تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۰۴۳
مقدمه: کتاب جنبش دانشجویی در ایران را علیرضا کریمیان نوشته و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را در 444 صفحه منتشر کرده است. در فهرست مطالب کتاب مذکور عناوین زیر دیده می‌شود: علل گرایش دانشجویان به سیاست، گونه‌شناسی فعالیت سیاسی دانشجویان، نظریات و دیدگاه‌هایی درباره جنبش دانشجویی، دوران شکل‌گیری جنبش دانشجویی و تعدادی عناوین دیگر، در بخشی از کتاب مذکور چنین می‌خوانیم:

ایدئولوژی سیاسی دیگری که از اوائل دهه 1320 در دانشگاه‌ها مطرح شد و در طی سال‌های جنبش ملی کردن صنعت نفت جایگاه مناسبی را در میان دانشجویان کسب کرد، ملی‌گرایی بود که به رهبری دکتر مصدق برای کسب استقلال و آزادی در چارچوب قانون اساسی مشروطه حرکت می‌کرد. تلاش طرفداران این ایدئولوژی در قالب جبهه ملی و نهضت مقاومت ملی، بخش عمده‌ای از خواسته‌های دانشجویان را در دهه‌های 1320 و 1330 پاسخگو بود، اما در آغاز دهه 1340 با روشن شدن این موضوع که محمدرضا شاه اجازه استقرار آزادی‌های سیاسی مقرر در قانون اساسی را نمی‌دهد و اصرار رهبران سنتی جبهه ملی بر وفاداری به شاه، به تدریج زمینه فاصله گرفتن جنبش دانشجویی از این رهبران و انحلال جبهه ملی دوم فراهم شد.
در سال‌های بعد به رغم اینکه بخشی از رهبران و احزاب رادیکال‌تر ملی‌گرا متعرض شخص شاه شدند اما اصرار آنان بر وفاداری به چارچوب قانون اساسی مشروطه و عدم اجابت اهداف رادیکال جنبش دانشجویی از جمله مبارزه مسلحانه با رژیم شاه، باعث کاهش نفوذ ملی‌گراها در دانشگاه‌ها شد. ایدئولوژی سیاسی ملی‌گرایی نیز به علل اختلاف‌های درونی طیف‌های مختلف آن، نداشتن رهبر برجسته سیاسی بعد از دکتر مصدق، عدم پاسخگویی به بحران هویت فرهنگی، نداشتن طرح جدی برای رفع شکاف طبقاتی و نهایتا عدم پاسخگویی آن به خواسته‌های رادیکال جامعه، از رهبری جنبش انقلابی ایران عقب ماند.
اسلام‌گرایی سومین ایدئولوژی بود که در دانشگاه‌ها مطرح شد. برخلاف مارکسیسم و ملی‌گرایی که در طی دهه‌های سال 1320 و 1340 با قدرت تمام مطرح شدند اما فروکش کردند و نفوذ آنان کاهش یافت، ایدئولوژی اسلامی در دانشگاه‌ها به تدریج و در یک سطح دفاعی در دهه 1320 مطرح شد و به تدریج رشد کرد و نهایتا به صورت ایدئولوژی اصلی انقلاب در نیمه اول دهه 1350 درآمد.
ایدئولوژی اسلام سیاسی که در طی سال‌های مبارزه منتهی به انقلاب اسلامی شکل گرفت، با توجه به مجموع نظرهای روشنفکران مذهبی و روحانیون مبارز در ذات خود دو ویژگی اساسی داشت: اول آن که سیاست‌های استعماری و دخالت و نفوذ اقتصادی سیاسی و فرهنگی قدرت‌‌های بزرگ در سرنوشت جوامع جهان سوم را یکی از عوامل اصلی بدبختی و سیه‌روزی این جوامع می‌دانست، همچنانکه در ایران نیز وابستگی و سرسپردگی شاه به آن قدرت‌ها، یکی از عوامل اصلی نابسامانی و عقب ماندگی بود. دوم، بازگشت به خویشتن اعتقادی و فرهنگی یعنی بازگشت به اسلام را راه حل اصلی مشکلات جامعه می‌دانست و به جای جستجوی راه نجات در مکاتب فلسفی و سیاسی غرب که روش معمول و سنت جاری روشنفکرانه بود، بازشناسی اصول وتعالیم اسلامی، احیای فرهنگ دینی، رفع تحریفات و پیرایه‌ها و خرافه‌زدایی از آن را برگزید.
