تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۰۴۰
پاسخ‌های هاشمی‌رفسنجانی به پرسش‌های «اعتماد»
مقدمه: گروه سیاسی: در روزهای پایانی سال گذشته گفت وگویی با آیت الله هاشمی رفسنجانی انجام شد. در آن مصاحبه پرسش های مختلفی درباره عملکرد دور پنجم مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شد و هاشمی رفسنجانی هم پاسخ های نسبتا مفصلی به این سوال ها داد و از عملکرد نهاد متبوع خود دفاع کرد. به دلیل محدودیت زمان مصاحبه و مشغله کاری رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام سوال های دیگر«اعتماد» که بیشتر به مسائل روز و شخصیت هاشمی رفسنجانی می پردازد به صورت کتبی برای ایشان ارسال شد و رییس مجمع تشخیص هم به تمام پرسش ها پاسخ داد. در این گفت وگو هاشمی رفسنجانی به سیاست خارجی دولت و مدیریت اقتصادی کشور انتقادهای جدی وارد می کند و به صراحت می گوید در قبال مسائل کشور سکوت نکرده است.

* یکی از پرسش های عمده مردم این است که «هاشمی رفسنجانی همیشه بوده است.» شما چرا همواره در متن حضور داشته اید و هیچگاه به حاشیه نرفته اید؟
** اگر منظور شما از متن، در راس مسوولیت ها باشد که درست نیست. اما اگر منظور در متن دفاع از انقلاب باشد، درست است. شاید این حالت به خاطر سابقه یی باشد که در برپایی این نظام داشته ام. البته من فکر می کنم اگر مسوولان در تمام مسوولیت ها با مردم یکرنگ و یکدل و در انجام وظایف خویش، از ریا گریزان باشند، همیشه در متن جامعه و بالاتر از آن، در دل مردم خواهند بود. حتی اگر در قید حیات نباشند. مثل مرحوم مدرس یا امام راحل که می بینید نقش ایشان در متن جامعه بسیار بالاتر و بیشتر از افرادی است که زنده هستند.
* شما در مجلس سوم رییس پارلمان بودید و در میانه آن به ریاست جمهوری رفتید. تعامل شما به عنوان رییس دولت با مجلس سوم و سپس چهارم و پنجم چگونه بود؟
** حضور من در مجلس از لحاظ تعامل با دولت به دو قسمت تقسیم می شود. در سال های اول که بنی صدر رییس جمهوری بود، تعامل مجلس با دولت دوگونه بود. رفتارهای سیاسی شخص بنی صدر به گونه یی بود که با مجلس مخالفت می کرد. در کنار آن دولت هایی که ایشان به مجلس معرفی می کرد، باتوجه به تفاوت دیدگاه ها رفتاری با مجلس داشتند که می توان آن سال ها را باتوجه به جمیع جهات موفق ارزیابی کرد. پس از عزل بنی صدر، در یک مقطع کوتاه، شهید رجایی و شهید باهنر، رییس جمهوری و نخست وزیر بودند که تعامل دولت و مجلس خیلی خوب بود و پس از آنها هم اگرچه اختلافات سلیقه یی همراهی رییس جمهوری و نخست وزیر را کم رنگ کرده بود، اما تعامل هر دو با مجلس آنقدر خوب بود که توانستیم دوره های سخت، مانند جنگ تحمیلی را پشت سر بگذاریم. درباره برنامه توسعه هم باید بگویم آنچه دولت آقای موسوی برای تصویب به مجلس آورده بود، به خاطر مسائل جنگ و کمبود بودجه ها در همان حد ماند. پس از قبول آتش بس از سوی ایران، امام راحل در یک بیانیه مهم، به مسوولان کشور دستور تدوین برنامه های درازمدت را دادند که این کار پس از رحلت ایشان و انتخاب آیت الله خامنه یی به عنوان رهبر وانتخاب من به عنوان رییس جمهوری شروع شد.
