تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۴۴۳

محمدجواد خضرایی*
آزاد اندیشی جز مقوله های بنیادین دین اسلام می باشد. در قرآن کریم مکرر همه انسان‌ها به تفکر و اندیشه دعوت شده اند و آنها که یا خود دچار جزمیت فکری هستند یا راه اندیشه را بر دیگران بسته اند، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته اند.
این مساله بسیار مهم که جزو اصول اولیه و پایه ای دین محسوب می شود طی سالیان اخیر در قالب طرح کرسی های آزاد اندیشی توسط مقام معظم رهبری (مدظله) مطرح گردیده است و شاید کمتر مطالبه ای توسط ایشان از اساتید، دانشجویان و طلاب مطرح گردیده است که این‌قدر با نهیب و انتقاد از عدم تشکیل آن بیان شده باشد؛ اما با این وجود و طی این مدت حتی یک مورد را هم نمی توان یافت که کرسی آزاد اندیشی به معنای واقعی آن در دانشگاه یا حوزه شکل گرفته باشد، این در حالی است که حداقل دانشجویان و طلاب حزب اللهی خود را فدایی رهبرشان می‌دانند و ادعای آن را دارند که اگر ایشان کوچک‌ترین اشاره ای به مساله ای کنند، آنها با ایثار تمام وجود خود حاضر به انجام آن هستند، اما چرا با این وجود این مطالبه رهبر انقلاب که نه تنها با گوشه چشم بلکه با کلام صریح و تند ایشان همراه بوده است، همچنان بر زمین مانده است؟
شاید تحلیل چنین پدیده و اتفاقی سخت باشد و به همین جهت هم تحلیل های موجود پیرامون این قضیه ناقص و نارسا به شمار می آیند، لذا جهت تحلیل این قضیه به متن بیانات رهبری در این رابطه متوسل می شویم:
ابتدا به تعریف آزاد اندیشی می پردازیم، ایشان در تعریف آزاد اندیشی می فرمایند: "آزاداندیشى یعنى آزادانه فکر کردن؛ آزادانه تصمیم گرفتن؛ ترجمه‏اى، تقلیدى و بر اثر تلقین دنبال بلندگوهاى تبلیغاتى غرب حرکت نکردن.(15/8/82)" یا در جای دیگر می فرمایند: "یعنى آزادانه فکر کردن، آزادانه مطرح کردن، از هو و جنجال نترسیدن، به تشویق و تحریض این و آن هم نگاه نکردن.(6/8/88)" که "شامل علم، معرفت، مشى سیاسى، شعارها و واژه‏ها و خواسته‏هاى متعارف سیاسى و اجتماعى هم مى‏شود. (15/8/82)"
اما حال، اینگونه آزاد اندیشی و در این موضوعات و زمینه ها چه لزومی دارد که اجرا گردد؛ ایشان در رابطه با لزوم تشکیل کرسی ها می فرمایند: "آنى که کمک میکند به پیشرفت کشور، آزادى واقعىِ فکرهاست. (6/8/88)"
در واقع در نگاه آقا، آزاد اندیشی جزو مولفه های قدرت نرم نظام و از عوامل پیشرفت کشور است؛ به عبارت دیگر در آینده استراتژیک نظام جمهوری اسلامی، اگر آزاد اندیشی وجود نداشته باشد امکان رشد و تعالی و جود نخواهد داشت و یا این پیشرفت با سرعت کم به پیش خواهد رفت که در باطن همان عدم پیشرفت است. آزاد اندیشی و تضارب آراء پیرامون مسائل مختلف من جمله مسائل علمی، سیاسی و اجتماعی موجب پویایی فکرها و اندیشه ها می گردد و به شکوفایی و به ثمر رسیدن درخت انقلاب منتهی می گردد. این راهی که با انقلاب اسلامی شروع شد سوار بر آزاد اندیشی به سرانجام خواهد رسید و گرنه این بار در پیچ و خم موانع بر سر راه بر زمین خواهد ماند. "براى پخته شدن، ورز خوردن و ورزیده شدن و با هدفِ آماده شدن براى ادامه‏ى این راه طولانى و دشوار، اما بسیار خوش‏عاقبت. (19/2/84)"
در واقع مقام معظم رهبری، تحجر و اباحه گری، هر دو، را مطرود می دانند: "حرف اصلى ما امروز این است که نه با توقف در گذشته و سرکوب نوآورى مى‏توان به جایى رسید، نه با رهاسازى و شالوده‏شکنى و هرج و مرجِ اقتصادى و عقیدتى و فرهنگى مى‏توان به جایى رسید؛ هر دو غلط است.(18/8/85)"
حال با این اوصاف و اهمیت این موضوع، چرا کرسی ها راه نیفتادند؟ به نظر می رسد عدم دغدغه مندی، خلأ فکری، ترس از نقد شدن، ترس از اغتشاش و هرج و مرج، تساهل و محافظه کاری مسئولین، نا مشخص بودن نحوه تشکیل کرسی ها و... در عین اینکه می توانند جزء قسمتی از پازل عدم تحقق کرسی ها باشند اما نمی توانند دلیل اصلی به حساب آیند، چرا که موارد دیگری را نیز سراغ داریم که همین مولفه ها را شامل می شده و در ضمن تاکید رهبری را نیز به همراه نداشته است ولی در نهایت به ثمر رسیده و شکل گرفته اند.
به نظر می آید دلیل اصلی آنچه موجب شده است که کرسی ها تحقق نیابد، همان چیزی است که رهبری آن را مطرود می داند؛ یعنی از یک طرف جمود و از طرف دیگر اباحه گری.
ما در بین مدافعان نظام جمهوری اسلامی و در بین مقیدان به شریعت اسلام در حال حاضر نوعی بسته نگری، جمود و سنگینی اندیشه را مشاهده می نماییم؛ جز در یک مقطع کوتاه تاریخ انقلاب، یعنی سال های ابتدایی انقلاب و قبل از جنگ که شاهد تضارب اندیشه ها بودیم، پس از آن کمتر سراغ داریم که به معنای واقعی آزاد فکری در جامعه جاری و ساری باشد و در بین منتقدان نظام نیز در آن طرف میدان با بی بند و باری و شالوده شکنی در ساحت اندیشه مواجه هستیم.
اینکه رهبری مکرر به جمع های نخبگانیبحث آزا فکری را تاکید می نمایند، در واقع این هدف را دنبال می کنند که این وضع موجود در باب اندیشه شکسته شده وطرحی نو در انداخته شود، حوزه و دانشگاه نیز به عنوان منبع پمپاژ فرهنگ در جامعه، آزاد فکری را در بین عموم مردم جاری کنند.
اینکه مدعیان تبعیت از ولایت فقیه نتوانستند کرسی ها را به پا کنند به خاطر همین است که آنها نیز در همین فضا تنفس می کنند.
در نهایت اینکه اگر دانشجویان و طلاب خواستار این هستند که این مطالبه رهبری را اجرا نمایند باید ابتدا از خود شروع کنند، به خود اجازه دهند که تمام حرف ها را بشنوند، بعد به خود اجازه دهند که هیچ حرفی را چشم بسته قبول یا رد نکنند، بعد به خود اجازه دهند حرف هایی را که درست است، تایید و حرف های نادرست را نقد کنند و از گفتن نهراسند و در آخر این نوع اندیشیدن را گسترش دهند که در غیر این‎صورت امکان تحقق آزاد اندیشی وجود ندارد!