نباید از تحولات منطقه و مسائل بینالمللی عقب افتاد
برای بررسی موضوع فوق توجه به این نکته در ابتدای امر اساسی و مهم است که تحولات منطقه ای و بین المللی، هر سیاستمدار خبره و حرفه ای را ترغیب می کند که با موضعگیری در این خصوص بتواند از مجموع تغییرات و تحولات به منافع و امتیازهای سیاسی مد نظرش در حوزه داخلی و خارجی دست یابد که این نکته در عالم سیاست امری است بدیهی و مسلم.
پس هاشمی رفسنجانی هم که از این قاعده مستثنی نیست قطعاً همپا با تحولات منطقه موضعگیری ها و مواضع خود درخصوص مسائل بین المللی را به روز کرده و در این خصوص فعال تر می شود بخصوص آنکه هاشمی از این موضعگیری ها، هدف استراتژیک مهم دیگری را نیز دنبال می کند و آن هم سوزاندن کارت های بازی دستگاه دیپلماسی کشور و در واقع دولت در حوزه های بین المللی است. چرا که با بررسی مواضع هاشمی طی 6 سال اخیر متوجه می شویم او در هیچ کدام از سخنرانی ها، اظهارات و حرکت های سیاسی خود از یک هدف استراتژیک به نام تخریب یا تضعیف دولت چشم پوشی نکرده است.
تأکید بر نظام تکقطبی، مقدمهای برای سوزاندن یک کارت مهم
اما دور جدید تحرکات هاشمی در صحنه بین الملل را شاید باید از چند ماه پیش رصد و بررسی کرد. هاشمی رفسنجانی به عنوان یک سیاستمدار سرشناس جهانی در اوج معضلات و مشکلات پیش آمده برای ایالات متحده به واسطه مسائل اقتصادی، چالش های پیش آمده در منطقه خاورمیانه برای منافع ملی این کشور و رویارویی با جنبش وال استریت در گفت وگو با «نشریه موسسه مطالعات ایران و اوراسیا» (ایراس) در تاریخ 9 بهمن سال 90 که به بررسی روابط ایران و روسیه اختصاص دارد، تاکید می کند نظام حاکم بر جهان همچنان در بسیاری از حوزه ها تک قطبی است!
او در ذیل بررسی مشکلات سیاست خارجی جمهوری اسلامی می گوید: «مشکل بعدی توهم ایجاد یک جبهه بین المللی است. مقامات روس بارها اظهار داشته اند که ما متحد استراتژیک نداریم، اما این موضوع در ایران چندان جدی گرفته نشده است. به عبارت دیگر، عدم درک دقیق از نظام بین المللی باعث شده است که این تصور در ایران ایجاد شود که نظام بین الملل واقعاً نظامی متکثر است. نظام بین الملل در بهترین وضعیت، نظامی یک – چند قطبی است؛ یعنی در اکثر موضوعات یک قطب و در برخی موضوعات دو یا سه قطب حضور دارد. با این حال نظام بین الملل بیشتر یک تک قطبی است و این موضوع مفهوم ایجاد جبهه بین المللی را محدود می کند!»
باید توجه کرد این اظهارات دقیقاً در شرایطی مطرح می شود که به واسطه وقوع بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و موجی از بیداری ملت ها در کل دنیا و بخصوص در قلب ایالات متحده، نظام تک قطبی یا چند قطبی عالم در حال فروپاشی کامل و به تعبیر رهبر معظم انقلاب دنیا در پیچ تاریخی قرار دارد اما جناب هاشمی از داخل مرزهای جمهوری اسلامی با صراحت کامل این پیام را به غرب و بخصوص امریکا می دهد که ما هنوز دنیا را دارای نظام تک قطبی یا در بهترین حالت چند قطبی می دانیم و در واقع به قدرت مطلق امریکا معترف هستیم.
از سوی دیگر هاشمی در این بخش از اظهاراتش جبهه بندی جدید در فضای بین المللی را که به واسطه آن دنیای اسلام می تواند یک قطب و جبهه مستقل را تشکیل دهد به کلی نفی می کند. این سخنان البته از دیدی دیگر مقدمه ای است مناسب برای اظهارت اخیر هاشمی در دیدار با مسئولان «فصلنامه مطالعات بین المللی»، آنگاه که هاشمی تاکید می کند: «امریکا قدرت برتر دنیاست!»
