نویسنده: مهدی بخشی شیخ احمد
1-جلوگیری از تسلط کافران بر مسلمانان؛
2-کمبود مسلمانانی که جان خود را در راه اسلام فدا میکنند؛
3-ترس از آتش جهنم؛
4-عمل به فریضهی جهاد و پاسخ به دعوت خداوند؛
5-ادامه دادن راه سلف صالح؛
6-استقرار جامعهای اسلامی ؛
7-محافظت از مستضعفین روی زمین؛
8-شهید شدن و کسب مقام والا در بهشت؛
9-جهاد، سپری در مقابل امت است و از بیحرمت شدن آنها جلوگیری میکند؛
10-حفاظت از عزت امت و نقش بر آب کردن توطئههای دشمن؛
11-حفاظت از سرزمین اسلام و جلوگیری از فاسد شدن آن؛
12-ایجاد امنیت برای مکانهای مقدس مسلمانان ؛
13-حفاظت از امت در مقابل شکنجه و آوارگی؛
14-سعادت امت و افزایش ثروت آنها؛
15-جهاد اوج همه چیز در اسلام است؛
16- جهاد بهترین شکل عبادت در دین اسلام است و مسلمانان به وسیلهی آن میتوانند به بالاترین درجات برسند.
عبدالله اعظم به نقل از ابنتیمیه اولین وظیفهی مسلمانان بعد از ایمان را جهاد و دفاع از سرزمینهای اسلامی میداند. به نظر وی این فریضه مهمترین وظیفهای است که در عصر حاضر توسط مسلمانان به دست فراموشی سپرده شده است و علت اصلی وضعیت فلاکت بار مسلمانان عمل نکردن به جهاد میباشد. از نظر وی جهاد علیه کفار دو نوع میباشد؛ جهاد تهاجمی زمانی است که دشمن از سرزمین خود دست به حمله نبرند. در چنین حالتی بر مسلمانان واجب کفایی است که در این جهاد شرکت کنند و وظیفه اصلی متوجه امام مسلمین است که ارتشی تدارک دیده و به جنگ آنها بفرستد و آنها را مجبور به پرداخت جزیه کند، در غیر این صورت این امام است که مرتکب گناه شده است. نوع دوم جهاد تدافعی میباشد که در آن بر همهی مسلمانان واجب عینی (وظیفه انفرادی همه مسلمانان) است که در جهاد شرکت کنند و کفار را از سرزمین اسلام خارج سازند. این نوع جهاد مهمترین وظیفه مسلمانان بوده و تحت شرایط زیر الزامی میشود؛ اول،اگر کفار وارد سرزمین اسلام شده باشند؛ دوم،اگر خطوط نیروها در میدان نبرد رودرروی یکدیگر قرار گرفته و به همدیگر نزدیک شوند؛ سوم، زمانی که امام امت دعوت کند آنها باید به فتوای وی پاسخ داده و اطاعت کنند؛ و چهارم، اگر کفار گروهی از مسلمانان را دستگیر کرده و زندانی کنند. {54}
اعظم به نقل از ابنتیمیه خاطر نشان میکند که اگر دشمن وارد سرزمینهای اسلامی شود بر مسلمانان واجب عینی است که در جهاد بر علیه دشمنان شرکت کنند. این وظیفه در وهلهی اول متوجه نزدیکترین فرد به صحنهی نبرد میباشد و بعد از وی به نفرات بعد و به همین ترتیب تا آخرین نفر از مسلمانان جهان منتقل میشود. در چنین شرایطی اجازه گرفتن از والدین و یا دیگران برای شرکت در جهاد ضرورتی ندارد. {55} به فراموشی سپردن جهاد شبیه ترک نماز و روزه و شاید هم بدتر از آنها باشد و ابنرشد میفرماید:«مسلماً زمانی که جهاد واجب عینی شد، دقیقاً عین حج واجب میشود». {56}
