تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۲۳۸۰۳۶
سعید اردکانی مقدمه: دنیای غرب و آمریکا به قوه پنهانی دنیای اسلام واقفند و آن را مانعی در رسیدن به اهداف استعماری خود می‌دانند. بنابراین هجوم همه‌جانبه علیه این مکتب و ایدئولوژی الهی برای آنها در اولویت است. این حمله اعتقادی به ابزار و نیروی انسانی خاصی نیاز دارد. در این مقاله سعی بر آن داریم تا پرده از چهره واقعی صهیونیسم برداریم و دلایل تقابل و شیوه‌های کاربردیشان را در تقابل با جهان اسلام و مکاتب و مذاهب اسلامی بیان کنیم و نیز به رویکرد راهبردی جهان اسلام در تقابل با آنان بپردازیم.

صهیونیسم آمریکایی و غربی
اگر تقابل آمریکا و غرب را با انقلاب اسلامی به دو دوره زمانی تقسیم کنیم، در دوره اول که از پیروزی انقلاب شروع شده و تا پایان جنگ تحمیلی ادامه داشت، نظام سلطه برای حذف انقلاب سرمایه‌گذاری کرد تا از گسترش آن جلوگیری کند و در واقع در این برهه غربی‌ها و مخصوصاً آمریکایی‌ها از ترس بیداری ملت‌های منطقه و مردم خودشان و نیز جلوگیری از تهدیدی که اسلام در آینده نزدیک متوجه فرهنگ و تمدن غرب می‌کرد به مقابله با انقلاب پرداختند.
شکست طرح‌های مکرر نظام سلطه و قوی‌تر شدن انقلاب باعث شد تا آنان پروژه دشمن‌تراشی را هم شروع کنند. بنابراین از یک طرف ایران اسلامی را در محاصره قرار دادند و با توسل به جنگ روانی، مذاهب دیگر اسلامی را نسبت به تشیع بدبین کرد و تلاش کردند تا انقلاب را در داخل مرزها محصور کنند و از طرفی اسلام‌هراسی و اخیراً اسلام‌ستیزی را در تمامی دنیا و مخصوصاً در میان مردم خود گسترش دادند و می‌توان گفت 11 سپتامبر سرآغاز اسلام‌ستیزی غرب بود و اگر مسائل بعد آن را از این زاویه ببینیم دیگر، 11 سپتامبر را حادثه نخواهیم دانست.
وابستگان داخلی صهیونیسم
حال برگردیم به داخل کشورمان و اثرات سوء این تهاجم گسترده نوین را بررسی کنیم.
تهاجم فرهنگی در دو سطح اجرا می‌شود. اول در سطح نخبگان جامعه اعم از دانشگاه، اهالی فرهنگ و هنر، اصحاب رسانه و فعالان سیاسی و مدیران بخش‌های گوناگون حکومتی و در سطح دوم، عموم مردم.
در سطح اول، نظام سلطه با هدف قرار دادن ریشه اعتقادات مذهبی تلاش می‌کند تا بنیان‌های اعتقادی مخاطب خود را تخریب و او را در بلاتکلیفی قرار دهد و زمینه را برای پذیرش فرهنگ غرب آماده کند و در سطح عوام با ابزاری همچون ماهواره، مردم و مخصوصاً نسل جوان را به سوی فساد و ولنگاری می‌کشاند و از ریشه‌دار شدن اعتقادات مذهبی در ایشان جلوگیری می‌کند.
در این پروژه، گروه اول از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند چرا که با تغییر تفکر آنان، جامعه هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد؛ کسانی که به لحاظ موقعیت خاص خود می‌توانند بقیه مردم را تحت تاثیر قرار دهند. اگر مردم عادی هم به مرض ولنگاری و تبعیت از هواهای نفسانی روی بیاورند راحت‌تر افکار و عقاید طراحان تهاجم فرهنگی به جامعه القاء می‌شود.
گروه اول پس از طی مرحله استحاله به ابزاری برای اجرای توطئه فرهنگی نظام سلطه تبدیل می‌شوند که نمونه‌های زیادی از آن را هم‌اکنون در جامعه مشاهده می‌کنیم. جمعی از سیاسیون که تحت عنوان اصلاح‌طلبان گرد هم آمده‌اند نتیجه مستقیم همین تهاجم فرهنگی است.