این مدل از ادبیات علاوه بر آنکه در فضای دیپلماتیک معنا و مفهوم خاص خود را دارد و به خوبی پیام لازم را به طرف خارجی منتقل می کند، قطعاً در مقطع حساسی همچون مذاکرات هسته ای ایران با 6 کشور متنفذ سیاسی دنیا و در حالی که جمهوری اسلامی کاملاً با موضع برتر سیاسی و تخصصی در حال وارد شدن به دور جدید این مذاکرات است می تواند موقعیت ایران را تضعیف نماید و البته باید کمی هم به بازخورد انتشار این مطالب در میان متفکران و اهل فکر جوامعی اندیشید که با موج بیداری اسلامی و انسانی روبه رو هستند.
ظاهراً آنها هم باید باور کنند که امریکا قدرت برتر دنیاست و انقلاب های این کشورها هم قاعدتاً باید تحت سیطره این قدرت افسانه ای باشد! چرا که رئیس جمهور سابق جمهوری اسلامی که در خط مقدم مقاومت برابر استکبار قرار دارد، امروز به این نکته معترف است!
عملیات هاشمی ابعاد مختلف دارد
اما هاشمی عملیات جدید خود در حوزه بین الملل را تنها منحصر به تعریف و تمجید از قدرت افسانه ای امریکا نمی کند. بلکه با رصد دقیق تحولات منطقه ای تلاش می کند نقاط قوت دولت در حوزه سیاست خارجی را تبدیل به نقطه ضعف نموده و کارت دولت در حوزه های مختلف را بسوزاند.
یکی از مهمترین این حوزه ها البته در چند ماه اخیر روابط ایران و روسیه بوده است. همگان می دانند روسیه در موضوع مهمی همچون مسئله سوریه که با سرنوشت خط مقاومت در منطقه گره خورده، نقشی پویا و فعالی ایفا کرده و در مسائل دیگری همچون پرونده هسته ای یا موضوع تهدیدهای نظامی علیه ایران همراهی خوبی با جمهوری اسلامی داشته است. در هر صورت رابطه فعال با روسیه طی چند ماه گذشته در پیشبرد اهداف استراتژیک جمهوری اسلامی در حوزه بین الملل نقش مثبت و مهمی ایفا نموده و وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی کشور به خوبی توانسته اند از این ظرفیت بهره ببرند، با این حال از نگاه دشمنان دولت این نقطه قوت باید تبدیل به نقطه ضعف شود.
هاشمی بر همین اساس در گفت وگو با نشریه «موسسه مطالعات ایران و اوراسیا» ضمن انتقاد شدید از نگاه دولتمردان جمهوری اسلامی به رابطه با روسیه این روابط را بسیار شکننده توصیف می کند تا پیامی برای روس ها ارسال کند که موافق فعال شدن روابط روسیه با دولت فعلی جمهوری اسلامی نیست.
هاشمی در این خصوص می گوید: «رویدادهای اخیر نشان داد که روابط ایران و روسیه آنگونه که تصور می شود از استحکام کافی برخوردار نیست و در شرایط شکننده ای قرار دارد. اما بیش از آنکه بخواهیم روس ها را متهم به هر صفت یا رفتاری بکنیم باید دید که نوع نگرش و سیاست های ایران نسبت به همسایه شمالی خود تا چه اندازه مبتنی بر واقعیت ها و تا چه اندازه مبتنی بر فضای ذهنی خود ساخته بوده است.»
او در بخش دیگری از این گفت وگو روابط جمهوری اسلامی با روسیه را نیز به امریکا پیوند زده و تلویحاً تاکید می کند بدون جلب نظر امریکا نمی توان و نباید در مذاکره با روسها موفق بود: «روابط کشورها در خیلی از حوزه های دیگر مثل حوزه های سیاسی، امنیت و تجاری حساس مثل تکنولوژی های حساس دو منظوره و نظامی به طور طبیعی متاثر از روابط با قدرت برتر نظام یک یا چند قطبی است.
لذا واقعیت این است که روابط روسیه و امریکا بر روابط مسکو با تهران تاثیر دارد کما اینکه بسیاری از جوانب روابط ایران و روسیه به خاطر مولفه ای به نام امریکا با تغییراتی مواجه شده است.» هاشمی همچنین تاکید می کند روسیه نمی تواند بازی و نقش مستقلی در پرونده هسته ای ایران ایفا نماید و می گوید: «سیاست های این کشور در مورد ایران نمی تواند از سیاست های جهانی قدرت های اروپایی و امریکایی تاثیر نپذیرد.»
این ادبیات یعنی اولاً همه چیز در گرو رابطه و مذاکره با امریکاست و ثانیاً روس ها برای ما متحد قابل اعتمادی نیستند و ثالثاً طرف مذاکره با روس ها در ایران فهم درستی از چگونگی رابطه با این کشور ندارد!
