* با شروع شدن مساله پرونده هستهای ایران در شورای امنیت، روسیه در قبال ایران سیاست خاصی را در پیش گرفت. به نظر شما روسیه براساس چه موقعیت و جایگاهی در نظام بینالملل، در این مقطع فعلی به همکاری با ایران پرداخت؟
** اگر روابط ایران و روسیه را به سه سطح روابط دوجانبه، منطقهیی و بینالمللی تقسیم کنیم، میتوان گفت که مهمترین سطح آن همین سطح بینالمللی است. در واقع این نیازی است که این دو کشور در سطح بینالمللی به یکدیگر دارند و تعاملی است که باید در این سطح با یکدیگر برقرار کنند. پس رفتار روسیه با ایران تنها در چارچوب تعامل سیاست خارجی روسیه با نظام بینالملل قابل بررسی است.
ولی سیاست خارجی روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دچار تغییر شد و از استراتژی مشخص و معینی که یک روند طولانی را طی کند برخوردار نبود.
ببینید، روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سه دوره را در سیاست خارجی خود پشت سر گذاشته است. نخستین دوره سیاست خارجی روسیه که در قالب تز «خانه مشترک اروپایی» فعالیت میکرد از زمان گورباچف شروع شد و تا زمان یلتسین هم ادامه یافت. در واقع عضویت در ناتو، اتحادیه اروپا و همینطور همکاری خیلی گسترده با اتحادیه اروپا و آمریکا رویکرد اصلی سیاست خارجی روسیه در این مقطع بود که میتوان گفت غربگراها و تیم یلتسین بر سیاست خارجی روسیه حاکم بودند، اما در دوره دوم که از سال 1996 با وزیر خارجه شدن پریماکوف شروع شد، گردشی در سیاست خارجه روسیه آغاز شد که همزمان نگاه به شرق و غرب را مدنظر داشت.
* روسیه با نگاه به شرق به دنبال چه چیزی بود؟
** در این دوره روسیه دوباره نگاه ویژهیی به خاورمیانه و جهان اسلام است. یعنی روسیه دوباره به مناطق پیرامون خودش و خارج نزدیک خیلی اهمیت داد و به طور مستقیم در حوزه کشورهای پیرامون خودش یعنی جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز، کشورهای اروپای شرقی که جمعیت روسزبان در آنجا زندگی میکنند؛ توجه ویژهیی به اقلیتهای روس کرد. همچنین به خارج نزدیک، خاورمیانه و جهان اسلام. همکاری استراتژیک روسیه با چین و هند مطرح شد که منجر به رشد فوقالعاده روابط روسیه با این دو کشور در این دوره شد. پس اینها مظاهر دوره دوم سیاست خارجی روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود. منتها من بر این اعتقادم که روسیه این مرحله را هنوز در همان چارچوب سیاست خارجی پیشین که از زمان شوروی به ارث برده بود، دنبال میکرد. به همین دلیل هم سیاست خارجی روسیه بعضاً هزینههایی میکرد که نتیجهیی هم نمیگرفت. از جمله این هزینهها در صربستان و یوگسلاوی بود که در مقابل سیاستهای آمریکا روی این کشورها مقاومت میکرد ولی نتیجهیی هم از آن حاصل نمیکرد.
* در مرحله سوم چه اتفاقی افتاد؟ آیا در سیاست خارجی روسیه تغییر عمدهیی حاصل شد؟
** بله. در مرحله سوم تعادل بین نگاه به شرق و غرب حفظ شد، اما پوتین که مظهر دوره سوم سیاست خارجی روسیه است دو ویژگی خاص را در سیاست خارجی روسیه درج کرد. نخست اینکه سیاست خارجی روسیه به طور فوقالعادهیی عملگرا شد و دوم اینکه، پوتین از سال 2000 به بعد به دنبال مشارکت راهبردی با اروپا و به ویژه با آمریکا بود. بعد از حادثه 11 سپتامبر نیز رابطه شخصی بین پوتین و بوش ایجاد شد و در شکل دو شریک راهبردی عمل کردند. در واقع اهداف مشترکی تعریف شد که مبارزه با تروریسم و جرائم مختلف بینالمللی بود.
