* انقلاب سال 1952 مصر، شما را تحریم و منزوی کرد اما انقلاب 2011 یکبار دیگر شما را بر سر کار آورد. اخوانالمسلمین در مصر هنوز به لحاظ قانونی تحریم است اما در واقعیت حضور دارد. درباره این شروع دوباره چه میگویید؟
** درباره حضور واقعی یا قانونی باید گفت بله. به فضل خدا ما وجود واقعی داریم و قانونی هم هستیم. زیرا اخوان وجود خود را از همان ابتدای تاسیس قانونی میداند و قانون اساسی سال 1923 هم این مساله را تایید میکند. در طول زندان و بازجوییها بارها به من گفته میشد که جماعت اخوان فعالیتش ممنوع است ولی هربار من از آنها میخواستم ثابت کنند که حتی یکبار در جایی آمده باشد که اخوانالمسلمین منحل شده است یا فعالیتش قانونی نیست و آنها دلیلی برای این نمیتوانستند ارایه کنند.
* به نظر شما چه تهدیدهایی متوجه آینده انقلاب مصر است؟
** نخستین خطر طرفهای داخلی و خارجی متعددی است که میکوشند تا نظام مبارک را دوباره حتی به شکلی تعدیل شده بازسازی کنند.
* چطور؟
** بازگرداندن نظام سابق به شکلی معمول کار دشواری است. برای همین سعی میکنند به اشکال دیگری آن را بازسازی کنند. برای مثال سعی میکنند اصولی فوق قانونی را وضع کنند یا بهوسیله این قوانین چیزهایی را بر اراده ملت تحمیل کنند. مساله دیگر بقایای نظام سابق است. برای همین باید تاکید داشت که هرچه زودتر قدرت از شورای نظامی به یک دولت مدنی انتقال یابد و این چالش بزرگی فراروی انقلاب مصر است.
* رابطه اخوان با شورای نظامی چگونه است؟ گفته میشود اخوانیها در این راه معاملاتی کردهاند و بر سر مسایلی با آنها به توافق رسیدهاند؟
** به رغم آنکه این تهمتها مطرح میشود باید بگویم هیچکدام از آنها درست نیست. در دوران مبارک هم به ما تهمت میزدند که با رژیم او به نوعی تفاهم دست یافتهایم. مساله خندهدار یا گریهدار این است که چنین اتهاماتی در زمانی مطرح میشد که بیش از 40هزار تن از اعضای اخوانالمسلمین بهخصوص در 20 سال آخر حکومت مبارک به زندان میافتادند. نکته جالبتر اینکه میگفتند من طراح این ارتباط یعنی بین رژیم و اخوانالمسلمین هستم حال آنکه من بیش از 12 سال در زندان مبارک بودم. به این ترتیب باید گفت مساله توافق یا معامله همیشه مطرح میشود و رسانهها هم به آن دامن میزنند. شاید یکی از دلایل این کار آن باشد که میخواهند ضعف خودشان و بهخصوص سایر گروهها را به این وسیله بپوشانند حال آنکه واقعیت خلاف این را نشان میدهد.
* بهطور خلاصه بگویید رابطه شما با شورای نظامیان چگونه است؟ آیا درست است که این شورا تحتتاثیر اخوان قرار دارد؟
** خیر. شورای نظامی تحتتاثیر اخوان نیست و اخوانالمسلمین نیز مانند سایر تشکلها و گروهها در مصر فعالیت میکند. شورای نظامی وقتی با ما تماس میگیرد، این عمل از طریق نمایندگان قانونی حزب آزادی و عدالت (حزب وابسته به اخوان) صورت میگیرد و احزاب دیگر نیز معمولا در این نشستها حضور دارند. یعنی دیداری انفرادی صورت نمیگیرد. گاه بهخاطر شرایط اقتصادی یا امنیتی لازم میشود که دیدارهایی صورت گیرد و در این دیدارها اخوان و بقیه احزاب حضور دارند. این دیدارها تاکنون بارها اتفاق افتاده که در نخستین آنها رهبر جماعت اخوان شرکت کرد و در بقیه آنها رییس حزب آزادی و عدالت شرکت میکند.
