مقدمه:
مقاله حاضر، به دیدگاههای حزب توده درباره جنگ ایران و عراق از آغاز جنگ تا زمان انحلال این حزب میپردازد. دیدگاههای این حزب در مورد انقلاب اسلامی و به طبع آن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به دورههای متفاوت قابل تقسیم است. این حزب در دورهای در قبال جمهوری اسلامی ایران موضع طرفدارانه داشت و در دورهای به مخالفت با آن پرداخت.
مواضع حزب توده در برابر جنگ تحمیلی نیز از حمایت کامل از مواضع جمهوری اسلامی ایران تا مقابله با آن در تغییر بوده است. این نوشتار تنها به دوره اول مواضع و عملکرد این حزب میپردازد که به تبع مواضع شوروی در برابر انقلاب اسلامی، مواضع موافق با جمهوری اسلامی ایران داشت و میکوشید از موضع ضدامپریالیستی به تحلیل و حمایت از جمهوری اسلامی ایران بپردازد. موضع حمایتی آن از جمهوری اسلامی ایران با تغییر موضع شوروی دگرگون شد و شکل و صورت دیگری یافت. موضع حمایتی این حزب در برابر جنگ تحمیلی به هیچوجه قابل تعمیم به دورههای بعدی نیست.
مواضع آن به تبع موضع ضدشوروی جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوز این کشور به کشور مسلمان افغانستان و بعداً دستگیری و محاکمه سران حزب توده در ایران دچار تغییرات اساسی شد و موضع مخالفت با جمهوری اسلامی ایران را در پیش گرفت که در نوشتههای بعدی به آن پرداخته خواهد شد. در این نوشته صرفاً به مواضع و عملکرد این حزب در دوره نخست اشاره میشود.
اما قبل از ورود به بحث اصلی اشارهای کوتاه به برداشت و موضع شوروی در برابر انقلاب اسلامی میتواند در شناخت مواضع حزب توده در برابر جنگ تحمیلی مفید باشد. در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، مقامات شوروی شناخت درستی از انقلاب اسلامی ایران و رهبری آن نداشتند.1 آنها نگران پیامدهای انقلاب بر جمهوریهای مسلماننشین و کشورهای دیگر منطقه بودند که اکثریت مردم آنها را مسلمانان تشکیل میدادند و حکومتشان روابط خوبی با شوروی داشت.
در همین حال شوروی از اینکه یک متحد استراتژیک رقیب خود، در مرزهای جنوبیاش، روابط خود را با آمریکا قطع کرده خشنود به نظر میآمد. در ماههای اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به خصوص پس از تسخیر سفارت آمریکا در تهران روسها ایران را یک نیروی ضدامپریالیستی تلقی میکردند که در آینده میتواند به تحکیم بیشتر موقعیت آن در منطقه بینجامد؛ اما به دلیل ناتوانی در شناخت ماهیت انقلاب اسلامی نمیتوانستند در برابر ایران به جمعبندی استواری برسند.
در حالی که این کشور روابط بسیار خوبی با عراق داشت و آنها در سال 1972 با یکدیگر پیمان دوستی و همکاری مشترک امضاء کرده بودند.2 حزب بعث دارای اندیشه و گرایشهای سوسیالیسمی بود و به لحاظ فکری نزدیکی زیادی به بلوک شرق داشت. بدین ترتیب وقتی عراق به ایران حمله کرد، روسها اعلام کردند که این درگیری صرفاً یک جنبه منطقهای دارد و به نفع هیچ یک از طرفین نخواهد بود. ضمناً آنها آمریکا را متهم میکردند که میخواهد از جنگ به نفع خود بهرهبرداری کند.
