دکتر حسین علایی
ظرف یک سال گذشته و پس از آغاز تحولات خاورمیانه به ویژه پس از قیام مردم علیه قذافی در لیبی، ترکیه کوشیده است تا نقش پررنگی را در تحولات منطقه بر عهده بگیرد. نقشی که در حال حاضر این کشور را به یکی از بازیگران اصلی و منطقهای در تحولات و نا آرامیهای سوریه تبدیل کرده است. همزمان با اوج گیری درگیریها در سوریه روابط این کشور با ایران نیز دارای نوسانات و افت و خیزهایی بوده است.
برای واکاوی بیشتر نوع نگاه کنونی ترکیه به ایران، باید به این مسئله توجه داشت که جمهوری اسلامی ایران قبل از استقرار سامانه سپر دفاع موشکی ناتو در ترکیه همواره مخالفت خود را با این اقدام اعلام کرده است. ناتو یکی از اهداف استقرار این سامانه را مقابله با سامانههای موشکی دوربرد ایران اعلام کرده و طبیعی است که جمهوری اسلامی چنین اقدامی را علیه خود ارزیابی کند و ناخشنودی خود را به ترکیه اعلام نماید. البته ترکیه که عضو قدیمی پیمان ناتو است در این حوزه مطیع تصمیمات ناتو است و در چارچوب سیاستهای آمریکا عمل میکند.
پس از استقرار این سامانه موشکی، ترکیه تلاش کرده است به مقامات ایران اعلام کند که فقط بخش راداری این سامانه در خاک ترکیه استقرار یافته و سامانههای پرتاب موشکی در خاک این کشور وجود ندارد بنابراین تهدیدی متوجه ایران نیست در حالی که کارشناسان نظامی میدانند مهمترین بخش یک سامانه موشکی همانا سامانه راداری آن است. بدون وجود رادارها، سامانههای موشکی نمیتوانند هیچ موشکی را پرتاب کنند زیرا رادارها در واقع چشمهای موشکها هستند.
بسیاری به یاد دارند که در جریان جنگ عراق با ایران، دولت فرانسه علاوه بر هواپیماهای میراژ، موشکهای ضد راداری را نیز برای تجهیز این هواپیماها در اختیار عراق گذاشت که آنها ابتدا با این موشکهای ضد رادار به رادارهای جستجوگر موشکهای هاوک حمله میکردند و به این صورت امکان هرگونه اقدام دفاعی را از سامانههای موشکی ایران میگرفتند و بعد هواپیماهای دشمن به سایر اهداف خود حمله میکردند.
البته ایران تا کنون نگذاشته روابط خوب خود با ترکیه تحت تأثیر جدی استقرار سامانه موشکی ناتو در خاک ترکیه قرار گیرد. ترکیه هم تلاش میکند تا حسن روابط خود با تهران را از عضویت در ناتو جدا نگاه دارد و از رابطه با ایران به عنوان امتیازی برای واسطه قرار گرفتن بین آمریکا با ایران در حوزه مسائل هستهای بهرهبرداری کند.
از سوی دیگر تهران و آنکارا در مورد سوریه نظرات و رفتار کاملا متضادی با هم دارند. ترکیه رسما به دنبال ساقط کردن بشار اسد و همکاری با آمریکا و عربستان برای حمایت از مخالفین نظام بعثی سوریه است در حالی که ایران سرنگونی بشار اسد را خواسته غرب و اسرائیل میداند و معتقد است که به دلیل حمایت سوریه از جریان مقاومت در برابر اسرائیل باید با برنامه آمریکا و عربستان در خاورمیانه و بویژه در مورد سوریه مخالفت کرد. ترکیه هم اکنون به پایگاهی برای مخالفان بشار اسد تبدیل شده است و آمریکا و عربستان با توجه به همسایگی ترکیه با سوریه میخواهند از ظرفیت این کشور برای ایجاد تحولات مورد نظر خویش در سوریه و کنار زدن بشار اسد استفاده کنند در حالی که ایران به دنبال کمک به بشار اسد برای انجام اصلاحات و باقی ماندن در قدرت است.
آمریکا سوریه را متحد ایران در مقابله با اسرائیل میداند و سرنگونی بشار اسد را در راستای تضعیف جمهوری اسلامی در حمایت از حزبالله و حماس ارزیابی میکند و سوریه بدون بشار اسد را برای تعقیب اهداف خود در مسائل مربوط به فلسطین و اسرائیل ضروری میداند. با این وجود فعلا ایران و ترکیه نگذاشتهاند تضاد نظرات و اقداماتشان در مورد سوریه، روابط دوجانبه آنها را تحت تأثیر جدی قرار دهد و همچنان با هم به چانه زنی بر سر سوریه ادامه میدهند.
