گروه سیاسی: احمد پورنجاتی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، انقلاب اسلامی را حاصل تجمیع عوامل گوناگونی دانست که به گفته وی از لحاظ تاریخی در سال 1356 جامعه را به نقطه اوج رساند و منجر به تحولی شد که نهایتاً ساختار سیاسی ایران را دگرگون کرد و به این دلیل، در تحلیل چرایی انقلاب اسلامی، هر نوع تک سبببینی بیراهه است.
وی افزود: شکاف هولناکی که میان ارزشهای فرهنگی، اعتقادی و حتی عرفی اکثریت جامعه با ارزشهای حاکمیت در طول سالها به وجود آمده بود و فاصله و شکاف روزافزون طبقاتی که کاملاً برای مردم محسوس بود، نارضایتی نخبگان و روشنفکران جامعه، اعم از روشنفکرانی که در دانشگاه بودند و یا حتی روحانیون آگاه و متعهدی که دغدغه سیاسی هم داشتند و به نوعی وجود اختناق فراگیر سیاسی که در ظاهر نوعی آرامش سیاسی را در جامعه نشان میداد، اما در باطن به شدت فضای ملتهب شبیه آتش زیر خاکستر بود، منجر به بروز این تحول شد.
پورنجاتی تصریح کرد: روانشناسی حاکم بر جامعه ما تا پیش از انقلاب اسلامی، باید در تحلیل انقلاب مورد توجه قرار گیرد. در سطح حاکمیت، احساس اقتدار بلامنازع به لحاظ داخلی و حمایت خارجی وجود داشت. حاکمیت و رژیم، دچار نوعی سرمستی عجیب از نظر سیطره سیاسی خود در داخل کشور شده بود. البته این اقتدار از نوع پلیسی بود، اما روانشناسی در سطح جامعه عبارت بود از احساس نارضایتی گسترده از وضع موجود، همراه با نوعی ترس و یاس و به ظاهر تکلیف همینطور روانشناسی در سطح نخبگان و روشنفکران خصوصاً در سالهای نزدیک به انقلاب، نوعی حاشیهنشینی بود و عمدتاً کارهای محدود و محفلی صورت میگرفت. جریانات روشنفکری هم کم و بیش درگیر مسائل داخلی خود بودند، حتی گاهی اوقات در قالب چالشهای فکری، روشنفکری یا ادبی، نوعی حرکات شبیه دوئل فرهنگی مشاهده میشد و مضامین حاکم بر تولیدات فرهنگی ـ هنری ما مضامین دلمرده و کمرمقی بود.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: در سطح جریانات مبارزه، روانشناسی حاکم، روانشناسی فروپاشی درونی و بیسامانی در رهبریت بود. سازمانها دچار برخورد شدید پلیسی شده، ضعف سازمانی و کمرنگتر شدن پایگاه اجتماعی، در این چهار عرصه روانشناسی جامعه در آن سالها را باید مورد توجه قرار داد.
وی تاکید کرد: جامعهشناسی تحولات اجتماعی، از قواعد خاص خود پیروی میکند و با این روانشناسی و موقعیت آن زمان میتوان گفت که عوامل و عناصر دگرگونی در جامعه، چهبسا سالیان دراز به شکل ناپیدا و زیرپوستی، به تدریج کنار یکدیگر قرار میگیرند و ناگهان با نیشتری سر باز میکنند، البته در چنین وضعیتی دیگر قابل کنترل هم نیستند.
وی گفت: عنصر مشترک در روانشناسی حاکم بر جامعه ما قبل از انقلاب، احساس ناامنی روانی و گارد دفاعی در حاکمیت و مردم بود. عجیب است که حاکمیت از نظر ظاهری در اوج سیطره بود، اما همواره احساس دفاع میکرد و بالاطبع کسانی هم که در موضع محکومیت بودند چنین وضعیتی داشتند.
پورنجاتی خاطرنشان کرد: فرقی که استراتژی امام با استراتژی دیگران داشت، این بود که استراتژی امام استاتیک نبود. استراتژی امام پویا بود. امام به تحولات گوناگون درون جامعه توجه داشت. مثلاً نهضت آزادی از ابتدای فعالیت تا آخر، بدون توجه به دگرگونیهایی که در سطح جامعه به وجود میآمد، شیوه واحد را انتخاب کرده بود. آنها شیوه فعالیت سیاسی قانونی و پارلمان تاریستی را انتخاب کرده بودند. آنها در کادر فعالیتهای سیاسی مجاز فعالیت میکردند.
