تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۲۳۷۸۴۳
دکتر الهام در گفت‌وگوی صمیمی با ایران و با اشاره به طرح سؤال از احمدی‌نژاد:
مقدمه: گروه سیاسی: مدت­‌ها بود به دنبال مصاحبه با دکتر غلامحسین الهام، یار قدیمی رئیس‌جمهور بودیم. بالاخره در حالی که به تلفن همراه خانم رجبی (همسر دکتر) زنگ زده بودیم به صورت اتفاقی آقای دکتر را پیدا کردیم و این فرصتی شد جهت درخواست مصاحبه و صبح فردا در یکی از ساختمان­‌های شورای نگهبان مصاحبه3 ساعته ما با مشاور حقوقی رئیس‌جمهور انجام شد. الهام انصافاً هنوز معتدل است و منصف، ضمن آنکه انتقادات خود به دولت را خیلی شفاف مطرح می‌کند اما باز هم تأکید دارد که مدافع و موافق دولت است و حتی به تندروی برخی دوستانش در جبهه پایداری هم کاری ندارد. مصاحبه ما با الهام که در اواخر تبدیل به یک جلسه درد دل شده بود مفصل است و پر از نکته، اما آنچه اکنون پیش روی شما می‌باشد مربوط می‌شود به یک بخش از این گفت‌وگوی صمیمی که در مورد موضوع سؤال از رئیس‌جمهور انجام شده است. بخش‌های دیگر این گفت‌و‌گوی خواندنی را می­‌توانید در ویژه‌نامه نوروزی ایران مطالعه فرمایید.

* شاید بتوانیم بگوییم عملکرد برخی افراد در مجلس هشتم به گفتمان اصولگرایی آسیب‌زده. مصداق‌های آن هم موارد زیادی است که به عنوان مثال می­‌توان از برخورد مجلس در ماجرای وقف دانشگاه آزاد یا طرح نظارت بر مجلس نام برد.
اما امروز ما با پدیده‌­ای مواجه هستیم به نام سؤال از رئیس‌جمهور که به نظر می‌رسد ماهیتی متفاوت با آنچه قبل از این رقم خورده، داشته باشد و آسیب جدی به یک گفتمان وارد کند. چرا که در پشت پرده آن مجموعه‌ای از نیات و بغض­‌های فروخفته قرار دارد. نکته جالب توجه این است که طرح سؤال از دکتر احمدی‌نژاد تقریباً به قدمت عمر مجلس هشتم است، چرا که سه ماه پس از تشکیل این مجلس آغاز می‌گردد و یک روز قبل از اتمام به کار این مجلس قبل از انتخابات در صحن علنی مطرح می‌شود.
اگر از روند امضا جمع کردن­‌ها و عملکرد هیأت رئیسه در این خصوص بگذریم، اما مطالب مطرح شده در خود سؤال و نوع و زمان اعلام وصول شدن آن واقعاً جای سؤال جدی دارد. آیا این عملکرد مجلس هشتم آسیب جدی به گفتمان اصولگرایی نزده است؟
** اولاً بنده این توضیح را بدهم که سؤال از رئیس‌جمهور در قانون اساسی پیش‌بینی شده است. یک چهارم نمایندگان می‌توانند طرح سؤال بکنند، یک سوم هم می‌توانند استیضاح رئیس‌جمهور را انجام دهند.
در این که این موضوع یک حق قانونی است برای مجلس و یک مسئولیتی در این خصوص برای مجلس وجود دارد، تردیدی نیست اما از نظر نقد سیستماتیک قانون اساسی اگر بخواهیم در این مورد وارد شویم حرف‌­هایی برای گفتن وجود دارد.
نظام‌ ما تا سال 68 پارلمانی بوده تا امام فرمودند یکپارچه‌اش بکنید و قوه مجریه یا به وسیله نخست‌وزیر اداره شود، یا رئیس‌جمهور. یعنی حذف یکی از آنها.
پس از بحث‌­هایی در مجلس بازنگری قانون اساسی، در نهایت تصمیم گرفته می‌شود رئیس‌جمهور بماند و نخست وزیر حذف شود. یعنی نظام در واقع به تعبیر رایج سیستم‌های موجود در جهان تبدیل بشود به ریاستی.
