تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۴:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۳۰۱

محمد ایمانی
ایران و گروه 1+5 پس از 15 ماه مجدداً پای میز مذاکره می نشینند. آخرین دور مذاکرات دقیقا 15 ماه پیش (14 و 15 ژانویه 2011-25 و 26 دی 1389) در کاخ چراغان اسلامبول برگزار شد. اکنون پرسش این است که غرب با چه تصوری آن مذاکره را به بن بست کشاند و امروز طرفین چه چیزهایی را به عنوان برگ برنده پای میز مذاکره آورده اند؟ همچنین چشم انداز مذاکرات را این پرسش تعیین می کند که در این 15 ماه چه تغییرات مهمی در عرصه سیاست جهانی رخ داده است؟ نیز می توان در ابعاد این پرسش تأمل کرد که موضوع مذاکره چیست و گفت وگو باید از کجا و کدام پله آغاز شود؟
1- ایران در مذاکرات ژانویه 2011 در آغاز راه غنی سازی 20 درصدی اورانیوم قرار داشت و هنوز نیازمند واردات سوخت 20 درصدی راکتور اتمی تهران برای تولید رادیو داروهای مورد نیاز ده ها هزار بیمار سرطانی بود. برحسب ظاهر آمریکا و متحدانش همین نیاز ایران را به گروگان گرفته بودند اما باطن داستان این بود که آنها بار دیگر در مقابل چشم ملت ایران و افکار عمومی جهان آزموده شدند که آیا قابل اعتماد هستند یا خیر؟ غرب حتی آبروی ترکیه و برزیل را به بازی گرفت و بر سر مبادله سوخت 5/3 درصدی با سوخت 20 درصدی، خلف وعده کرد به نحوی که به تعبیر رهبر انقلاب، این دو کشور پیش ملت ایران شرمنده شدند. ایران با مشاهده این گروگان گیری و بدعهدی غرب، غنی سازی 20 درصدی را آغاز و تا روز مذاکره 40 کیلوگرم اورانیوم 20 درصدی تولید کرد. با این حال غرب امیدوار بود تشدید فشارها مانع از تداوم کار ایران برای تأمین صفحه سوخت راکتور تهران شود. اما 15 ماه بعد، گزارش رسمی سازمان سیا حاکی از آن است که حجم اورانیوم 20 درصدی ایران حداقل 2 برابر (80 کیلوگرم) شده و میزان اورانیوم 5/3 درصد غنی سازی شده نیز از مرز 4 هزار کیلوگرم فراتر رفته است. ایران همچنین به موازات افزایش کمیت و کیفیت سانتریفیوژهای خود، بازی دیگری را نیز در این شطرنج پیچیده هسته ای پیش برده و تأسیسات زیرزمینی فردو را در اعماق زمین راه اندازی کرده است.
غرب در همین دوره، از شورای امنیت سازمان ملل قطع امید کرده است. آخرین قطعنامه (1929) مربوط به 20 خرداد ماه 1389 یعنی 22 ماه پیش است. غرب به دلایل روشن مجبور شد بازی را خارج از سازمان ملل و شورای امنیت و در شرایط غیرقانونی- غیراجماعی ادامه دهد. در مقابل، اکنون بسیاری در دنیا این تحلیل نشریه آمریکایی فیسکال تایمز را تأیید می کنند که «ایران سالهاست در عرصه هسته ای اقداماتی را انجام می دهد که به مذاق آمریکا خوش نمی آید اما قانونی و جزو حقوق این کشور است. این مسئله بارها طی سال های آینده نیز از چالش های رئیس جمهور آمریکا خواهد بود». هر چه زمان سپری می شود، بی وزنی کفه اتهامات علیه برنامه هسته ای ایران روشن تر می شود تا آن جا که حتی آخرین گزارش 16 سرویس اطلاعاتی آمریکا اذعان می کند هیچ نشانه ای درباره اینکه ایران تصمیم به ساخت بمب اتمی گرفته باشد، وجود ندارد. با این وصف، آمریکا و متحدانش در مقابل یک سؤال اعتراضی، در موضع ضعف بیشتری قرار می گیرند مبنی بر اینکه چرا ایران نباید برنامه صلح آمیز اتمی یا غنی سازی 20 درصدی داشته باشد؟
