تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۴۴۴

امامان و اجازه اجتهاد
کلمات و عناوینی چون «اخباری، اصولی، محدثان، فقها، تقلید، اجتهاد، رکود، بالندگی» نمایانگر واقعیت‌های تاریخ اسلام است. هم در شیعه و هم در اهل سنت وجود داشته و دارد که سرگذشت بی‌پایان جدال عقل و تفکر از یک طرف و جمود و تقلید از طرف دیگر است. در عین اینکه در هر دو طرف نقاط ضعف و قوت و اخلاص هم وجود دارد.
در زمان حضور امام معصوم و پیغمبر(ص) همین بحثها بود ـ ولی در بین شیعیان کمتر ‌ـ و اسناد فراوانی هم موجود است که امامان در زمان حضور خودشان هم به شاگردان عالم و اهل نظرشان اجازه اجتهاد و استخراج فروع از اصول می‌داده‌اند و گاهی به جای اجازه، تکلیف می‌فرمودند. برای نمونه چند مورد را می‌آورم:
امام محمدباقر(ع) به ابان بن تغلب می‌فرمایند:«اجلس فی مسجد المدینه و اَفْت للناس فانّی اُحب ان ارى فی ‌شیعتی مثلک: در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا بده، من دوست دارم در بین شیعیان خود کسانی مثل تو ببینم.»
و از معاذ بن مسلم می‌پرسند: «بلغنی انک تقعد فی الجامع فتفتی الناس: شنیده‏ام که در مسجد جامع مى‏نشینى و براى مردم فتوا مى‏دهى، آیا درست است؟» گفتم: «آرى و من قصد داشتم قبل از آنکه از نزد شما بروم، نظرتان را در این مورد بدانم. من در مسجد مى‏نشنیم، مردى مى‏آید و در موضوعى از من سؤال مى‏کند. اگر بدانم تابع مکتب شما نیست، طبق مذهب خودشان فتوا مى‏دهم. مرد دیگرى مى‏آید و مى‏شناسم که دوستدار شماست، پس طبق آنچه از شما رسیده است، فتوا مى‏دهم. مردى هم مى‏آید که نمى‏دانم آیا از پیروان مکتب شماست‏ یا مخالفان شما، پس مى‏گویم: گروهى چنین مى‏گویند و گروهى چنان و نظر شما را در میان آنها جاى مى‏دهم.»
امام(ع) فرمود: «اصنع ذلک فانی کذا اصنع: چنین کن که من نیز چنین مى‏کنم.» (وسایل‌الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسن حر عاملی، یثرب، دار احیاء التراث‌العربی، 1403ق / 1983م، باب 11 از ابواب قضای قاضی)
باز بودن باب اجتهاد در میان اهل سنت تا اوایل قرن چهارم
در بین اهل سنت هم متناوباً سیاست اجتهاد و تمسک به قیاس و مصالح مرسله و انسداد باب اجتهاد و رواج تقلید وجود داشته و دارد. به طور کلی تا اوایل قرن چهارم باب اجتهاد در میان اهل سنت باز بود و پس از تکمیل مذاهب چهار‌گانه این باب مسدود شد؛ اما خوشبختانه در عصر حاضر اهل سنت گرفتار انسداد باب اجتهاد نیست و محققان دینی اهل سنت نوآوریهای فراوانی دارند. در شیعه بعد از غیبت امام زمان(عج) این تقسیم بندیها نیز در میان پیروان مکتب اهل بیت (ع) به صورت وسیع و جدا از هم به وجود آمده و آثار مثبت و منفی خود را ثبت کرده است.
پس از عهد حضور معصومان که عصر تبیین و تفسیر دین است و دسترسی به ائمه بود، اولین موج معارف اسلامی بعد از غیبت در لباس عصر محدثان ظهور می‌کند که طبیعی است. این محدثان نزدیک به عصر معصومان بودند و بسیاری از اسناد ائمه و شاگردان ائمه در دسترس بود و جمع‌آوری و تنظیم آنها ضرورت دوران غیبت است و این کار را به خوبی محدثان بزرگواری انجام دادند.
متأسفانه در زمان پیغمبر(ص) جز در مورد قرآن و نامه‌های پیغمبر(ص) و بخشی از کلمات ایشان و پس از آن تا حدود یک قرن کتابت حدیث و تاریخ و سنتها معمول نبود، جز در موارد بخصوص و معدود و این از مواردی است که نیاز به تحقیق جامع و بی طرفانه‌ای دارد.
در زمان خلفای راشدین، امیرالمؤمنین علی (ع) در خصوص کتابت، استثنا به حساب می‌آیند. علاوه بر اینکه خود مهمترین و جامعترین و معتبرترین کاتب وحی بودند، مطالب زیادی از پیغمبر(ص) را نوشتند و سپس در دوران خلافت ظاهری خود به کاتب فرهیخته خویش علی ابن ابی‌رافع دستور جمع‌آوری منابع اسلامی را دادند و عمر بن عبدالعزیز هم به ابن شهاب زهری و افراد دیگر دستور جمع‌آوری و تنظیم سنت را صادره کرد و طی بخشنامه‌ای از علمای بلاد خواست احادیث صحیح پیغمبر(ص) را جمع‌آوری و ارسال کنند. شخصیت‌هایی مثل سلمان، ابوذر، اصبغ بن نباته، ابی‌رافع و دو فرزندش ـ عبیدالله و علی ـ و جمعی از بزرگان صحابی یا تابعی شیعی هم آثار مکتوب خلق کرده‌اند.