روشنفکران مذهبی و روحانیون مبارز که حامل این ایدئولوژی بودند به این نتیجه رسیدند که ارزش‌های متعالی نظیر آزادی، عدالت، استقلال و رفاه و آبادانی کشور نه تنها با اسلام مغایرت ندارد بلکه همه آنها به بهترین وجه در سایه فرهنگ دینی قابل حصول است. به این ترتیب بحران هویت دینی که در دوره پهلوی شدت گرفته بود، باعث شد که اسلام‌گراها نه تنها به دفاع از مذهب در دنیای معاصر بپردازند، بلکه از متن مذهب اسلام و با طراحی یک ایدئولوژی انقلابی درصدد پاسخگویی به مشکلات و آرمان‌های اصلی جامعه یعنی کسب آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی برآیند.
دانشجویان در طی سال‌های 1320 تا1357 متاثر از سه ایدئولوژی مارکسیستی، ملی و مذهبی، واکنش‌هایی نسبت به وضعیت موجود نشان دادند و به مبارزه و فعالیت سیاسی پرداختند و جنبش دانشجویی را به وجود آوردند. بخشی از دانشجویان صرفا با ابراز علاقه نسبت به این ایدئولوژی‌ها یا نقد آنها به روشنگری سیاسی پرداختند و بخشی نیز با سازماندهی گروهی برای رسیدن به اهداف خود عملا وارد عرصه مبارزه سیاسی شدند.
شکل‌گیری گروه‌ها و سازمان‌های سیاسی چپ‌گرا، اعم از سازمان جوانان حزب توده، فدائیان خلق و... احزاب ملی و تشکل‌های دانشجویی وابسته به آنها از جمله سازمان دانشجویان وابسته به جبهه ملی و... و همچنین گروه‌ها و سازمان‌های مذهبی یا ملی - مذهبی مانند کمیته دانشجویان نهضت آزادی، سازمان مجاهدین خلق اولیه، انجمن‌های اسلامی دانشجویان داخل و خارج از کشور و... نمایانگر گروه‌ها و سازمان‌هایی بودند که سعی داشتند با ایجاد هماهنگی و برنامه‌ریزی بر ضد رژیم اقدام کنند، اما واقعیت این است که به رغم شکل‌گیری گروه‌های سیاسی مذکور و تلاش گسترده و بی‌وقفه جنبش دانشجویی، به علت عدم برقراری ارتباط میان جنبش دانشجویی و توده‌های مردم ناراضی، زمینه موفقیت در براندازی رژیم شاه فراهم نمی‌شد.
این خلاء ارتباطی میان جنبش دانشجویی و مردم با توجه به برداشت‌های منفی که توده‌های سنتی مردم از دانشجویان داشتند به راحتی قابل ترمیم نبود. جنبش دانشجویی، به ویژه پس از سرخوردگی در زمینه مبارزه مسلحانه، به شدت با این مشکل مواجه بود. برقراری این ارتباط با توجه به سوء تفاهمی که در سطح جامعه نسبت به دانشجویان وجود داشت نیازمند این بود که مردم به نوعی به اهداف دانشجویان و نیت صادقانه آنها اطمینان حاصل کنند.
در این وضعیت، طیف نیروهای مارکسیست و مائوئیست با توجه به تعارض اهداف آنها با مردم ناموفق بودند، اما دانشجویان مذهبی در سایه وحدت نظری که در زمینه دفاع از مذهب فراهم شده بود، امکان برقراری ارتباط با مردم را پیدا کردند. برقراری این ارتباط به چند عامل، از جمله نزدیکی روحانیون مبارز و دانشجویان و نشر اندیشه‌های مذهبی در دانشگاه با توجه به ظهور شهید مطهری و از همه مهم‌تر ایجاد و گسترش روابط طیف مذهبی جنبش دانشجویی با امام خمینی، مرجع تقلید شیعیان و رهبر سیاسی انقلاب، بستگی داشت. برقراری ارتباط میان جنبش دانشجویی و امام خمینی، بر گسترش هر چه بیشتر اسلامی‌تر شدن جنبش دانشجویی افزود و ارتباط آنها را با مردم برقرار کرد.
امام خمینی با عنایتی خاص که به خواسته‌ها و نیازهای جنبش دانشجویی داشت باعث پیوند و استحکام رابطه رهبر و جنبش دانشجویی شد. جنبش دانشجویی که در سال‌های دهه 1350 به یک معنا نمایندگی بحران هویت جامعه را برعهده داشت و از نظام‌های سیاسی غرب، به دلیل حمایت از شاه بیزار بود و اعتمادی به مارکسیت‌ها نیز نداشت به دنبال آلترناتیوی برای آن دو می‌گشت و آن بازگشت به هویت خویش بود. اعتقاد امام خمینی به مبارزه با استبداد و نفی شرق و غرب و تکیه بر فرهنگ اسلامی و رهایی از دو قطب استعماری، اتکای به نفس و احساس هویت، پاسخگوی مشکلات و خواسته‌های جنبش دانشجویی بود.