* پس هیچگونه توافق خاصی وجود ندارد؟
** خیر.
* آیا شما اطمینان دارید که شورای نظامی قدرت را در آینده به یک دولت منتخب واگذار خواهد کرد؟ اگر این اتفاق نیفتاد چه؟
** آرزوی ما این است که چنین اتفاقی هرچه زودتر رخ دهد. شورا همین وعده را داده است و ما هم نسبت به مقاصد هیچکسی تردید نمیکنیم. منتها مساله باید در عمل و در دوره آینده اتفاق افتد. اگر شورا این کار را کرد، چه بهتر و اگر نکرد، میگوییم کار بدی کردید و ما از تمام ابزارهای مسالمتآمیز خود برای اجرای این عمل استفاده خواهیم کرد.
* یعنی چطور؟
** یعنی با استفاده از تجمع مردم و فشار از پایین و غیره.
* فشارهایی از طرف آمریکا و کشورهای غربی در جریان است. اسراییل هم نگران حضور آینده اخوانیها یا اسلامگرایان است که بیاید و برخلاف منافع این کشور، مصر را اداره کند. شما در اینباره چه میگویید؟
** فشارها سالهاست که بوده و تمام هم نمیشود. غرب و اسراییل پیوسته از نظام استبدادی در مصر حمایت میکردهاند. ما انتظار داریم که غرب، چه آمریکا یا کشورهای اروپایی، مواضع گذشته خود را تغییر دهند و اینبار از انتخاب مردم حمایت کنند و به خواست آنان احترام بگذارند. اگر این کشورها بخواهند بر همان مواضع گذشته رفتار کنند، ملت مصر ملتی بزرگ است و میتواند انقلاب خود را به پیش ببرد. باید اینها از دوران مبارک درس گرفته باشند و بدانند که استبداد عامل اصلی و مستقیم بروز انقلاب در مصر بوده است. اگر دوباره این استبداد به هر شکلی احیا شود یا تلاش شود که انقلاب و دستاوردهایش به سرقت برده شود، مردم مصر از حقوقشان دست نمیکشند و ساکت نخواهند نشست. مساله فقط مربوط به اخوانالمسلمین نیست بلکه مساله کل یک ملت است. اینهایی که به میدان التحریر ریختند، فقط وابسته به اخوان نبودند بلکه همه گروههای سیاسی و از جمله اخوانالمسلمین بودند.
* آیا تضمینی وجود دارد کسانی که میدان التحریر را فعلا ترک کردهاند، دوباره به این میدان بازگردند؟
** بله، آنها بازخواهند گشت. اگر لازم باشد ملت مصر نه یکبار که چندینبار بازمیگردد زیرا به خواستههایشان هنوز نرسیدهاند.
* اخیرا آمریکاییها نسبت به فعالیت اخوانالمسلمین ابراز نگرانی کردهاند. در همان حال ما هر از چند گاه میشنویم که دیدارهایی به صورت علنی یا مخفی بین مقامات آمریکایی و اخوانالمسلمین صورت میگیرد. بهطور خلاصه بگویید رابطه شما با آمریکا چگونه است؟
** واقعیت این است که رابطهای بین اخوان و آمریکا وجود ندارد. آنچه هست اینکه هیاتهایی به دیدار ما میآیند و تا بهحال ما از 200 هیات استقبال کردهایم.
* 200 هیات؟
** بله. که بخشی از آنها از سفارتخانههای خارجی و دولتهای مختلف یا احزاب حاکم در اروپا بوده است یا مراکز پژوهشی و روزنامهنگاران و احزاب مخالف و غیره از استرالیا گرفته تا اروپا و آمریکا. تلاش آنها این است که اخوان را بشناسند و برایشان تعجبآور است که چگونه این گروه میتواند بر صحنه سیاسی مصر تاثیرگذار باشد.
* برای شناختن اخوان باید به کتابها مراجعه کرد. دقیقا بگویید بر چه محورهایی مذاکره شده است؟
** بعضیها گروههای اقتصادی بودند که برای مثال از طرف بانکهای چین و ژاپن میآمدند؟
* بانک برای چه؟
** چون میخواهند دیدگاه اخوان را نسبت به مسایل اقتصادی جویا شوند.
* مگر اخوان نسبت به مسایل اقتصادی دیدگاه خاصی دارد. این دیدگاه چیست؟
** طبعا. اخوان دیدگاه کاملی برای ایجاد توسعه در مصر دارد تا به سطح شایسته تمدنیاش بازگردد.
* اینها شعار است یا پروژههای واقعی؟
** نه، نظریه کاملی است. فراموش نکنید که اخوان در دورههای گذشته و در دوران مبارک هم اعضایی در پارلمان داشت بنابراین متخصصان زیادی را در حوزههای کشاورزی، صنعتی، بهداشت، آموزش و غیره میشناسد. وانگهی اخوان ادعا ندارد که همه این کارها را میتواند به تنهایی انجام دهد. ما از همه گروهها میخواهیم که در این روند مشارکت داشته باشند.