عبدالله اعظم روایت معروفی را که از سوی علمای شیعه نیز مورد تأیید است و مدعی است که جهاد با نفس بزرگتر از جهاد با دشمن میباشد و رد کرده و معتقد است که این حدیث جعلی میباشد و هیچ پایهی معتبری ندارد. به نظر وی اگر جامعهی اسلامی در جهاد برای آزادسازی سرزمینهای اسلامی شرکت نکند و حتی اگر یک قطعه از این سرزمین نیز دست دشمن باقی بماند،این جامعه گناهکار خواهد بود.{57} به نظر وی در نبرد با دشمنان اسلامی باید اختلافات کوچک داخلی کنار گذاشته شوند و به دشمن و مشکل اصلی پرداخته شود.{58}
اندیشههای عبدالله اعظم در تئوریپردازی برای سازمانهای جهادی مدرن نقش بسزایی داشته است. نوشتههای او تبدیل به مانیفستی برای جنگجویان مسلمانی شد که میخواهند جهاد جهانی بر علیه غرب به راه انداخته و «دولتهای دست نشانده»(5) خود در خاورمیانه را براندازند.{59} علاوه بر این عبدالله اعظم که از او به عنوان طراح و ایدئولوگ اصلی القاعده نیز یاد میشود،{60} متفکری است که بیشترین تأثیر را در شکلگیری دیدگاههای بنلادن داشته است و برای سالها راهنمای فکری بنلادن بوده است. {61}
مروری بر بحثهای ذکر شده نشان میدهد که اعمال و اندیشههای عبدالله اعظم ثمرات مهمی را برای گروههای جهادی اسلامی به ارمغان آورده است. اول اینکه، سازمانی بینالمللی به منظور یارگیری از میان داوطلبانی از سراسر دنیای اسلام برای جهاد در افغانستان به وجود آمد. دوم اینکه، شبکهی بینالمللی سلولهای ترور به وجود آمد که توسط جنبشهای رادیکال اسلامی سراسر دنیا حمایت میشدند. سوم اینکه: پیروزی مجاهدین در افغانستان هالهای از شجاعت در اطراف جنگجویان مسلمان به وجود آورد که دارای تجربیات گرانیهایی بودند. این جنگجویان در همهی نبردهای بعدی اسلامگراهای رادیکال و دشمنانشان، به عنوان پیشآهنگ(6) عمل میکردند.{62}
5- القاعده و جهاد بینالمللی
قبل از حملات 11 سپتامبر، اسامه بنلادن اهداف، علل نارضایتیها و تاکتیکهای شبکهی بینالمللی القاعده را به طور مبسوطی، در اعلامیهها و مصاحبههای مختلفی اعلام کرده بود. مروری، بر این اعلامیههای نشان میدهد که ایدئولوژی القاعده بیشتر از آنکه مذهبی باشد، سیاسی است. همصدا با تئوری هانتینگتون تحت عنوان «برخورد تمدنها» بنلادن نیز ویژگیهای جنگ خود را «جنگ صلیبی آمریکا بر علیه ملل اسلامی» نامگذاری کرد و تأکید که به اعتقاد وی درگیری بین جهان اسلام و آمریکا و متحدانش میباشد. از نظر وی جهان اسلام باید به خودباوری و اتحاد برسد و مسلمانان باید از خود دفاع کنند. در مورد سیاستهای داخلی نیز او به مسلمانان توصیه میکند که به دنبال رهبری باشند که از سویی آنها را متحد کرده و از سوی دیگر به دنبال استقرار خلافت باشد. {63}
دو اعلامیهی جهاد بر علیه آمریکا وجود دارد که هستهی مرکزی فلسفهی اسامه بنلادن را تشکیل میدهند. اولین اعلامیه در 26 اگوست سال 1996 و تحت عنوان «اعلامیهی جهادی بر علیه آمریکا که سرزمین دو مکان مقدس را اشغال کرده است»، صادر شد. در این اعلامیه بنلادن با برشمردن مشکلات جهان اسلام معتقد است رژیم عربستان صعودی به دو دلیل مشروعیت خود را از دست داده است؛ اول اینکه شریعت اسلامی را کنار گذاشته است و دوم اینکه به نیروهای خارجی یعنی صلیبیهای آمریکایی اجازه داده است تا کشور را اشغال کنند. بنلادن نیز