اینکه مسائلی چون بودجه های سالانه را چگونه پشت سر می گذراندیم هم مقاطع مختلفی داشتیم. در شروع کار، مجلس همکاری خوبی با دولت داشت. تصویب مجلس برای دریافت اعتبار از خارج کار خوبی بود، اما در دوره های بعدی، بعضی از مجلسی ها، با سیاسی کاری همکاری دولت و مجلس را مخدوش کردند و همین باعث شد که ما بعضی از سیاست های دوران سازندگی را اجرا نکنیم. یکی از کارهایی که در برنامه ما بود و اگر انجام می شد، اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، شوک تورمی به جامعه نمی داد، سیاست تعدیل بود که چند فلش داشت. مثلابرای قیمت واقعی نان برنامه یی داشتیم که مجلس با طرح سه فوریتی جلوی آن را گرفت، اما بعدها دیدند که همان سیاست درست بود و با قبول عوارض منفی به همان سمت رفتند.
* شما در سال 1340 با نوشتن کتابی پیرامون امیرکبیر نشان دادید که الگوی شما چه کسی است: چرا شخصیتی روحانی باید الگویی غیرروحانی داشته باشد؟ اصلاعلت علاقه شما به ایشان چیست؟
** الگوی من امیرکبیر نبود، بلکه علاقه ایشان به استقلال و ساختن ایران را می ستودم. در زمانه یی که شاهان قاجار، تمام امکانات کشور را در خدمت لذایذ حکومتی خویش می گرفتند و شمال و جنوب کشور را به قیمت تداوم سلطنت خود، به دشمنان و همسایگان می دادند، اقدامات امیرکبیر مخصوصا در تاسیس دارالفنون، بیگانه ستیزی و تلاش برای خوداتکایی و توجه به علم و دانش و آگاهی ستودنی بود. نگارش کتاب امیرکبیر را با این نگاه بررسی کنید که روحانیت در ایران به دنبال ساختن دنیا و آخرت مردم است و هرکس در این راه حرکت کند، روحانیت از آن شخص حمایت می کند.
* بسیاری معتقدند آن زمان که از سوی مردم به عنوان رییس جمهوری ایران انتخاب شدید، به پیمودن راه امیرکبیر علاقه فراوان داشتید و حتی عنوان سردار سازندگی برشما نهادند. اکنون که سال ها از دوران ریاست جمهوری شما می گذرد فکر می کنید چقدر با راه میرزاتقی خان امیرکبیر فاصله داشتید؟
** آنچه ما در دوران سازندگی به دنبال آن بودیم، بسیار فراتر از برنامه ها و فعالیت های امیرکبیر بود زیرا امیرکبیر مدت کوتاهی با محدودیت های فراوان فرصت سازندگی داشت. ولی دولت سازندگی با دو برنامه جامع پنج ساله دستاوردهای بسیار بزرگی برای کشور داشت. علاقه من بیش از پیمودن راه امیرکبیر، حرکت همه جانبه کشور به سوی توسعه همگانی بود که شیوه امیرکبیر هم جزوی از آن بود.
تفاوت اساسی دوران سازندگی با دوره امیرکبیر، شرایط زمانی و مکانی بود. توجه داشته باشید که اگر امیرکبیر از صفر، ایده ساختن ایران را در سرداشت، شرایط ما در سال 68 زیر صفر بود. از لحاظ بودجه، 51 درصد کسری داشتیم. پنج استان کشور که در طول هشت سال جنگ درگیر جنگ بودند، ویران شده بودند. بسیاری از زیرساخت های کشور، ویران بودند.
در این مقایسه، فاصله دوران سازندگی با راه امیرکبیر زیاد بود. از لحاظ دستاوردها هم تفاوت ها خیلی زیاد است که بیشترین علت آن همدلی مسوولان در دوران سازندگی بود. امیرکبیر مزاحمت های بی شماری چون عدم عزم شاه مملکت و دخالت های اجانب داشت که ما نداشتیم و کارشکنی های فراوان. در دوران سازندگی تمام کشور کارگاه ساختن کشور شده بود و همه آستین همت خود را بالازده بودند که همکاری کنند. البته این همکاری در مقطع دوم دولت من، به تدریج کم شد و کم کم مزاحمت هایی شروع شده بود.