در دوران انتشار تفکر مبارزه‌جویانه و شکل‌گیری گروه‌های سیاسی متفاوت در مبارزه با رژیم شاه، نیروهای امنیتی - انتظامی به ویژه ساواک، در سطح گسترده‌ای به کنترل اجتماعی نیروهای مخالف پرداختند و از همه ابزارهای ممکن برای سرکوب جنبش دانشجویی و مبارزان و فعالان سیاسی استفاده کردند. البته باید در نظر داشت
هر چه رژیم شاه برای سرکوبی جنبش دانشجویی بیشتر اعمال فشار می‌کرد واکنش جنبش دانشجویی رادیکال‌تر می‌شد. از طرف دیگر رژیم شاه با استفاده از برخی عوامل مانند حل مشکلات رفاهی، برنامه‌های تبلیغاتی و... سعی در تعدیل مبارزات دانشجویان داشت. در مقابل، جنبش دانشجویی نیز از ابزارهای خاص خود از جمله افشاگری در مجامع بین‌المللی و روشنگری سیاسی بر رژیم شاه اعمال فشار می‌کرد تا رژیم شاه نتواند قدرت سرکوب را به صورت کامل اعمال نماید.
در مجموع در زمان پس از سرکوب قیام 15 خرداد، به ویژه از سال‌های آخر دهه‌ی 1340 وضعیت دو قطبی در جامعه ایجاد شده بود و جنبش دانشجویی در لبه‌ی تیز مخالفان رژیم شاه قرار داشت و با کارکردهای متفاوت خود،وضعیت دو قطبی را حادتر می‌کرد. در این میان عوامل شتاب دهنده نیز از اواخر سال 1355 گسترش وضعیت دو قطبی و تبدیل آن به وضعیت انقلابی را تسهیل کردند.
اعمال سیاست فضای باز سیاسی و حقوق بشر کارتر در اعمال فشار بر رژیم شاه (- که البته اتخاذ این سیاست در ایران تا حد زیادی متأثر از اعمال فشار بین‌المللی جنبش دانشجویی، به ویژه فعالیت‌های کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی خارج از کشور(اتحادیه ملی)، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا،آمریکا، و کانادا و... بود - زمینه‌ساز فعالیت بیشتر جنبش دانشجویی و گروه‌های سیاسی در مبارزه بر ضد رژیم شاه بود. متعاقب این فشار بین‌المللی، مرگ مشکوک دکتر علی شریعتی،و سپس شهادت آیت‌الله مصطفی خمینی و واقعه‌ی 19 دی 1356 قم پس از انتشار مقاله‌ی توهین‌آمیز احمد رشیدی مطلق که نهضت را از حالت دانشجویی به توده‌ای تبدیل کرد، شتاب تحولات انقلابی را گسترش بخشید.
در این مرحله، رهبری امام خمینی با جدیت بسیار بالاتر مطرح شد و سطح فعالیت‌های ایشان بسیار گسترش یافت. این گسترش ارتباط، دربرگیرنده‌ی جنبش دانشجویی نیز بود. افزایش حجم پیام‌های امام خمینی به جنبش دانشجویی و نیز متقابلاً گرایش فوق‌العاده‌ی جنبش دانشجویی به امام خمینی در سال‌های 56 و 57 و همکاری و هماهنگی جنبش دانشجویی برای گسترش افکار انقلابی و رهبری امام خمینی بسیار قابل توجه است.
در طی سال 1356 که نشانه‌های بحران سیاسی - اجتماعی درایران خود را نشان می‌داد و گروه‌های سیاسی مختلف به رهبری سیاسی امام خمینی اذعان کردند و توده‌های مردم به رهبری این مرجع تقلید و مبارز سیاسی تن دادند، به تدریج رژیم شاه دچار سردرگمی شد و امکان کنترل اجتماعی را کم کم از دست داد و در این وضعیت، اعمال فشار جنبش دانشجویی در داخل و خارج از کشور، یکی از عواملی بود که باعث شد رژیم شاه نتواند ابزار سرکوب را به طور کامل به کار گیرد.