همانند اعظم معتقد است برای نبرد با دشمن خارجی باید اختلافات داخلی کنار گذاشته شوند. از نظر وی آمریکا دو شهر مقدس مکه و مدینه را اشغال کرده است و وظیفهی همهی مسلمانان جهان است که «علیه کفار جنگیده و آنها را از شبه جزیره عربستان اخراج کنند». بنلادن همنوا با ابنتیمیه اولین وظیفهی اصلی مسلمانان بعد از ایمان آوردن جهاد میداند. وی جهاد را تهاجمی و برای تثبیت حاکمیت خداوند بر روی زمین دانسته و آن را جنگ مقدسی میداند که مشروعیت دارد؛«اگر بیش از یک وظیفه برای انجام دادن باشد،پس باید با اهمیتترین آنها در اولویت قرار گیرد. بعد از ایمان واقعی وظیفهی با اهمیتتری از بیرون راندن دشمن آمریکایی از سرزمین مقدس نمیباشد. هیچ اولویت دیگری، به غیر از ایمان، نباید قبل از آن در نظر گرفته شود و هیچ شرطی برای این وظیفه وجود ندارد… اگر امکان بیرون راندن دشمن به غیر از جنبشهای گروهی مسلمانان نباشد،پس وظیفه مسلمانان است که اختلافات ناچیز بین خودشان را کنار بگذارند، ابنتیمیه نیز این مسئله را توضیح میدهد و تأکید میکند در مقابل تهدید اصلی باید اختلافات جزئی کنار گذاشته شوند. {64}
دومین فتوا در 23 فوریه سال 1998 و تحت عنوان «جبههی جهانی اسلامی برای جهاد علیه یهودیان و نصرانیان »صادر شد. در این اعلامیه که وی به همراه گروههای تندرویی از مصر، پاکستان و بنگلادش هم صدا شده و جبههای تشکیل دادهاند، بر جنگ علیه آمریکاییها و متحدانش که به زعم آنها علیه خداوند، پیامبرش و مسلمانان اعلام جنگ کردهاند،تأکید میکنند. طبق این فتوا جرایم و گناهان ایالات متحده در سه حوزه قابل تفکیک است که به نظر بنلادن سه حقیقت مسلمی است که هیچ کس نمیتواند آنها را انکار کند: اول اینکه سالیان متمادی است که ایالات متحده مقدسترین سرزمینهای اسلام یعنی شبه جزیره عربستان را اشغال کرده است و هنوز هم به اشغال خود ادامه میدهد. در این مدت ثروت این سرزمین را به یغما برده، حاکمانش را کنترل میکند و مردمانش را تحقیر میکند؛ دوم اینکه ایالات متحده تحریم بر علیه مردم عراق را تحمیل کرده است که در نتیجهی آن بالغ بر یک میلیون نفر کشته شدهاند؛ سوم اینکه هدف اصلی ایالات متحده حمایت از دولت یهودی و منحرف کردن افکار عمومی از اشغال اورشلیم و قتلعام مسلمانان آنجا میباشد. بنابراین تنها پاسخ مناسبی که مسلمانان میتوانند به این جنایات بدهند، جهاد دفاعی است که واجب عینی بوده و وظیفه تکتک مسلمانان میباشد. {65}
اسامه بنلادن در مورد اعلام جهاد علیه نصرانیان و یهودیان، به ویژه آمریکاییها به خبرنگار شبکه الجزایر چنین میگوید:
مسلمانانی که میگویند اکنون زمان جهاد نیست، سخت در اشتباهند. مدت زمان طولانی است که امت مسلمان جهاد را به فراموشی سپردهاند، … اما خداوند دوباره شناس جهاد را در افغانستان ، چچن و بوسنی و هرزگوین را ارزانی داشت و وظیفه ماست که علیه دشمنان اسلام و به ویژه دشمن خارجی یعنی اتحاد نصرانی- یهودی اعلام جهاد کنیم. جهاد در افغانستان ضعیف بودن ابرقدرتها را ثابت کرد. آمریکا از روسیه نیز ضعیفتر است و برادران ما که در سومالی میجنگند، ضعیف و ترسو بودن سربازان آمریکایی را گواهی میدهند. وقتی که هشت نفر از آنها کشته میشوند، در تاریکی شب عقبنشینی کرده و بدون اینکه به پشت سر خود نگاه کنند، از آنجا خارج میشوند.{66}