* در واقع همزمان با برقراری روابط مشترک و راهبردی بین روسای جمهوری روسیه و ایالات متحده آمریکا بود که خصومت آمریکا با ایران نیز تشدید شد و کشورمان از سوی ایالات متحده آمریکا بعد از همکاری ایران در مسائل امنیتی افغانستان جزء محور شرارت قرار گرفت. ضمن اینکه پس از حمله آمریکا به عراق؛ پرونده هستهیی ایران نیز در نظام بینالملل مطرح شد و تا شورای امنیت و قطعنامههای صادره از سوی آن کشیده شد. در این مقطع مواضع روسیه نسبت به ایران که از نگاه به شرق میتواند در سیاست خارجی روسیه مورد ارزیابی قرار گیرد، چگونه بود؟
** این قسمت را عرض میکنم، اما در سالهای اول بعد از 2000 تا 2004 تز مشارکت راهبردی با آمریکا بیشتر غلبه داشت، ولی روسیه یک مشکل اساسی با آمریکا داشت و آن هم هژمونی آمریکا و نظام تکقطبی بود که آمریکا آن را در سطح دنیا دنبال میکرد و روسیه هم در مقابل آن مقاومت میکرد و به دنبال افزایش جایگاه خود در نظام بینالملل بود. به نظرم آرام آرام روشن شد که غرب جایگاه موردنظر روسیه را برای آن قائل نیست و این تز مشارکت راهبردی در سیاست خارجی روسیه تبدیل شد به یک نوع مشارکت و مقاومت. یعنی روسیه در عین حال که به دنبال مشارکت و همکاری در طرحهای آمریکا بود ولی در مقابل سلطهجویی و هژمونی آمریکا نیز مقاومت میکرد.
در واقع در زمانی که آمریکا به افغانستان حمله کرد، روسیه به راحتی به آمریکا اجازه داد که در مناطق پیرامونیاش در ازبکستان و گرجستان پایگاه ایجاد کند، چون روسیه در این مقطع سیاست خارجی مشارکت راهبردی با آمریکا را داشت و پوتین نیز انتظار داشت که دستاوردهای زیادی را از همکاری با آمریکا داشته باشد، ولی ما بعداً دیدیم که روسیه با حمله آمریکا به عراق مخالفت جدی کرد و با شکست طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا نیز یک حالت اعتراضآمیز به خود گرفت که این همان مقاومت روسیه در مقابل هژمونی روسیه محسوب میشود. بنابراین در سیاست خارجی روسیه نسبت به آمریکا بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ما شاهد دو دوره سرخوردگی هستیم.
* این دوران سرخوردگی روسیه نسبت به سیاستهای منطقهیی آمریکا به چه زمانهایی برمیگردد؟
** به سالهای 6 – 1995 و سالهای 6 – 2005 در واقع در دوره اول روسیه دید که همکاریاش با اتحادیه اروپا و آمریکا از دستاورد چندانی برخوردار نیست و موجی نیز در داخل روسیه ایجاد شد که روسیه نباید به طور کامل به سمت غرب برود و دور دوم نیز پوتین احساس کرد که آمریکا بدون مشارکت روسیه، مسائل جهان را حل و فصل میکند، البته در این مقطع روسیه به تواناییهایی هم دست یافته بود؛ ثبات نسبی در کشور ایجاد شده بود و رشد اقتصادی نسبی که داشتند و مهمتر از همه اندوختهیی که از صادرات نفت و گاز ایجاد شده بود و جایگاهی که روسیه در حوزه تولید و انتقال انرژی در دنیا پیدا کرده بود، به شکلی که حتی میتوانست به این وسیله کشورهای دیگر را هم تهدید کند، باعث شد که مقاومت روسیه در کنار مشارکت آن با آمریکا نیز برجسته شود. بنابراین ما شاهد این هستیم که طی سک سال گذشته سخنان تندی بین رئیسجمهور روسیه و مقامات روسی با مقامات غرب و به خصوص آمریکا رد و بدل میشود که این امر نشاندهنده نارضایتی روسیه از مواضع غرب است. در واقع من میخواهم بگویم که الان مشارکت و مقاومت به طور همزمان در چارچوب سیاست خارجی دوره سوم روسیه وجود دارد.