وی گفت: امام یک استراتژیست بزرگ بود و استراتژی او سه مرحله را پشت سر گذاشت، داعیهها و شیوههایی را که امام در سال 1356 اتخاذ کردند همان سخنان نخستین روزهای قیام در 15 خرداد نبود.
وی ادامه داد: در کالبدشکافی پیشینه انقلاب اسلامی، نسل جوان ما بداند که باید تاریخچهای را مورد توجه قرار دهند، نه یک برگ از تاریخ را. دوره اول فعالیت امام اصلاحگرانه و صرفا نقد و نصیحت و خیرخواهی بود.
پورنجاتی اظهار داشت: شاید امروز این حرف برای بسیاری سنگین باشد. امام روزگاری حتی در قالب کتبی و مکاتبهای، دولتهای وقت را به عنوان دولت این کشور پذیرفته بود و آنها را با استناد قانون اساسی همان رژیم گذشته مورد خطاب قرار میدادند، بنابراین، این دوره صرفا به برخورد منتقدانه و اصلاحگرانه صرف شد. البته این دوره طولانی نبود. زیرا که آن رژیم آمادگی اصلاح شدن نداشته است. دوره دوم فعالیت و استراتژی امام دوره مبارزه سیاسی و گسترش مقاومت منفی در جامعه است. دورهای که مشخصا از خرداد 1342 شروع شد و عملاً در این دوره پیامهای امام همواره روشنگر و آگاهکننده است.
اما در عین حال هیچ برنامه مشخصی را برای یک قیام عمومی ارایه نداده و صرفا آگاهیبخشی میکنند به فعالیت درونی رژیم در مقاطعی به شدت برخورد میکنند، اما هدف این دوره گسترش مقاومت منفی است. یعنی شبیه یک هنرمند به شکل مونیتوری خانههای جدولی را امام با شیوههای خود پر میکنند که این جدول عبارت است از: آماده ساختن اذهان جامعه در راستای شناخت واقعیتهای پیرامونشان و آماده کردن آنها میباشد. دوره پایانی دوره مبارزه گسترده و تودهای برای سرنگونی رژیم و استفاده از تمام مردم و هدفگیری برای سقوط این رژیم است.
پورنجاتی همچنین در خصوص ویژگیهای شیوه حکومتداری حضرت امام(س) اظهار داشت:
یکی از زیباترین جلوههای شخصیت امام در شیوه حکومتی، اعتنای جدی امام به شیوههای مردمسالارانه و دمکراتیک بود. امام میتوانست با نفوذی که در بین مردم داشت، بدون نیاز رجوع به یک شیوه دمکراتیک و عرفی، یعنی رفراندم، مدل حکومتی را اعلام کند، و یقین دارم که هیچکس اعتراض نمیکرد.
پورنجاتی یادآور شد: امام(ره) بحث ترجیح مصالح نظام را به عنوان یکی از پایههای نظریه حکومتی خود مطرح کرد. مصلحت نظام براساس آنچه که امروز است، و مفهومش این شده که مصلحت نظام یعنی جلوگیری و محدودیت، امام برای راهگشایی نظام، مصلحت نظام را مطرح کردند و فرمودند: بسیاری از احکام اولیه و قواعد متعارف فقهی را میتوان نادیده گرفت و به خاطر اصل نظام، حکومت، جامعه و مصلحت نظام، اینها را به عنوان ثانوی تبدیل کرد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: قوانین مصوب مجالس در دوره امام برای ما در شرایطی که امروز در مجلس ششم هستیم، حسرتانگیز است. تصور میکنم اگر ما بسیاری از قوانین را در مجلس بیاوریم و تصویب کنیم. احتمال تصویب نهایی آن وجود ندارد. نمونه بارز آن قانون انتخابات مجلس است. قانون خطمشی صدا و سیما، قانون مطبوعات و... از این دست قانونها هستند. من به همکارانم در مجلس همواره توصیه و خواهش کردم برای حفظ میراث امام در عرصه قانونگذاری، هرگز سراغ تغییر قوانین زمان امام نروند. زیرا نتیجه معکوس میشود.