* گفته میشود شما میخواهید مصر را به یک «مصرستان» تبدیل کنید. یعنی ریش و نقاب و عبا و سنتهای گذشته. اساسا نظر شما درباره دولت مدنی و نظام حکومتی و شیوه حکومتداری چیست؟
** ما وقتی به کشورهایی مانند مالزی و ژاپن یا ترکیه نگاه میکنیم، میبینیم که اینها دولت مدرن را گرفتهاند و با خصوصیتهای فرهنگی خود درآمیختهاند. ما میگوییم که میخواهیم کشورمان را براساس الگوی اسلامی از نو بسازیم. البته منظور دولتی عادی است اما در این دولت هرکاری از یک مرجعیت اساسی و اسلامی برمیخیزد. معنای این حرف آن نیست که بخواهیم چیزی را بر مردم تحمیل کنیم زیرا همانطور که همه میدانند در اسلام آمده است که: «لا اکراه فیالدین.» اخوان هدفش دعوت است و تربیت و اقناع. برای مثال در عرصه سیاسی ما معتقدیم که مرجعیت اسلامی ما را به شورا ملتزم میکند. یعنی مقامات از این طریق انتخاب میشوند ولی شکل رسمی آن پارلمان خواهد بود. ما این قاعده کلی را میگذاریم و در سایه آن اجتهاد میکنیم. خلیفه ما «عمر» هم در دوران قدیم همین کار را کرد. نظام دیوانسالاری را از ایرانیها گرفت و بعد در آن اجتهاد کرد. حالا ممکن است بین اجتهاد شما و من اختلافی پیش آید. در این صورت چه کسی مرجع حل این اختلاف خواهد بود؟ به نظر ما مردم، ما از یک دولت دینی حرف نمیزنیم.
* یعنی شما نمیخواهید چیزی را بر مردم تحمیل کنید؟
** اساسا این چیزها در تفکر ما ممنوع است و وجود ندارد. ما قصد نداریم چیزی را بر دیگران تحمیل کنیم.
* حرفهایی که شما درباره جزیه و وضع قبطیها میزنید، خیلیها را نگران میکند.
** والله مواضع رسمی اخوان المسلمین همان چیزهایی است که از طریق بیانیهها یا نامههای رسمی منتشر میشود. حال اگر بعضی چیزهایی میگویند که اشتباه است، اینها به ما مربوط نمیشود. از آن گذشته این نتیجه طبیعی دوران سرکوب گذشته است که مسلمانان نمیتوانستند آزادانه حرفهایشان را بزنند. ما الان پس از پیروزی انقلاب با همه جریانهای اسلامی در حال تماس هستیم و میخواهیم به یک نگرش روشن و فهم صحیح و عملی از اسلام دست یابیم.
* آیا آمریکاییها به عنوان قدرتی که در درجه اول مصر برایشان مهم است و آن را منطقه نفوذ خود میدانند و در اینجا منافعی دارند، حاضر شدهاند با شما بنشینند و در اینباره صحبت کنند؟
** همین الان هم دیدارهایی در جریان است و کم و کیف آنها در رسانهها منعکس میشود. ما به همه آمریکاییها یا اروپاییها میگوییم میخواهیم با همه گفتوگو و همکاری کنیم. ما به دنبال نقاط مشترکی هستیم که منافع هر دو طرف را تامین کند. ما نیازی به جنگ با آنها یا دیگران نداریم. تمام تلاش ما این است که کشورمان را بعد از آن همه خسارتها و عقبماندگیها بسازیم.
* پس اگر شما الان دولتی تشکیل دهید به عنوان الگو فقط به ترکیه نگاه نخواهید کرد بلکه سعی میکنید از تجربیات همه کشورها استفاده کنید؟
** قطعا هر کشور خصوصیات خودش را دارد و ما از تجارب همه استفاده خواهیم کرد. ما روی یک تجربه واحد متوقف نمیشویم. ما برای ساختن آینده مصر از همه این تجارب باید استفاده کنیم.