* الان روسیه تا چه میزان سیاست مشارکت و مقاومت را در قبال پرونده هستهیی ایران در شورای امنیت لحاظ کرده و به کار میبرد؟
** روسیه به طور دقیق، در همین چارچوب در مورد ایران عمل کرده است تا آنجایی که پرونده هستهیی ایران در مقابل هژمونی و سلطهجویی آمریکا بوده، روسیه مقاومت کرده است و در آنجایی که روسیه احساس میکرده آمریکا با پیش بردن این پرونده، تلاش میکند تا نفوذش را در منطقه گسترش دهد، باز هم مقاومت میکرده است، اما روسیه امکان و قدرت وتو نداشته است زیرا هنوز از توانمندی کافی برای مقابله با آمریکا برخوردار نیست و به همین دلیل هم در یک حوزه تعریف شده با آمریکا و اروپا مشارکت میکند. چون نمیتواند از آنها صرفنظر کند ضمن اینکه نمیخواهد یک نظام تک قطبی بر جهان حاکم شود. پس طبیعتاً به طور همزمان مقاومت و مشارکت میکند. منتها روسیه بدون اروپا در این مقاومت در برابر آمریکا کم میآورد به همین دلیل نقش اروپا در مسائل جهان و اینکه در کدام سمت باشد اهمیت مییابد.
* در کجاها روسیه نسبت به مقاومتش در قبال آمریکا کم میآورد؟
** یکی در حوزه محل اتفاقنظر کشورهای دیگر است یعنی جایی که آمریکا، اروپا، چین و ژاپن هم به طور مشترک نظر مشترکی پیدا میکنند، دوم در جایی است که فشارهای آمریکا به روسیه میتواند برای روسیه هزینه فوقالعادهیی داشته باشد. در واقع در این دو نقطه است که روسیه دارد کم میآورد و به طور طبیعی میتوان گفت که ظرف مقاومت روسیه در همه مسائل بینالمللی در مقابل آمریکا محدود است. از جمله در مورد پرونده هستهیی ایران. نمونه اخیر آن نیز ایجاد سامانههای دفاع موشکی در برخی از کشورهای اروپای شرقی است.
* آقای دکتر، قبل از اینکه وارد بحث سامانههای دفاع موشکی شویم تا حدی به بررسی استفاده از حق وتو در شورای امنیت از سوی روسیه بپردازیم. آیا با وتو کردن قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران، تعارضی بین روابط روسیه با اتحادیه اروپا و آمریکا به وجود میآید که منافع روسیه به خطر جدی مبتلا خواهد شد؟
** میدانید که روسیه به هر حال در ظرف مقاومت محدودی بازی میکند و تلاش میکند که خیلی هم ایران و اروپا را از دست ندهد. روسیه خیلی مایل است ایران کاری نکند که اروپا در پرونده هستهیی ایران به سمت آمریکا برود. در واقع روسیه تلاش کرد که ایران خواستههای اروپا را برآورده کند و صف روسیه و اروپا مشترک بماند، چون روسیه میدانست که با اتحادیه اروپا ظرف مقاومتش در مقابل آمریکا افزایش پیدا میکند، اما وقتی که اروپا و آمریکا در یک صف باشند، به طور طبیعی روسیه هم ظرف مقاومتش در پرونده هستهیی ایران محدود میشود. ضمن اینکه روسیه هم به دلایل متعدد مایل به دیدن یک ایران هستهیی نیست.
* حالا به بحث قبلی که شما میخواستید به آن بپردازید بازگردیم. پوتین چندی پیش اعلام کرد که روسیه توانسته است تعدادی موشک با چندین کلاهک آزمایش کند که بتواند سامانههای دفاع موشکی که آمریکا میخواهد در برخی از کشورهای اروپای شرقی کار بگذارد را مهار کند. ضمن اینکه شما در مصاحبههای گذشته عنوان کردید که روسیه دارد از ایران به عنوان خاکریزی استفاده میکند تا جلوی نفوذ آمریکا را به قلمرو خود بگیرد. نظر شما در این دو مورد چیست؟
** نه. ببینید خاکریزی که من از آن صحبت کردم به این معنی بود که روسیه احساس میکند که اگر در مورد ایران کوتاه بیاید و آمریکا با ایران برخورد کند، امکان دارد که گامهای بعدی خیلی نزدیکتر به روسیه باشد یا خود روسیه باشد. اما در مورد ایجاد سامانههای دفاع موشکی هم اگر دقت کنید، روسیه دارد همین بازی را میکند. یعنی از یک طرف مخالفت میکند و به طور صریح این امر را تعبیر کرد به اینکه آمریکا امپراتوری رایش سوم است و به هر حال آمریکا امپراتوری را در دنیا راه انداخته است، ولی از طرف دیگر میآید و مطرح میکند که به صورت مشترک سامانههای دفاع موشکی را در خاک روسیه انجام دهند و پایگاه راداری روسیه در آذربایجان مورد استفاده قرار گیرد.