* زمانی بود که شما علاقه داشتید ایران به ژاپن اسلامی تبدیل شود و در این راه اندیشه های فراوان در سر داشتید: راه آن را هم از قضا اقتصاد آزاد می دانستید. به نظر شما ایران فعلی با ژاپن چقدر فاصله دارد و برای رسیدن به این مطلوب باید چه مسیرهایی طی کند؟
** اقتصاد آزاد، بسیار فراتر از آرزوهای ژاپن اسلامی است. امروزه، همه جهان و همه حکومت ها به سوی اقتصاد آزاد می روند و در این راه موسسه های بین المللی، مثل سازمان تجارت جهانی را تعبیه کرده اند. سرخوردگی های مردم اکثر کشورهای جهان، از شیوه های اقتصادی کمونیست ها که می خواستند همه فعالیت ها را در حصار آهنین دولت داشته باشند، حکومت ها را به سوی اقتصاد آزاد رهنمون کرد و ما هم که تجربه های تلخ جهانی را در کنار آموزه های اسلام داشتیم، نمی خواستیم و نمی توانستیم به چیزی جز تقویت بخش خصوصی فکر کنیم. مثلادر آموزش عالی، با تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی دیدید که چگونه در کمتر از 30 سال، فضاهای دانشگاهی کشور آن هم در همه مناطق کشور، بسیار بیشتر از فضاها و تاسیساتی شد که در طول تاسیس دانشگاه در ایران شده است. پس چرا از این تجربه در میادین دیگر مخصوصا اقتصاد استفاده نکنیم؟
ژاپن هیچ وقت تمام ایده ما نبوده است. موفقیت های اقتصادی و صنعتی آن را بخشی از آرزوهای کشور، در راه تعالی وپیشرفت می دانستیم و می دانیم که امکانات و ظرفیت های بالقوه اسلام وایران، بسیار فراتر از ژاپن است که اگر با واقع گرایی و برنامه های مدون برای به فعلیت رساندن آن زمینه ها تلاش کنیم، ایران اسلامی خود تبدیل به الگویی برای سایر کشورها می شود. حتی اگر سیاست های کلی چشم انداز ایران در 1404 به خوبی در مصوبات مجلس و لوایح دولت نهادینه و به درستی اجرا شود، کشورهای دیگر برای توسعه و پیشرفت، از الگوی ایرانی پیروی می کنند.
* برخی منتقدان سیاست های حضرتعالی در دولت سازندگی معتقدند توجه شما به توسعه اقتصادی بیش از سایر موارد بود و کلاتوسعه اقتصادی و رشد سازندگی اولویت بیشتری نسبت به توسعه همه جانبه برای شما داشت. پاسخ شما به این انتقادها چیست؟
** اگرچه به این انتقاد در همان زمان و بعدها در قالب جوابیه های متعدد پاسخ داده ایم اما گویا منتقدان، تاکتیک تکرار را به عنوان یک اصل برای القای ما فی الضمیر خویش برگزیده اند و هیچ اعتنایی به پاسخ های مستند، مستدل و متقن نمی کنند. اولادر سال های آخر سازندگی، کتابی به نام «آمار سخن می گوید» از سوی وزیر اقتصاد دولت فعلی و آقای میرزاده منتشر شد که نشان می دهد توسعه در سیاست های سازندگی همه جانبه بود.
ثانیا شواهد و قراینی که در جامعه وجود دارد، این موضوع را ثابت می کند که حرف های منتقدین، یک ادعای بدون پشتوانه است. مثلادرباره عدم توجه دولت سازندگی به توسعه سیاسی حرف می زنند و وقتی از آنان می پرسیم شاخص توسعه سیاسی در یک کشور چیست؟ می گویند حضور مردم در انتخابات. براساس همین حرف آنان، حضور مردم پس از دو دوره دولت من که به دوران سازندگی مشهور شد، برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری سال 76 چگونه بود؟ دیگر آن درصد حضور مردم در انتخابات تکرار نشد.