عربستان همیشه مورد علاقه هاشمی بوده است
هاشمی رفسنجانی البته از دیرباز به موضوع عربستان و عراق علاقه مند بوده و تلاش می کرده فراتر از شخصیت و جایگاه سیاسی خود در جمهوری اسلامی، به عنوان یک روحانی متنفذ شیعی با سران آل سعود ارتباط فعال و پویا داشته باشد. او در این زمینه در دیدار با مسئولان «فصلنامه مطالعات بین المللی» خود را به عنوان نماینده مرجعیت شیعه برای حل اختلافات با دولت عربستان معرفی می کند و می گوید «در عربستان که بودم آیت الله صافی نامه ای به من نوشتند و گفتند که شما روی مسائل بین دو کشور کار کنید.»
هاشمی با ذکر این نکته در واقع تلاش می کند نقش خود را در سطح نماینده مرجعیت شیعه برای مذاکره با سران وهابیت تعریف کرده و از چارچوب های متداول و متعارف دیپلماتیک خارج شود. او در مورد عربستان به دنبال سطحی از روابط می باشد که فرای از نظام جمهوری اسلامی باشد. هاشمی در این حوزه نیز البته یک هدف استراتژیک را دنبال می کند و در حالی که با توجه به شرایط پیش آمده در منطقه و دور جدید تحریم ها علیه ایران، ارتباط فعال و پویای دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و عربستان می تواند معادلات منطقه ای را تغییر دهد و توطئه غرب را خنثی کند، در تلاش است کارت عربستان را نیز برای دولت بسوزاند.
از همین رو می گوید: «مسئله نفت خیلی مهم است. اگر عربستان با ما روابط خوبی داشت مگر غربی ها می توانستند ما را تحریم کنند؟ فقط عربستان می تواند جای ایران را پر کند. عربستان لازم نیست هیچ کاری انجام دهد، اگر نفت را به اندازه سهمیه اوپک تولید کند هیچ کس نمی تواند به ما تعرض کند چون اقتصاد دنیا نمی تواند خالی از نفت باشد. اما انسان هایی اینجا هستند که نمی خواهند این رابطه مثبت ایجاد شود!»
هاشمی که همواره با سفرهای دوره ای به عربستان تلاش کرده رابطه خود با خاندان آل سعود را حفظ کند و البته طی چند ماه گذشته به هیچ وجه درخصوص تحولات درون این کشور موضعگیری خاصی نداشته سپس با بیان خاطره ای سعی می کند این پیام را به عربستان منتقل کند که طرف مذاکره با این کشور در ایران نباید دولت باشد، بلکه چهره ای فرای از دولت که با مراجع نیز ارتباط مثبتی دارد گزینه مناسب تری برای مذاکرات است.
وی در این خصوص می گوید: «خیلی از مسائل را در گفت وگو با مقامات عربستانی حل کردم، ولی وقتی به ایران برگشتم چون فکر می کردند این توافقات می خواهد به نام من تمام شود، از کل آن صرف نظر کردند. وزیر خارجه عربستان برای پیگیری توافقات به ایران آمد، پیگیری که نکردند حتی بر عکس عمل شد. روزی از رادیو شنیدم که آقای متکی در جده در مصاحبه ای اعلام کرد که به آقای ری شهری در عربستان اهانت کرده اند. کمی تعجب کردم و بعداً از آقای ری شهری سوال کردم که آیا چنین چیزی اتفاق افتاده، گفتند که نه اصلاً چنین مسئله ای نبوده است.»
هاشمی در واقع با ذکر این خاطره در تلاش است دولت را به عنوان عنصری که در رابطه با عربستان به دنبال کارشکنی است معرفی نماید. این در حالی است که رابطه جمهوری اسلامی با عربستان به خاطر برخی شیطنت ها در شرایط ویژه ای قرار دارد و از سوی دیگر هرگونه تلاش دولت برای بهبود این روابط با واکنش های خاص در داخل کشور روبه رو می گردد.
در این مورد بد نیست واکنش رسانه ها به پیام تسلیت دکتر احمدی نژاد به پادشاه عربستان به مناسبت درگذشت ولیعهد این کشور و همچنین شرکت وزیر امور خارجه در مراسم تدفین ولیعهد این کشور را به یاد آوریم و سپس پیام تسلیت هاشمی در این خصوص را نیز مروری کنیم.
پس کارت عربستان فقط باید برای هاشمی باشد و هر حرکت فعال دولت در این خصوص نیز باید بلافاصله بسوزد. هاشمی البته به مسائل عراق نیز بی علاقه نیست و تلاش می کند در سطحی فرای دستگاه های رسمی جمهوری اسلامی با شخصیت های متنفذ مذهبی و سیاسی در این کشور ارتباط برقرار کند. دیدارهای هاشمی با آیت الله سیستانی را می توان در همین پازل تفسیر و تحلیل نمود.