پراودا نوشت: «سیا در حال دمیدن شعلههای جنگ است».3 شوروی نگران تحرکات نظامی آمریکا در منطقه بود و برژنف در سفر به هند در سال 1980 پیشنهاد غیرنظامی کردن خلیجفارس را داد. اما به مرور زمان و با تثبیت موقعیت جمهوری اسلامی ایران در داخل کشور و آشکار شدن مواضع صریح نه شرقی و نه غربی ایران در روابط خارجی خود و موضعگیری صریح رهبری انقلاب در برابر حمله ارتش سرخ به افغانستان از یکسو و توقف و سپس شکست عراق در پیشروی در جبهههای جنگ، سران کرملین مرحله بیطرفی اعلامی در جنگ را به کنار نهاده و در جهت تامین اهداف خود به سوی عراق تمایل یافته و به حمایت از آن پرداختند.4
1) انقلاب اسلامی و مواضع حزب توده
در اجلاسیه 23 دی ماه 1357، تغییراتی در ترکیب هیأت دبیران و هیأت اجرائیه حزب توده ایران به وجود آمد. در پی این تغییرات بود که نورالدین کیانوری، دبیر اول حزب توده ایران شد.5 حزب توده همچنین یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی در 23 بهمن 1357، با انتشار اعلامیهای، فعالیت علنی خود را در دوره جدید تاریخ ایران اعلام کرد و متذکر شد که «شرط مقدم نیل به هدفهای جنبش انقلابی مردم ایران» اتحاد همه نیروهای دخیل در این جنبش جدا از باورهای مسلکی و عقیدتی دانست.
بر مبنای چنین رویکردی حزب توده مدعی شد که «دست دوستی و اتحاد به سوی سایر نیروهای ملی و دموکراتیک دیگر احزاب، سازمانها، گروهها و شخصیتهای ملی و دموکراتیک و در پیشاپیش آنان حضرت آیتالله العظمی خمینی و هوادارانشان دراز میکند».6
حزب توده ایران با برگزاری پلنوم شانزدهم در اسفند 1357 ضمن پذیرش تغییرات اجلاسیه 23 دی 1357، برنامه تفصیلی خود را اعلام کرد. این حزب به دنبال شکلگیری «جبهه متحد خلق» بود. بخشی از گزارش هیأت اجرائیه حزب به شانزدهمین پلونوم حزب، درباره ماهیت جنبش انقلابی کنونی بود. در این باره، آنها به جایگاه تاریخی مذهب تشیع، در ایجاد سنن خلقی و مبارزاتی ضدبیگانه اشاره کردند. همچنین حزب از جایگاه روحانیون مترقی به رهبری آیتالله خمینی سخن گفت. حزب توده در زمینه سیاسی یکی از مهمترین وظایف خود را همکاری تمام عیار «با نیروهای راستین انقلابی خلق» به ویژه نیروهائی که تحت رهبری آیتالله خمینی هستند، اعلام نمود.7
پلنوم شانزدهم کمیته مرکزی حزب توده و با پیشنهاد «جبهه متحد خلق برای بارور کردن انقلاب ملی و دموکراتیک به سود زحمتکشان و قشرهای میانه حال جامعه» ابتکار آیتالله خمینی را در باب اعلام جمهوری اسلامی تأیید کرد و مدعی شد که برای «تحقق آن از بذل هیچگونه مساعی دریغ نخواهد ورزید.»8
همچنین حزب توده سازمانهای سیاسی آن زمان همچون مجاهدین و فدائیان خلق و دیگر نیروهای مبارز را به پیوستن به جبهه متحد خلق و پشتیبانی از جمهوری اسلامی دعوت کرد.9
حزب توده ایران بر بنیاد چنین رویکرد مثبتی نسبت به تأسیس و شکلگیری نظام برآمده از انقلاب، به فعالیت تبلیغی و ترویجی خود دامن زد. حزب توده با توجه به رهبری جمهوری اسلامی و ترکیب طبقاتی حاکم، از سیاست «اتحاد و مبارزه» پیروی میکرد. تحلیل آنها از ماهیت طبقاتی نظام جمهوری اسلامی این بود که خرده بورژوازی، پایگاه اصلی این نظام است. از اینرو براساس مشی مارکسیستی در برخورد با خرده بورژوازی، به دفاع از وجوه مترقی آن و مبارز با وجوه به زعم خودارتجاعی و ضدخلقی آن برآمدند.10
حزب توده بر بنیاد چنین سیاستی حفظ انقلاب و دستاوردهای آن و تلاش برای تقویت وجوه مترقی جریان حاکم را در دستور کار خود قرار داد. آنها فعالیت ضدانقلاب ایران را پیگیری میکردند و گزارشهای مفصلی برای افشای تحرکات ضدانقلاب، در روزنامه مردم، ارگان حزب توده، منتشر میساختند.