یا از عدم توسعه فرهنگ می گویند که وقتی می پرسیم شاخص های توسعه فرهنگی چیست؟ در نخستین جمله سراغ علم و دانش و روزنامه می روند. اما وقتی آمار توسعه مراکز علم و دانش مخصوصا مدارس و دانشگاه را می بینند، می گویند توسعه باید در جامعه نمود داشته باشد. ما در دوران سازندگی برای دانش آموزان در مقاطع مختلف مدارس شبانه روزی را در مناطق محروم به راه انداختیم که دانش آموزان آن دوره، الان دانشجویان کشور هستند.
در توسعه دانشگاه ها هم علاوه بر دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، دانشگاه علمی – کاربردی و دانشگاه های غیرانتفاعی را تاسیس کردیم که در جلب و جذب جوانان به دانشگاه بسیار موثر بودند. درباره روزنامه ها هم براساس آمار و ارقام موجود، اولاانتشار مطبوعات به شدت افزایش یافت و ثانیا هیچ روزنامه یی در دوران سازندگی به خاطر انتقاد از دولت بسته نشد. شاید یادتان نباشد که روزنامه سلام فقط برای انتقاد منتشر می شد و تا پایان دولت من هم ادامه داشت. تاسیس مجموعه انتشارات همشهری و ایران از دستاوردهای آن زمان است.
البته در مقوله فرهنگی یک عیب اساسی در کشور داریم که کارهای فرهنگی متولی خاصی ندارند و همه دستگاه ها خود را دخیل می دانند و به هنگام پاسخ به انتقادها خود را کنار می کشند. ضمن اینکه اگر انتقاد از کارهای فرهنگی دولت سازندگی با همه این مسائل ازجمله بازسازی مناطق جنگی و سازندگی کشور که گفتم باز به قوت خویش باقی باشد که هست باید توجه داشته باشند که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت من جز یک دوره کوتاه با همین آقایان بود.
* باتوجه به شرایط فعلی کشور به نظر شما اصلاح طلبان چگونه قادر خواهند بود بار دیگر به عرصه سیاست ورزی باز گردند؟ آیا حاکمیت بار دیگر به این گروه سیاسی اعتماد خواهد کرد؟
** اصلاح طلبی یک معنای خاص و یک معنای عام دارد. در معنای عام همه افراد و مسوولان کشور را شامل می شود که باید هر روز نسبت به دیروز برای اصلاح بیشتر و بهتر امور کار کنند. اصلااسلام دین اصلاح است. اما در معنای خاص که در ایران، نام یک جریان خاص است، مساله فرق می کند. اولاهمه باید توجه داشته باشیم که کناره گیری از قدرت در سیاست، خواسته رقیب است و در عالم سیاست معمول نیست که جریان های سیاسی با دست خود خواسته رقبای سیاسی را عملی کنند. در ایران نیز چنین است.
گروه موسوم به اصلاح طلب هم باید توجه داشته باشند که انقلاب اسلامی و ایران مخصوص یک گروه خاص نیست و هر کس ادعای حضور مطلق در مصادر قدرت می کند، به فکر مصادره انقلاب است. در صورتی که انقلاب مربوط به همه مردم است. اعتمادی که شما از آن سخن می گویید هم متعلق به مردم است. در مقطعی از دوره اصلاحات متاسفانه همه اختیارات به دست افراطیونی افتاد که قدر اعتماد مردم را نمی دانستند، همان گونه که الان هم افراطیونی از نوع اصولگرایی میدان داری می کنند. مردم براساس ذات اسلامی و انسانی خویش از افراط و تفریط گریزانند و نمی گذارند افراطیون برای مدت های طولانی امورات آنان را در دست گیرند.
* شما سال 1390 را چگونه ارزیابی می کنید؟
** سال 1390 از چند منظر قابل بررسی و تحلیل است. از لحاظ اقتصادی که سال جهاد اقتصادی نیز نام گرفته بود، به نظرم اهداف و برنامه های انجام شده، متناسب با این نامگذاری نبوده است. در این سال، انتظار می رفت شاخص های اقتصادی رشد داشته باشند و برنامه های اقتصادی متناسب با این سال اجرا شود. رشد نقدینگی، افزایش تورم، رکود واحدهای تولیدی و از همه مهم تر عدم ثبات در برنامه ها و تصمیم گیری ها به ویژه در زمینه های اقتصادی از عوامل موثر در عدم تحقق برنامه های سال جهاد اقتصادی است. تلاطم اخیر در بازار نرخ ارز و بی توجهی به بخش تولید در زمینه های صنعت، کشاورزی و دامداری در طرح هدفمندی یارانه ها از دیگر نکات منفی اقتصادی سال 90 است.
