تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۱۲۱
مقدمه: در شماره های گذشته به تفصیل در باره بخش های گوناگون تفسیر موضوعی قرآن کریم آیت الله مصباح یزدی بحث شد. در این شماره به عنوان فصل الختام این سلسله مباحث به «حقوق و سیاست در قرآن» و چند نکته پیرامون این تفسیر پرداخته خواهد شد.

حقوق و سیاست در قرآن
در پایان بررسیِ موضوع جامعه و تاریخ در قرآن، این سؤال پیش می‌‌آید که چه ساختار و ساز و کار قانونی و اجرایی باید در جامعه حاکم باشد تا جامعه آرمانی اسلامی تحقق یابد؟ در پاسخ به این سؤال است که ضرورت پرداختن به موضوع «حقوق و سیاست در قرآن» پدید می‌‌آید.
استاد مصباح در ابتدای مجلّد فوق می‌فرمایند: «در این بخش می‌خواهیم معارفی از قرآن را به‌صورت نظام عرضه کنیم که جامع آنها «احکام دستوری اجتماعی قرآن»‌است.»
سخن درباره دسته‌ای از معارف قرآن است که عرضه‌کننده دستورها و مقرراتی است که قرآن برای پدیدآمدن یک جامعه مطلوب و آرمانی توصیه می‌کنند.
از این رو می‌توان گفت بخش قبل [یعنی مجلّد جامعه و تاریخ در قرآن] «جامعه‌شناسی قرآن» را بررسی می‌کرد و این بخش «جامعه‌سازی قرآن» را. بنابراین همه دستورها و مقرراتی که وجه عملی دارد و جامعه را مورد خطاب قرار می‌دهد- یعنی جای عمل به آن اجتماع است- می‌تواند تحت عنوان کلی «حقوق» واقع شود.
پس این بخش به نظام حقوقی قرآن می‌پردازد. (حقوق و سیاست در قرآن/ص 20-19)
ایشان پس از بیان این مقدمه در 4 فصل به مباحثی مانند توضیح برخی اصطلاحات حقوقی، خاستگاه حق در مکاتبات غیر الهی و الهی، اعتبار و ارزش قانون در اسلام،‌ قانون و قانون‌گذار از دیدگاه قرآن می‌پردازند و سپس در پاسخ به این سؤال منطقی که اجرای قانون الهی برای تحقق جامعه آرمانی مورد نظر اسلام، نیاز به یک ساز و کار اجرایی دارد به مباحثی مانند حکومت و انواع آن، حکومت اسلامی، شورا و بیعت در نظام سیاسی اسلام می‌پردازند. لازم به ذکر است در این مجلّد نیز، ضمن نقد مبانی غربی، مبانی حقوقی و سیاسی اسلام با استناد به آیات قرآن بررسی و تحلیل شده‌اند.
همچنین در این زمینه می‌توان از دو کتاب دیگر استاد مصباح با نامهای «نظام حقوقی اسلام» و «نظام سیاسی اسلام» نیز بهره برد. بدین ترتیب تفسیر موضوعی آیت‌الله مصباح یزدی از نقطه آغاز هستی و با موضوع خداشناسی شروع و با موضوع حقوق و سیاست در قرآن به پایان می‌رسد.
چند نکته ضروری
1- اگر‌ بخواهیم عناوین موضوعات مطرح‌شده در این تفسیر موضوعی را فهرست کنیم به ترتیب عبارتنداز: خداشناسی در قرآن، جهان‌شناسی یا کیهان‌شناسی در قرآن، انسان‌شناسی در قرآن‌ (به انضمام بررسی مسئله معاد در قرآن)، راه‌شناسی در قرآن، راهنماشناسی در قرآن، قرآن‌شناسی در قرآن (2 جلد)، اخلاق در قرآن (شامل 3 جلد اخلاق الهی، اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی)، جامعه و تاریخ در قرآن، حقوق و سیاست در قرآن.
همچنین در ضمن معرفی هر موضوع و در بیان علت اولویت پرداختن به هر موضوع نسبت به دیگری، گفته شد که پرداختن به هر موضوع در پاسخ به سؤال فطری مخاطب طالب‌ حقیقت، ضرورت پیدا می‌کند.
2- همانگونه که ملاحظه‌ می‌شود، در پایان مطالعه این تفسیر موضوعی، مخاطب در همه موضوعات کلیدی و مهم اسلام به معارفی عمیق و مرتبط با هم دست یافته و نظام فکری منسجمی از معارف اسلامی در ذهن مخاطب شکل گرفته است.
3- در این تفسیر موضوعی به بیشترین موضوعات اسلامی در قالب کمترین عنوان پرداخته شده است. بدین ترتیب که ابتدا همه موضوعات جمع‌آوری و سپس موضوعات اصلی از فرعی جدا گشته و سپس موضوعات فرعی‌تر در ذیل موضوعات اصلی بصورتی منظم و منسجم و هدفمند طبقه‌بندی شده و سپس همه آیات مربوط به هر یک از موضوعات از قران استخراج شده و در جای خود قرار گرفته و در پایان ضمن بررسی تفسیری آیات مربوط به هر موضوع، نظر قرآن درباره آن موضوع ارائه شده است.