* در مورد نگرانی قبطیها چه میگویید؟
** به نظر من به قبطیها هم مانند همه مصریها در دوران مبارک ستم شده است. مبارک و حبیب العادلی تلاش زیادی کردند که بین مسلمانان و قبطیها فتنه مذهبی به راه اندازند. من به عنوان یک مسلمان باید بگویم 18 سال از عمرم را در خانهای سپری کردهام که صاحبش یک قبطی بود و ما با آنها نشست و برخاست داشتیم و هیچ نوع حساسیتی هم وجود نداشت. این اختلافات یک سری حوادث مربوط به دوران جدید تاریخ مصر یعنی حداکثر این 40 سال پیش است و درگذشته سابقه ندارد. این دولتها از جمله سادات بودند که عمد داشتند این اختلافات مذهبی را دامن بزنند و تشدید کنند. انفجار کلیسای اسکندریه مگر زیر سر حبیب العادلی وزیر کشور دوران مبارک نبود. به اعتقاد ما قبطیها برادران ما و شرکای ما در ساخت وطن آینده هستند. اخیرا میبینیم که خیلیها خواستههای فرقهای و مذهبی را مطرح میکنند. چون درگذشته به مردم بسیار ستم شده است آنها خواستههای زیادی دارند و شتاب دارند که هرچه زودتر هم به این خواستهها برسند. توصیه من به همه این است که صبر کنند و با حکمت و عقل تصمیم بگیرند تا به این اهداف برسیم. این خواستهها میراث 30، 40سال گذشته است و نمیتوان آنها را در ظرف یکی، دو هفته یا ماه تحقق بخشید.
* به غیر از قبطیها شما با سلفیها هم اختلافات زیادی دارید. درباره آنها چه میگویید؟
** اولا؛ سلفیها یک جریان ملی اصیل مصری هستند. بعد از انقلاب برخی سعی میکنند همان معاملهای را که با اخوان داشتند حالا با آنها داشته باشند و از آنها به عنوان وسیلهای برای ترساندن دیگران استفاده کنند. حتی اگر برخی از آنها اشتباهاتی داشته باشند این مسالهای است که همه جریانها دارند. اما رسانهها به عمد اینها را بزرگ میکنند و میگویند که مثلا آنها میخواهند گوشها را ببرند یا مراقد را به آتش بکشند و غیره اما تحقیقات نشان داده که در مصر هرگز چنین اعمالی از یک فرد مسلمان سر نمیزند.
* عبدالغنی که یکی از اعضای حزب الجامعه الاسلامیه است اخوان المسلمین را به فریبکاری متهم میکند. همچنین حزب سلفی النور هم شما را فرصتطلب میداند. جواب شما به اینها چیست؟
** اینها اظهاراتی است که فلان روزنامه از قول فلان کس گفته است. من در مقابل شما را به الاهرام حواله میدهم که مصاحبهای با رییس حزب النور دارد و او نه تنها چنین چیزهایی نگفته بلکه عکس اینها را گفته است.
* پس شما مطبوعات را به جوسازی متهم میکنید؟
** نه، میگویم این یک خط سیاسی است.
* پس مشکل شما با سلفیها یا قبطیها چیست و چرا میگویند که اخوان با آنها در جنگ است یا بالعکس؟
** همانطور که گفتم چنین نیست. ما میخواهیم با همه همکاری کنیم. ولی همکاری کردن با سایر گروههای سیاسی از جمله اینهایی که گفتم، دو اشکال دارد.
* چه اشکالی؟
** یکی اینکه مصریها برای مدت 30 سال زیر سایه دیکتاتوری مبارک بوده و همه علیه همدیگر سمپاشی میکردهاند. یعنی آنها را به این سمت سوق داده بودند و بین گروههای سیاسی اختلاف میانداختند. ما احتیاج به زمان داریم و باید تلاش کنیم تا به تفاهم برسیم. باید به همدیگر کمک کرد. مساله دوم و مهمتر این است که هر حزبی فکر میکند حق دارد به نمایندگی از مردم حرف بزند.
* شما را متهم میکنند که میخواهید بر همه ارکان قدرت چنگ بیندازید؟
** معیار واقعی ما انتخابات است. بهزودی انتخابات برگزار میشود و خواهیم دید. در سال 2005 هم سهم اخوان 88درصد بود درحالی که سایر احزاب شش یا پنج و چهار درصد بودند و ما میگفتیم به آرای مردم احترام بگذاریم و آنها را ملاک عمل قرار دهیم. ولی این طور نشد. حالا هم باید ملاک آرای مردم باشد. ما اشکالی نمیبینیم که بخش کوچکی از دولت ائتلافی آینده باشیم. زیرا ما اعتقاد داریم که هیچکس را نباید از اداره امور کشور حذف کرد. بنابراین ما احساس میکنیم مانعی ندارد که با دیگران در این راه شریک شویم.