هفته هاست که نام و چهره خیرات شاطر، تاجر مصری و از سران اخوان المسلمین فضای سیاسی مصر را تحت سیطره خود درآورده است ــ و این بی دلیل هم نیست. این مولتی میلیاردر مسلمان نفوذ بی همتایی در این گروه و نیز در شاخه سیاسی آن، حزب آزادی و عدالت، دارد و میزان اثرگذاری اش در شورای مرکزی و شورای سیاستگذاری این گروه با هیچ کس قابل مقایسه نیست.
اما به گزارش هفته نامه الاهرام مصر، آنچه اکنون شاطر را در مرکز توجه تحلیلگران و رسانه ها قرار داده خبری است که اخوان المسلمین به تازگی رسما اعلام کرده است: اینکه با وجود وعده های پیشین گروه مبنی بر عدم معرفی نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری مصر، او کسی خواهد بود که اخوان المسلمین در این میدان رقابت حمایتش خواهد کرد.
توجه و علاقه رسانه ها منطقی است: حقیقت این است که نه محمد بدیع، رهبر رسمی اخوان المسلمین، بلکه شاطر است که به واقع زمام این گروه را در دست دارد. از هر کس بپرسید چرا رهبری گروه با عبدالمنعم عبدالفتوح بد است، درجا خواهد گفت: خیرات شاطر: عبدالفتوح یکی از محبوب ترین شخصیت های گروه بود که چندی پیش در پی اعلام نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری از گروه اخراج شد.
چرا اخوان المسلمین حامیان عبدالفتوح و کسانی را که به اردوگاه تبلیغاتی او پیوسته اند از گروه اخراج کرد؟ به خاطر شاطر. بعد از سرنگونی مبارک چه کسی آدم اصلی پشت پرده گروه در تعیین سیاست ها و اقدامات عملی گروه بوده است؟ مهندس شاطر ــ خودش دوست دارد این طوری صدایش بزنند: بالاخره زمانی استادیار دانشکده مهندسی دانشگاه المنصور بوده است.
امروز شاطر در مرکز تصمیمات گروه است و آدم اصلی ای بود که باعث شد با وجود تمایل شورای نظامی حاکم بر مصر، کابینه کمال الغنضوری نتواند رای اعتماد بگیرد. هرچند سندی در دست نیست، اما احتمالادر تعیین هیات صد نفره شورای تدوین پیش نویس قانون اساسی از سوی پارلمان مصر هم او آدم اصلی و اثرگذار بوده است، هیاتی که در آن اسلام گراها اکثریت مطلق را دارند.
شورای مرکزی اخوان المسلمین، که بیش از صد عضو دارد و سیاست های گروه را تعیین می کند و درباره مسائل مهم تصمیم می گیرد، روز 27 مارس جلسه یی هشت ساعته درباره معرفی نامزدی برای انتخابات برگزار کرد که به نتیجه یی نرسید. قرار شد سه شنبه بعد جلسه یی دیگر تشکیل شود تا درباره همین موضوع از نو بحث شود. اعضای بلندمرتبه گروه البته می دانند شورای مرکزی نیست که تصمیم نهایی را می گیرد، بلکه شاطر است. بعد از سرکوب اخوان المسلمین از سوی رژیم جمال عبدالناصر در سال 1954، شاطر قدرتمندترین چهره این گروه بوده است: اما او چگونه به این جایگاه رسید؟
دستگیری گسترده اعضای گروه از سوی ناصر و اعدام ها و احکام حبس ابد رهبرانش تقریبا گروه را از هم پاشید. اعضای نجات یافته گروه در اوایل دهه 70 میلادی، در دوران حکومت انور سادات، از زندان آزاد شدند: آن زمان دیگر گروه ضعیف شده بود و ساختار درستی نداشت. ورود رهبران جوان گروه «جماعت اسلامی» خون تازه یی به رگ های گروه تزریق کرد (از جمله این رهبرها عبدالفتوح، از چهره های برجسته اتحادیه دانشجویی آن زمان بود) و در اوایل دهه 80 و پس از ترور سادات بود که مصطفی مشهور، قائم مقام رهبر اخوان المسلمین، توانست سروسامانی دوباره به گروه بدهد. مشهور در دوران حکومت ناصر 20 سال را در زندان گذرانده بود و برای اثرگذاری در گروه مشروعیتی تاریخی داشت.