از طرف دیگر حضور فعال دانشجویان در تظاهرات و اعمال ضد رژیم در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم شاه، موضوع قابل توجهی است، به طوری که در همه‌ی شهرهایی که دانشگاه و مؤسسه‌ی آموزش عالی در آنها وجود داشت، دانشگاه یکی از کانون‌های مبارزه و مرکز تجمع افراد در جهت براندازی رژیم شاه بود. زیرا همان‌گونه که در مطالب نظری اشاره شد، جنبش دانشجویی هم قدرت نقدو اظهار نظر در مسائل جامعه و هم نیروی لازم برای حرکت در جهت رسیدن به اهداف انقلابی را داشت. البته عامل اصلی رسیدن به این اهداف، به صحنه آمدن توده‌های مردم ناراضی بودکه با رهبری امام خمینی، امکان پیوند جنبش دانشجویی با توده‌های مردم فراهم شد.
در مجموع جایگاه دانشجویان در شکل‌گیری انقلاب‌اسلامی را می‌توان در دو حوزه‌ی فشار از پایین و فشار از بالا بر روی رژیم پهلوی تحلیل کرد. در پروسه‌ی فشار از پایین، جایگاه دانشجویان داخل کشور در تحولات سیاسی - اجتماعی مورد توجه است. در این پروسه دو موضوع "روشنگری‌های سیاسی و توزیع اندیشه‌های انقلابی" و "شکستن جو سرکوب و اختناق" قابل بررسی است. نقد عملکرد دولت و حضور فعال دانشجویان داخل کشور در تحلیل مشکلات سیاسی - اجتماعی و نیز حضور آنان در جامعه، خانواده، مدارس، مساجد و کشاندن اعتراض‌ها به میان مردم، باعث روشنگری سیاسی و افزایش‌ آگاهی توده‌ی مردم شد.
از طرفی چون دیدگاه‌های مطرح شده از طرف دانشجویان دارای جنبه‌های تند انتقادی و انقلابی بود نهایتاً به توزیع اندیشه‌های انقلابی درجامعه منجر شد. توزیع اندیشه‌های انقلابی، به ویژه پس از آغاز نهضت امام خمینی و طرح اندیشه‌های انقلابی با تکیه بر مبانی اسلامی رشد یافت و ممکن شدن اندیشه‌های انقلابی روحانیون مبارز و روشنفکران مذهبی در طی دهه‌های 40 و 50 بر امکان برقراری ارتباط بیشتر جنبش دانشجویی با توده‌های مردم مؤثر افتاد و با افزایش تعداد دانشجویان، در دهه‌ی 1350 از روستاها و شهرهای مختلف، گستره‌ی نفوذ روشنگری سیاسی دانشجویان نیز افزایش یافت.
از طرف دیگر فعالیت علمی دانشجویان برای تحقق اهداف سیاسی جنبش دانشجویی هم به نحو فوق‌العاده‌ای رژیم شاه را تحت فشار قرار داد و هم راه اعتراض‌های سیاسی توده‌های مردم را باز کرد. فعالیت علمی دانشجویان داخل کشور در دو قالب حرکت‌های اعتراض‌آمیز غیرمسلحانه و عملیات مسلحانه و جنگ چریکی صورت می‌گرفت. در طی سال‌های دهه‌ی 1320 تا پیروزی انقلاب اسلامی حرکت‌های اعتراض‌آمیز دانشجویان به شکل مبارزات صنفی و سیاسی در قالب اعتصاب‌ها و تظاهرات بود و این حرکات اعتراض‌آمیز عمدتاً با یک زمینه‌ی صنفی شروع می‌شد و با اعتراض سیاسی پایان می‌یافت. همچنین باید توجه داشت که شدت اعتراض‌های صنفی و سیاسی در طی سال‌های دهه‌ی 1320 تا 1357 به تدریج رو به افزایش بود.
مبارزات مسلحانه و جنگ‌های چریکی که پس از سرکوب قیام 15 خرداد 1342 زمینه‌های آن فراهم شد و توسط گروه‌های سیاسی خاصی مانند سازمان چریک‌های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق ایران پی‌گیری می‌شد. در دانشگاه‌ها از پایگاه و پشتوانه‌ی قوی برخوردار بود و جنبش دانشجویی با توجه به ذات رادیکال و پرخاشگر آن به این حرکات مسلحانه و قهرآمیز گرایش داشت. بررسی بخش‌های پیش به خوبی این موضوع را نشان می‌دهد. در هر حال مبارزات مسلحانه جنبش دانشجویی در قالب گروه‌های سیاسی، تأثیر بسیاری در شکستن جو اختناق و سرکوب سیاسی رژیم شاه داشت و امید مردم ناراضی را در اوج خفقان و سرکوب زنده می‌کرد.