همچنین ترکیه همواره سعی کرده است از اختلافات بین جهان غرب و ایران حداکثر منفعت را ببرد. ترکیه تلاش میکند در چارچوب تحریمهای سازمان ملل علیه ایران اقدام کند و از سوی دیگر به عنوان کشوری برای حل برخی از مشکلات ایران در برابر تحریمها عمل کند تا سود دلالی ناشی از این اقدام را برای ترکیه انباشت کند.
ترکیه سعی دارد بنا بر خواست آمریکا خرید نفت از ایران را کاهش دهد و از سوی دیگر میزان نفت خریداری شده از ایران را با قیمتی کمتر از قیمتهای بینالمللی دریافت نماید. حزب عدالت و توسعه، رشد و توسعه اقتصادی ترکیه را در اولویت برنامههای خود میداند و از هر فرصتی برای نیل به این هدف استفاده میکند. در وضعیت کنونی تحریمهای بینالمللی علیه ایران بهترین فرصت را در اختیار دولتمردان ترک قرار داده است تا هم کالاهای ساخت ترکیه را راهی ایران کنند و هم از تحریمهای پولی و بانکی ایران سود سرشاری را ببرند.
رفتار ترکیه در دوران جنگ صدام علیه ایران هم به همین صورت بود. در آن زمان تورگوت اوزال نخستوزیر ترکیه در سفر خود به تهران در مصاحبهای در فرودگاه مهرآباد در پاسخ به این سوال که متجاوز در این جنگ کدام کشور است گفت: من به این موضوع کاری ندارم آنچه برای ترکیه مهم است این است که جنگ بین ایران و عراق چه فرصتهایی را برای ترکیه در حوزههای مختلف به ویژه اقتصاد ایجاد کرده است و ترکیه با هر دو کشور رابطه سیاسی و تجاری دارد.
به هر حال حفظ رابطه خوب با جمهوری اسلامی ایران همواره فرصتهای فراوانی را برای ترکیه ایجاد کرده است. ترکیه بدون این که به دیدگاهها و سیاستهای ایران در مسائل خاورمیانه توجه کند راهبرد خود را برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقهای با توانمندیهای اقتصادی بالا دنبال میکند و همواره یک کشور همکار غرب باقی خواهد ماند.
ترکیه سعی دارد در مسئله هستهای به عنوان واسطه بین ایران و کشورهای 5+1 عمل کند و ضمن پذیرش حق هستهای ایران از سیاست غرب برای توقف غنی سازی در ایران حمایت کند. به هر حال به نظر میرسد نه ترکیه و نه ایران تمایلی به خراب شدن روابطشان با یکدیگر ندارند.
سفر اخیر نخستوزیر ترکیه به ایران بیانگر علاقه ترکیه به واسطه بودن بین آمریکا و ایران در مسئله هستهای است و ترکیه تلاش دارد تا از حساسیتهای ایران در مورد فعالیتهای ترکیه برای ساقط کردن بشار اسد در سوریه بکاهد. اما طرح عدم تمایل ایران به برگزاری نشست مذاکره با کشورهای 5+1 در کشوری به غیر از ترکیه علامت ناخرسندی ایران از مواضع و رفتار ترکیه است و اظهار نظر نخستوزیر ترکیه مبنی بر تأیید نظر ایران در مورد حرمت شرعی ساخت سلاح هستهای نشانگر علاقه ترکیه به حفظ موقعیت خود در اختلاف هستهای بین آمریکا با ایران است.
در مجموع ترکیه به دنبال افزایش وزن و نقش خود در خاورمیانه به ویژه به عنوان رابطی بین کشورهای غربی و جهان اسلام است.ترکیه سعی دارد تا در مسائل مربوط به فلسطین از حماس حمایت کرده و در عین حال رابطه خود با اسرائیل را نیز حفظ کند تا بتواند در برنامههای آمریکا در مورد مذاکرات اسرائیل با فلسطینیها نقش موثری داشته باشد.
از سوی دیگر ساختار حکومتی ترکیه به عنوان الگویی در جهان عرب مورد توجه آمریکا است که میتواند نقش الگو بودن جمهوری اسلامی را کاهش دهد. بنابراین از دید غرب توسعه نفوذ ترکیه به مفهوم کاهش نفوذ ایران در جهان اسلام به ویژه در قیامهای علیه دیکتاتوری در کشورهای عربی خواهد بود. ترکیه و عربستان هر دو از متحدین آمریکا در خاورمیانه هستند و بنابراین آمریکا به دنبال نزدیکتر شدن روابط ترکیه و عربستان است.
