تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۲۳۹۳۸۲

ابوالقاسم قاسم‌زاده
حاکمیت سیاسی در آمریکا دوحزبی است. حزب جمهوریخواه و حزب دمکرات که در چرخش قدرت سیاسی دو نهاد اصلی نظام آمریکا؛ کنگره و کاخ سفید (ریاست جمهوری) شکل می‌گیرد. نظام مدیریت در آمریکا فدراتیو است و هر ایالت درحدود اختیارات قانونی به صورت فدرالی مستقل یا استانی اداره می‌شود و بالاترین مقام و مسئول آن استاندار ایالت است که مجلس ایالتی نیز دارد. هر دو حزب (جمهوریخواه ـ دمکرات) در ایالت‌ها رقابت می‌کنند تا مجلس ایالتی و استانداران را از حزب خود داشته باشند و معمولاً نسبت این دو حزب همواره در چرخش قدرت رقابتی است.
الاترین مقام مسئول در آمریکا رئیس جمهور است که فرماندهی کل ارتش آمریکا را به‌عهده دارد. کنگره علاوه بر جنبه‌های قانونگذاری وظایف نظارتی دارد و در مسیر وظایف نظارتی همه ارگانهای مدیریتی در برابر آن مسئول و پاسخگو هستند. رئیس جمهور برای چهار سال انتخاب می‌شود و هر فرد می‌تواند برای دو دوره متوالی خود را نامزد مسئولیت ریاست جمهوری کند. رئیس جمهور آمریکا در اذهان مردم این کشور سمبل ملی است که از طریق انتخابات ملی و سراسری در آمریکا انتخاب می‌شود. انتخابات ریاست جمهوری بزرگ‌ترین حادثه سیاسی ـ اجتماعی در آمریکا خوانده می‌شود و معمولاً‌ یک سال طول می‌کشد و هر رئیس جمهور سال پایانی دوره چهارساله ریاست جمهوری خود را ـ اگر نامزد انتخاباتی برای یک دوره دیگر باشد ـ به مسأله انتخابات اختصاص می‌دهد.
آمریکا در سال انتخابات ریاست جمهوری بسر می‌برد. رقابت درون حزبی (در اردوگاه جمهوریخواهان) برای معرفی نامزد انتخابی حزب شدید است. بحران اقتصادی و نارضایتی عمومی از شرایط مالی اقتصادی فراگیر شده است و خانواده‌های آمریکایی برای اداره معیشت خود دچار سختی و بحرانند. در هر جامعه‌ای اقشار متوسط جامعه تعیین کننده‌اند. در آمریکا بیشترین فشار اقتصادی بر این طبقه که گستردگی بسیار نیز دارد، موجب شده است تا سیاستمداران از هر حزبی که باشند مورد علاقه و اقبال جامعه نباشند.
نامزدهای انتخاباتی در این دوره برنامه روشنی برای عبور از بحران اقتصادی و حل مشکلات مردم در درون آمریکا ندارند. ناچار مسیر شعارهای تند و نقد دوره چهارساله «اوباما» را در دستور کار قرار داده‌اند. دموکراتها ـ حزب اوباما ـ پرونده دوران جرج بوش از حزب جمهوریخواه را بیرون کشیده‌اند و همه مشکلات کنونی را به سیاست‌های جنگ‌طلبانه دوران بوش و «نومحافظه‌کاران» حواله می‌دهند.
نامزدهای جمهوریخواه در برابر این تاکتیک مبارزاتی دموکراتها پاسخی ندارند و فرار از آن دوران را ترجیح می‌دهند. معمولاً وقتی نامزدها در برابر انبوهی از پرسش‌ها درباره مشکلات درونی در آمریکا قرار می‌گیرند، موضوع سیاست خارجی را محور می‌کنند. در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، محور سیاست خارجی همطراز با پرسش‌ها در برابر مشکلات داخلی شده است. ایران در انتخابات آمریکا و در نقد سیاست خارجی محوریت پیدا کرده است.
بخصوص که گروههای فشار صهیونیستی با طرح «امنیت اسرائیل» و موضوع بحران خاورمیانه و پرونده انرژی هسته‌ای جمهوری اسلامی و ادعای تهدید اسرائیل توسط ایران برای آن را موضوع روز کرده‌اند. در هفته گذشته هم رئیس جمهور «شیمون پرز» و هم نخست‌وزیر (نتانیاهو) رژیم صهیونیستی به نیویورک رفتند، تا ضمن ملاقات با «اوباما» و شرکت در نشست سالانه، «ایپک» سازمان یهودیان حامی رژیم صهیونیستی بر التهاب محوریت سیاست خارجی از منظر قدرت‌نمایی آمریکا در خاورمیانه را افزایش دهند.