هرچند این اصلاح به عمل می‌آید اما متأسفانه دست‌اندرکاران سایر لوازم‌ نظام ریاستی را متروک می‌‌گذارند. در واقع نظام به صورت پارلمانی باقی مانده و فقط نهاد نخست‌وزیری حذف می‌شود و رئیس‌جمهور رئیس دولت می‌شود که این موضوع چالش‌برانگیز است.
در این بین نکته این است که رئیس‌جمهور منتخب مستقیم مردم است و پارلمان هم منتخب مستقیم مردم است، پس باید دقت کرد که دو حوزه متکی بر رأی مردم را در برابر هم نباید قرار داد. رهبری وجود دارد و هر دو در برابر ایشان باید مسئول باشند.
البته به این نکته‌ هم اشاره کنم که مسئولیت پاسخگویی مجلس معلوم نیست و اصلاً هیچ پاسخگویی هم ندارد، اما دولت در برابر رهبری پاسخگو است و حتی قابل عزل هم می‌باشد. رهبری برای عزل رئیس‌جمهور هیچ نیازی به قوه­ دیگری ندارد و نظر مجلس و دیوان عالی کشور در این خصوص فقط طریقیت دارند. ما باید به این قضیه توجه کنیم و اگر روزی لازم شد، قانون اساسی را بازنگری کنیم و لازم است در حل این مشکل تدبیر کنیم.
باید فکر کنیم یا سیستم پارلمانی باشد یعنی کلاً دولت منبعث از مجلس، یا نظام ریاستی که در این صورت لوازم آن را در اختیار رئیس‌جمهور قرار دهیم، در حال حاضر این وجود ندارد. این البته یک نقد حقوقی است. چالش‌هایی که بر همین اساس در مجلس هشتم ظهور و بروز پیدا کرده می‌توانست به بحران برای کشور تبدیل شود. اما اینکه چرا به بحران تبدیل نشده پاسخش در آن است که چون ما در نظام نعمت ولایت را داریم و ایشان این چالش‌ها را مدیریت کرده موضوع به بحران تبدیل نشده است. اگر خدای نکرده این چالش­‌ها نمود پیدا می‌کرد کشور یک روز هم نمی‌توانست حرکت کند. یعنی حافظ این انسجام ولایت فقیه بوده است.
البته مقام ولایت فقیه در مجلس اخیر توان زیادی هم گذاشتند برای مدیریت مناسب در روابط قوا و جلوگیری از تنش در روابط آنها. اما متأسفانه در مجلس همراهی خوبی انجام نشده است و موج انتقادات را تنها متوجه دولت
کرده‌­اند.
این انتقاد را شاید بتوان به هر دو قوه وارد کرد اما فلش یک سویه نباید کشید.
* آیا اینگونه مشکلات بین مجالس و دولت‌های قبلی هم به همین صورت وجود داشته؟
** نه به این صورت وجود نداشته، علتش هم این بوده که دولت‌­ها بر مجالس قبلی تسلط داشته‌­اند. مجلس سوم و مجلس چهارم با آقای هاشمی کاملاً هماهنگ بوده‌اند. شعار مجلس چهارمی‌ها حمایت از هاشمی بود. مجلس پنجم هم بر آمده از حزب کارگزاران است و نسبتش با خاتمی و هاشمی حفظ می‌شود. اصولگرایان این مجلس هم متأثر از هژمونی دوم خرداد می‌شوند به طوری‌که حتی حادثه 18 تیر را بی‌چالش با دولت تمام می‌کنند. تکلیف مجلس ششم و خاتمی هم که معلوم است.
مجلس ششم کاملاً مجلس اصلاح‌طلب‌ها است. یعنی مأموریت دولت را ایفا می‌کند و از اعمال ساختار شکنانه دولت کاملاً حمایت می‌کند. بلکه خود جایگزین نقش دولت می‌شود. اما در مجلس هفتم و هشتم که ظاهراً یک همگرایی مثلاً گفتمانی وجود دارد بین دولت و مجلس، اما در جهت استفاده از این ظرفیت‌­های گفتمانی حرکتی انجام نمی‌شود. اینجا نظر شما را که می‌فرمایید مجلس هشتم به گفتمان اصولگرایی آسیب زد قبول دارم.