البته در زمینه های هسته یی، نانو تکنولوژی و علوم گرچه عملامولود به ثمر رسیدن اقدامات گذشته است در کشور پیشرفت هایی حاصل شده است، ولی باید پیشرفت و توسعه متوازن و در همه بخش ها باشد. به نظر می رسد هرچه از زمان می گذرد نسبت به حرکت در جهت تحقق سند چشم انداز نیز انحراف بیشتری ایجاد می شود. اصل 44 قانون اساسی که سال ها روی آن وقت گذاشته شد و به تعبیر رهبری انقلاب، انتظار انقلاب اقتصادی از آن می رفت مغفول مانده یا به شکل ناصحیح انجام شده است که امیدواریم در سال آینده با تغییر در روش های اجرایی، مشکلات به تدریج جبران شود. از لحاظ سیاسی نیز با وجود بیداری کشورهای منطقه که طلیعه روشنی برای آینده جهان اسلام محسوب می شود، ولی اقدامات و حرکت دیپلماسی کشور متوازن با این پدیده بزرگ منطقه یی نیست و به نظر می رسد نتوانسته ایم همپای این تحولات، دستگاه دیپلماسی خود را نیز فعال کنیم. جمهوری اسلامی ایران با سابقه درخشان انقلابی، اسلامی و تاریخی خود می تواند الگو و سرمشق جهان اسلام باتکیه بر مکتب اهل بیت (ع) باشد که متاسفانه بی تدبیری و دشمن تراشی های بی مورد این پتانسیل و توانمندی بالارا نیز از دست ما گرفته و شاهد کاهش روزافزون دوستان منطقه یی و جهانی و افزایش دشمنان هستیم.
از لحاظ تحریم ها نیز باید گفت: جمهوری اسلامی ایران در طول عمر خود همواره مورد تهدید و تحریم بوده است، ولی مردم ایران همواره در کنار نظام بودند و با حمایت های خود، تحریم ها را تحمل و خنثی کرده اند. ولی باید اذعان کرد که در شرایط فعلی تحریم ها شکل و شدت جدیدی به خود گرفته است و اگر سنجیده و با تدبیر عمل نکنیم، می تواند آثار سوء خود را داشته باشد. نباید بی مورد دشمن تراشی کرد. آنچه تاکنون جمهوری اسلامی ایران را در مقابل تهدیدها و تحریم ها حفظ کرده، حضور مردم در صحنه و وحدت و یکپارچگی ملی در مقابل این فشارها بوده است. اگر در داخل وحدت و انسجام مردمی حفظ و در سیاست خارجی نیز سنجیده تر و بدون شعارزدگی عمل شود، تحریم ها را پشت سر می گذاریم و دشمنان ناکام خواهند بود، به شرطی که مردم را که سرمایه اصلی انقلاب و سهامداران اصلی نظام هستند، در صحنه حفظ کنیم.
یکی از مهم ترین نکات منفی در مسائل اقتصادی کشور در سال 1390 مفاسد اقتصادی و به ویژه اختلاس اخیر در نظام بانکی کشور بود که امیدواریم قوه قضاییه قاطعانه ریشه سوءاستفاده های مالی را خشک کند و به گونه یی عمل شود تا درآینده شاهد تکرار چنین مسائلی نباشیم. شاید اگر دستگاه های نظارتی به وظیفه خود به موقع و به جا عمل می کردند، چنین اتفاقاتی در این سطح نمی افتاد.