آسیای میانه و اظهارات هاشمی
هاشمی حتی سیاست فعال و پویای دولت در ارتباط با کشورهای آسیای میانه از جمله «دیپلماسی نوروز» را که طی چند سال اخیر تحولی در روابط جمهوری اسلامی و کشورهای تازه استقلال یافته حوزه تمدن نوروز ایجاد کرده را برنمی تابد و ضمن اشاره به روابط مثبت و خوب دوران ریاست جمهوری خود با این کشورها و از جمله ترکمنستان تاکید می کند در این حوزه دولت با بی تدبیری کارها را متوقف کرده است: «روابط دولت من با این کشورها بسیار عالی بود ولی این سطح روابط پس از آن پیگیری نشد و همان خط لوله گاز که در دولت من اجرا شد باقی ماند. بی تدبیری، آشفتگی سیاسی و عدم استفاده از مدیران مجرب و با تجربه را می توان از عوامل تنزل سطح روابط و همکاری با کشورهای آسیای میانه دانست.»
رابطه با آمریکا به نام دولت به کام هاشمی!
اما قطعاً نقطه اوج فاز جدید عملیات هاشمی را باید در اظهارات اخیر او درخصوص لزوم رابطه با امریکا دانست. از چندی پیش البته رسانه های مدعی اصولگرایی با یک عملیات هماهنگ و البته دروغین رسانه ای تلاش کردند وانمود نمایند جریان موهوم انحرافی برخلاف سیاست های نظام به دنبال مذاکره با ایالات متحده امریکا می باشد.
این ادعای رسانه ای که البته هیچگاه مستند به اسناد و دلایل متقن نشد اما هرگونه امکان تحرک دولت جهت مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم درخصوص موضوعات مختلف با امریکایی ها را در حالی سد کرد که انجام چند دور مذاکره با امریکا درخصوص مسائل عراق و همچنین حضور نماینده ایالات متحده در مذاکرات ایران با 1+5 دستاوردی بود که دولت احمدی نژاد در عین حفظ اقتدار، عزت و منافع جمهوری اسلامی به آن دست یافته بود.
مقام معظم رهبری نیز پیش از این در دیدار با اعضای جامعه مدرسین به این نکته مهم اشاره فرموده بودند که خیالشان از مذاکرات و روابط دیپلماتیک دولت احمدی نژاد با سایر کشورها راحت است چرا که مطمئن هستند برخلاف برخی دولت های قبلی در این مذاکرات منافع ملی کشور حفظ خواهد شد.
اما هاشمی دقیقاً در مقطعی که امریکا به دلایل متعدد از جمله مشکلات عدیده در منطقه و در درون خود و احساس خطر از برخورد قاطع جمهوری اسلامی با تحریم نفتی و بانک مرکزی به مذاکره با ایران احتیاج دارد و اوباما بر همین اساس به رهبر معظم انقلاب نامه می نویسد و پیام شفاهی می دهد این کارت را نیز می سوزاند و با ادبیات تحقیر آمیز از لزوم مذاکره با یک قدرت برتر جهانی سخن می گوید.
او به سبک دیگر خاطرات بدون سند خود از امام(ره) این بار نیز می گوید: «به امام هم طی نامه ای که تایپش نکردم، برای اینکه نمی خواستم کسی از محتوای آن مطلع باشد گفتم که موضوع رابطه با امریکا را در زمان حیات تان حل کنید. سبکی که الآن ما داریم که با امریکا نه حرف می زنیم و نه رابطه ای داریم قابل تداوم نیست. امریکا قدرت برتر دنیاست! مگر اروپا با امریکا، چین با امریکا و روسیه با امریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم چرا با امریکا مذاکره نکنیم؟!»
هاشمی در واقع با این اظهارات، دست بالای جمهوری اسلامی و دولت را در هرگونه مذاکره با طرف غربی منتفی کرده و بار دیگر فضا را به رابطه گرگ و میش باز می گرداند! رابطه ای که رهبر معظم انقلاب درخصوص آن فرمودند: «اگر دستی دراز شده باشد که یک دستکش مخملی رویش باشد اما زیرش یک دست چدنی باشد این همان رابطه گرگ و میش است که امام فرمودند رابطه گرگ و میش را ما نمی خواهیم.
وجود رابطه برای امریکایی ها وسیله ای بوده است برای نفوذ در قشرهای مستعد مزدوری در آن کشور، حالامی نشینند آقایون وراجی کردن، حرف زدن، استدلال کردن که نبود رابطه با امریکا برای ما مضر است. نه آقا، نبود رابطه با امریکا برای ما مفید است. آن روزی که رابطه با امریکا مفید باشد اول کسی که بگوید رابطه را ایجاد می کنیم خود بنده هستم.»