ترکیب مجلس نهم چگونه خواهد بود؟
چه طیفهایی موفق شدند نتایج دلخواه خود را کسب کنند، کدام مجموعهها نتایج را واگذارکردند و اینکه ترکیب طیفهای اقلیت و مستقل مجلس نهم چگونه است. در اینجا با بررسی موردی نتایج کسب شده توسط مجموعههای مختلف سیاسی که اقدام به تدوین استراتژی و ارائه لیست انتخاباتی کرده بودند، تلاش خواهیم کرد که نمایی کلی از مجلس آینده را ترسیم کنیم.
اصولگرایان: مجموعه اصولگرایی در این انتخابات اگر چه به صورت منسجم و هماهنگ وارد نشد، با این حال به عنوان فعالترین مجموعه سیاسی در انتخابات مجلس نهم ظاهر شد. جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری انقلاب اسلامی دو طیف عمده این مجموعه به حساب میآیند. آمار منتشرشده از نتیجه انتخابات از پیروزی قاطع مجموعه اصولگرایی حکایت دارد. بر اساس آمارهای رسمی و اخبار حوزههای انتخابیه مجموعه اصولگرایی تاکنون بیش از 75 درصد آرا (152نفر)را به خود اختصاص داده است. در این میان سهم دو طیف متفاوت این مجموعه اما متفاوت بوده است.
جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری: جبهه متحد اصولگرایانبا محوریت آیتالله مهدوی کنی و حمایت جامعتین و بسیاری از گروههای سیاسی اصولگرا از چند ماه پیش از انتخابات تشکیل شده و اقدام به تشکلبندی ساختاری و سیاسی در سراسر کشور نمود. ارائه نامزدهای انتخاباتی در سراسر کشور توسط این مجموعه به وضوح فعالیت تشکیلاتی این طیف را بیش از هر گروه دیگری نشان داد. آمارهای منتشر شده حکایت از این دارد که که جبهه متحد اصولگرایان در بیش از 27 استان کشور نسبت به جبهه پایداری سهم بیشتری از آرای مردم را به خود اختصاص داده است. در حالی که اکثر قریب به اتفاق نامزدهای انحصاری این جبهه توانستهاند کاندیداهای مورد حمایت جبهه پایداری را پشت سر بگذارند و بیش از 50 درصد کل کاندیداهای اصولگرا را به خود اختصاص دهند، در مقابل جبهه پایداری تنها موفق شد که 5 درصد کاندیداهای انحصاری خود را به مجلس نهم روانه کند. البته درصد باقیمانده از این آمار یعنی 45 درصد را کاندیداهای مشترک این دو طیف تشکیل میدهند. در تهران نیز تاکنون آمار پیروزی کاندیداهای جبهه متحد اصولگرا بیش از نامزدهای مورد حمایت جبهه پایداری بوده است.
اصلاحطلبان: مجموعه اصلاح طلبی در این دوره از انتخابات نیز با سازماندهی و تشکلبندی مطلوبی وارد عرصه شد. لیستهای انتخاباتی این جریان البته بیشتر در کلانشهرها ارائه شده و در سطح شهرستانها نامزدهای تکی اصلاح طلب نمود بیشتری داشتند. اگر چه از نمایندگان کنونی اصلاح طلب مجلس هشتم تنها دو نفر موفق به راهیابی به مجلس نهم شدند اما آمار به دست آمده از نتایج انتخابات نشاندهنده پیروزی تعداد قابل توجهی از اصلاح طلبان دارد. بر اساس آمارهای موجود نزدیک به 39 نفر از راه یافتگان به مجلس نهم را اصلاح طلبان تشکیل میدهند. مقیاس درصدی این مجموعه را نیز میتوان 20 درصد کل آمار نهایی اعلام کرد.