مجلس هشتم این آسیب‌ را زد و این چالش را ظاهر و بارز کرد.
* در مورد سؤال از رئیس‌جمهور به نظر می‌رسد این چالش عمیق‌­تر و جدی‌تر شده است.
** وقتی چنین چالشی وجود دارد، استفاده از برخی حقوق مثل سؤال از رئیس‌جمهور باید با تدبیر و عقلانیت همراه باشد. استفاده از این حق با جهت‌گیری مصالح ملی قابل دفاع است. این مصالح ملی را وجدان عمومی باید باور بکند. در قضیه بنی‌صدر وجدان عمومی باور کرده بود، خوب البته بی‌چالش هم نبود ولی وجدان غالب جامعه با این موضوع همراه بود.
ولی در مورد موضوع اخیر من هم باوری نمی‌بینم بین مردم و این گروه سؤال‌کننده.
فضای جامعه به ما این علامت را می‌دهد. اینها سه سال است با سؤال بازی می‌کنند. خود این یک غلط فاحش سیاسی است. خود این یک آسیب بزرگ به فضای امنیت و آرامش عمومی کشور است. سؤال را وقتی مطرح کردید یا تمامش بکنید یا اصلش را منتفی کنید. چرا استخوان را لای زخم نگه می‌دارید و به عنوان یک چماق بالای سر از آن استفاده می‌کنید! خوب عمل کنید، هیچ خوفی هم نیست. چه کسی خوف دارد از سؤال کردن از رئیس‌جمهور؟ تابویی نیست که بشکند، خوب عمل بکنید.
حرف ما این است که از این قدرت قانونی باید عاقلانه و مدبرانه استفاده کرد. رهبری به دنبال این است که فضای کشور آرام و با جهاد اقتصادی پیش برود. یعنی بپردازیم به کارهایی که برای مردم گره‌گشایی می‌کند. تولید را بالا ببریم، زیرساخت‌های کشور را تقویت کنیم، از ظرفیت فرهنگ دینی برای افزایش انسجام اجتماعی و ملی بهره‌ گیریم، دولت هم دارد این ظرفیت را بالا می‌­برد و کشور را به جلو حرکت می‌دهد. مجلس باید هر جا دولت کند می‌رود، آن را تقویت نماید و هر جا کم گذاشته هدایت کند. اما متأسفانه مجلس در مقابل این حرکت رو به جلوی کشور سؤال و استیضاح رئیس‌جمهور را مطرح می‌کند. سؤال را مطرح می‌کند و بعد هم تمرکز می‌کند بر مسئله استیضاح!
آن هم برای وقایعی که یک سال و شاید هم بیشتر از آنها گذشته و بعضاً هم رفع شده است. ما در بحث نهی از منکر می‌گوییم که زمانی شما باید این وظیفه را انجام دهید که منکر در حال وقوع باشد. یعنی فعلیت داشته باشد. به فرض منکری بوده و تمام شده است، آن وقت نهی از منکر شما بی‌معنا است.
بلکه خودش منکر است و شما می‌خواهید آن را احیا کنید. القای چالش در نظام و حاکمیت دوگانه یک منکر بزرگ است. نظام وحدت و یکپارچگی بسیار خوبی دارد. نباید با القائات غلط، برای دشمنان امیدآفرینی نمود.
ببینید در یک مسائلی مجلس دارد ورود می‌کند که مسائل جاری کشور نیست. دولت درگیر کار است. کشور در فضای انتخابات نیاز به آرامش دارد. رهبری تأکید جدی دارند هر کس در هر جایی که هست مراقب باشد فضای انتخابات امنیتی نشود. این یک راهبرد است، آن وقت شما در این شرایط سؤال را مطرح می‌کنید.
بعدش هم فضا را برای دامن زدن به اختلافات برخی دیگر فراهم می‌کنید. در هر صورت من فکر می‌کنم این جریان کار را بی‌توجه به مصالح کشور انجام داده است.
بعضی کارها آخر راه است، سؤال آخر راه است، استیضاح آخر کار است نه اول راه.