صهیونیسم و راههای مقابله با اسلام
صهیونیسم آمریکایی و غربی برای مبارزه با اسلام و ترویج اسلام‌هراسی در جوامع بین‌المللی از شیوه‌ها و روش‌های مختلفی استفاده نموده است. مکاتب انحرافی صهیونیسم با استفاده از مهندسی مذهبی و استفاده از علمای منحرف و ترویج و تلقین مفاهیم انحرافی در جوامع مذهبی، راه‌های مذهب‌‌گریزی و مذهب‌زدایی را هموار می‌کنند. در سناریوی مذهب‌زدایی صهیونیسم، اسلام‌زدایی در اولویت قرار گرفته است.
شماری از شیوه‌های مهندسی صهیونیسم در تقابل با آموزه‌های اسلامی:
ترویج و تلقین مفاهیم و اعتقادات انحرافی در جوامع اسلامی؛
ایجاد تفرقه و جدایی اعتقادی و مکتبی میان اهل تسنن و تشیع؛
ایجاد سناریوهای ناتوی فرهنگی در جوامع اسلامی هدف؛
به‌کارگیری همه‌جانبه از رسانه‌های صوتی و تصویری بین‌المللی در مخدوش کردن چهره واقعی مذهب به ویژه مکاتب اسلامی؛
درگیر کردن جوامع اسلامی در مناقشات سیاسی، اقتصادی و نظامی بین‌المللی و تلقین منبعث شدن این مناقشات از شیوه‌های حکومت‌داری اسلامی در بین ملت‌های اسلامی؛
تعریف و تعبیر مفاهیم و آموزه‌های غیر دینی و غیر اخلاقی در قالب و چارچوب مفاهیم دینی جهت کمرنگ کردن ارزش‌ها و کارآیی آموزه‌های دینی؛
تشکیل NGOهای غیر مذهبی جهت متمرکز کردن برنامه‌های خود و عضوگیری در جوامع مذهبی.
صهیونیسم آمریکایی و غربی جهت تقابل همه‌‌جانبه و کارآمد در مبارزه با اسلام و آموزه‌های اسلامی و اجرای هرچه‌ بهتر اهداف ضد اسلامی خود از شیوه‌هایی کاملا فراگیر و حداکثری استفاده می‌نماید. شیوه‌هایی که دستیابی به آنها برای توده حداکثری جوامع مذهبی امکان‌پذیر باشد و هزینه‌های چندانی را برای آنان به وجود نیاورد. یکی از این شیوه‌ها استفاده از رسانه‌های صوتی و تصویری از جمله سینما، تلویزیون و روزنامه‌های کثیرالانتشار است. در این رسانه‌ها با شیوه‌هایی کاملاً مهندسی و حساب‌شده، بر اعتقادات ملت‌های مذهبی کار می‌شود و نوعی از خودبیگانگی مذهبی و دینی را در افکار و اذهان مخاطبان خود تلقین می‌نماید.
اسلام‌ستیزی در قالب‌های علمی
مهندسی اعتقادی انحرافی صهیونیسم در چارچوب و مسیر سناریوی اسلام‌ستیزی خود از حربه دیگری نیز استفاده نموده است. یکی از این شیوه‌ها، به‌کارگیری علوم اجتماعی و انسانی در اجرای اهداف ضد دینی و ضد اسلامی و یکی از این علوم، علم تاریخی استشراق بوده است.
استشراق در واقع یکی از ابزارهای اصلی غرب در اسلام‌ستیزی بوده و هست. «ادوارد سعید» اندیشمند فلسطینی‌الاصل آمریکایی، استشراق را نوعی ابزار برای شناختن شرق توسط غرب برای ادامه و استقرار سلطه استعمار و استثمار غربی‌ها مطرح کرده است. از این تعبیر استنتاج می‌شود که شرق‌شناسی یعنی اهتمام و توجه خاص به اوضاع شرق، کشف نظرها و اندیشه‌های ملل آن و بررسی اسرار و شرایط اقتصادی، منابع طبیعی و ثروتی آن، آگاهی از فرهنگ و تمدن و وضع فعلی و کشف نقاط قوت و ضعف در راستای آماده‌سازی و مقدمه‌چینی برای سلطه استعمار غربی و حملات مذهبی تحت عنوان تبشیر مسیحی‌گری. در واقع این نوع شرق‌شناسی که مورد اهتمام همه و یا اکثریت قاطع مستشرقین بوده، زمینه اصلی سلطه سیاسی، اقتصادی فرهنگی و نظامی نیروهای غربی را بر کشورهای شرقی به ویژه اسلامی فراهم کرده است.
