سولماز ایکدر / solmazeikder@gmali.com
«بگویند از چه چیزی منحرف شدیم؟» این سوال فصل مشترک پاسخ تمام کسانی است که به انحراف یا عضویت در جریان انحرافی متهم شدهاند. اگرچه دلایلی که از سوی اصولگرایان برای انحرافی معرفی کردن جریانی در دولت شمرده میشود در بعضی موارد قابل تعمق است اما در حقیقت هرگز بینه قاطعی برای منحرف خواندن اعضای نزدیک هیات دولت به محمود احمدینژاد عنوان نشد، به تبع همین موضوع هم هرگز برخورد اعلامشدهای نیز با اعضای انحرافی دولت نشد. در عین حال مشخص نشد که اگر این عده منحرف هستند دقیقا از چه چیزی منحرف شدهاند.
روزنامه دولتی ایران به مدیر مسوولی جوانفکر، در یادداشتی با عنوان «فتنه خودیها؛ پروسهای برای حذف گفتمان احمدینژاد» در پاسخ به سوال «چرا به جای مشایی، احمدینژاد لیدر جریان انحرافی معرفی نشد؟» نوشت: احمدینژاد نه یکبار که دوبار رای آورده است و این جای شگفتی نیست. شگفتی از آن کسانی است که احمدینژاد را یک فرد چون دیگران پنداشتند و شخصیت حقیقی او را مورد رای خویش قرار دادند. اما احمدینژاد، عنوان یک فرد نیست بلکه علم گفتمان انقلاب اسلامی پس از ربع قرن است که در جهان شیدایانی دارد.
کسانی که از امام (ره) نامه و اجازه داشتند در فتنه غلتیدند و دیگرانی که انتقاد از خویشتن را نیز روا نمیدانند به این استدلال که امام ما را تایید فرموده... آری گفتمان به روز انقلاب اسلامی که حمایت رهبر زمان را نیز به همراه دارد، قرآن بر نیزهرفته را به رسمیت نمیشناسد و به تریبونهایش وقعی نمینهد. اما برخی آشفته شدهاند. این آشفتگیهاست که مردودشدگان این گفتمان به روز انقلاب اسلامی، دسیسهوار طرحی هوشمندانه برای ساقط کردن این پرچم درانداختهاند.
تهاجم به دولت مدتهاست عادی شده اما فاز جدیدی از این تهاجمها آغاز شده و رویکرد جدیدی با دکترین تعریف «جریان انحرافی» بیخ گوش رییسجمهور است. چرایی این حرکات و حملات را باید در همان آشفتگیها و خوابهای بربادرفته جریان خاص یافت. تعریف و ارایه جریان پرزرق و برق تنها یک مرحله از پروسهای است که حذف گفتمان احمدینژاد را نشانه رفته است.
برخی با توسل به جادوی رسانه، با دم خود گردو شکستند و داستانی جامع خلق کردند که تراژدی بود و اشک تمساح ریختند. هم جنایت داشت، هم جن و سحر و رمال و هم فساد اقتصادی و سیاسی و هم بخش اتاق خوابی، که سرمنشاء همه دفتر ریاستجمهوری بود. هر روز هم ابعاد جدیدی از این داستان رو میشود.
اما سوال اینجاست که چرا مستقیم شخص ریاستجمهوری هدف قرار نگرفت؟ در پاسخ باید گفت همه میدانند و میدانستند که احمدینژاد و مشایی صاحبان تفکری یگانهاند. بسیاری از سخنان مشایی که مورد هجوم جریان خاص است بارها و به کرات از دهان احمدینژاد نیز خارج شده حتی به تفصیل افزون. اما نمیتوان چنین بیمحابا به رییسجمهور حمله برد و او را لیدر جریان انحرافی نامید چراکه ورود رهبری را در پی خواهد داشت. پس باید حمله به آن دیگری و تیم احمدینژاد باشد و برای جلوگیری از ورود رهبری به این مناقشه، حساب احمدینژاد را از این جریان توهمی جدا کرد.
صندلی خالی
حسن روحانی دبیر سابق شورایعالی امنیت ملی برای اولین بار از صندلی خالی در جلسات هیات دولت و یک عدد بشقاب اضافه بر سر میز غذای هیات دولت خبر داد؛ اما مرتضی آقاتهرانی معلم اخلاق سابق هیات دولت نهم و نماینده امروز تهران در مجلس شورای اسلامی به دلیل نزدیکی با دولت نهم و رییسجمهور، شاید بهترین شخص برای توضیح برخی اظهارات رییسجمهور با رنگ و بوی مذهبی بود. استاد اخلاق کابینه نهم به تعبیر و روایت جدیدترین اظهارات رئیس جمهور در وبلاگ شخصیاش به ویژه صندلی خالی کابینه و دولت امام زمان (عج) پرداخت.