2) حزب توده و تحرکات گروههای ضدانقلاب
به طبع رویکرد تحلیلی فوق از انقلاب اسلامی و رهبری آن، حزب توده به تلاشهای گروه بختیار، نظامیان فراری چون اویسی و پالیزبان و نیز مخالفان جمهوری اسلامی در منطقه کردستان و همکاری این نیروها با حزب بعث عراق و دولت صدام حسین حساس بود. به زعم آنها، بحران کردستان در ارتباط با ائتلاف ضدانقلاب بود. حزب توده بر این باور بود که حزب بعث عراق، با گرایش به راست، به متحد راهبردی امپریالیسم آمریکا در خاورمیانه تبدیل شده است، آنها سرکوب حزب کمونیست عراق و همکاری با ائتلاف ضدانقلاب ایران توسط دولت صدام را در همین راستا تحلیل میکردند.11
روزنامه مردم، از نیمه دوم سال 1358 و به ویژه از ماههای نخست 1359 به آگاهیبخشی و هشداردهی از فعالیتهای ائتلاف ضدانقلاب ایران برآمد. روزنامه مردم در چهارشنبه 31 اردیبهشت 1359، اخبار مذاکرات شاهپور بختیار را با سران حزب بعث عراق و صدام را منتشر ساخت. آنها با استناد به مصاحبه بختیار با روزنامه فرانسوی پاری ماچ و با استناد به سخن بختیار که دولت عراق، کردهای ایران را بر ضد «ملاها» مسلح میکند، بر صحت دیدگاه حزب توده نسبت به جریانهای درگیر در کردستان تأکید کردند.
حزب، سخنان بختیار را «حقیقت کهنه و اعتراف بجایی» دانست، چون مدعی بود که حزب توده به «نقش رژیم بعثی عراق و عمال آن چون کومله، شیخ جلال و شیخ عثمان، روزگاری و...» در ایجاد جنگ برادرکشی در کردستان اشاره کرده و با صدها دلیل و مدرک نقاب از چهره این جنایتکاران برگرفته است».12 حزب اطلاع داد که ورود اسلحه به مرزهای غربی و کردستان از سوی رژیم عراق انجام میگیرد.13
حزب توده، این خط افشاگرانه را دنبال کرد و متذکر شد که رژیم بعثی عراق به مخالفان جمهوری اسلامی به شرط تلاش برای سرنگونی آن اسلحه میدهد. گویا این حزب به دلیل ارتباط با اتحاد جماهیر شوروی، اطلاعاتی از آن کشور در ارتباط با تحرکات ضدانقلاب ایران و حکومت عراق دریافت میکرد.
از دیدگاه حزب توده، رژیم عراق نوار مرزی را به «جولانگاه عمال کوچک و بزرگ امپریالیسم آمریکا» بدل ساخته است. رژیم عراق به سازماندهی وابستگان رژیم شاه و مخالفان جمهوری اسلامی میپرداخت و انواع اسلحه را به داخل خاک ایران وارد میکرد تا به زعم این حزب «جنگ برادرکشی در کردستان» را دامن بزند.
حزب توده، سیاست دولتمردان جمهوری اسلامی ایران نسبت مردم کردستان را نادرست میدانست و به آن انتقاد داشت. حزب معتقد بود که جمهوری اسلامی، باید هر چه سریعتر حقوق حقه خلق کرد را که در حدود 80 سال است برای احقاق آن مبارزه میکند، متحقق سازد.