در پروسه‌‌ی فشار از بالا جایگاه دانشجویان ایرانی خارج از کشور در تحولات سیاسی واعمال فشار بین‌المللی بر رژیم شاه مورد توجه است. جنبش دانشجویان ایرانی خارج از کشور، حول محور دو تشکیلات اصلی یعنی کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی خارج از کشور (اتحادیه ملی) و اتحادیه‌های انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، آمریکا، کانادا و سایر نقاط جهان در طی دو دهه‌ی 1340 و 1350 نقش نسبتاً مؤثری در افشاگری و جنگ تبلیغاتی بر ضد رژیم شاه و نیز اعمال فشار بین‌المللی بر این رژیم داشتند.
فعالیت سیاسی دانشجویان ایرانی خارج از کشور نیز در دو حوزه‌ی برگزاری تظاهرات و اعتراض‌های سیاسی گسترده نسبت به رژیم شاه و حمله به سفارتخانه‌های ایران و به ویژه تظاهرات بر ضد شاه در هنگام مسافرت به کشورهای خارجی از یک طرف و روشنگری سیاسی و افشای ماهیت دیکتاتوری رژیم شاه برای مجامع بین‌المللی،شخصیت‌های معتبر جهانی و دول مترقی جهان و نیز اطلاع‌رسانی از طریق مطبوعات و رسانه‌های بین‌المللی قابل توجه است.
مجموع فعالیت سیاسی دانشجویان ایرانی خارج از کشور باعث شد که رژیم شاه نتواند از تمام قدرت خود برای سرکوب سیاسی استفاده کند و در برخی موارد با تخفیف مجازات و نیز پذیرش نظارت بین‌المللی، دایره‌ی سرکوب را محدود کرد.
از طرف دیگر افشاگری گسترده‌ی طیف‌های فکری جنبش دانشجویی بر ضد دشمن مشترک آنان یعنی رژیم شاه، یکی از عواملی بود که دولت آمریکا را به فکر اعمال سیاست طرفداری از حقوق بشر و ایجاد فضای باز سیاسی در ایران کرد. هر چند که این سیاست در سطح محدودی در ایران پیاده شد اما به شکل مؤثری روند اعتراض‌های دانشجویی و مردمی را گسترش داد و نهایتاً در سقوط رژیم شاه مؤثر افتاد.
به این نکته نیز باید توجه داشت که گرایش تدریجی دانشجویان خارج از کشور به افکار و اندیشه‌های مذهبی و به ویژه گسترش فعالیت اتحادیه‌های انجمن‌های اسلامی دانشجویان و برقراری ارتباط تنگاتنگ با امام‌خمینی، امکان سازماندهی منسجم و هماهنگی بیشتر را برای اعمال فشار بر رژیم شاه بیشتر فراهم کرد و از طرف دیگر کمک‌های جنبش دانشجویی خارج از کشور به گروه‌های مبارز داخل کشور و همچنین حمایت از مبارزات سیاسی امام خمینی به ویژه در طی دوران اقامت در فرانسه و توزیع افکار واندیشه‌های ایشان در روند پیروزی انقلاب اسلامی را باید مورد توجه قرار داد.
در آخر این نکته را می‌بایست اضافه کرد که موفقیت نهایی جنبش دانشجویی زمانی رقم خورد که امکان برقراری ارتباط باتوده‌های مردم فراهم شد و این ارتباط به شکل عمده‌ای متأثر از رهبری انقلاب اسلامی توسط امام خمینی و حسن نظر وی نسبت به جنبش دانشجویی بود. البته باید توجه داشت که نقش روحانیون مبارز و روشنفکران مذهبی به ویژه شهید مطهری، دکتر بهشتی و دکتر علی شریعتی در گسترش افکار مذهبی انقلابی در دانشگاه‌ها و جذب بخش عمده‌ای از دانشجویان به مذهب و برقراری ارتباط و پیوند میان جنبش دانشجویی و امام خمینی بسیار مؤثر بود ودر حقیقت بدون این حلقه‌های واسط، پیوند میان جنبش دانشجویی و رهبری انقلاب اسلامی به سادگی میسر نبود و همچنین دیدگاه بدبینانه توده‌ای سنتی مردم نسبت به دانشجویان و دانشگاه‌ها تغییر نمی‌یافت و ارتباطی میان جنبش دانشجویی و توده‌های مردم نیز برقرار نمی‌شد، اما روند تحولات به گونه‌ای رقم خورد که این ارتباط برقرار شد و جنبش دانشجویی توانست نقش ویژه خود را در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کند.