تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۱۴۶
از منافقین به خلق تا وهابیون و اصلاح‌طلبان

زهرا طباخی
در روزگاری که منافقین خلق با هزاران صفحه ایدئولوژی منشعب از اصول مذهب تشیع با وهابیون عربستانی که از سر تا دم وابسته به امپریالیسم هستند متحد می شوند تا در منطقه موفقیتی کوچک برای آمریکا بیافرینند خیلی نباید از حمایت اصلاح طلبان دیروزی با پرچم سبز اهل بیت علیهم السلام از هتاکین به هادی المضلین تعجب کرد. اما ذکر برخی از پارادوکس های حل نشدنی دشمنان جمهوری اسلامی که امروز همگی به بهانه هدفی مشترک زیر پرچم دجال پیمان دوستی بسته اند بی شک مفید خواهد بود.
ابزار حکومت دجال در آخرالزمان "جهل" است و این جهالت سرچشمه های گوناگونی دارد. بخشی از اعضاء حامی پروژه اهانت ورزی به ائمه اطهار جاهلینی هستند که به علت عدم بهره مندی از فرصت صحیح آموزش معارف اسلامی فی الواقع توفیق آشنایی با امام دهم شیعیان را نداشته اند. این جهالتی عظیم است که هنوز بعد از گذشت سال ها از ظهور اسلام هر بار از گوشه ای از جهان ظهور می کند. تعجب نکنید که یک جوان با مذهب تشیع هنوز آشنایی کافی و وافی با پیشوایان دینی خود ندارد. صاحبان زر و زور قرن ها تلاش کردند تا مسیر تاریخ را منحرف کنند، پیامبران و نیکان روزگار را از مردم جدا کردند تا نفوذ حق و حقیقت در جوامع را متوقف کنند. چراغ های راه پر پیچ و خم زندگی بشر را یکی پس از دیگری نابود کردند تا مقابل تلالوی عظیم را بگیرند. این وظیفه شیطانی همه پیروان جهل بوده و هست اما غافلند از مبارزه ای که پایان اش با بشارت بر نیکان و موحدین ثبت شده است.
به قول اصلاح طلبان دیروز و براندازان امروز، هدف مشترک داشتن به قدری وحدت آفرین است که موجب می شود سلطنت طلب، اصلاح طلب، منافق، همجنس گرا، بهائی و انواع گمراهان دیگر را زیر پرچم سبز جنبش گرد هم آورد پس چرا با پروژه هتاکی به اهل بیت علیهم السلام وحدت نکنند؟
از ابتدا نماد جنبش سبز به بهانه نسبت یکی از سران فتنه با سادات، سبز تعیین شد. از بستن پرچم علویان به گردن سگ های مرفه نشینان گذشتیم تا رسیدیم به ائتلاف با هتاکین! ائتلافی که اهداف معین و مشخص و از پیش تعیین شده ای دارد.
بنای وهابیت ترور هر آن چه که با وی مخالفت دارد بوده و هست. همه دنیا انتحار کنندگان وهابی را به نام تروریست های طرفدار نظریه حذف فیزیکی مخالفین شناخته اند اما شاید ترور اجتماعی مخالفین پدیده ای نوظهور از این گروهک بی مغز و غیر منطقی باشد چرا که وقتی می توان کسی را کشت نیازی به ترور اجتماعی حس نمی شود.
اما نکته همین است! وهابیت علاوه بر این که با محبوبیت روزافزون بزرگان اهل تشیع مثل سید حسن نصرالله، امام خامنه ای و ... روبروست به علت نقص معارف و سبقه تاریخی سلاحی برای مبارزه با گذشته پرشکوه اسلام ناب محمدی نیز ندارند. به همین علت است که وهابیون بسیار علاقمند هستند مجددا به کربلا، سامرا و حتی مدینه النبی حمله کنند. کوه ابوقبیس را با خاک یکسان می کنند، به کوچه بنی هاشم حمله کرده و درب خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) را برای همیشه پنهان می کنند. این مبارزه ای جدید نیست و مسلما موفقیتی هم برای این فرقه ضاله به همراه نخواهد داشت. اما حمله از دورن به تشیع به دست گمراهین و کینه ورزان به نظام مقدس جمهوری اسلامی به عنوان نماد حاکمیت اسلام ناب در مقابله و مقایسه با حکومت طالبان در افغانستان و پیامدهای آن و تنفر روزافزون مردم عربستان، مصر، یمن و لیبی از سلفی های خشک، بی مغز و به دور از تعقل که افسارشان به دست جهانخواران غربی است، می تواند در دراز مدت موفقیت هایی برای دوستان دجال به بار بیاورد.