حامیان دولت: شاید بتوان گفت که مهمترین بازنده این دور از انتخابات کاندیداهای وابسته به دولت بودهاند. آمار نشان میدهد که حامیان دولت عموما در راهیابی به مجلس موفق نبودند. حتی چنانچه مجموعه جبهه پایداری را مهمترین حامیان دولت به حساب آوریم، پیروزی تعداد انگشت شماری از آنان که به زحمت 2 درصد کل آمار مربوط به پیروزی مجموعه اصولگرایان را شامل میشود، خود بزرگترین دلیل اثباتی شکست دولتیان در انتخابات مجلس نهم به شمار میرود. البته برخی از منابع نیز راهیابی دو نفر از حامیان جریان انحرافی را به مجلس اعلام کردند که البته در متقن بودن آن و اینکه اسامی این نمایندگان شامل چه کسانی میباشد شک و شبهه زیادی وجود دارد.
نامزدهای مستقل: در این دور از انتخابات آمار نامزدهای مستقل راه یافته به مجلس کمتر از دورههای پیشین بوده است. بر اساس آخرین اخبار و نتایج اعلام شده تاکنون 10 نفر از نمایندگان راه یافته به بهارستان نهم را مستقلها تشکیل میدهند. مستقل ها تاکنون حدود 90کرسی مجلس را به خود اختصاص داده اند که رقم قابل توجهی است و اینگونه به نظر می رسد که چرخش مستقل ها به سوی هریک از طیف های سیاسی می تواند تاثیر بزرگی در ترکیب مجلس نهم داشته باشند.اگرچه پیش بینی ها حاکی از احتمال حضورنمایندگان مستقل در دو جبهه متحد یا اصلاح طلبان است.
علت رویگردانی از مجلس هشتم
در مورد اینکه چرا چنین ترکیبی در مجلس نهم شکل گرفت دلایل زیادی ذکر میشود که البته جای هیچ شکی نیست که نارضایتی مردم از مجلس هشتم شورای اسلامی مهمترین عامل رویگردانی و رای متفاوت ملت بوده است. مجلسی که از نظر بسیاری از کارشناسان و حتی خود نمایندگان آن، کارآمدی ضعیفی از خود به نمایش گذاشت. شاید یکی از مهمترین جنبهها و نمودهای عینی این عدم کارآمدی را بتوان در ضعف ابزارها و حلقههای نظارتی آن مشاهده نمود. در حالی که انتظار میرفت پایگاه وکلای ملت در برابر برخی از ضعفها و بیقانونیهای دولت به محل احیای قانون و تامین منافع و حقوق حقه مردم بدل شود، عملا در بسیاری از موارد عقب نشینی محرزی در برابر دولت از خود نشان داد. در مسائلی همچون هدفمندی یارانهها این عدم استفاده از ابزارهای نظارتی نمود بیشتری داشت.
این مسئله تا جایی پیش رفت که رئیسجمهور به صراحت از «در راس امور نبودن مجلس» سخن گفت و برخی از نزدیکان دولت حملات تند و تیزی به مجلس صورت دادند. جدای از رابطه دولت و مجلس مباحث دیگری نیز در این رای متفاوت دخیل است. به نظر میرسد که رویکرد کلی مجلس از جهات بسیاری در هماهنگی با منافع و نیازمندیهای گوناگون مردم نبوده است. تصویب طرحهای جنجالی همچون حقوق مادام العمر سیاسیون، وقف دانشگاه آزاد، وام بلا عوض 100 میلیون تومانی برای نمایندگان و... همگی از نقصانهای عمده مجلس هشتم در این زمینه خبر میدهد. بسیاری از مردم و سیاسیون معتقدند که چنانچه مجلس قوی و توانمندی میداشتیم، فساد مالی 3 هزار میلیارد تومانی اتفاق نمیافتاد.
مردم در این زمینه تنها دولت را مقصر نمیدانند و ضعف ابزارهای نظارتی مجلس را نیز در رخ دادن این قضیه بسیار موثر میدانند.