پس این دو نکته قابل ملاحظه است. نخست همان نکتهیی است که اشاره کردم یعنی مقاومت روسیه در مقابل آمریکا است که همزمان تلاش میکند با آمریکا هم مشارکت داشته باشد. چون قدرت مقابله جدی را ندارد. یعنی اگر الان دوره جنگ سرد بود، روسیه اعلام میکرد که این کار نباید صورت بگیرد، ولی چون روسیه از توان کافی برخوردار نیست، میگوید آمریکا حق ندارد این کار را انجام دهد یا اینکه من هم میروم و سامانه دفاع موشکی در جای دیگر ایجاد میکنم، ولی الان روسیه نه پایگاهی در کوبا دارد و نه توان هزینه کردن برای این کار را دارد. در نتیجه مقاومت محدودی میکند چون دیگر الان آن قاعده جنگ سرد وجود ندارد. پس روسیه تلاش میکند که در این برنامه مشارکت کند.
* مواضع کشورهای اروپای شرقی نسبت به ایجاد سامانه دفاع موشکی آمریکا در خاک آنان چیست؟ به خصوص اینکه تا قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جزئی از بلوک شرق محسوب میشدند؟
** ایجاد سامانه دفاع موشکی از سوی آمریکا در چک و لهستان در چارچوب کلی سیاست امنیتی و نظامی آمریکا در جهان قابل فهم است. این کشور همچنان به دنبال گسترش مرزهای دفاعی خویش است. ایجاد سامانه دفاع موشکی از یک سو مقابله با تهدید ناشی از روسیه، چین، خاورمیانه و خاور دور را دنبال میکند و از سوی دیگر نشان از برتری یافتن اروپای مرکزی در سیاست خارجی آمریکا دارد. این اروپای به اصطلاح نوین میتواند نقش بهتری در سیاست خارجی آمریکا ایفا کند؛ هم از آن رو که از وابستگی بیشتری برخوردار است و هم از این جهت که نقش بیشتری را در زمینه مقابله با نفوذ روسیه در اروپا بازی میکند. تظاهرات و اعتراضات در سفر بوش به آلمان و استقبال گسترده از او در آلبانی، لهستان و بلغارستان در هفته گذشته تفاوت اروپای قدیم و جدید را به نمایش میگذارد. اما با وجود تعارفات موجود میان رهبران دو کشور روسیه و آمریکا تردیدی نیست که یکی از اهداف اصلی آمریکا از ایجاد سامانه دفاع موشکی در چک و لهستان مقابله با روسیه و کاهش بیشتر نفوذ این کشور در اروپای شرقی و آسیای مرکزی و قفقاز است. عکسالعمل روسیه به این طرح را نیز با توجه به وضعیت کنونی روسیه و قواعد حاکم بر سیاست این کشور میتوان تحلیل کرد.
* تحلیل شما از عکسالعمل روسیه در این خصوص چیست؟
** سیاست خارجی روسیه عصر پوتین در قبال آمریکا را میتوان «دکترین مشارکت و مقاومت» نامید. روسیه در این دوره در چارچوب یک سیاست خارجی غیرایدئولوژیک و کاملاً عملگرا که حاضر نیست بدون در نظر گرفتن فایدهیی هزینهیی کند با پذیرش ساختارهای موجود نظام بینالملل به دنبال کسب جایگاه مناسب خویش در این عرصه است و به همین دلیل میدان بازی بزرگی را برای مشارکت و همکاری با آمریکا و اروپا پیشروی خود میبیند. دکترین نظامی روسیه اما هنوز و با وجود گذشت نزدیک به دو دهه دارای ویژگی عکسالعملی است. اگر طی سالهای گذشته دکترین نظامی روسیه در یک نوبت در سال 1997 رویکرد اوراسیایی یافت و در سال 2000 به ناتو به عنوان یک تهدید نگریست و در سال 2003 حق دفاع پیشگیرانه را برای روسیه ایجاد کرد، اما هنوز به مقدار زیادی خالی از ابتکار و عکسالعمل است.