خیلی زود جوانان گروه جماعت اسلامی هم دوشادوش رهبران قدیمی گروه، از طلایه داران اخوان المسلمین شدند. تا پیش از دهه 80 خبری از شاطر نبود. او در پیشینه اش سابقه عضویت در شاخه جوانان حزب سوسیالیست ناصر را دارد. بنا به قول محمد مخزنقی رمان نویس که هم مدرسه یی شاطر بوده، او در نوجوانی رییس شعبه یکی از محلات حزب بوده است و او را پسری «باهوش، مودب، خیلی تروتمیز، و موفق در درس ها» توصیف می کند که «قدبلند و لاغر» بود، تصویری که مقایسه و تطبیقش با آقای صاحب محاسن انبوه و درشت هیکلی که 11 سال را در زندان گذرانده و الان قدرتمندترین چهره اخوان المسلمین می شناسند، دشوار است.
پدرش تاجری موفق بود. شاطر زادگاهش را ترک کرد تا در دانشگاه اسکندریه درس مهندسی بخواند و آنجا تحت تاثیر جو ضدناصری شهر، رویه اش را تغییر داد و از مخالفان سفت وسخت ناصر شد. سال 1968 در یک راهپیمایی دانشجویی علیه ناصر شرکت کرد، دستگیر شد، و برای دو سال برای خدمت به ارتش فرستاده شد. پس از بازگشت از خدمت، تحصیلاتش را ادامه داد و مدرک کارشناسی ارشد گرفت و در دانشگاه المنصور کار تدریس گرفت. در وب سایت شخصی او آمده که از اعضای جنبش اسلامی مصر در سال 1967 بوده و در سال 1974 به اخوان المسلمین پیوسته است، همان سالی که عبدالفتوح و باقی رهبران جماعت اسلامی به گروه پیوستند. اما ابراهیم زعفرانی، از رهبران جماعت اسلامی در دانشگاه اسکندریه تاکید می کند که تاریخ پیوستن شاطر به اخوان المسلمین در دهه 80 میلادی است.
همچون بسیاری مخالفان دولت، شاطر نیز در سال 1981 کشور را ترک کرد، پیش از آنکه سادات شروع به سرکوب معترضان کند. گزارش شده که او چند سالی را در انگلستان زندگی کرده تا اینکه در اواسط دهه 80 دوباره به مصر بازمی گردد. گرچه مشهور آن اوایل به او اعتمادی برای سپردن مسوولیت های مهم نداشت اما به نظر می آید شاطر به تدریج اعتماد او را جلب کرده است. آن زمان شاطر پیوندهایش را با چهره های برجسته گروه همچون محمود عزت و محمود قزلان محکم کرد و حتی با این دومی فامیل شد: خواهر شاطر شد همسر قزلان.
این جمع سه نفره مدتی بعد بدل به چهره های اصلی شورای سیاستگذاری اخوان المسلمین شدند. شاطر در سال 1995 مسوول دایره قاهره بزرگ گروه شد، مقامی اداری اما مهم که او را سرپرست و مسوول سازماندهی و ارتباطات گروه در منطقه یی وسیع می کرد که علاوه بر پایتخت، نواحی بسیاری را در اطراف این شهر هم در بر می گرفت. آن زمان شاطر دیگر موقعیت کاری و تجاری شخص خودش را هم محکم کرده بود و در شراکت با حسن مالک، از دیگر اعضای اخوان المسلمین، یک شرکت کامپیوتری راه انداخته بود: سال 1991 نیروهای امنیتی رژیم مبارک به این شرکت ریختند و تعطیلش کردند.