هر آدمی که می‌­خواهد راه آخر را از اول برود نعل وارونه می‌­زند و بیراهه می‌رود. یا تعمد دارد که یک وضع ویژه را ایجاد ­کند یا توجه ندارد که آنگاه موضوع یک حکم دیگری دارد. این راهی که دوستان رفته‌­اند، راه آخر است. من نمی‌گویم نروند بلکه باید به موقع رفت و به حق و بر اساس مطالبات واقعی نظام و مردم باشد. اما آیا زمان و شرایط کنونی، ویژه راه آخر است؟ ضرورت، ضرورت راه آخر است؟ موضوعات و محورهای سؤال‌ها، آیا مطالبات جدی اجتماعی و مسائل مطرح اکنون جامعه است؟ من هم به عنوان یک موکل حق دارم درخصوص این قضایا نظر بدهم. این یک مسیر غلطی است که این نمایندگان می‌­روند.
* از لحاظ شکلی آیا قانون برای سؤال از رئیس‌جمهور چارچوبی تعیین کرده است؟ یعنی ما می‌توانیم در شرایط فعلی به خود سؤالات ایراد ماهوی بگیریم؟
** اصل 88 و 89 قانون اساسی حدود مسئولیت­‌های نمایندگان را مطرح کرده است. در اصل 88 ذکر شده نمایندگان می‌توانند در این موارد سؤال کنند: «در هر مورد که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رئیس‌جمهور یا هر یک از وزرای مسئول در مورد یکی از وظایف آنها سؤالی داشته باشند.» عنایت دارید که طبق نص صریح قانون سؤال باید در مورد وظایف رئیس‌جمهور باشد نه خارج از وظایف‌. یعنی اینکه در خصوص مثلاً اعتقادات فرد سؤال شود، اصلاً منطقی نیست.
* شما سؤالات دهگانه مطرح شده را، منطبق با وظایف رئیس‌جمهور می‌دانید؟
به طور مثال صحبت‌های رئیس‌جمهور در یک برنامه تلویزیونی درخصوص گشت ارشاد به عنوان یک سؤال مطرح شده که در واقع نظرات فکری ایشان بوده. اینها آیا واقعاً به عنوان وظایف رئیس‌جمهور می‌تواند مورد سؤال قرار بگیرد؟
** اینها قابل بحث است. من این سؤال را مطرح می­‌کنم. اگر رئیس‌جمهور دستور بدهد به نیروی انتظامی که برای مبارزه با بدحجابی گشت‌های ویژه‌ای تدارک ببینید آیا دستورش لازم الاجرا است؟ آیا نیروی‌انتظامی این دستور را عمل خواهد کرد؟
من این سؤال را دارم. یعنی اگر این دستور توسط رئیس‌جمهور اعلام شود آیا کسی از دیوان عدالت اداری نخواهد خواست این دستور را لغو بکنید چون رئیس‌جمهور در مسائل نیروی انتظامی و این امور وظیفه‌ای ندارد و این اختیارات نیروی انتظامی تفویض شده به وزیر کشور. یعنی وزیر کشور مسئول نیروی انتظامی است اما به جانشینی از سوی رهبری. رهبری نیابت‌اش را که به دولت اعطا نفرموده به شخص وزیر تفویض کرده و به وزیر هم می‌توانند تفویض نکنند.
در این گونه مقوله‌ها باید ببینیم اگر رئیس‌جمهور در این زمینه‌ها دستوری بدهد آیا می‌شود این دستور را اجرا کرد؟ آیا در این موارد نخستین مدعی‌ قوه قضائیه نخواهد بود؟ یک وقت هست که شما می‌گویید در مورد وظایفش خلاف عمل کرده است و تخطی از مسئولیت‌های قانونی‌اش داشته است. دیوان عالی کشور وجود دارد و در مورد تخلف از وظایف قانونی وارد می‌شود. به عنوان مثال گشت ارشاد مربوط به قوه‌قضائیه بوده است و مثلاً زیر نظر آنها انجام می‌شده است، اگر رئیس‌جمهور مانعش شده است خب می‌توانند بگویند اما رئیس‌جمهور در این خصوص نظرش را گفته و این نظر نمی‌تواند مورد سؤال قرار بگیرد.
در برخی مسائل اگر فرض اختیار برای رئیس‌جمهور نباشد، سؤال کردن از او هم از لحاظ قانونی معنی ندارد چون مسئولیت با اختیار ملازمت دارد، تا مسئولیت نباشد سؤال در آن مورد غلط است.