2- طی 15 ماه گذشته، اتفاقات مهمی در منطقه و جهان رخ داده که اغلب به تضعیف راهبردی موقعیت آمریکا انجامیده است. از جمله؛ الف- تخلیه اجباری عراق (میزبان دور بعدی مذاکرات) پس از 8 سال جنگ پرهزینه و نافرجام. ب- پیروزی بزرگ انقلاب مصر در اسقاط حسنی مبارک. ج-شکست پروژه بزرگ آمریکا و اسرائیل و عربستان برای گسیختن حلقه اتصال محور مقاومت در سوریه که نهایتاً خسارت های تعیین کننده ای به بانیان پروژه وارد خواهد کرد. د- وقوع جنبش تسخیر وال استریت و مشابه اروپایی آن که حتی به سقوط چند دولت انجامید. ه- بحران اقتصادی کم سابقه در سرمایه داری غرب به موازات افزایش قیمت نفت و بنزین که دقیقا تأثیر تحریم های اقتصادی جدید علیه ایران را معکوس کرد. و- برگزاری انتخابات مجلس در ایران با مشارکت 65 درصدی مردم(15درصد افزایش) که در نوع خود رکورد خیره کننده ای بود و نشان می داد یک سال تلاش همه جانبه غرب پس از مذاکرات اسلامبول جهت ایجاد فاصله میان مردم و حاکمیت، اثر وارونه داشته و باعث انگیزش بیشتر افکار عمومی در دفاع از نظام خود شده است. ز- نزدیک تر شدن اسرائیل به لبه پرتگاه آن گونه که مئیر داگان رئیس سابق موساد به جروزالم پست گفت: «اسرائیل بر لبه پرتگاه ایستاده است.حاکمیت سیاسی تل آویو با چالش های بسیار بدی روبرو است که ارتباطی به برنامه اتمی ایران ندارد.»
مجموعه این حوادث به موازات سقوط قدرت اثرگذاری غرب، باعث افزایش نفوذ و قدرت تأثیرگذاری جمهوری اسلامی در معادلات منطقه ای و جهانی شده است. با این حال ممکن است غرب، تحریم ها را تنها برگ به درد بخور خود تلقی کند. در این باره نیز به اجمال باید گفت هر چند تحریم ها محدودیت هایی را در پی داشت اما اصالتا برای ایران سازنده بود. در زمینه بنزین به دو تصمیم مهم «صرفه جویی» و «تولید و خودکفایی» انجامید. در حوزه نفتی نیز اولا افزایش قیمت نفت تا حدود زیادی- پیشاپیش- به جبران موضوع تحریم آمد و ثانیا همین امر نیز محرک قوی برای جدیت مضاعف در زمینه استراتژی اعلامی از سوی رهبر انقلاب- باید به نقطه ای برسیم که اگر روزی خواستیم، شیر فروش نفت را ببندیم- خواهد شد. البته لطمات بی سابقه ماجرا به اقتصاد غرب موضوع بحث جداگانه ای است.
3- پرسش مهمی است این که غرب پس از 15 ماه، چرا مجبور شده دوباره پای میز مذاکره برگردد و حالا که برمی گردد، موضوع مذاکره چه قدر تفاوت پیدا کرده و مظنّه جدید کدام است؟ همچنین مهم است که چه کسانی و چه چیزهایی را باید همراه خود به مذاکرات برد و مذاکره را از کجا آغاز کرد؟ آیا مذاکره را باید درباره غنی سازی 5/3 درصد شروع کرد یا 20 درصد؟ درباره مواد غنی سازی شده تا به امروز یا نحوه و حجم غنی سازی در آینده؟ درباره تأسیسات نطنز یا فردو؟ اما اینها مسئله ثانوی است. تکرار مذاکرات طی 9 سال گذشته نباید موجب غفلت از نقطه مبنایی و پایه ای چنین مذاکراتی شود. لزومی هم ندارد که نمایندگان ایران نقطه شروع را تعیین کنند. آنان کافی است به عنوان سؤال اول بپرسند که چرا دور هم جمع شده ایم؟ احتمالا خواهند گفت نگرانی از تولید بمب اتمی توسط ایران. اینجا به شیوه سقراطی و ارسطویی باید پرسید مگر بمب اتمی چیست که احتمال تولید آن باعث نگرانی شما می شود؟ ناچارند بگویند بمب اتمی سلاح کشتار جمعی است که باز باید پرسید از کجا معلوم؟ مجبورند بگویند دوبار- و فقط همان دوبار!- در ژاپن منفجر شده و صدها هزار کشته بر جای گذاشته است. پس استفاده هم شده!؟ باز هم باید پرسید متهم این تنها بمباران اتمی کدام دولت است؟ یکی از طرف های مذاکره؟! خب! چرا گریبان او را نمی گیرید؟! چرا گریبان آنها را که بمب اتمی دارند، در حوزه خلع سلاح هسته ای نگیریم؟ و با همین چینش تاریخی مستند باید گفت ایران اگر قصد داشت بمب اتمی تولید کند، به اعتبار سابقه «تولید» آن از سوی 5 دولت و استفاده و انفجار آن در جنگ از سوی یکی از دولت ها، تازه شبیه همین دولت ها می شد اما اگر چنین کاری را انجام نمی دهد نه به خاطر رودربایستی با غرب بلکه به این اعتبار است که منطق اسلامی- انسانی او ذاتاً در تعارض با منطق ضد انسانی، جنایت آلود و سبعانه غرب است. به واقع، سلاح اتمی در سطح شعور سیاستمداران غرب است و نه در کلاس کاری سیاستمداران ایران. باید روشن شود متهم کیست و شاکی کدام طرف است.
