تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۳۹۳۶۰
«کارکرد و اهداف دیپلماسی رسانه‌ای» در گفت‌و‌گوی ایران با دکتر احمد یحیایی
زهره سعیدی مقدمه: دیپلماسی رسانه ای به معنای به کارگیری رسانه ها برای تکمیل و ارتقای سیاست های خارجی یک کشور در عرصه افکار عمومی بین المللی است. امروزه دیگر رسانه ها مانند گذشته فقط منعکس کننده رفتار سیاستمداران نیستند بلکه گاه به عنوان یک بازیگر فعال در میدان سیاست و تصمیم سازی ها و حتی تصمیم گیری ها نقش موثری دارند.در این زمینه با دکتر احمد یحیایی ایله ای، مدرس و استاد علوم ارتباطات و روزنامه نگاری و نویسنده آثار متعدد در عرصه ارتباطات به گفت‌وگو نشستیم که می خوانید:

* آقای دکتر لطفاً توضیح دهید وضعیت استفاده از روش‌های دیپلماسی رسانه‌ای کشورهای اسلامی و غربی به چه صورت است؟
** اجازه بدهید ابتدا تعریفی از دیپلماسی و دیپلماسی رسانه ای عرض کنم.دیپلماسی اجرای سیاست خارجی دولت است، یعنی روش حل و فصل مسائل مربوط به روابط خارجی با دولت های دیگر، به وسیله مذاکره یا هر طریق مسالمت آمیز دیگر. بنابراین روابط دیپلماتیک، وسیله اجرای سیاست خارجی است.دیپلماسی رسانه ای نیز به معنای به کارگیری رسانه ها برای تکمیل و ارتقای سیاست های خارجی یک کشور در عرصه افکار عمومی بین المللی محسوب می شود، زیرا امروزه دیگر رسانه ها مانند گذشته فقط منعکس کننده رفتار سیاستمداران و کشورها نیستند بلکه گاه به عنوان یک بازیگر فعال در میدان سیاست و تصمیم سازی ها و حتی تصمیم گیری ها نقش موثری انجام می دهند.
اگر به کشورهای اسلامی نگاه کنیم چند موضوع کاملاً مشهود است: نخست رسانه هایی جهانی در کشورهای اسلامی وجود ندارند که نقشی بین المللی ایفا کنند. دوم رسانه های کشورهای اسلامی تاکنون در هیچ کدام از موضوعات بین المللی که حتی به طور خاص در ارتباط با اسلام بوده است دارای دیپلماسی خاص و یکپارچه ای نبوده اند و در نهایت این که نه تنها دیپلماسی را به کار نگرفته اند بلکه بخش بزرگی از رسانه های کشورهای اسلامی صرفاً سیاست رسانه های غربی را دیکته کرده اند.
از سوی دیگر رسانه های غربی در ارائه دیپلماسی رسانه ای درباره موضوعات متفاوت مشی و منشی یکپارچه را به کار می گیرند و همراه و همکار سیاستمداران و دولت های غربی مذاکره، جدل و مبارزه می کنند.
* دیپلماسی رسانه‌ای چه ارتباطی با پرستیژ ملی دارد؟
** رسانه هم می تواند با درشت نمایی نقاط قوت و امتیازات یک کشور باعث افزایش پرستیژ آن در عرصه بین الملل شود و هم می تواند از طریق معرفی نقاط ضعف و به تصویر کشیدن کاستی های موجود از میزان پرستیژ یک کشور بکاهد.
اهداف ملی هر کشور سه دسته است: اهداف اساسی یا اولیه که شامل ارزش های اساسی هر جامعه می شود که عدول از آنها امکان پذیر نمی باشد و کشورها برای حفظ آنها از جنگ نیز خودداری نمی کنند. از جمله این هدف ها می توان به منافع ملی و امنیت یک کشور اشاره کرد. اهداف متوسط یا درجه دوم به هدفهایی اطلاق می گردد که معمولاً متضمن تقاضاهایی از سایر کشورهاست و حصول آنها لازم و ضروری است.
سومین دسته از اهداف ملی هر کشور شامل اهداف جهانی و دراز مدت است که زمان محدودی برای رسیدن به آنها تعیین نشده است. پرستیژ در زیر مجموعه اهداف متوسط یا درجه دوم هر کشور قرار دارد. کار ویژه سیاست پرستیژ این است که بر ارزیابی دولت ها از یکدیگر تاثیر می گذارد.برای مثال اگر رسانه های امریکایی بتوانند افکار عمومی جهان را متقاعد کنند که امریکا بایستی به عراق حمله کند این یک موفقیت برای امریکا است و پرستیژ امریکا را در عرصه بین المللی افزایش می دهد.