* در سال هایی که حضرتعالی رییس جمهوری ایران بودید اتفاقاتی چون اختلاس 123 میلیاردی اتفاق افتاد که برخورد با آن در نوع خود جالب بود. شما آن اختلاس را با اختلاس 3 هزار میلیاردی چگونه مقایسه می کنید و منشا بروز آن را چه می دانید؟ ضمن اینکه برخی افراد مظنون در پرونده اختلاس بزرگ درباره واگذاری برخی صنایع به متهم اصلی مسوولیت های رده بالایی در برخی نهادهای اجرایی دارند.
** وقتی اختلاس 123 میلیاردی در کشور شکل گرفت، البته قبل از کشف، عمده آن پرداخت شده و کمتر از 10 درصد آن در دست مختلس بود. بلافاصله پس از افشای آن تقریبا همه ارکان نظام در برخورد قاطع و بدون اغماض با آن مصمم شدند. به خاطر دارم هیچ دستگاه و سازمانی سعی نداشت گناه را گردن دستگاه یا فرد دیگری بیندازد و در واقع یک عزم ملی برای رویارویی با این پدیده شوم در کشور وجود داشت و دیدید که در اسرع وقت به این پرونده رسیدگی و دادگاه تشکیل شد و مسببان آن با قاطعیت به سزای عمل خود رسیدند ولی مورد اخیر یعنی سه هزار میلیاردی، اولااز لحاظ حجم و روش های اختلاس، رشوه و به بازی گرفتن کل سیستم بانکی کشور با آن مورد قابل مقایسه نیست. ثانیا تلاش برای رفع مسوولیت دستگاه ها از خود و مقصر معرفی کردن دیگران، حاشیه یی درست کرد تا اصل مساله برای مردم مشخص نشود.
آنچه مردم در رسانه ملی دیدند، مسابقه مسوولان در معرفی خویش به عنوان نخستین دستگاه در برخورد با خاطیان بود. کسی نیامد بگوید عامل و آمر چه کسی بود. همه گفتند ما بودیم که متوجه این اختلاس شدیم. به همین خاطر با توجه به گذشت چندین ماه از افشای این فساد اقتصادی، هنوز هم ابعاد بسیاری از این پرونده پیچیده مخفی مانده که امیدواریم در جریان برگزاری دادگاه زوایای تاریک آن برای مردم روشن و رقم دقیق اختلاس نیز بیان شود. البته فرار مدیرعامل بانک ملی از کشور نیز ابعاد این فساد را پیچیده تر کرد.
* جنابعالی همچون همه سال های پس از انقلاب در این سال نیز کانون توجهات جناح های سیاسی اعم از اصلاح طلب و اصولگرا بوده اید. برخی افراد ازجمله محسن هاشمی فرزند حضرتعالی معتقدند که همه این هیاهوها در موضوع آقای هاشمی به این دلیل است که چپ و راست شما را برای خودشان می خواهند. اما این پرسش همچنان بی پاسخ مانده که هاشمی رفسنجانی اصلاح طلب است یا اصولگرا؟ اصلامنش سیاسی کدام یک از گروه ها به شما نزدیک تر است؟
** اینکه به سال های پس از انقلاب اشاره کرده اید شاید از لحاظ شدت وضعف آن صحیح باشد، ولی ریشه این مسائل را از قبل از انقلاب می دانم. در جریان مبارزات علیه رژیم پهلوی به برخی گروه های مبارز موجه آن روز کمک هایی از جمله کمک مالی می کردیم. به خاطر دارم در جلسه یی که با بهرام آرام از سران منافقین داشتم که اتفاقا مسلح بود و با کبر و غرور خاصی هم صحبت می کرد، اعلام کردم که شما برای سیستمی مثل لنین مبارزه می کنید ولی ما مبارزه می کنیم تا احکام اسلام در کشور پیاده شود و این خیلی فرق دارد. وقتی انحراف فکری منافقین مشخص شد، ما حمایت های مادی و معنوی خود را قطع کردیم و از همان زمان منافقین تخریب های خود علیه طیف را آغاز کردند، در کنار آنها سلطنت طلب ها و ضدانقلابیون دیگر هم بعدها اضافه شدند که به نظرم این خط سیر همچنان ادامه دارد که البته باید در دوره اخیر گروه های افراطی و تندرو را هم به آن اضافه کرد.