انقلاب بزرگ ایران باید، حق مردم کرد را، در کسب خودمختاری در چهارچوب ایرانی واحد، آزاد و مستقل به رسمیت بشناسد، از اینرو بنا به دیدگاه حزب توده، اگر دولتمردان جمهوری اسلامی سیاست مسالمتآمیزی نسبت به مسئله کردستان در پیش میگرفتند، زمینه فعالیت نیروهای ضدانقلاب و دولت بعث عراق فراهم نمیشد. آنها سیاست نادرست نظام را عاملی برای فعالیت امپریالیسم آمریکا و بعثیهای عراق بر ضددولت ایران و خلق کرد میدانستند. امپریالیسم و دولت عراق بر آن بودند که به زعم خود «بار دیگر خفقان و وابستگی و غارت را بر سر خلق کرد و دیگر خلقهای ایران تحمیل کنند.»14
بر چنین زمینهای از توطئههای دولت عراق و امپریالیسم آمریکا در مناطق غرب بود که حزب توده، ایجاد جبهه متحد خلق را به عنوان شعار خود برگزید. حزب متذکر میشد که با اتحاد همه نیروهای ضدامپریالیستی و دموکراتیک است که میتوان از گسترش فعالیت ضدانقلاب متکی بر امپریالیسم و رژیم عراق مانع شد.15
3) حزب توده و بسترهای آغاز جنگ
در سال 1359 حزب توده بر اساس اطلاعاتی که از طریق روزنامه طریق الشعب، ارگان مرکزی حزب کمونیست عراق، کسب کرده بود، یادآور شد که دولت آمریکا به تجهیز نظامی عراق میکوشد. منابع حزب توده یادآوری میکردند که کارشناسان نظامی و اطلاعاتی آمریکا با حضور در پایگاههای عراق به پرواز اکتشافی در مرزهای ایران و عراق میپردازند. آنها براساس اطلاعات روزنامه طریق الشعب مدعی بودند که آمریکا پشتیبان عملیات اخلالگرایانه حزب بعث عراق در مناطق مرزی است.16
حزب توده همچنین براساس استناد به نشریه اتحاد، ارگان حزب کمونیست اسرائیل، مدعی شد که اسرائیل برای ضربه زدن به انقلاب ایران با آمریکا و رژیم عراق همکاری میکند.17
روزنامه نامه مردم به ارائه اطلاعات در باب فعالیت ضدانقلاب متکی به رژیم عراق در نواحی غرب پرداخت. بنابر گزارشی، ضدانقلابیون در نواحی مرزی دالاهو و قصرشیرین به فعالیت میپرداختند. آنها در میان عشایر فعال بودند و مقاومت عشایر را با گروگانگیری اعضای خانواده آنها، درهم میشکستند.
حزب بنا به گفته یکی از مسئولین سپاه پاسداران قصرشیرین به ضرورت توجه نهادهای انقلابی و مسئولین دولتی به وضعیت معیشتی مناطق مرزی کشور اشاره کردند. نیروی ضدانقلاب مجهز به سلاحهای جدید و سنگین دریافتی از دولت عراق به این مناطق هجوم میآوردند. آنها در هجوم به مناطق روستایی به سرقت احشام مردم میپرداختند و با ایجاد ناامنی به دنبال نارضایتی مردم منطقه مرزنشین از انقلاب ایران بودند.18
حزب توده که سیاست خود را در حفظ و تحکیم نظام جمهوری اسلامی که ضدامپریالیستیاش میخواند بنیاد گذاشته بود، نقش قابل توجهی در افشای طرح کودتای نوژه در 185 تیر 1359 داشت. حزب به دلیل عناصر نفوذی خود در میان کودتاچیان، اطلاعات دقیقی از طرحها و نقشههای کودتاچیان به مقامات جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد و مسئولین نظام نیز براساس همین اطلاعات دقیق دریافت شده از حزب، موفق به خنثیکردن و شکست طرح کودتا شدند.19
حزب توده بلافاصله پس از شکست کودتای نوژه، کودتاگران را، عامل امپریالیسم آمریکا و بعث عراق دانست.20