به طور مثال برخی از تحلیلگران معتقدند شبکه الجزیره در سال های اخیر در تحول پرستیژ کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نقش مهمی را ایفا کرده است. این شبکه از طریق مشارکت دادن نخبگان عرب در نشست های تلویزیونی باعث شده که تا حدی خودباوری در رسانه های عربی مورد تقویت قرار گیرد. البته نظرات متفاوت دیگری نیز درباره کارکرد الجزیره وجود دارد. بنابراین رسانه هم می تواند با درشت نمایی نقاط قوت و امتیازات یک کشور باعث افزایش پرستیژ آن در عرصه بین الملل شود و هم می تواند از طریق معرفی نقاط ضعف و به تصویر کشیدن کاستی های موجود از میزان پرستیژ یک کشور بکاهد.
برای مثال تاثیر مخرب و هولناکی که فیلم «بدون دخترم هرگز» در اذهان کشورهای دیگر گذاشت قابل کتمان نیست. نشان دادن گوسفندان در خیابان های شهر و مردان مسلحی که در هر نقطه با وضعیتی ژولیده و نامنظم ایستاده اند باعث گردید تصویر ذهنی مردم دنیا از کشورمان بر همین اساس شکل بگیرد بطوری که در آن ایام برخی از مهمانان خارجی که برای اولین بار به کشورمان سفر می کردند از دیدن ساختمان های چند طبقه و آسفالت کف خیابان ها هم تعجب کرده و باور نمی کردند که خیابان های تهران آسفالت باشد.
* لزوم پایبندی کشورها به قواعد دیپلماسی رسانه‌ای چیست؟
** کارکرد رسانه ها بیشتر از هر چیزی ارتباط است و ارتباط، نیاز و درخواست انسان هایی صلح طلب است یعنی اگر قاعده کلی دیپلماسی، مذاکره به جای جنگ باشد قاعده کلی دیپلماسی رسانه ای تبیین مفاهیم و مظاهر صلح است نه ترغیب و توسعه جنگ.اما هر وقت یک کشور به تنهایی تلاش کند که عقاید و ارزش های انحصاری خود را با حیله های خبری به عنوان صلح طلبی بر یک جامعه یا جهان تحمیل کند از قاعده کلی دیپلماسی رسانه ای عدول کرده است.
* ابزارهای دیپلماسی رسانه‌ای چه نقشی را در حفظ امنیت ملی ایفا می کنند؟
** ابزارهای مشخص دیپلماسی رسانه ای عبارتند از تلویزیون، رادیو، خبرگزاری ها، مطبوعات و سایت های خبری. مهمترین ابزار دیپلماسی رسانه ای یکپارچگی جهت گیری در شرایط خاص است، البته این به معنای حذف دیدگاه های خاص هر رسانه درباره موضوعات اجتماعی یا سیاسی نیست. اما بویژه در موضوع امنیت هر کشوری، رسانه ها بایستی دارای دیپلماسی مشخصی باشند تا بتوانند گامی در راستای حفظ مصالح ملی بردارند. در واقع تمامی ابزارهای دیپلماسی رسانه ای بایستی در موضوع امنیت ملی با هم قدم بردارند.
این مهم می تواند از طریق ایجاد جریان سازی خبری مثبت برای افزایش امید در مردم اتفاق بیفتد. برای رسیدن به این هدف، پیش از هر چیز باید با ایجاد مرکزی هوشمند و متخصص در امور خبری، رسانه ای و تبلیغاتی، تمامی مراکز اطلاع رسانی کشور را اعم از تصویری، صوتی یا مکتوب از لحاظ سیاست های کلان و ملی کشور هماهنگ کرد.
* دیپلماسی رسانه‌ای ایران را چطور ارزیابی می کنید؟
** اگر بگویم ما دارای دیپلماسی رسانه ای نیستیم کمی اغراق است اما در این زمینه باید قوی تر و کارآمد عمل کنیم، در برخی موارد مدیریت ابزارهای دیپلماسی رسانه ای غیر حرفه ای عمل می کند. گاهی افرادی که رسانه ها را مدیریت می کنند نگاه استراتژیک ندارند و دیده می شود که کارشناسان رسانه های بین المللی گاهی توانایی تحلیل حرفه ای دیپلماسی رسانه ای غرب را ندارند و برای همین همیشه «پیرو» هستند و عمدتاً عکس العمل نشان می دهند تا خود «پیشرو» باشند و کنش تولید کنند.