البته از دسته اول که انتظاری غیر از این نمی رود، ولی به گروه های افراطی داخلی توصیه می کنم قبل از قضاوت و اعلام نظر به دور از تعصبات جناحی و سیاسی ابتدا تعقل و فکر کنند، سپس سخن بگویند. برخی هم که به هر حال به دلیل اختلاف سلیقه و فکر ممکن است افکار بنده را نپسندند که خوب امری طبیعی است. اینکه چپ و راست مرا برای خودشان می خواهند، شاید مطلب درستی باشد. ولی هیچ وقت نخواسته ام خود را محدود به یک جناح و گروه خاص کنم و همیشه براساس خط و منش فکری که داشته ام، دنبال اعتدال و حق بوده ام.
آنچه را که می فهمم، می گویم و دنبال می کنم. هیچ وقت نخواسته ام برخلاف آنچه تشخیص می دهم، به خاطر مسائلی جناحی و سیاسی اظهارنظر کنم. سعی می کنم قول و عملم براساس درک من از مسائل باشد که البته این به مذاق بسیاری خوش نمی آید. به همین دلیل هم زمانی افراطیون گروه موسوم به چپ با من دشمنی می کردند و زمانی هم افراطیون گروه موسوم به راست. ولی من دنبال جلب رضایت گروه چه چپ یا راست نیستم، بلکه براساس مشی و تفکر خود عمل می کنم.
* یک نکته قابل توجه در آرایش سیاسی پیش از انتخابات مجلس نهم طرد چهره های رادیکالی از سوی اصولگرایان سنتی بود: رادیکال هایی که حمله به مواضع و اظهارات رییس مجمع تشخیص از اولویت های همیشگی آنان بود. به نظر شما چرا این گروه که زمانی نه چندان دور با اصولگرایان عقد اخوت بسته بودند اکنون تشکیلاتی جداگانه از آنها به راه انداخته اند؟ نه تنها در اردوگاه اصولگرایان که درباره رادیکال های جناح اصلاح طلب این اتفاق افتاد و پس از چندی یا به اشتباه خود پی بردند یا اینکه به خارج از کشور رفتند.
** اصولابنده دسته بندی افراد و گروه ها به عنوان اصولگرا و اصلاح طلب را فقط اسم و شعار می دانم. کدام اصولگرای واقعی می تواند اصلاح طلب نباشد. مگر دین اسلام جز برای اصلاح امور، هدفی دیگر برای نزول داشته است؟ کدام اصلاح طلب است که بتواند ادعا کند خارج از اصول می خواهد به اصلاح بپردازد؟ پس نباید در قالب الفاظ خود را گرفتار کنیم. آنچه مهم است، مذموم بودن ادعای لفظی اصولگرایی یا اصلاح طلبی بدون پشتوانه اعتقادی و عملی است. کسانی که به قول شما با اصولگرایان عقد اخوت بسته بودند و بعدها بریدند، به نظر من نه اصولگرا هستند و نه اصلاح طلب بلکه انسان هایی هستند که به خاطر مصالح و منافع سیاسی رنگ عوض می کنند و در هر مقطعی با چهره یی جدید سعی در رسیدن به مطامع خود دارند. در هر صورت ممکن است گروهی هم باشند که از لحاظ فکری و اعتقادی راه و روش خود را عوض کرده باشند که بهتر است از خودشان سوال شود.
* یکی از انتقاداتی که برخی فعالان سیاسی درباره شما دارند «سکوت» است. به اعتقاد آنها شما در بازه های زمانی متعدد و مقاطعی که باید صریح تر و شفاف تر سخن می گفتید،سخن نگفتید مانند محدودیت برای برخی چهره های سیاسی، وقف دانشگاه آزاد و... چنین نکردید و عنان از کف برفت. در طرف مقابل عده یی هستند که می گویند هاشمی اهل بازی پشت پرده است و عیان سخن نمی گوید. پاسخ شما به این ابهام بزرگ درباره روش و منش خودتان چیست؟
** عده یی می گویند چرا سکوت کرده ام در مقابل نیز عده یی معترضند چرا سکوت نکرده و سخن گفته ام. به هر حال معتقدم به هیچ وجه سکوت نکرده ام. آنچه را که فهمیده ام و اعتقاد داشته ام یا به صراحت بیان کرده ام یا برای تحققش تلاش کرده ام. شاید کسانی که این ادعا را می کنند انتظار داشته اند که چرا وارد دعواهای سیاسی و اختلافی نشده ام یا به تنش و اختلاف در جامعه دامن نزده ام.