روزنامه مردم، بیش از پیش فعالیتهای دولت عراق را گزارش میکرد و از هجوم واحدهای ارتش عراق به منطقه دشت آزادگان خبر داد.21 در یکی از شمارههای این روزنامه آمده بود که: یکی از نقشههای دولت عراق، کشتار مردم بیگناه ایران با فرستادن اتومبیلهایی با نمره ایرانی بود که حامل مقدار زیادی تیانتی و انفجار آنها در مراکز پرجمعیت شهرهای مرزی بود.22
4) حزب توده و آغاز جنگ تحمیلی
حزب توده در اوایل مرداد 1359 هشدار داد که رژیم عراق در اوایل شهریور، عملیات خرابکاری و تحریکات نظامی را تشدید خواهد کرد.23 حزب توده همچنین پیام سازمان زنان عراق را منتشر ساخت. سازمان زنان عراق در پیام خود متذکر شده بودکه سیاست دولت بعثی عراق، ترور و اختناق در داخل و توسعه و تجاوز در خارج است. در آن پیام، سازمان زنان عراق یادآور شدند که دولت عراق انقلابیون کمونیست و شیعیان عراق را به شدت سرکوب میکند. در آن پیام آمده بود که دولت بعثی عراق با نزدیکی به دولتهای عربستان سعودی و مصر در تلاش برضد جمهوری اسلامی و عمل به طرحهای کارتر رئیسجمهور آمریکا میباشد.24
رژیم عراق با نزدیکی به عربستان، پاکستان و مصر، کشورهایی که متحد راهبردی آمریکا در منطقه بودند، به دنبال ایجاد اتحادی بر ضدجمهوری اسلامی و نیز جبهه پایداری کشورهای عرب بود. از دیدگاه حزب توده، تلاش دولت صدام بر ضدایران و کشورهای جبهه پایداری در راستای سیاست راهبردی آمریکا در منطقه بود.25 حزب توده، اتحاد عراق، عربستان و پاکستان را ائتلاف «اسلام آمریکائی» قلمداد میکرد.26
این حزب، همچنین اسنادی دال بر همکاری جناح قاسملو در حزب دموکرات کردستان با دولت عراق منتشر کرد.27 آنها معتقد بودند که ارتش بعثی خود را برای حمله آماده میکند، از اینرو دولت عراق فرستادگانی نزد قاسملو به کردستان اعزام کرده است.28 حزب توده، سیاست آمریکا یعنی خط برژنیسکی را در این میدانست که دولت ایران را از اتحاد با همسایه شمالیاش یعنی اتحاد جماهیر شوروی جدا کند. به زعم حزب توده، اتحاد جماهیر شوروی بزرگترین پشتیبان انقلاب ایران بود.29
حزب توده در کنار افشاگری بر ضدنقشههای دولت عراق و ضدانقلاب متحد آن، از همه نیروهای وفادار به انقلاب و نظام نوپای جمهوری اسلامی دعوت میکرد که در برابر توطئه عراق متحده شوند، چون نقشه دولت عراق مبنی بر تجاوز به خاک ایران، حلقهای از طرح توطئه وسیع آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران تلقی میشد.30
همزمان با هجوم عراق به ایران، اعلامیه کمیته مرکزی حزب توده ایران در 31 شهریور 1359 منتشر شد. حزب در این اعلامیه با عنوان، هموطنان، تجاوز نظامی رژیم عراق را در چهارچوب توطئه براندازی آمریکا تحلیل کرد. حزب، «خلق قهرمان ایران» را مخاطب قرار داد و مدعی شد که اکنون «یکی از لحظههای سرنوشتساز تاریخ» است. خلق قهرمان ایران، مسئولیت بزرگ نبرد خونین با امپریالیسم آمریکا و متحدانش را عهدهدار است. پیروزی در این نبرد سرنوشتساز از دیدگاه حزب توده، تنها از راه پیکار «تودهای و همگانی» متحقق خواهد شد؛ چرا که پدیدههای بزرگ تاریخی، حاصل فداکاری تودههاست.