او در وبلاگ شخصیاش در پاسخ به این سوال که دلیل تاکید آقای احمدینژاد به مدیریت امام زمان، زمانی که با اعتراض مردم نسبت به گرانی و تورم مواجه میشود،چیست نوشت: «ایشان اعتقاد جدی به امام عصر (عج) دارند. نمیدانم اطلاع دارید یا نه، مسلمان واقعی یعنی اینکه همیشه باور داشته باشد که امام زمان (عج) او را در زندگیاش زیر نظر دارد. آیا از احمدینژاد میخواهید این اصل را فراموش کند؟»
همچنین در مورد صندلی خالی اینگونه توضیح داد که: «هیچ صندلی خالی در هیات دولت نیست. من هر هفته به جلسه هیات دولت میروم. صندلی خالی، صندلی من در مابقی روزهای هفته است.وگرنه دروغ است که در هیات دولت یک صندلی خالی ویژه امام عصر است. برخی میخواهند از دولت انتقاد کنند، صحیح اما نباید انتقاد به تخریب برسد.»
هنوز این سر و صدا کاملا فراموش نشده بود که انتقادات جدیتری نسبت به یکی از اعضای هیات دولت شروع شد؛ عضو کلیدی هیات دولت و دوست نزدیک آقای احمدینژاد. بعدها اما ماجرای استفاده از عنصر مهدویت با مستند ظهور نزدیک است و موارد مشابه، حتی مورد ایراد مراجعی چون آیتالله سیستانی قرار گرفت که آن را در دیدار با مدیرمسوول روزنامه جمهوری اسلامی به صراحت ابراز کرد.
اسفندیار رحیممشایی متهم ردیف اول جریان انحرافی
انگشت اتهام تمامی منتقدان جریان انحرافی بیش از چهار سال است که به سوی نزدیکترین یار رییس دولت نشانه رفته است اما در این دو سال اخیر ترکیب عبارت اسفندیار رحیممشایی و جریان انحرافی تیتر بسیاری از روزنامههای وابسته به اصولگرایان را تشکیل داده است. اسفندیار رحیممشایی دوست سالیان دور محمود احمدینژاد، تقریبا در تمامی مناصب که او به فعالیت پرداخته است، از استانداری اردبیل تا شهرداری تهران و البته ریاستجمهوری ایران همراه وی بوده. اما از سال 86 بود که متهم شد به تغییر در باورهای هیات دولت. اصولگرایانی که نمیتوانستند انتقادهای خود از شخص مشایی را به هیچ عنوان پنهان کنند، در روزهای اخیر کار را به جایی رساندهاند که محمدرضا باهنر نایبرییس اول مجلس شورای اسلامی میگوید: «من صریح و روشن میگویم مشایی رهبر جریان انحرافی در کشور است.»
جرقه اطلاق اتهام « انحراف» با سخنان رییس سازمان میراث فرهنگی زده شد؛ ، زمانی که خبرهای منتشر شده حکایت از آن داشته که اسفندیار رحیممشایی از اجباری نبودن حجاب در گفتوگو با خبرنگار روزنامه ترکی سخن گفته و دوستی بین مردم ایران و اسراییل را به زبان آورده، ملت آمریکا را قابل احترامترین مردم دنیا دانسته و گفت: «کسانی که موسیقی را حرام کردهاند تاکنون به آن گوش ندادهاند تا از لذت آن برخوردار شوند.» این سخنان در بین اصولگرایان اعتراضهایی ایجاد کرد و تکذیب مشایی تاییدچندانی در کاهش اعتراضهانداشت.
اما مهمترین اعتراضها از جریان موسوم انحرافی، در ماجرای عزل وزیر اطلاعات خود را نشان داد. در عین حال اتهام کمتوجهی به نظر رهبری با اظهارنظرهای جنجالی اسفندیار رحیممشایی هربار با قدرت بیشتری متوجه رییس سازمان میراث فرهنگی و رییس دفتر و مشاور رییسجمهور در دولت دهم میشد. تا جایی که دیماه سالجاری خبرگزاری فارس، از قول حجتالاسلام مهدی طائب در جمع مردم قاین، با اشاره به اینکه راه مقابله با جریان انحرافی اعتماد به مقام معظم رهبری است، نوشت: جریان انحرافی ماموریت دارد آقای احمدینژاد را که از اصولگرایان است به انحراف بکشاند اما با رهنمودهای مقام معظم رهبری این جریان نیز ره به جایی نخواهد برد.
وی با اشاره به اینکه جریان انحرافی اصل و فرعش مشایی است، گفت: «اگر مشایی آدم بدی نبود برایش دعا میکردم.»
گمانهزنی در مورد دیدگاهها مشایی به حدی بود که پیش از رسانهای شدن هشدار آیتالله مصباحیزدی، ایشان در جلسات خصوصی هشدار میدادند که صحبتهای شخص رحیممشایی نشاندهنده ظهور مجدد فراماسونری است به این مفهوم که شعارها و سخنان وی بسیار به شعارها و آرمانهای جریان فراماسونری نزدیک است. زیر سوال بردن اعتقادات رییس دفتر رئیسجمهور به همین جا محدود نشد و بلوای جدید با انتشار خبر جنگیری منتشر شد. اسفندیار رحیممشایی از سوی اصولگرایان منتقد به جنگیری متهم شد.