اما به هر حال اوایل قرن دوم هجری است که تدوین و تنظیم حدیث و فقه رایج می‌شود و در میان شیعه بیشترین آثار مکتوب را در بین شاگردان مستقیم یا غیر مستقیم امامان سجاد، باقر و صادق علیهم‌السلام داریم. این بزرگواران، شاگردان موفق خود را به تدوین مطالب تشویق می‌کردند. کتاب ارزشمند «الذریعه الی تصانیف الشیعه» اثر ارزشمند شیخ آقابزرگ تهرانی، بسیاری از این کتب و نویسندگان آنها را به تفصیل آورده است.
«اصول چهارصدگانه» و احکام و معارف
حسن‌بن‌علی‌بن‌زیاد وشاء می‌گوید که در مسجد کوفه نهصد شیخ را دیدم که همه می‌گفتند: «حدّثنی جعفربن محمد» (الذریعه، طبع بیروت، دارالاضواء، ج1، ص17 و رجال نجاشی، ترجمه الوشا، ص31) و حافظ ابوالعباس بن عقده همدانی کتابی در معرفی کسانی نوشته که از حضرت صادق(ع) حدیث روایت کرده‌اند که در آن کتاب چهارهزار نفر را معرفی کرده است. (تاریخ فقه و فقها، دکتر گرجی، ص115، به نقل از رجال نجاشی و تاریخ الکوفه براقی، ص396)
از میان صدها کتابی که شاگردان ائمه نوشته‌اند، چهارصد اثر مهمتر به نام «اصول اربع ماة» بیشتر مورد استناد برای احکام و معارف بوده که بسیاری از آنها تا قرون اخیر مورد استفاده محدثان و فقها بوده و صاحب ‌الذریعه در جلد دوم 117 اصل از این اصول را با ترجمه مؤلفان آنها آورده و بسیاری از آنها در دسترس علامه مجلسی و شیخ حر عاملی بوده است. در قرن دوم هجری که فشار سیاسی حاکم بر شیعیان به هنگام انتقال حکومت از امویان به عباسیان به‌کلی از بین رفته بود، بسیاری از راویان به جمع و تدوین احادیثی که خود، آنها را از امامان شیعه به ویژه از امام صادق(ع) روایت کرده بودند، پرداختند. در این دوره چهارصد رساله که به «اصول چهارصدگانه» معروف بود، تدوین یافت که این امر خود، سرآغازی در گسترش تدوین حدیث نزد شیعه به شمار می‏رفت. (برای اطلاعات بیشتر رک: دائره‌المعارف الشیعه، ج5، ص33)
در دوران حضور ائمه (این دوره 249 سال است و زمان غیبت صغرای امام زمان(عج) 69 سال) با امکان دسترسی به خود آنها یا دسترسی به آثار مکتوب شاگردانشان، عملاً و عمدتاً متون روایات مورد عمل مردم بوده و در مواردی که نص و متنی به دست نمی‌آمد، فقهای بزرگی بوده‌اند که با استنباط و اجتهاد، حکم مورد احتیاج را به دست می‌آوردند و عملا محدثان و فقها در آن دوره از هم جدا نبوده‌اند. تعدادی از بزرگان و معاریف آنها از این قرارند:
1ـ ابان ‌بن تغلب،
2ـ ابن ابی‌عمیر،
3ـ ابوحمزه ثمالی،
4ـ بزنطی،
5ـ جابر بن یزید جعفی،
6ـ حسن‌ بن علی‌بن فضال،
7ـ زراره بن اعین،
8 ـ ابوبصیر،
9ـ فضل بن شاذان،
10 ـ محمد بن ‌مسلم،
11ـ هشام ابن حَکم،
12ـ یونس بن عبدالرحمن،
13ـ ربیعه بن سمیع،
14ـ عبدالعظیم حسنی
و بسیاری از محدثان و فقهای دیگر که دسترسی به اسامی آنها برای خوانندگان گرامی مشکل نیست. به خصوص عده‌ای که به عنوان «اصحاب اجماع» شناخته شده‌اند که نام بسیاری از آنها در اسامی ذکر شده وجود دارد.
وضعیت محدثان پس از غیبت
پس از غیبت امام عصر(عج) دسترسی به امام معصوم بدون واسطه، جز برای چهارنفر مشخص (که به نواب اربعه یا سفرای اربعه معروفند و به ترتیب عبارتند از: عثمان بن سعید اسدی، محمد بن عثمان بن سعید، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری)، در دورانی کوتاه وجود نداشت و پس از شروع غیبت کبری، دسترسی با واسطه هم قطع شد و طبعا در آن شرایط مرجع علمای شیعه همان اسناد باقیمانده از روات است و تا مدتی فتاوای علما عمدتاً به صورت متنی بود که در روایات آمده بود و در مواردی هم با اجتهاد محدود و قواعدی که قبلا به تأیید ائمه معصوم رسیده بود، یا در زمان حضور معصوم مرسوم بوده، فتوی صادر می‌شد.
قواعدی از قبیل ملازمه حکم عقل و شرع، ملازمه وجوب چیزی با وجوب مقدمات آن واجب، تمسک به اصل برائت یا استفاده از استصحاب یا بهره‌گیری از قواعد مستفاد از قرآن و سنت مثل اصاله‌الصحه و قاعده لاضرر و وجوب وفای به عهد و عقد، مورد استفاده فقهای آن عصر بود و سعی می‌شد از تکیه بر قیاس و مصالح مرسله و نظایر اینها که مورد استفاده اهل سنت بود، خودداری شود. البته اهل سنت به خاطر محروم کردن خود از استفاده از روایات ائمه معصوم به صورتی که شیعه عمل می‌کرد، به ناچار به ادله‌ا‌ی مثل قیاس و استحسان و مصالح مرسله پناه می‌برده‌اند.          ادامه دارد...