* آیا می‌شود از رئیس‌جمهور به خاطر اعتقادات فکری‌اش سؤال کرد؟
** خیر، اگر یک رئیس‌جمهوری بد فکر می‌کند و در تفکرش اشکال دارد و این اشکال وارد عرصه‌های مدیریتی می‌شود و اختلال در وظایف قانونی ایجاد می‌کند به اعتبار این اشکال یعنی عدم ایفای وظایف قانونی موضوع قابل بررسی است اما صرف اینکه مثلاً شما سؤال بکنید چرا اصلاح‌طلب هستی، موضوعیت قانونی ندارد. یا از احمدی‌نژاد سؤال بکنی چرا تو اصولگرایی! این ارتباطی با وظایف وی ندارد با خود وی ارتباط ندارد.
* آنچه که از بیانات شما استنباط می‌شود، این است که سؤال از رئیس‌جمهور باید به استناد اصل 88 و 89 قانون اساسی نسبت به وظایف وی باشد و اگر غیر از این بود، وجه قانونی ندارد.
در حال حاضر در بندهای دهگانه سؤال چند مورد را می­‌توان مثال زد که به هیچ وجه ربطی به حوزه وظایف رئیس‌جمهور ندارد. از جمله بند 10 که به جریان موهوم انحرافی و موضوع مکتب ایران اشاره کرده یا همان بحث گشت ارشاد.
** من نمی‌­خواهم وارد مصداق‌ها بشوم ولی اجمالاً اینکه سؤال باید مرتبط با وظیفه باشد. حتی این اعتقاد را دارم رئیس‌جمهوری که از نظر تفکر دینی دارای اشکال باشد شورای نگهبان نباید او را تأیید صلاحیت بکند چون شرط این است که وی باید رجال سیاسی و مذهبی باشد. اگر این تفکر تغییر بکند، ارتباطی با وظایف‌اش ندارد ارتباط با صلاحیت شخصی‌اش دارد که راجع به صلاحیت شخصی رئیس‌جمهور اصل 88 و 89 وظیفه‌­ای برای مجلس پیش‌بینی نکرده است، مجلس در این مورد نمی‌تواند سؤال بپرسد. اگر رئیس‌جمهور فاقد صلاحیت‌های ذاتی این مسئولیت باشد رهبری وجود دارند و می‌توانند طبق موازین شرعی اقدام نمایند.
* سؤال دیگری که در این زمینه پیش می‌آید مهندسی زمان سؤال است. در آخرین روزهای مجلس آمدند و سؤال را اعلام وصول کردند و بعد از آن هم مجلس تعطیل شد. پاسخ رئیس‌جمهور را هم موکول کردند به بعد از انتخابات.
** رئیس‌جمهور برای پاسخ به سؤال یک ماه فرصت دارد. هر وقت هم بخواهد در جلسات مجلس شرکت کند حق دارد.
* حالا اگر رئیس‌جمهور بخواهد زودتر برود و جواب سؤالات را بدهد تکلیف چیست؟ این در حالی است که مجلس را تعطیل کرده‌اند!
** من اگر از یک زاویه دیگر بخواهم بحث را دنبال کنم باید بگویم مجلس اصلاً تعطیل‌بردار نیست. کسی نمی‌تواند بگوید مجلس تعطیل است، منتها حالا که مدیریت داخل مجلس با رئیس مجلس است، ایشان گفته‌اند ما مثلاً تا فلان تاریخ جلسه علنی نداریم. خوب حالا اگر رئیس‌جمهور مطالبه بکند که جلسه علنی برگزار شود قابل بحث است. چه بسا مجلس موظف باشد جلسه را تشکیل دهد. اینجا ظاهراً خلأ قانونی داریم. ولی در مجموع این حرف، پاسخ غلطی است که بگوییم مجلس تعطیل است. مجلس تعطیل‌بردار نیست. جزو ارکان کشور است. مثل این که شما بگویید جمعه دولت تعطیل است، این هم غلط است. حالا فرض بفرمایید یک اضطراری پیش بیاید، رئیس‌جمهور یک تصمیم فوری بگیرد و رأی اعتماد مجلس را احتیاج داشته باشد. مجلس نمی‌تواند بگوید ما فعلاً تعطیل هستیم و جلسه نداریم! به نظر می‌رسد مانعی نباشد که رئیس‌جمهور از مجلس بخواهد جلسه علنی تشکیل بدهد.