خلق قهرمان ایران در این زمان باید برای «حفظ استقلال و آزادی و حیثیت انسانی خود» آماده فداکاری باشند. حزب توده، تجاوز همگانی عراق را مرحله جدیدی از توطئه براندازی انقلاب ایران از سوی جبهه امپریالیستی و متحدان آن میدانست. از اینرو حزب توده، اتحاد تودههای وسیع خلق را پیشنهاد میکرد. حزب با درک مسئولیتهای تاریخی خود، همه نیروهای انقلاب را به اتحاد زیر پرچم انقلاب به رهبری امام خمینی(ره) دعوت میکرد.
حزب از اعضای خود میخواست که در مقابل تفرقهافکنی ضدانقلاب، وحدتآفرین باشند. در این مقطع که میهن در معرض هجوم بیگانه قرار گرفته است، مقدسترین وظیفه، دفاع از انقلاب و جمهوری اسلامی میباشد. حزب توده اعضای خود را به عمل به موارد ذیل فراخواند:
ـ آمادهباش برای دفاع از انقلاب؛
ـ همکاری با سپاه پاسداران انقلاب؛
ـ شناسایی و معرفی عوامل ضدانقلاب؛
ـ آمادگی برای شرکت در ارتش20 میلیونی؛ و
ـ نگهبانی از انبارها، مخازن، لولههای آب و نفت و سایر تأسیسات حیاتی بر طبق دستورات فرماندهی سپاه پاسداران هر محل. حزب همچنین از دختران و زنان عضو میخواست طریق مواظبت از بیماران و پانسمان، تزریق و کمکهای اولیه را بیاموزند.
حزب توده در این اعلامیه از همه رفقا، هواداران و دوستان خود خواست در هر کجا که هستند آماده فداکاری در راه انقلاب و جمهوری اسلامی ایران باشند.31
پس از اعلامیه کمیته مرکزی حزب توده ایران، سازمانهای وابسته به حزب از جمله شورای هنرمندان و نویسندگان ایران، هر یک با انتشار اعلامیهای آمادگی خود را برای نبرد با ارتش متجاوز عراق اعلام کردند.32 احسان طبری، نظریهپرداز، نویسنده و شاعر برجسته حزب توده، اشعاری برای «شهیدان جنگ» و نیز ضرورت جنگ عادلانه سرود.33 حزب توده، دفاع ملت ایران در برابر تهاجم دولت عراق را مصداق واقعی جنگ عادلانه و جنگ میهنی خلق انقلابی میدانست.34
کمیته مرکزی حزب توده ایران، در دومین اعلامیه خود که در 12 مهر 1359، در ارتباط با جنگ تحمیلی، منتشر ساخت، با فراخوان، هموطنان و هواداران انقلاب و تودهایها، اعلام کرد که این نبرد، نبرد سرنوشتساز است. حزب توده، مقاومت مردم جنوب و شوق و مشارکت وسیع مردم را در دفاع از میهن، نمودار متعالی وحدت خلقهای ایران دانست و در این فراخوان از انقلابیون و تودهایها خواست که به بسیج مستضعفین بپیوندند، در واحدهای اعزامی نامنویسی کنند، با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همکاری کنند و با اعمال ضدانقلاب و توطئهها و خرابکاریهای دشمنان انقلاب، آگاهانه مقابله کنند. در مصرف، صرفهجویی و در تولید، هر چه بیشتر بکوشند و در همه عرصههای تولید نهایت تلاش خود را بکار گیرند.35
درباره مواضع حزب توده باید به این نکته مهم اشاره کرد که اتحاد جماهیر شوروی که حزب توده آن را دوست مطمئن انقلاب ایران میدانست تجاوز عراق به خاک ایران را زمینهساز سلطه امپریالیسم آمریکا در منطقه میدانست. اتحاد جماهیر شوروی آگاه بود که دو متحد عرب آن یعنی لیبی و سوریه، سلاحهای روسی در اختیار ایران قرار میدهند. کمیته مرکزی حزب کمونیست عراق نیز در دیدار با حزب کمونیست شوروی خواستار خروج عراق از خاک ایران شده بود. حزب کمونیست عراق از مدتها قبل به مبارزه با رژیم عراق میپرداخت.36
حزب توده، سیاست همکاری با جمهوری اسلامی را در نبرد با تجاوز دولت عراق ادامه داد. 37 حزب توده در پلنوم وسیع هفدهم خود در فروردین 1360 متذکر شد که جنگ تحمیلی «ششمین توطئه امپریالیسم»38 بر ضدانقلاب ایران است. آنها هدف این تجاوز را «سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران و مستقر ساختن رژیم دستنشانده امپریالیسم یعنی دارودسته اشرف، اویسی، بختیار و زوائدشان بر اریکه قدرت در میهن ما» دانستند.