در واقع وی اهداف خود را بیداری ملت مسلمان و آزادی سرزمینهای اسلامی، جنگیدن در راه خدا و پیاده کردن شریعت خداوند میداند، چرا که معتقد است خداوند بالاترین سخنان میباشد. {67}
ایمن الظواهری رهبر جهاد اسلامی مصر و نفر دوم سازمان القاعده که یکی از امضا کنندگان اعلامیهی 1998 میباشد، هدف جنبش بنیادگرایی را سرنگویی دولت و استقرار حاکمیت خداوند میداند. از نظر وی درگیری با اتحاد یهودی آمریکایی غیر قابل اجتناب بوده و آن را سرنوشت و وظیفهی خود میداند. الظواهری در مورد پیشگامی در توقف عملیات نظامی با ذکر دو روایت به این سخن میرسد که مرگ بهتر از عقبنشینی است. وی با یاد کردن از سید قطب به عنوان برجستهترین تئوری پرداز جنبشهای بنیادگرا از زبان وی چنین نقل میکند:«برادر، به سمت جلو حرکت کن، سرت را به راست یا چپ نچرخان و تنها به بهشت نگاه کن». در ادامه وی به انتقادهای بعضی از اعضای سازمان در رابطه با ادامه عملیاتهای نظامی پاسخ داده و اظهار میدارد با مراجعه به تفسیرهای رایج از شریعت،برای او مسجل شده که سخن خداوند بیشتر از علاقهی این افراد برایش عزیز است. {68}
6- کشتار به نام اسلام: دلایل شرعی القاعده برای حملات 11 سپتامبر
سازمان القاعده در 24 آوریل سال 2002 اعلامیهای درباره «حکم قهرمانان و مشروعیت عملیاتهای ایشان در نیویورک و واشنگتن» صادر کرد که در آن به توضیح دلایل شرعی حملات 11 سپتامبر پرداخته است. این اعلامیه از خداوند به خاطر موفقیت گروهی از جوانان باایمان در به پایان رساندن عملیات تشکر کرده و آن را نشانهای از عظمت و برتری خداوند میداند؛ خدایی که باعث شد تا اینها خون صلیبیون را بنوشند چرا که آنها «دههها و دههها» خون اینها را به شیشه کشیده بودند. «جوانانی که دست به این عملیات زدند، به خاطر ثروت زمینی، شهرت و علایق زودگذر این کارها را انجام ندادهاند، بلکه در دفاع از مذهب خداوند متعال و مسلمانان در مقابل دستان آمریکایی که به هر وسیلهای سعی در شکنجه کردن و تسلط بر اینان است، جان خود را قربانی کردهاند». {69}
سازمان القاعده در جواب به این شبهه که شاید صدور اعلامیه منجر به محکوم کردن مجاهدین شود و بهانهای به دست دشمنان دهد تا آنها را تحت تعقیب قرار دهد، چنین پاسخ میدهد:
ما میگوییم که دشمن مستبد به هیچ مدرک و مشروعیت دهندهای برای ادامه جنگ خود بر علیه اسلام و مسلمانان که از دههها قبل شروع کرده است، ندارد. مدارک آنها برای قتل عام مردم فلسطین برای بیش از پنجاه سال چه بوده است؟ کدامین احکام کشتار مردم عراق را که تا به حال در تاریخ سابقه نداشته است، توجیه میکند؟ چه چیزی کشتار مسلمانان بوسنی و هرزگوین را مشروع اعلام میکند و به صربها اجازه میدهد تا به نسلکشی مردم بپردازند؟ گناه مردم کشمیر چیست؟ و کدامین احکام به «بندگان گاو»(7) اجازه میدهد تا به مدت بیش از پنجاه سال خون آنها را بریزد؟ گناه مردم چچن،افغانستان و جمهوریهای آسیای مرکزی چه بوده است که صلیبیون مستبد شوروی را نسبت به نابودی و آوارگی آنها متقاعد کرده است؟ روزی که آمریکا مردم افغانستان را میکشت و مسلمانان را به بند میکشید چه توجیحهایی را ارائه کرد؟ قبل از حمله و تحت پوشش سازمان ملل جبههای علیه آن به وجود آورد. در مورد مسلمانان تیمور شرقی نیز دست به کاری مشابه زد. علاوه بر این تحت پوشش سازمان ملل، وارد سومالی شد،دست به کشتار زد و سرزمینهای اسلامی آنجا را تحت مالکیت خود درآورد… باید اعلام کنیم که مردم مسلمان که جبههی صلیبی – یهودی، در پی نابود کردن آنهاست، هیچ گناهی غیر از این ندارند که میگویند «خداوند سرور ماست». اتحاد نصرانی- یهودی، به هیچ حکمی برای جنگ علیه مسلمانان و ادامهی آن، نیاز ندارند. {70}
سازمان القاعده آمریکا را سرزمین جنگ دانسته و دلیل آن را حمایت از یهودیان برای کشتار مردم فلسطین اعلام میکند. «آمریکا آن زمانی سرزمین جنگ شد که به مردم عراق، سودان و افغانستان حمله کرد. این کشور در هر مکانی و دههها مسلمانان را تحت فشار قرار داده است و به طور آشکاری دشمنان آنها را بر علیهشان حمایت میکند» {71}
در این اعلامیه در دو مورد راجع به ممنوعیت کشتن شهروندان بحث میشود؛ اول اینکه، معتقد است کسانی که در حوادث 11 سپتامبر بیگناه کشته شدند، با توجه به روایتی از پیامبر میتوان آن را توجیح کرد. دوم اینکه، القاعده معتقد است که کشتن غیر نظامیان به طور کامل ممنوع نیست، بلکه شرایطی وجود دارند که تحت آن شرایط کشتن شهروندان مجاز میباشد. در نتیجه به بحثهای کلامی پرداخته و توجیهی شرعی برای کشتن شهروندان مهیا میکند. از نظر القاعده تنها وجود یکی از شرایط زیر کشتن شهروندان غیر نظامی را مشروع میکند: (72)
1- مقابله به مثل؛ القاعده برای اثبات ادعای خود آیهی 194 سوره بقره را ذکر میکند «اگر کسی به شما حمله کرد، شما نیز به او حمله کنید و با روشی مشابه». بنابراین اگر دشمن تاکتیکی را به کار برد که در اسلام ممنوع شده است، این تاکتیکها برای مسلمانان نیز شرعی میشود. در ادامه برای متقاعد کردن خواننده به درگیری فلسطین اشاره میکند.
2- ناتوانی در تمایزگذاری بین شهروندان و جنگجویان؛ هنگام حمله به دشمن در قلعه نظامی،تمایز بین جنگجویان و مردم عادی دشوار است به ویژه اگر جنگجویان در میان مردم عادی پنهان شده باشند.
3- مشارکت شهروندان در عمل، حرف یا ذهن؛ در شرع اسلام، مشروعیت هدف جنگی توسط توانایی آن هدف در جنگ علیه مسلمانان تعیین میشود. در نتیجه، سربازان، رهبران، حمایتکنندگان و شهروندان عادی نیز در این حیطه قرار میگیرند.
4- ضرورت جنگ؛ از نظر القاعده مرکز تجارت جهانی، دژ دشمن بود که به طور مستقیم علیه دشمنان اعلام جنگ کرده بود.
5- تسلیحات سنگین؛ القاعده با آوردن روایتی از دوران پیامبر در استفاده از منجنیق برای حمله به دشمن در حالی که با جمعیت عادی قاطی شده بودند، مشروعیت استفاده از سلاحهای کشتار جمعی و حمله با هواپیما به برجها را توجیح میکند.