از سوی دیگر در حال حاضر منافع عربستان و ترکیه در سوریه با هم همسو شده است و هر دو کشور به دنبال سرنگونی رژیم سوریه هستند تا در آنجا دولتی همسو با سیاستهای غرب بر سر کار آید. بعید به نظر میرسد که این دو کشور به دنبال ایجاد دموکراسی در سوریه باشند زیرا عربستان دارای نظامی پادشاهی است که دورترین نظام نسبت به دموکراسی است و ترکیه هم به دنبال روی کارآوردن اخوانیها در سوریه است که از نظر ایدئولوژی با حزب عدالت و توسعه نزدیک هستند.
به هر حال در وضعیت فعلی، ترکیه نقش رقابت با ایران را در خاورمیانه بازی میکند و از سوی دیگر در حال حاضر سیاست همکاری و رقابت با جمهوری اسلامی را در پیش گرفته است و ایران هم به دنبال همکاری با ترکیه در حوزة منافع مشترک است.
در نهایت، ایران یکی از همسایگان مهم ترکیه است که نقش مهمی را در ثبات ترکیه ایفا میکند. همچنین تشنج ارتباط غرب با ایران تا کنون به نفع ترکیه تمام شده است و ترکیه از این موضوع به نفع منافع ملی خود استفاده کرده است. مسئله هستهای ایران فرصت مناسبی را برای افزایش وزن سیاسی ترکیه در خاورمیانه ایجاد کرده است.
با توجه به نیاز غرب به مذاکره با ایران، در اوضاع کنونی آنکارا خود را در نقش میانجی در مسئله هستهای ظاهر کرده است. البته ترکیه تمایل دارد در حل و فصل مسئله هستهای ایران جایگاهی را برای دیپلماسی خود تعریف کند و در نهایت بتواند در روند این موضوع موثر باشد. چنین سیاستی ظرفیت ترکیه را برای نقش آفرینیهای بیشتر در مسائل خاورمیانه افزایش میدهد.
مهمترین متغیرهای همگرایانه در روابط ایران و ترکیه را میتوان در مکمل بودن اقتصاد و سیاست ترکیه و ایران دانست. ترکیه به برکت ناسازگاری غرب با ایران در حال تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه است. نه تنها خطوط نفت دریای مازنداران مثل خط باکو- جیهان و نیز خط ناباکو به جای عبور از ایران از این کشور گذر میکند بلکه ترکیه از طریق انتقال گاز ایران به آن کشور، به عنوان صادرکننده به اروپا سود سرشاری را میبرد.
همچنین ترکیه دارای معادن نفت و گاز نیست و ارزانترین نیاز خود در این زمینه را از ایران تأمین میکند. ایران خریدار محصولات ساخت ترکیه به قیمت تعطیل شدن کارخانجات خود است و اقتصاد ترکیه از ظرفیت بازار بزرگ ایران بهره کافی را میبرد. همچنین ترکیه و ایران دو کشور همسایه هستند که نیاز به ثبات یکدیگر دارند.از سوی دیگر ایران یکی از مسیرهای صادرات کالاهای ترکیه به کشورهای آسیای مرکزی است.
مهمترین متغیرهای واگرایانه بین دو کشور این است که ترکیه در اردوگاه سیاستهای غرب عمل میکند. عضو ناتو است و با آمریکا روابط خوبی دارد اما جمهوری اسلامی ایران مخالف سیاستهای آمریکا و ناتو در خاورمیانه است و خود سیاست مستقلی را دارد. معتقد به حمایت علنی از فلسطینیها برای کسب حقوق خود و بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین اصلی خویش است و با اسرائیل مبارزه میکند در حالی که ترکیه از قدیمیترین کشورهای جهان اسلام است که با اسرائیل نه تنها روابط سیاسی بلکه رابطه نظامی دارد.
از نظر ایدئولوژی هم دو کشور با هم همگرایی ندارند گرچه سعی میکنند که به اختلافات خود دامن نزنند. مسئله کردها هم به عنوان متغیر گاهی همگرا و گاهی واگرا در روابط دو کشور نقش ایفا کرده است. به هرحال نیاز هر دو کشور به یکدیگر موجب خواهد شد تا در کوتاه مدت از بروز تشنج در روابط بین دو کشور پرهیز شود و روابط دو کشور همچون گذشته ادامه یابد. البته سرنوشت سوریه میتواند در این روابط تأثیرگذار باشد.