«اوباما» و هر چهار نفر نامزدهای حزب جمهوریخواه در کنفرانس صهیونیست‌ها و سرمایه‌داران یهودی ـ ایپک ـ سخنرانی کردند.
«اوباما» در سخنرانی خود تلاش کرد تا شعار جنگ‌طلبی علیه جمهوری اسلامی ایران را تخفیف دهد و خاورمیانه در بحران را نیازمند تعامل و مذاکره به‌جای مناقشه معرفی کند.
اما نامزدهای حزب جمهوریخواه، بخصوص «میت رامنی» که از سرمایه‌داران بزرگ آمریکا است و در اغلب ایالت‌ها در مرحله انتخاب نامزد حزبی پیروز شده است و بسیاری معتقدند او نامزد حزب جمهوری‌خواه در برابر «اوباما» نامزد حزب دمکرات خواهد بود و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در مبارزه این دو نفر از دو حزب رقیب، «میت رامنی» از جمهوریخواهان و «اوباما» از دمکراتها دور خواهد زد. «میت رامنی» در سخنرانی خود همچون دیگر نامزدهای هم حزبی خود گفت، «ایران تهدید اصلی برای امنیت اسرائیل است و باید از طریق جنگ نظام جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کرد.»
این سخنرانی‌های نامزدهای حزب جمهوریخواه که همگی از طیف راست افراطی هستند، موجب شد تا «اوباما» در سخنرانی کوتاه خود خطاب به مردم آمریکا هشدار جدی دهد و رقبای سیاسی خود را افراد بی‌مسئولیت بخواند. او گفت، من فرمانده کل ارتش آمریکا هستم، من باید دستور جنگ بدهم، آیا این آقایان که از جنگ می‌گویند مسئولیت‌های فاجعه‌آمیز آن را هم می‌‌پذیرند. فاجعه‌ای که مردم آمریکا هزینه‌پرداز آن خواهند شد و فرزندان آمریکایی‌ها را به کشتن خواهد داد و بحران اقتصادی رادر آمریکا و اروپا دو چندان خواهد کرد. راه‌حل اختلاف‌ها با ایران، مذاکره است و نه جنگ و دستور حمله نظامی به ایران در این شرایط مورد نظر من نیست.
سخنرانی «اوباما» از یک طرف بستر مذاکره با ایران را بار دیگر مطرح کرد و کوبیدن طبل جنگ را برای غرب و به خصوص آمریکا فاجعه‌بار خواند. از سوی دیگر فضای التهاب سیاسی در مبارزه انتخاباتی را تعدیل کرد. سران رژیم صهیونیستی نارضایتی خود از سخنرانی اوباما را ابراز کردند.
«میت رامنی» نگاه به جناح راست در درون حزب جمهوریخواه و جریان افراطی در جامعه آمریکا دارد. این نگاه هرچند خبرساز است اما در شرایط کنونی جامعه آمریکا رای‌آور نیست و تنها دلخوشی برای «لابی» یا گروه‌های فشار صهیونیستی است که در مقاطع انتخاباتی در آمریکا با استفاده از قدرت مالی خود جریان‌ساز می‌شوند.
ایران در انتخابات آمریکا و در بخش سیاست‌ خارجی محوریت پیدا کرده است و رسانه‌های عمومی این کشور آن را در جریان مبارزات انتخاباتی اصل می‌دانند.«اوباما» از شروع مذاکره 1+5 با ایران استقبال کرده است و از آن بهره‌گیری سیاسی می‌کند و می‌خواهد تا انتخابات در بهمن ماه آینده، جریان سیاسی غرب و آمریکا گرایش تعدیل و نشانه‌های حل سیاسی به جای شدت بخشیدن به تخاصم داشته باشد.
در معادله و شعار جنگ یا مذاکره با ایران، روش «اوباما» در جامعه این کشور مقبول‌تر است و تأکید راست‌گرایان افراطی از حزب جمهوریخواه و نامزد آن‌ها «میت رامنی» بر جنگ، از هم اکنون شکست خورده است.
ایران در بخش سیاست خارجی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، موضوع روز شده است و مواضع نامزدهای دو حزب درباره آن‌ برای به دست آوردن رأی مردم بسیار حائز اهمیت است.