6- سپرهای انسانی؛ القاعده معتقد است اگر دشمن از زنان، بچهها و سایر گروهها برای محافظت از خود استفاده کند، حمله به آنها مجاز میباشد.
7- پیمانشکنی؛ آخرین شرط زمانی مهیا میشود که دشمن پیمان خود را بشکند.
سازمان القاعده در مورد کشته شدن مسلمانان شاغل در برجهای دوقلو نیز دلایل شرعی میآورد. اول اینکه، اگر شرایط انجام عملی اضطراری باشد، آن عمل مجاز شمرده میشود،پس باید به شرایط انجام آن عمل توجه کرد. دوم اینکه، تصور غالب بر این بوده است که تنها کافران آنجا حضور دارند و در واقع تنها آنها مورد هدف بودهاند. بنابراین با توجه به اینکه تصور غالب، منطقی به نظر میرسد، پس میتوان توجیهی برای چنین عملی باشد. سوم اینکه، امروزه کمترین کشوری وجود دارد که مسلمانها در آنجا نباشند. چهارم اینکه، پرداخت جزیه برای کشته شدگان مسلمان رویهای است معمول که در زمان پیامبر نیز بوده است، و آخر اینکه، مسلمانانی که کافران را کمک و همراهی میکنند باید هدایت شوند. {73}
اعلامیه 24 آوریل روشهای رایج انجام وظایف مذهبی را زیر سوال برد. در نتیجه مشروعیت روشهای غیر خشونتآمیز را به طور بنیادین، مورد سوال قرار داد. از این نقطه نظر این بیانیه سه بحث مهم را دامن زد. اول، روشهای غیر خشونتآمیز مقابله با ایالات متحده مورد تردید قرار گرفتند، بنابراین سازش مذهبی نمیتوانست معقول باشد. دوم، ایالات متحده جنگی علیه اسلام به راه انداخته است. بنابراین خشونت، جهاد دفاعی بوده و وظیفه همهی مسلمانان است. سوم، هیچ شرطی در مورد ممنوعیت کشتن شهروندان در اسلام وجود ندارد. در واقع، شهروندان را تحت شرایط خاصی که وضعیت فعلی را دارا میباشد، میتوان مورد هدف قرار داد. {74}
در واقع القاعده بر این باور است که استفاده از خشونت، حاکمان بت پرست جوامع را از بین برده و همانند حضرت محمد (ص) که عصر جدیدی از روشنایی و عدالت را بعد از فتح مکه برای بشریت به ارمغان آورد، القاعده نیز مردم را از تاریکی و جاهلیت نجات داده و به سوی نور هدایت خواهد کرد. هدف القاعده ایجاد دولتی است که بشریت را از پرتگاه سقوط به علت طرد ارزشهای اسلامی اتفاق افتاده است، بیرون بکشد و این میسر نمیشود مگر با استفاده از ارزشهای اسلامی در سراسر جامعه. در نتیجه استفاده از خشونت نیز جزئی از جنگ مقدس بوده و چون برای نجات بشریت است، پس مشروعیت دارد.{75}
فرجام
مسلماً کسانی که با قرآن و سنت اسلامی آشنایی ندارند، در مواجه با فراخوانی گروههای نظامی اسلامگرا به جهاد، دچار اشتباه شده و اسلام را همانی تصور خواهند کرد که این گروهها تبلیغ میکنند. اما واقعیت چیز دیگریست؛ بسیاری از مسلمانان جهان نیز همانند سایر مردم از حملات 11 سپتامبر شوکه شده و آن را محکوم کردند. همانطور که در پژوهش حاضر نیز آورده شد، قرآن و احادیث معتبر به هیچ وجه جنگ نامحدود و کشتار بیگناهان را به رسمیت نمیشناسند. در واقع،«مسلمانانی که در غرب یا هر جای دیگر، به نام جهاد دست به ترور میزنند این اصطلاح را که در اصل، اصطلاح مقدسی است بدنام میکنند و هیچ مرجع دینی رسمی و مطرح در جهان اسلام اعمال آنها را به معنای فقهی و کلامی اصطلاح، جهاد نمیشمارد». {76}
اولین شخصی که جهاد را رادیکالیزه کرده و آن را جزو ارکان اصلی دین قرار داد، ابنتیمیه بود، ولی وی کشتن غیر نظامیان را تجویز نکرد. در عصر حاضر برای اولین بار مودودی و سید قطب بودند که به مسئله جهاد پرداختند. مودودی جهاد را برای اجرای دستورات خداوند میدانست. قطب نیز با جاهلی خواندن جوامع امروزی، جهاد را به هر دو صورت دفاعی و تهاجمی اعلام کرد. از نظر وی وظیفهی مسلمانان است که برای استقرار حاکمیت خداوند و آزادی بشریت دست به جهاد بزنند.