* الان مردم در مورد آینده سؤال و ابهام دارند. حالا بر فرض مثال رئیس‌جمهور آمدند در صحن علنی و سؤال مطرح شد و ایشان هم جواب‌هایشان را دادند. قانون چه راهکاری را برای بعدش پیش‌بینی کرده. آیا بین نمایندگان رأی گیری می‌شود که از سؤال قانع شدند یا نه؟ این سؤال را از این جهت می‌­پرسم که برخی جریان­‌ها و اشخاص به جد مطرح می‌کنند که به دنبال مراحل بعد از سؤال هستند.
خوب است که روال قانونی این موضوع برای مردم مشخص شود.
** سؤال هیچ آثار قانونی بعدی ندارد. یک گروهی از نمایندگان در حد یک‌چهارم یک سؤال از رئیس‌جمهور می‌­پرسند و پاسخ او را در یک جلسه علنی می‌شنوند. چه قانع بشوند یا نه هیچ بار حقوقی ندارد اما اگر بحث استیضاح را مطرح بکنند، موضوع متفاوت است. در استیضاح اگر وزیر باشد اعتمادش متزلزل شده است لذا باید بعد از استیضاح در مورد عدم اعتماد به وی رأی گرفته شود اما رئیس‌جمهور که رأیی از مجلس ندارد، رأی او از ملت است.
رأی ملت را هم که گروه دیگری حق ندارند به اصطلاح تغییر بدهند. در اینجا هم آنچه در قانون اساسی پیش بینی شده این است که بعد از استیضاح رئیس‌جمهور، اگر مشکلی باشد مجلس می‌تواند بگوید رئیس‌جمهور کفایت سیاسی ندارد. رأی به عدم کفایت سیاسی پس از استیضاح و سؤال هم به هم ملحق نیست و هیچ ارتباطی با هم ندارند. بعد از آنکه مجلس رأی بر عدم کفایت بدهد، موضوع باید به رهبری اعلام شود. رهبری هم ممکن است اصلاً قبول نکنند یا قبول بفرمایند. در هر صورت در این موضوع تصمیم گیرنده اصلی رهبری هستند.
* تحلیل سیاسی شما از مطرح شدن سؤال از رئیس‌جمهور در این مقطع چیست؟
** اینها گمانه‌های سیاسی است و من خیلی علاقه ندارم به این عرصه‌ها ورود پیدا کنم اما اجمالاً اینکه اینها سؤال‌ها را مطرح کردند و دیدند پاسخ به سؤال قبل از انتخابات برایشان خوب نیست و گفتند صدایش را قبل از انتخابات در نمی‌­آوریم تا بعد از انتخابات ببینیم چه اتفاقی می‌افتد. آیا این سؤال رأی‌آوری دارد برای ما یا رأی‌شکنی دارد، لابد فکر کردند مثلاً رهبری هم وساطت بکنند و اقداماتی بکنند که مجدداً اینها بتوانند این هزینه را متوجه رهبری بکنند و این منت را بر سر احمدی‌نژاد بگذارند. به هر حال ظاهراً فکر می‌کنند امروز با این چالش می‌شود رأی آورد.
یعنی اگر کسی علم مخالفت با رئیس‌جمهور را بلند بکند و اپوزیسیون دولت باشد، این موضوع رأی‌آور است. در حالی که بنده این پیام را از جامعه استشمام نمی‌کنم و اتفاقاً عکسش وجود دارد. مگر این که این افراد خاص بخواهند همان کسانی که در فتنه 88 خفتند و آفتاب بهشان نخورد و حالا در اقلیت هستند یعنی آن اژدهای خفته فتنه‌گران را به صورت خاموش سر صندوق‌های رأی بیاورند و از آنها رأی جدیدی بگیرند که اینها دیگر نماینده اصولگرایان هم نیستند و در واقع نماینده آن طیف حذف شده‌ هستند. در هر صورت بعضی که در یک بن بست سیاسی هستند خواستند کاری بکنند که شناخته شوند.