شاطر به ارتقای قدرت اقتصادی گروه هم نظر داشت و اصلاواحدی مختص این هدف در گروه تاسیس کرد. همچنان که موفقیت های تجاری شخصی او بیشتر و بیشتر می شد ــ در زمینه های مبلمان، پارچه، تراکتور، ماشین سازی، مواد شیمیایی، مشاوره مدیریتی ــ قدرت و نفوذش در حزب هم بیشتر می شد. یک عضو اخوان المسلمین که آن زمان بسیار به او نزدیک بود، می گوید شاطر در این دوران یک «گروه درون گروه» تشکیل داد و با استخدام بسیاری از اعضای اخوان المسلمین در شرکت هایش، حمایت و پشتیبانی آنها را به دست آورد.
بعد از مرگ مشهور در سال 2002 و نیز جانشین او، مامون حدیبی، در سال 2004، مهدی عاکف زمام رهبری گروه را در دست گرفت. بنا به قول زعفرانی، عاکف چندان علاقه یی به امور اجرایی نداشت و همین باعث شد مسوولیت های بیشتری به شاطر بسپارد، ازجمله مسوولیت تمامی امور مالی گروه را. این نکته پنهانی نیست که شاطر با پول گروه سرمایه گذاری های بسیار موفقی کرد.
برای مخفی کردن فعالیت های اقتصادی از دید نیروهای امنیتی روش های خلاقانه یی ابداع کرد که هم ثروت خودش و هم ثروت گروه را بسیار افزایش داد. رژیم مبارک سال 2006 سرکوب رسمی گروه را آغاز کرد و چند نفر از اعضایش، از جمله شاطر، مالک، و رهبرانی دیگر را به جرم پولشویی به دادگاه نظامی کشاند. با اینکه هم شاطر و هم مالک احکام هفت ساله زندان گرفتند اما موقعیت اقتصادی گروه آسیبی ندید. ردگیری معاملات گروه تقریبا ناممکن بود و نیروهای امنیتی هم خودشان نمی خواستند بیشتر از حد مشخصی پیش بروند.
حتی زمانی که خود شاطر زندانی بود هم باز امپراتوری اقتصادی اش داشت رشد می کرد و بزرگ تر می شد. در دوران حبسش بسیار هوای نیروهای امنیتی و مقامات زندان را داشت، از جمله اینکه مدام برایشان هدیه هایی می فرستاد، از همین رو حق داشت هفته یی یک بار برای معاینات پزشکی به بیمارستانی برود و آنجا با همکاران اقتصادی اش و کسان دیگری که دلش نمی خواست در زندان ببیند، ملاقات کند. همین باعث شد طی سال های زندانش بتواند از سلول زندان مهار فعالیت های اقتصادی خودش و گروه را در دست داشته باشد و حتی اثرگذاری سیاسی اش را در گروه حفظ کند، چنان که موفق شد مثلاکاری کند که عبدالفتوح برای عضویت در دوره تازه یی از شورای سیاستگذاری رای نیاورد.
شاطر در سال 2011 از زندان آزاد شد: کمتر از یک ماه بعد از سقوط مبارک. بیشتر از 200 چهره از سراسر دنیا به مصر آمدند تا با او درباره سیاست، سرمایه گذاری، و آینده حرف بزنند و مذاکره کنند. موفقیت های اقتصادی او آسیا و منطقه خلیج فارس را درنوردیده و به ترکیه، برزیل، سنگاپور، کره جنوبی، و مالزی نیز کشیده است. او پیشتر در دوبار حضور تلویزیونی در برنامه دوست قدیمی اش، احمد منصور، اعلام کرده بود علاقه یی به کسب مقام نخست وزیری ندارد، اما حالاسیاست های حزب در مسیری دیگر افتاده است و شاطر مهم ترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری آتی مصر است، سیاست هایی که خود شاطر نقش اصلی را در تعیین شان دارد.