شایسته است هیئت ایرانی در این دوره از مذاکرات، فرزند و مادر و همسران دانشمندان هسته ای شهید را به همراه خود ببرند تا بخشی از مظلومیت ملت ایران را آنها در قاب تصاویر مذاکرات و پشت تریبون مصاحبه با خبرنگاران روایت کنند. همچنین جای قربانیان سلاح های شیمیایی اهدایی غرب به صدام که با کپسول اکسیژن تنفس می کنند، نباید در کنار هیئت اعزامی خالی باشد. جانبازان شیمیایی دفاع مقدس، اسطوره های مظلومیت و مقاومت ملت ایران هستند. می توان یک حلقه فیلم هم از دو رویداد بزرگ «انتخابات پارلمانی ایران» و «راهپیمایی 22 بهمن 1390» به نشانه تأثیر حقیقی تحریم های خصمانه علیه ملت ایران را به طرف غربی کادو کرد. البته جا دارد هیئت ایرانی دو چیز را به شکل سمبلیک روی میز مذاکره بگذارد. اول، نمونه ای از اورانیوم 20 درصد و صفحه سوخت تولید شده که ضرب شست حقیقی است. و دوم، یک گالن بنزین! آقای گری سیک مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا به درستی و به تازگی تصریح کرد سلاح مهلک ایران نه بمب اتمی بلکه قیمت نفت و بنزین است.
4-تیم مذاکره کننده ایرانی باید آینه تمام نمای عملکرد توام با خباثت، رذالت و البته عجز آمریکا و متحدانش در فاصله 15ماهه 2 دور مذاکرات اسلامبول باشد. از تریبون بی نظیری که فرصت مذاکرات برای جمهوری اسلامی ایران فراهم می کند باید نهایت استفاده را برد و برهنگی کدخدای دهکده جهانی را به همه نشان داد. 15 ماه پیش که آمریکا هنوز به فلاکت امروز نیفتاده بود، فرانسیس فوکویاما تئوریسین نظریه پایان تاریخ در فایننشال تایمز نوشت: «در دهه اول قرن 21 شاهد چرخش قابل ملاحظه ای در بخت و اقبال و منزلت نسبی مدل های اجتماعی و سیاسی جهان بوده ایم. 10 سال پیش اگرچه همه عاشق آمریکا نبودند، اما آمریکا دست بالاتر و برتر را داشت. همه می خواستند مدل لیبرال- دموکراسی آمریکا را کپی کنند و سرمایه داری مدل آینده جهان خوانده می شد اما جنگ عراق و بحران مالی بازار وال استریت، اعتبار این مدل آمریکایی را مخدوش کرد.»
نهایتاً اینکه مذاکرات 9ساله، ماهیت غدّار آمریکا و دوستانش را در یک روند طولانی به رخ کشید و ثابت کرد صرف امید بستن به مذاکره، کمترین خیر و خاصیتی برای کشور ندارد بلکه باید استراتژی مقاومت شجاعانه و پیشرفت طلبکارانه را در کنار سیاست گفت وگو- به قصد روشنگری و اثبات حقانیت و اقتدار- تداوم بخشید. نشان دادن قاب به قاب تحولات این 9 سال و مذاکرات جاری در آن با «دور تند»، حقانیت راه مقاومت و پیشرفت را در مقابل گزینه انفعال و درجازدن و تسلیم و اجازه گرفتن (روش عرفاتی) به رخ می کشد. همین واقعیت را باید با صدای بلند از پشت میز مذاکرات اسلامبول و کنفرانس های مطبوعاتی حاشیه آن اعلام کرد.