محمدتقی کرامتی
مهمترین محور تبلیغی رسانههای غربی پس از ارتحال امام خمینی
برجستهترین خط تبلیغی که پس از ارتحال امام خمینی(ره) از سوی رسانههای غربی دنبال میشد، مسأله ظهور خلأ در رهبری نظام و بروز جنگ قدرت پس از حضرت امام بود که در نتیجه آن، زمینههای لازم برای از هم گسیختگی نظام اداری و اجرایی کشور، خود به خود فراهم میشد.
رادیو دولتی آمریکا در اولین واکنش خود به خبر ارتحال امام خمینی(ره) گفت:
«همزمان با تشکیل مجلس خبرگان برای تعیین جانشینی آیتا... خمینی وصیتنامه سیاسی وی برای رهبری ارشد جمهوری اسلامی ایران خوانده شد ولی بیشتر تحلیلگران غربی میگویند وصیتنامه سیاسی آیتا... خمینی احتمالاً مسأله جانشینی او را حل نخواهد کرد... این تحلیلگران پیشبینی میکنند که ایران اکنون در مسأله رهبری، در یک دوران نامشخصی بهسر خواهد برد.»(1)
رادیو دولتی انگلیس، بی.بی.سی نیز در اینباره گفت: «خلائی را که درگذشت آیتا... خمینی در سطح رهبری ایران به وجود آورد، مشکل میتوان جبران کرد.»(2)
رادیو صدای آمریکا گفت:
«مرگ آیتا... خمینی، قطعاً بیثباتی عظیمی را در ایران منجر خواهد شد و برخی پیشبینی میکنند که این وضع، احتمالاً شعله یک جنگ داخلی را در ایران خواهد افروخت.»(3)
همین رادیو با اشاره به تشکیل اجلاس خبرگان رهبری ادامه داد:
«مجلس خبرگان احتمالاً پنج نفر را بهعنوان اعضای شورای رهبری به جانشینی آیتا... خمینی برخواهد گزید... جنگ داخلی بر سر قدرت در ایران محتمل است.»
حتی یک تحلیلگر غربی به نام «رابرت راین» کارشناس مسائل ایران، پیشبینی کرده بود که بین مرحوم حجتالاسلام و المسلمین سید احمد خمینی، فرزند برومند امام راحل و آقای هاشمی رفسنجانی، یک رقابت سیاسی در خواهد گرفت. پس از اعلام انتخاب آیتا... خامنهای بهعنوان رهبری انقلاب که به اتفاق آراء در خبرگان رهبری صورت گرفته بود و در جریان آن، هم مرحوم آقای سید احمد خمینی و هم آقای هاشمی رفسنجانی به طور شورانگیز از ایشان حمایت و پشتیبانی کرده بودند، رسانههای ارتباط جمعی غرب احساس کردند که رؤیاهاشان، تماماً نقش بر آب شد. در این زمینه، رادیو آمریکا چنین گفت:
«اعلام رادیو تهران، مبنی بر اینکه شورای خبرگان (که اعضایش را روحانیون ارشد ایران تشکیل میدهند) آقای خامنهای را به رهبری انقلاب ایران برگزیده است؛ بسیاری از تحلیلگران غربی را متعجب کرد!»(4)
آنچه که بهعنوان «جنگ قدرت» از سوی رسانههای غربی دامن زده میشد، با توجه به ماهیت مردمی و اسلامی نظام مقدس جمهوری اسلامی و پایبندی جناحهای سیاسی به مبانی دینی و اصول انقلاب اسلامی و نیز وفاداری آنها به یادگار امام راحل، یعنی اصل ولایت فقیه، اصولاً امکان وقوع نمییافت. آنچه که امام را نیز نگران کرده بود، تشدید اختلافات بر سر نحوه اداره جامعه و حفظ همین اصول بود. زیرا گاهی دامنه این اختلافات بهحدی گسترش مییافت که نفس این اصول و مبانی، در هیاهوی آن اختلافات، کلاً به فراموشی سپرده میشد.
البته در میدان پرجاذبه قدرت، همیشه چهرهها و گروههای بیتعهدی وجود داشتهاند که با حمایت مستقیم مالی و سیاسی دشمن تلاش میکردند تا پس از امام(ره) به نحوی در حاکمیت نفوذ کرده و قدرت را به نفع خود مصادره کنند که پیش از این به یک نمونه آن در دهه اول انقلاب (جریان بنیصدر) اشاره شد.
در دهه دوم انقلاب نیز، مهمترین جریانی که بیش از همه، پتانسیل مخالفت با رهبری و انقلاب در آن دیده میشد و میتوانست به یک نقطه قابل اتکاء برای دشمن تبدیل شود، جریان آقای منتظری و باند منحرف مهدی هاشمی بود که برغم انحرافات آشکار و مسلم اما در طول دوره قائممقامی آقای منتظری و پس از آن، همچنان از حمایت قاطع ایشان برخوردار بود.
برخی از اسناد سری که بعدها منتشر گردید، نشان میداد که دشمنان انقلاب اسلامی نیز بهشدت روی این مسأله کار میکردند و بهعنوان یک نقطه امید، به آن چشم دوخته بودند. بهعنوان مثال در یکی از گزارشات، طرح ایجاد تفرقه و تشدید بحران داخلی و نیز حمایت عملی از آقای منتظری برای بهدست گرفتن قدرت پس از امام، بهطور برجستهای مورد تأکید قرار گرفته بود.
در بخشهایی از این گزارش مهم و محرمانه که در اوج مخالفت امام خمینی با قائممقامی آقای منتظری برای ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا تنظیم شده بود، میخوانیم:
«بهتر است از منتظری به شکل مستقیم حمایت کرد، بهویژه به خاطر افکار و اعتقادات معتدل وی و نیز حملات گروههای حاکم علیه او که منجر به کاهش محبوبیت او گردیده است... جلوگیری از وحدت و به قدرت رسیدن گروههای دیگر، بحران داخلی را تشدید خواهد ساخت و نیز کشمکش بین این گروهها به تضعیف آنها و تقویت گروه میانهرو [طرفداران آقای منتظری] منجر خواهد شد... با این سیاستها که قطعاً به از بین بردن قدرت تندروها منتهی خواهد شد و همزمان با حمایت از «منتظری»، هوادارانش زمام امور ایران را در دست خواهند گرفت...»(5)
متأسفانه این مسأله پس از مدتی شکل عینی به خود گرفت و منشأ مشکلات فراوانی برای نظام گردید، هرچند درایت و مدیریت خردمندانه رهبری معظم انقلاب، آسیبهای آن را به حداقل رساند.(6)