4- ذهن مخاطب در پایان این سیر مطالعاتی به‌گونه‌ای منظم و فایل‌بندی می‌شود که موضوعات اسلامی پراکنده‌ای که از سابق در ذهنش بود و یا موضوعاتی که در مطالعات آینده با آنها برخورد خواهد کرد، در فایل ذهنی مربوط به خود جای می‌گیرد.
5- در این تفسیر موضوعی از ورود طولانی به مستندات روایی خودداری شده است زیرا هم روایات درباره هریک از این موضوعات زیاد است و پرداختن به آنها موجب حجم بالای کتاب می‌شود و هم اینکه اصولاً بنای این تفسیر پرداختن به آیات قران و استخراج مبانی قرآن است.
[پیش از این درباره دلایل رجوع به آن و بررسی عمیق آیات آن پیش از رجوع به روایات بحث کردیم.]
در واقع مخاطب پس از پایان این سیر مطالعاتی می‌تواند با ذهنی منظم که با مبانی قرآنی پی‌ریزی شده است به سراغ سایر منابع اسلامی مانند روایات اهل‌بیت(ع) و تاریخ اسلام و ... رفته و با تفکر بیشتر در آن، مبانی قرآنی و منابع روایی و عقلایی و با پردازش ذهنی خود، نکاتی جدید و بدیع را از نظر اسلام درباره رشته تخصصی خود- به‌خصوص رشته‌های علوم انسانی- استخراج کند.
6- نگارنده حتی به کسانی که به هر دلیل قصد مطالعه این تفسیر خاص را ندارند اما به‌دنبال یک سیر مطالعاتی برای استحکام مبانی دینی خود هستند توصیه می‌کند اولاً کتاب‌هایشان را از میان نویسندگانی که صاحب‌نظر در مسائل اساسی اسلام هستند گزینش کنند و پس از شالوده‌سازی ذهنی مفاهیم دینی، از مطالب سایر نویسندگان و سخنرانان نیز بهره بگیرند، و ثانیاً در انتخاب موضوعات اصلی و فرعی و نحوه چینش و اولویت‌بندی آنها برای مطالعه، از تفسیر موضوعی آیت‌الله مصباح یزدی الگو بگیرند.
7- آنگونه که پیش از این هم بیان شد، نوع تقسیم‌بندی و اولویت‌بندی موضوعات در این تفسیر، با سؤالات فطری مخاطب حقیقت‌طلب هماهنگی دارد. و از آنجا که انسان در ابتدای زندگی از فطرتی سالم و دست‌نخورده برخوردار است، می‌توان از این نوع اولویت‌بندی در پرداختن به موضوعات، در روند تربیت دینی فرزندان نیز بهره برد.
یعنی ابتدا موضوع خداشناسی را برای فرزندان- به اقتضاء سن و درک و فهم او- تبیین کنیم و بعد در پاسخ به سؤالات فطری بعدی که قبلاً به همه آنها اشاره شد- اگرچه کودک یا نوجوان آن را بر زبان نیاورد- سایر موضوعات را برایش تبیین کنیم.
البته این تبیین مفاهیم دینی باید متناسب با رشد عقلانی فرزندان در هر دوره زمانی عمیق‌تر شود؛ اینگونه تربیت فرزند کاملاً هماهنگ با خواست فطری او و در جهت اهداف الهی پیش می‌رود. و اگر پدر و مادر از قبل به ابزارهای معرفتی لازم مجهز بوده باشند و ذهنشان از عمق و انسجام فکری از مفاهیم دینی برخوردار باشد،‌ تربیت دینی فرزند نیز کم‌خطاتر خواهد بود.
8- نکته دیگر اینکه مبانی قرآنی و عقلانی بسیاری از توصیه های اخلاقی علمای اخلاق بزرگی مانند حضرت آیت الله بهجت در تفسیر موضوعی آیت الله مصباح یافت می شود.
با شکل گیری یک نظام ذهنی متقن از این مبانی دینی آن توصیه های اخلاقی هم عمیق تر و پایدارتر در دل جای خواهد گرفت.
9- رهبر معظم انقلاب یکی دو سال قبل و در دیدار بانوان قرآن‌پژوه بر استخراج مبانی علوم انسانی از آیات قرآن تأکید فرمودند. اصولاً استخراج مبانی علوم انسانی از آیات قرآن، معنایی جز تفسیر موضوعی قرآن با موضوعات جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، سیاست، حقوق و ... ندارد.
آیت‌الله مصباح یزدی پس از وفات علامه طباطبایی- که عمیق‌ترین و جامع‌ترین تفسیر ترتیبی شیعه را تألیف نموده‌اند- به تفسیر موضوعی عمیق قرآن پرداخته‌اند و در سالهایی که معدود افرادی نیاز آینده جامعه اسلامی به علوم انسانی اسلامی را درک می‌کردند، ایشان از سالها قبل این نیاز را پیش‌بینی کرده و با چنین نگاهی، به تفسیر آیات قرآن پرداخته‌اند.
به نظر نگارنده همین یک مورد در اثبات بصیرت و تیزهوشی و آینده‌نگری آیت‌الله مصباح کافی است.