جایگاه انقلاب اسلامی ایران در سناریوی اسلام‌ستیزی صهیونیسم
تداوم توطئه‌های فرهنگی غرب علیه فرهنگ اسلامی و انقلاب شکوهمند اسلامی حکایت از وجود دو واقعیت روشن و انکارناپذیر دارد. واقعیت اول این که توطئه و تهاجم فرهنگی علیه اسلام یک برنامه و طرح جدی و از پیش برنامه‌ریزی شده است و این طور نیست که به صورت یک‌باره و دفعی و در اثر یک فکر و برنامه سریع و ضربتی به منصه ظهور رسیده باشد. این طرح و برنامه مقطعی و کوتاه‌مدت نیست بلکه همیشگی و درازمدت است. ظهور پی‌درپی فیلم‌ها و سریال‌ها و کتاب‌ها و طرح‌ها و اظهارات در ادامه انتشار کتاب آیات شیطانی به وضوح و صراحت تمام، عمقی بودن و نه سطحی بودن و گسترده بودن و نه محدود بودن توطئه و تهاجم دنیای استکبار به فرهنگ اسلام و انقلاب اسلامی را نمایان می‌کند و به همین دلیل هنوز این حرکت مخرب استمرار دارد.
واقعیت دوم این است که امتداد نشر آثار مشابه کتاب آیات شیطانی در هر شکل و قالب و با هر شیوه و روش و از دیروز تا امروز نشان می‌دهد زخم‌های وارد آمده بر پیکر استکبار از فرهنگ اسلام و انقلاب اسلامی بسیار عمیق و رنج‌آور و آزاردهنده بوده و نه تنها هنوز بهبود نیافته است که بر عمق آن افزوده و سوزش و درد آن بیشتر شده است که این‌گونه آنان را به تکاپو انداخته و به طور مکرر به تداوم تحرکات مبتنی بر طرح و برنامه‌ریزی و تولید و ساخت فیلم و سریال و کتاب و طرح و کاریکاتور شده‌اند.
چرا صهیونیسم به دنبال مدینه‌ای جهانی، عاری از آموزه‌های اسلامی است؟
بخشی از اهداف پیدا و پنهان سناریوی اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی را می‌توان اینگونه برشمرد:
1ـ جلوگیری از مهاجرت مسلمانان به غرب و ایجاد مهاجرت معکوس مسلمانان؛
2ـ جلوگیری از رویکرد مردم غرب به اسلام؛
3ـ ممانعت از روند واگرایی اروپا نسبت به آمریکا؛
4ـ ایجاد تقابل مسیحیت با اسلام؛
5ـ مهار جمهوری اسلامی ایران؛
6ـ تداوم حضور نظامی و اشغالگری آمریکا در منطقه؛
رویکرد راهبردی در تقابل با اسلام‌ستیزی
مسلمانان جهان باید ماهیت آزادی و دموکراسی و حقوق بشر غربی را کاملاً بشناسند و از برخوردهای دوگانه آنها با جهان اسلام عبرت گیرند و نه تایید آنان را خوش دارند و به آن فریفته شوند و نه از تکذیب آنها به هراس افتند و از صحنه خارج شوند. در نگاه ژرف و همه‌سوگستر فرهنگ و تعالیم اسلامی دشمن در هر شرایطی دشمن است چه در جنگ چه در صلح، چه در خانه چه بیرون، چه با شعارهای حمایت از اسلام و چه با فریاد و خروش علیه اسلام.
رویکردهای راهبردی اصولی در تقابل با اسلام‌هراسی و شیعه‌ستیزی صهیونیسم
بندگی بی‌ریای معبود یگانه، تمسک به قرآن و سنت؛
برقراری حکومت‌های اسلامی؛
تقویت روحیه انتظار و شهادت‌طلبی عاشورایی؛
تقویت بصیرت دینی و معنوی؛
پشتیبانی از ولایت مطلقه فقیه در راس حکومت‌های اسلامی.