* برخی اعتقاد دارند که یکی از مهمترین چالش ها در حوزه دیپلماسی رسانه ای کم توانی در تحلیل اخبار است، این مطلب را چطور ارزیابی می کنید؟
** بله درست است، عمده ترین چالش ناتوانی در تحلیل اخبار و اطلاعات دیپلماسی غربی و پراکندگی در رفتار دیپلماتیک از سوی رسانه هاست. این یک واقعیت است. هر چند برخی صرفاً با کلی گویی ممکن است ادعا کنند که غیر از این اتفاق می افتد. برای رفع این چالش بزرگ بهره گیری از کارشناسان رسانه ای کشور برای راه اندازی ماشین دیپلماسی رسانه ای الزامی است زیرا بدون این کار به طریق گذشته خواهیم رفت.
از آنجا که ارتباط تنگاتنگی بین امنیت و منافع ملی با سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی هر کشوری وجود دارد، وزارت امور خارجه باید بتواند ارتباط نزدیکی با عناصر اجرایی در دستگاه ها و نهاد ها و ارگان های رسانه ای که به هر ترتیبی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نقش ایفا می کنند، برقرار کند. این ارتباط نباید به برقراری جلسات هفتگی با اصحاب رسانه ها محدود شود بلکه باید به صورت کاملاً نظام مند و برنامه ریزی شده در سطح بدنه وزارت خارجه عمومیت پیدا کند. جذب همکاری صاحبنظران مسائل رسانه ای در داخل و خارج کشور به منظور استفاده از نقطه نظرات آنها برای پیش بینی تحولات آتی کشور و تهیه گزارش های کاربردی و راهبردی در تبیین تحولات آینده، امروزه ضروری است.
* جنگ نرم و عملیات روانی چه ارتباطی با دیپلماسی رسانه ای دارند؟
** مسائل زیادی از رسانه ها تاثیر پذیرفته اند که سیاست و دیپلماسی نیز از جمله این حوزه ها هستند، به گونه ای که تحولات به وجود آمده در دیپلماسی و عرصه رسانه ها موجب شکل گیری پدیده جدیدی به نام «دیپلماسی رسانه ای» شده است. امروزه بیشتر سیاست ها از مجرای رسانه ها عبور می کنند و به همین دلیل دولت ها از رسانه ها برای انتقال پیام خود و اعلام مواضع سیاسی به سایر کشورها استفاده می کنند.
جنگ نرم در واقع تبیین همین حرکت خزنده است که از طریق تکرار و تاکید و برجسته سازی پیام توسط رسانه ها انجام می شود. مفاهیمی همچون امپریالیسم فرهنگی، امپریالیسم ارتباطی و امپریالیسم خبری زاییده چنین جنگی است. در واقع جنگ نرم می تواند به عنوان دیپلماسی رسانه ای یک کشور مد نظر قرار گیرد و خلاف اساس دیپلماسی رسانه ای به کار گرفته شود.
* نقش رسانه ها در عرصه های فراملی چیست؟
** اساساً دیپلماسی رسانه ای در سطح بین المللی بایستی در موضع امنیت ملی شکل بگیرد یعنی این اساس دیپلماسی رسانه ای هر کشوری در سطح جهان است که رسانه ها سیاستمداران را کمک می کنند تا پرستیژ ملی را حفظ کنند، منش و مشی کلی را تبیین کنند و در جامعه امید تولید کنند. شاید بتوان گفت امروزه تاثیری که یک خبرنگار یا گزارشگر حرفه ای بر جریان دیپلماسی و جهتگیری های آن دارد کمتر از دیپلمات های وزارت امور خارجه نیست.
طبیعتاً کشور هایی که در این حوزه از پیشینه بیشتری برخوردارند و سابقه طولانی تری را در استفاده از رسانه طی کرده اند تجربیات گسترده تری کسب کرده و از این تجربیات در ارتقای کیفی و کمی مراودات سیاسی و دیپلماتیک خود بهره می برند. همچنین شاهد هستیم که رسانه ها از طریق میزگردها و مناظره های مختلف اهداف و خط مشی های خود را در عرصه های فراملی و فرامنطقه ای مطرح می کنند و در صورت وجود هرگونه اختلاف نظر و یا تعارض منافع کارشناسان و مسئولان سیاسی در کشور مقابل از طریق همین مصاحبه ها و کنفرانس های خبری دیدگاه طرف مقابل را مورد انتقاد قرار می دهند بدین ترتیب رسانه ها در جهت حفظ و تامین امنیت ملی نقش محوری و کلیدی ایفا می کنند.
* کتاب‌هایی که در حوزه دیپلماسی رسانه‌ای در ایران نوشته شده را چطور ارزیابی می کنید؟
** تحقیقات در این زمینه کمتر مورد توجه قرار گرفته است به همین علت کتبی اندک در این زمینه نشر شده است که همین اندک قدمی مهم تلقی می شود. البته برخی مراکز تحقیقات استراتژیکی مطالعات خوبی را شروع کرده اند و امید است این کار به طور گسترده ای مورد توجه صاحب نظران و مورد حمایت مراکز تحقیقاتی قرار گیرد.