هرکسی شان و شوونات و ملاحظاتی دارد. مواضع من قبل از انتخابات سال 88 کاملاروشن بود بعد از آن نیز هرجا که لازم بود موضع گیری کرده و حرف خودم را صریحا گفته ام ولی به یک اصل مسلم نیز در عین حال پایبند بوده ام که دامن زدن به اختلافات و دعواهای سیاسی را در این شرایط نه جایز می دانم و نه شرعی. تا آنجا هم که توانسته ام سعی کرده ام غیر از راه های جنجالی و رسانه یی به روند حل امور کمک و دامنه اختلافات را کم کنم. آنجا که مصالح و منافع نظام و کشور در میان باشد، سکوت و پیگیری کارها از سایر راه ها را دنبال می کنم و آنجا که لازم باشد و موثر بدانم، حرف می زنم.
* آنچه مسلم است دانشگاه آزاد همچون متروی تهران یکی از ابتکارهای موثر جنابعالی بوده است. سوال اینجاست که این همه اصرار برای تغییر رییس دانشگاه آزاد برای چه بود؟ و مهم تر اینکه آنهایی که تاکید داشتند جاسبی نباشد چرا برحضور دانشجو اصرار کردند؟
** دانشگاه آزاد اسلامی شجره طیبه یی است که با پیشنهاد من به امام (ره) و حمایت مادی و معنوی ایشان غرس شد و تا به حال هم خدمات شایسته و بزرگ و ارزشمندی به عرصه علم و دانش کشور و جوانان این مرز و بوم کرده است. متاسفانه این موفقیت بزرگ و شگرف که می تواند در کشور از هر لحاظ نمونه و منحصر به فرد باشد، آلوده به اغراض سیاسی و جناحی گروهی شده که می خواهند به هر قیمت با هدف مقابله با من آن را یا کاملامتصرف شوند یا تضعیف کنند. خیلی هم تلاش کرده اند و هربار هم ناکام ماندند. دانشگاه آزاد اسلامی در طول عمر با برکت خود هیچ گاه مساله و مشکلی برای هیچ دولتی نداشته است. بدون اتکا به بودجه دولت و با تکیه بر پولی که خود دانشجویان می پردازند، اداره شده و رشد کرده است.
دانشگاه های دولتی هفت برابر بودجه دانشگاه آزاد هزینه می کنند و در مقاطع مختلف نیز برای دولت ها بعضا مشکل ساز بوده اند، ولی دانشگاه آزاد این گونه نبوده است. حال چه ضرورتی ایجاب کرده که اینچنین به صورت کاملاغیرقانونی با سماجت و بدون هماهنگی با هیات موسس پیگیر تغییر اساسنامه آن و سپس تحمیل خواسته های خود به آن برآمده اند؟ باید از خودشان سوال شود آیا هدفی جز اغراض سیاسی می تواند در کار باشد؟ مگر دانشگاه های دولتی ما اکنون کم مشکل دارند؟ چرا به فکر چاره برای حل آن نیستند؟
درباره حکم آقای دانشجو هم باید بگویم من با شخص به هیچ وجه مخالف نیستم، بلکه با روش های غیرقانونی مخالفم. در جلسه هیات امنا، رای گیری نداشتیم، چند نفر بدون تصمیم مدیریت جلسه رای خودشان را گفتند و اعلام کردند و همان را به عنوان رای هیات امنا به شورای عالی انقلاب فرهنگی بردند و اعلام کردند. با این موارد مخالفم و این روش را به نفع آینده نظام آموزش عالی کشور و دانشگاه آزاد اسلامی نمی دانم.