این حزب معتقد بود که نقشه تجاوز با اشتراک مستقیم آمریکا، انگلیس و فرانسه و با همکاری دولتهای مرتجع منطقه یعنی اسرائیل، مصر، عربستان سعودی، اردن، ترکیه، پاکستان، عمان و شیخنشینهای خلیجفارس تنظیم شده است، و صدام و دولت عراق مأمور اجرای آن میباشد.39
حزب توده، در گزارش پلنوم هفدهم خود متذکر شد که آنها از همان ماههای نخست پیروزی انقلاب، توطئهای را که در سرانجام در شهریور 1359 به صورت تجاوز نظامی عراق اجرا شد، هشدار میدادند، اما مقامات مسئول در نظام جمهوری اسلامی توجه و اعتنایی به آن هشدارها نکردند.40 حزب مدعی بود که از همان آغاز مقاومت، مبارزان تودهای در کنار سایر مبارزان راستین راه انقلاب در صفوف مقدم مقاومت حضور داشتند و همه امکانات خود را در اختیار مقاومت بر ضدتجاوز عراق قرار دادند.41
حزب توده بار دیگر در پلنوم هفدهم، علیرغم انتقاد از حاکمیت انقلاب ایران، که زمینه را برای بهرهگیری ائتلاف ضدانقلاب متکی به امپریالیسم از اوضاع داخلی فراهم میکرد، پشتیبانی خود را از نظام جمهوری اسلامی و خط امام خمینی(ره) و فعالیت در چهارچوب قانون اساسی و ضرورت مقابله با تهاجم عراق را اعلام داشت.42 برخی از وابستگان نظامی حزب در ردههای مختلف ارتش، مقابله با تهاجم عراق را تا مقطع فتح خرمشهر به عنوان وظیفهای میهنی مینگریستند و با حضور در برخی مناصب مهم نظامی به فعالیت مشغول بودند.43
نتیجهگیری:
حزب توده ایران با تحلیلی که از نیروهای انقلابی و نیز شرایط پس از انقلاب داشت، حمایت توأم با انتقاد خود را در چهارچوب سیاست اتحاد و انتقاد از نظام نوپای جمهوری اسلامی اعلام کرد. بر زمینه چنین سیاستی، از همان آغاز 1359 ش با استفاده از همکاریهای اطلاعاتی اتحاد جماهیر شوروی و حزب کمونیست عراق به افشاگری و ارائه اطلاعات دقیق از فعالیت دولت بعثی عراق بر ضد جمهوری اسلامی ایران پرداخت. این حزب با آغاز جنگ ضمن انتشار بیانیههایی در ضرورت دفاع از انقلاب، نظام و میهن، همه انقلابیون و سازمانهای راستین انقلابی را به اتحاد در جبهه متحد خلق بر ضدامپریالیسم و دولت وابسته عراق فراخواند.
این حزب، انحصارطلبی جناح حاکم و ماجراجوییهای سازمانهای انقلابی و چپ را از موانع اصلی ایجاد جبهه متحد خلق در مقابله با تجاوز دولت عراق تلقی کرد. حزب توده، این سیاست را در سال 1361 هم ادامه داد اما تحولاتی در روابط این حزب با نظام جمهوری اسلامی به وجود آمد که در نهایت به دستگیری بخشی از سران حزب در بهمن 1361، و دستگیری بقایای سران و انحلال آن در اردیبهشت 1362 انجامید. دلایل و چرائی این رویداد را باید در نوشتار مستقلی پیگیری کرد.