالیت علیه گفتمان انقلاب اسلامی هستند. هدف ضد گفتمان اول، اعلام ناکارآمدی جمهوری اسلامی و حکومت اسلامی است. این گفتمان سعی می‌کند مخاطب را به این نتیجه برساند که حکومت اسلامی پاسخگوی نیازها نیست، لذا باید از اصولش عدول کند و در نظام بین‌الملل هضم شود. این گروه تقسیم‌بندی نظام سلطه و جبهه‌ مقاومت را نفی می‌کند و همه‌چیز را در فضای نظام بین‌الملل می‌بیند.
ضد گفتمان دوم به دنبال ترسیم بد شرایط و بحرانی نشان دادن آن است. این ضد گفتمان الگو بودن جمهوری اسلامی را نفی می‌کند و انسداد سیاسی را برای جمهوری اسلامی اعلام می‌کند. اتفاقاً این ضد گفتمان هم در پیشنهادهایش به دنبال هضم جمهوری اسلامی در نظام سلطه است. این گروه ممکن است دو قطبی سلطه-مقاومت را قبول داشته باشد اما خود را تسلیم می‌داند.
زمینه‌ خارجی:
خطبه‌های نماز جمعه در یک پازل 5 تکه باید درک شود. (البته این 5 قسمت تا اینجا فهمیده شده و حتماً قسمت‌های دیگری هم برای آن می‌توان متصور بود.)اولین تکه‌ پازل، اولین موضع رسمی انقلاب اسلامی در قبال حوادث منطقه بود. در نماز جمعه 15 بهمن 89 رهبر انقلاب و قبل از پیروزی اولیه‌ مصری‌ها و کنار راندن حسنی مبارک اعلام شد:«فلسطین از ده‌ها سال پیش، محوری‌ترین مسئله این منطقه است و در‌هم‌تنیدگی مسائل این منطقه چنان است که هیچ کشوری و هیچ ملتی در آن، نمی‌تواند سرنوشت خود را جدا از مسئله فلسطین تصور کند.
دو جبهه بیشتر هم وجود ندارد: یا حمایت از فلسطین و از مبارزات عادلانه آن و یا قرار گرفتن در جبهه مقابل... قیام ملت مسلمان مصر، یک حرکت اسلامی و آزادیخواهانه است. من به‌نام ملت و دولت انقلابی ایران به شما ملت مصر و ملت تونس درود می‌فرستم و پیروزی کامل شما را از خداوند عزیز مسئلت می‌کنم.» قسمت دوم، کنفرانس بیداری اسلامی بود که در آن سه‌گانه‌ هویت انقلاب‌های منطقه، آسیب‌های پیش‌روی انقلاب‌ها و هشدارها مطرح شد. قسمت سوم، کنفرانس فلسطین بود و مسئله‌ مقاومت. چهارم، اجلاس جوانان و بیداری اسلامی بود و پنجم، دیدار شاعران و طبقه‌ نخبه‌ انقلاب‌ها.این دسته‌بندی رفتاری را بگذارید کنار تقسیم‌بندی رهبر انقلاب از مؤلفه‌هایی که در اطراف صحنه‌ انقلاب‌ها فعالیت می‌کنند؛ 1. ملت‌ها و جوانان.
2. نخبگان 3. آمریکا-ناتوگفتگوی مستقیم و رودررو با مؤثرین میدانی انقلاب‌ها (دیدار جوانان)، نخبگان (اجلاس کنفرانس فلسطین، کنفرانس بیداری اسلامی و شعرا) و گفتگوی مستقیم و به زبان عربی با ملت‌ها که در خطبه‌های نماز جمعه انجام شد، تلاش همه‌جانبه‌ای بود که اندیشه‌های انقلاب اسلامی و تجربیات آن به مؤلفه‌های در اطراف صحنه‌ انقلاب‌ها منتقل شود.
سطح دوم: متن نماز جمعه
به نظر می‌رسد متن خطبه‌های نماز جمعه، شش خط روشن را دنبال می‌کرد:
1. استمرار گفتمان تأکید بر نقش «مردم» در انقلاب اسلامی که این ادبیات، امسال از سفر کرمانشاه رهبر انقلاب اسلامی نقش پُررنگ‌تری به‌خود گرفته است.
2. اعلام پیشرفت و جهش‌های جمهوری اسلامی در حوزه‌های مختلف و ترسیم افق روشن جامعه الگو
3. تهدید برابر تهدید: اولین بار این استراتژی نظام در قبال نظام سلطه و تهدیدات‌شان در آبان امسال، در دانشگاه افسری امام علی علیه‌السلام بیان شد. این جمله‌ خطبه‌ها که رهبر انقلاب اسلامی فرمودند: «صریح می‌گوییم. ما در قضایاى ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزى جنگ سى و سه روزه و پیروزى جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژیم صهیونیستى مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش می‌کنیم و هیچ ابایى هم از گفتن این حرف نداریم»، مصداق عینی تهدید برابر تهدید به‌حساب می‌آمد.
4. هشدار به آمریکا- ناتو: به‌طور غیر مستقیم رهبر انقلاب نسبت به مسائل سوریه به دولت‌های معارض هشدار دادند. اینکه ایران عملاً و علناً از کشورهای مبارز با رژیم صهیونیستی حمایت خواهد کرد پیغام مهمی برای نظام سلطه به‌حساب می‌آمد. شاید در پشت صحنه نیز طراحی رسانه‌ای آمریکایی برای اتهام‌زنی به ایران در ماجرای سوریه وجود داشته که به این نحو برملاشد.
5. استمرار ادبیات‌سازی سه‌گانه‌ بیداری اسلامی:
الف. هویت انقلاب‌های منطقه: که در اینجا بر همان ویژگی صهیونیست‌ستیز بودن و به‌دنبال عزت‌ و کرامت بودن انقلابیون تأکید شد. نکته‌ جدید این بخش تمرکز بر سه ویژگی در انقلاب‌ها بود؛ معنویت، عدالت، عقلانیت.
ب. آسیب‌های پیش‌روی انقلاب‌ها که در اینجا بیشتر بر روی دو مورد تأکید شد؛ مورد اول با تأکید بر مراقبت از تبدیل انقلاب به ضد انقلاب، به ترفندها و حیله‌های آمریکا، ناتو و نظام سلطه توجه شد. مورد دوم، توجه دادن به اسلام ناب در مقابل دو اسلام سلفی و لائیک بود.
ج. هشدارها که غالباً در قالب تجربیات انقلاب اسلامی بیان شد.
6. شبهه‌زدایی از اذهان ملل منطقه و توجه بر نقاطی که رسانه‌های نظام سلطه بر روی آنها دست‌گذاشته‌اند تا مردم منطقه را از الگوی انقلاب اسلامی دور کنند و اعلام برادری به این مردم با بیان اینکه «مصر، مصر مجمع تقریب مذاهب اسلامى و شیخ شلتوت است.»