شاید توان و استحکامی که روسیه در عصر پوتین یافته است، هنوز قدرت کافی را برای ورود روسیه به این عرصه ایجاد نکرده است. از سوی دیگر تجربه روسیه در ورود به جنگ ستارگان و شکست در این رقابت موجب شده است که از هرگونه ورود به رقابت تسلیحاتی جدید اجتناب کند. شاید پیشنهادهای متفاوت و مکرر روسیه به آمریکا برای مشارکت در طرح سپر موشکی نیز در این راستا قابل تحلیل باشد. روسیه از سویی تلاش میکند در تعریف دشمن فرضی مورد نیاز سیاست خارجی آمریکا مشارکت کند و از سوی دیگر طرح کشاندن روسیه تجهیز شده به سرمایههای ناشی از فروش انرژی به یک رقابت جدید تسلیحاتی را با شکست مواجه کند.
* در نهایت، هدف پوتین رئیسجمهور روسیه از پیشنهاد بهرهبرداری مشترک از پایگاه راداری «قبله در آذربایجان» چیست؟
** پیشنهاد نهایی پوتین رئیسجمهور روسیه به رئیسجمهور آمریکا در زمینه بهرهبرداری مشترک از پایگاه راداری «قبله» در آذربایجان میتواند اهداف متفاوتی را دنبال کند. پایگاه قبله که در سال 1360 به بهرهبرداری رسید اگرچه همچنان که رئیسجمهور روسیه اشاره کرده است نیاز به نوسازی دارد اما از توانایی قابل توجهی برای کسب اطلاعات از ایران، ترکیه، کشورهای عربی و خاورمیانه و حتی شرق دور برخوردار است. به نظر میرسد ارائه این پیشنهاد بیش از مشارکت در این زمینه، هدف به نمایش گذاشتن اهداف آمریکا از ایجاد سپر موشکی را دنبال میکند و با این پیشفرض ارائه شده است که آمریکا حاضر به کنار گذاشتن طرح موجود و انتخاب این جایگزین نیست. باید در نظر داشت که طرح کنونی آمریکا ایجاد یک مجموعه شامل 10 رهگیر در لهستان و یک سیستم راداری در چک است و سیستمی را کامل میکند که در حال حاضر در ایالات متحده، گرینلند و بریتانیا مستقر است در حالی که پایگاه قبله تنها شامل یک سیستم راداری است.
* در مورد تحویل سوخت نیروگاه هستهیی بوشهر از سوی روسها که با تاخیر خیلی زیادی مواجه شده است، نظر شما چیست؟ آیا صرفاً مسائل مالی که از سوی روسها مطرح میشود علت تاخیر تکمیل نیروگاه بوشهر است یا این مساله تحت تاثیر مسائل سیاسی و به خصوص در ارتباط با روابط با آمریکا قرار گرفته است؟
** پروژه بوشهر الان تا حدودی در قالب پرونده هستهیی ایران درآمده است، چون پرونده هستهیی ایران به یک پرونده بینالمللی تبدیل شده است، در نتیجه ارسال سوخت هستهیی و تکمیل نیروگاه بوشهر از سوی روسها نیز بیتاثیر از پرونده هستهیی ایران در شورای امنیت نیست.
* به اعتقاد شما الان این دو پرونده به یکدیگر گره خوردهاند؟
** بله. فکر میکنم که اینها بیارتباط از یکدیگر نیستند. امکان دارد روسیه تحویل سوخت هستهیی بوشهر را یک مقدار زمان بر کند. به این علت که روسیه منتظر است که ببیند سرنوشت پرونده هستهیی ایران چه خواهد شد. قطعاً فضای پرونده هستهیی ایران بر فضای همکاری روابط روسیه و ایران در نیروگاه بوشهر تاثیرگذار خواهد بود. به دلیل فشارهای ویژهیی که روسی روسیه میآید و هم روی این موضوع.
* این فشارهای ویژهیی که بر روسیه تحمیل میشود تا نیروگاه هستهیی بوشهر تکمیل نشود، چیست؟
** این فشارهای ویژه از جانب آمریکا است. تقریباً اولین بند تمام مذاکرات مسئولان آمریکایی که به مسکو میآیند یا مسئولان روسی که به آمریکا میروند، روی بحث بوشهر است که آمریکاییها به روسیه فشار وارد میکنند. این موضوع با مسائل زیاد دیگر در حوزه روابط روسیه و آمریکا مانند ورود روسیه به سازمان تجارت جهانی و... ارتباط داده میشود. هر چند که قبل از تصویب نخستین قطعنامه شورای امنیت علیه پرونده هستهیی ایران بحث مربوط به نیروگاه بوشهر برای روسیه استثنا و مجزا شده است، ولی این روند ممکن است در آینده به این صورت پیش نرود.