اولین گروهی که به صورت عملی از جهاد استفاده کرد، جهاد اسلامی مصر بود. «واجب مکتوم» کتابی است که در آن رهبر این گروه یعنی عبدالسلام فرج، به تبعیت از پیشینیان خود جهاد تهاجمی را مجاز دانست. اشغال افغانستان توسط شوروی و هجوم مسلمانان از سراسر جهان و به ویژه از کشورهای خاورمیانه برای جنگ با روسها، باعث شد تا جهاد بیشتر رادیکالیزه شود. شخصی که در این میان مهمترین نقش را ایفا کرد عبدالله اعظم بود که ایدهی جهاد را بیش از پیش گسترش داد. اندیشههای وی از طریق اسامه بنلادن در سازمان القاعده تجسم یافت.اما تنها کسی که بیشترین نقش را در رادیکالیزه کردن جهاد داشته است،کسی نیست جز اسامه بنلادن؛ او تنها کسی است که کشتن غیرنظامیان ، شهروندان عادی و حتی مسلمانان را جایز شمرده و حتی به آن عمل کرد.
با این حال مروری بر شرایط اجتماعی و سیاسی متفکران رادیکال، از ابنتیمیه گرفته تا اسامه بنلادن نشان میدهد که اهداف آنها بیشتر از آنکه مذهبی باشد، سیاسی است. ابنتیمیه زمانی اعلام جهاد کرد که مغولها وارد سرزمین اسلام شده بودند. قطب زمانی کشورهای جهان را جاهلی خواند که دو قدرت شرق و غرب بر کشورهای اسلامی تسلط یافته بودند. فرج و اعضای گروهش زمانی دست به ترور زدند که از فساد داخلی و خارجی رنج میبردند. عبدالله اعظم نیز زمانی اعلام جهاد کرد که شوروی به افغانستان حمله کرد. در واقع در پاسخ به شکستهای متوالی جهان اسلام در مقابل قدرتهای استعماری اروپایی، «جامعهی اسلامی همانند قرنهای گذشته یک پاسخ فرهنگی به این بحران داد: بازگشت به اسلام و اصول بنیادیاش». {77}
همانطور که جان اسپوزیتو نیز متذکر میشود، اسامه بنلادن از نارضایتیهای موجود در بین مسلمانان جهان اسلام از قبیل بحران فلسطین، حضور آمریکا در خلیجفارس، حضور روسیه در چچن و نیز نارضایتیهای داخلی علیه فساد حکومتهای منطقه برای توجیه اعمال خود استفاده میکند. اما «هنجارها و ارزشهای اسلام (در مورد حکومتداری خوب،عدالت اجتماعی، لزوم دفاع از اسلام هنگامی که تحت فشار است) را برای مشروع ساختن استفاده از خشونت، جنگ و تروریسم به دعوت به قیام مسلحانه تبدیل میکند.» در ایدئولوژی چنین گروههایی جهان به دو بخش دارالاسلام و دارالحرب تقسیم میشود که همدیگر را نفی میکنند. «کسانی که با آنها نیستند، خواه مسلمان و خواه غیر مسلمان، دشمن محسوب میشوند؛ آنها را باید در یک جنگ بدون محدودیت که هیچ تناسبی میان هدف و ابزار وجود ندارد، نابود نمود». {78}