واکنش حلقه به گفته اصولگرایان انحرافی دولت نسبت به این اتهام بسیار عجیب بود. سایت محرمانه آنلاین که از سلسلهسایتهای نزدیک به اسفندیار رحیممشایی به شمار میرود در مطلبی به دفاع از جن و جنگیری پرداخت و نوشت که میتوان از خدمات جنهای خوب، مانند مطلع شدن از برخی اخبار، بهره جست و این امر اشکالی ندارد. محرمانهنیوز ادامه داد: «به اعتقاد استادان دین از آنجا که در قرآن بر وجود جن تاکید شده، خرافات خواندن آن نفی قرآن و شرک محسوب میشود. در قرآن سوره ۷۲ سوره جن نام دارد و آیههای بسیاری به توصیف ویژگیهای این «مخلوقات» اختصاص داده شده است.»البته دفاع آقای احمدینژاد از دوست دیرینهاش منطقیتر بود.
وی در یک سخنرانی با زیر سوال بردن حرفهایی از نوع جنگیری گفت: «چگونه ممکن است دولتی را که اعضای آن بالاترین مدارک علمی را دارند و برای هر تصمیم آن ساعتها کار کارشناسی صورت میگیرد به اموری مانند جنگیری محکوم کرد؟»واکنشها در برابر سخنان اسفندیار رحیممشایی در حدی بود که در نهایت به گزارش«ندای انقلاب»، لیدر جریان انحرافی در جلسهای که در اوایل ماه جاری تشکیل شده با اشاره به افشاگریهایی که درخصوص این جریان شده، بر اتخاذ سکوت مطلق در این شرایط تاکید کرده و گفته است: «اجازه دهید هر چقدر میخواهند تخریب کنند و دروغ بگویند ما باید تا 14 خرداد سکوت مطلق کنیم و روز اول رجب روز پایان سکوت ما خواهد بود.»وی همچنین با اشاره به انتقادات رسانهها، چهرههای سیاسی و علما از جریان انحرافی گفته است: «روز اول رجب، آغاز قیام صغری امام زمان است و ما با آغاز این قیام به قدرت مطلق میرسیم.»
علیاکبر جوانفکر پاسخ میدهد
علیاکبر جوانفکر، مدیر مسوول روزنامه ایران در مصاحبهای با روزنامه اعتماد که به توقیف موقت این روزنامه انجامید پرسشهای اصلی جریان انحرافی را مطرح کرد: «ماجرای جریان انحرافی به هفت ماه اخیر بازمیگردد نه دو سال گذشته. من هم همین سوال را از آنها میپرسم؛ یکی بین آنها پیدا شود و بگوید جریان انحرافی یعنی چه؟ از چه چیزی منحرفیم؟ بله، ما از این دوستانمان منحرفیم، از باورها و رفتارها و برداشتهای آنها منحرفیم. ما آنها را قبول نداریم. رفتار و منش آنها را قبول نداریم و از آنها منحرفیم، اینها درست است و اگر منظورشان از جریان انحرافی، انحراف از باورهای خودشان باشد، تایید میکنیم. مگر نگفتند ما رمال یا جنگیر هستیم، چرا اثبات نکردند؟
مگر نگفتند ۱۵۰ میلیون دزدی کردیم پس چه شد سندش؟» علیاکبر جوانفکر در ادامه زیر سوال بردن وجود جریان انحرافی در نشست خبری در موسسه مطبوعاتی ایران اظهار داشت: «بنده دیدگاههای خود را مطرح کردهام و به صراحت و شجاعت من، دوستان اذعان دارند.» مدیرعامل ایرنا در همین رابطه گفت: «در طول هفت تا هشتماه اخیر چه کسانی به ما هجوم آوردند و چهها گفتند و در این مدت جریان انحرافی را مطرح کردند.» جوانفکر معتقد است که چیزی به نام جریان انحرافی وجود ندارد و طرح این مسایل تنها باعث خوشحالی دشمن میشود.
عباس امیریفر تنها بازداشتی جریان انحرافی و سومین متهم
نام عباس امیریفر، پیشنماز کاخ ریاستجمهوری در پاستور اولینبار در رابطه با سیدی «ظهور نزدیک است» بر سر زبانها افتاد؛ فیلمی که باعث بازداشت شدن وی شد. مجله همشهری ماه در گفتوگویی با حجتالاسلام محمد سلیمی، دادستان دادگاه ویژه روحانیت، به نقل از وی خبر داده بود: «دادگستری، امیریفر را در رابطه با توزیع فیلم بسیار زشت و زننده و در برگیرنده مسایل انحرافی که در جامعه تحت عنوان «ظهور نزدیک است» مطرح شد، بازداشت کرد.
هرچند این بازداشت بیهیچ سرانجامی به آزادی وی انجامید.»با تمام این احوال هنوز مشخص نشده است که متهمان جریان انحرافی دقیقا از چه چیزی منحرف شدهاند؟ این منحرفان چه کسانی هستند؟ آیا منحرفان دولت تنها به همین چند نام شناختهشدهتر محدود میشوند یا عده بیشتری را در برمیگیرند و قرار است با آنان چه برخوردی صورت بگیرد؟