شاید لازم باشد به جای مبارزه سخت با جندالشیطان، از همین امروز فاز تهاجم فرهنگی و ورود به جنگ نرم را کلید بزنیم. مبارزه ای که ائمه اطهار سال ها بدون توسل به قدرت نظامی به واسطه آن پیروز از نبردی تاریخی بیرون آمدند و امروز شاهدیم که نام و نواده ای از مخالفین شان بر صفحات تاریخ نمانده است. امام حسین علیه السلام در برابر خدعه معاویه و توهین به امیرالمومنین علی علیه السلام و ممنوعیت انتخاب نام "علی" برای فرزندان ذکور، همه فرزندان شان را علی نام نهادند. علی اکبر، علی اوسط و علی اصغر!
"هادی"، "جواد"، "علی"، "محمد"، "مهدی" نام هایی هستند که علاوه بر زیبایی فرهنگ ساز و دشمن کور کن هم هستند. شایسته است شیعیان به جای این که تنها به گسترش حرم امیرالمومنین علی علیه السلام بیاندیشند ابتدا سرعت بازسازی حرمین سامراء را افزایش دهند و همزمان با این مسئله اقدام به خرید زمین های اطراف نمایند تا به معضل بزرگ این شهر پایان دهند. شیعه سازی شهرهایی مثل سامراء و کاظمین اولویت مهم مسلمین است و باید به این موضوع توجهی ویژه شود. واقعیت این است که تعلل و بی توجهی مسلمین بالاخص شیعیان به مسائلی که حول موضوعات مرتبط با ائمه مظلوم مدفون در سامراء و کاظمین است دشمنان را در هتاکی و گستاخی به آل الله متفق و متحد کرده است.
یک بار بسته شدن راه کربلا یا نجف برابر است با اعتراض شدید شیعیان در سراسر جهان اما تاکنون بارها مسیر زیارت ائمه مظلوم ما در کاظمین و سامراء مسدود شده است بدون این که واکنشی درخور به این موضوع نشان داده شود.
شکوه بارگاه طفلان حضرت مسلم بی شک ناشی از ارادت و توجه مسلمین به دوستان و نوادگان اهل بیت علیهم السلام است اما مقایسه این بارگاه در خور شأن با خرابی های سامراء نشان از چه دارد؟
یک نکته مهم دیگر این است که نباید با ایجاد حساسیت بی مورد در میان مسلمین و خدای ناکرده پیروی از رویه جاهلین در مقابله به مثل، به نقشه شوم تفرقه اندازی میان مسلمانان اعم از شیعه و سنی دامن زد. باید برای توهین کنندگان به مظاهر فرق اسلامی شامل شیعیان و سنی مذهبان مجازاتی در قانون در نظر گرفته شود. امثال آقای دانشمند سال ها از راه توهین به مظاهر اهل سنت ارتزاق کرده اند. بی توجهی به ناراحتی و نارضایتی اهل سنت در حالی که ولی امر مسلمین توهین به مظاهر اهل سنت را حرام اعلام کرده اند بی حمیتی و عدم همراهی مسلمین در مسائلی مشابه را موجب خواهد شد.
فراموش نکنیم توهین به مظهر یک اندیشه نشان از خالی بودن دست هتاک دارد. ائمه اطهار به پیروان خود آموخته اند جهالت را با آگاهی بخشی و مبارزه فرهنگی از میان بردارند. برماست که به وظایف تاریخی مان در اخرالزمان جهالت عمل کنیم.