* من درک میکنم که ذهن شما برای بالا بردن منابع درآمدی کشور درگیر این اعداد است اما فکر نمیکنید کسانی که این غارت را مدیریت کردند، مانع کار شما شوند؟ همه این افراد اکنون در زندان هستند یا آزادند؟
** بیشتر آنها آزادند و بیهیچ دغدغهای، مشغول فعالیت و تنها عده کمی در زندان هستند. بخشی از آنها هم در خارج از مصرند. البته اکنون روند غارت اموال عمومی متوقف شده است اما سیستم همان است که بود.
* تعقیب یا مصادره اموال کسانی که به هر شکلی با این پروندهها مرتبط بودهاند هم جزو اولویتهای شماست؟
** نه به این شکل که شما تصور میکنید. موضوع مهم و پیچیدهتر از این است که ما بین دو مساله برنامهریزی برای آینده و مصادره اموال تفاوتی قایل نشویم. این مسایل تنها جزو وظایف رییسجمهور نیست چون ما در برابر منظومهای از فساد قرارداریم.
بخشی از این فساد مربوط به قراردادها و زدوبندهاست و بخشی دیگر مربوط به فرهنگ غلط رایجی که بر روابط اقتصادی حاکم بوده است و وقتی ما از تغییر صحبت میکنیم منظورمان فقط قراردادهای غیرقانونی نیست بلکه منظور رفع ابهامهای قانونی یا فرهنگ غلطی است که زمینهساز این فسادهاست. در بخش قراردادها هم تلاش خواهیم کرد تا سیاست واگذاری که در زمان مبارک در پیش گرفته شده بود را تغییر دهیم، ضمن آنکه نباید فراموش کنیم که تغییر فرهنگ از همه وقتگیرتر و نیازمند کار بسیاری است.
در مورد معاملاتی که در گذشته انجام گرفته است، باید بگویم که برخی پروژههای مربوط به این معاملهها با موفقیت انجام شده و کاملا منطبق با قانون است و کسی معترض آنها نخواهد شد. برخی دیگر هم بهگونهای است که طرف آغازگر معامله در فساد دست داشته اما کسی که معامله را انجام داده است اطلاعی از این امر نداشته که در این صورت هم میتوان با اینگونه افراد تعامل کرد، به نحوی که حقی هم از وی زایل نشود.
* یعنی شما، اینگونه معاملات را تایید میکنید؟
** ما باید حالتهای متفاوت این مساله را درک کنیم. فرض کنید یک تاجر یا کاسب قراردادی بسته و پروژهای را هم با موفقیت به اتمام رسانده اما این معامله در سایه سنگین فضای فاسد اقتصادی بوده که بر او تحمیل شده است این فرق دارد با کسی که خودش به نظام وصل بوده، دست به قتل و کشتار و... زده و چنین فضایی را هم برای تجار بهوجود آورده است.
بنابراین نباید همه چیز را سرسری دید و اسیر فضای شعارگونه شد تا حق برخی دیگر، ضایع نشود چون این عادلانه نیست که به خاطر اینکه فلان زمین به شکل غیرقانونی به ملکیت درآمده با تحت فشار گذاشتن خریداری که در آنجا مسکنی ساخته است دنبال جبران باشیم و این روند باید به گونهای باشد که افراد بیگناه متضرر نشوند.
* شما برای این برنامههایتان، جدول زمانی هم دارید؟
** ما با چالشهای زیادی روبهروییم اما روند اصلاح تداوم خواهد داشت و این روند با پایان انتخابات پایان نمیپذیرد. ما هم مثل مردم، خواستار کشوری قدرتمندیم و برای تغییر برخی قوانین به جا مانده از رژیم سابق و نیز برداشتهای دینی ضددموکراسی، باید سالها مبارزه کنیم.
ما برای تغییر فرهنگ غلط و نیز برخی جنبههای منفی در روند انتخابات، خرید آرای مردم و... باید مبارزه کنیم که این کار روش خاص خودش را دارد و آن بخشی از روشهایی است که از سوی حکومت میتواند اعمال شود البته تحقق این امور، نیازمند اتفاق نظر است و همه این اصلاحات باید به تدریج صورت بگیرد.
* در زمینه اقتصادی چه؟ آیا در این زمینه هم اولویتبندی و جدول زمانی دارید؟
** ما در برنامهریزی اقتصادی، سه مرحله را در نظر گرفتهایم: مرحله اول؛ اطفای حریق که دو، سه سال به درازا خواهد انجامید چون ما همچنان از کمبود گاز و انرژی رنج میبریم و در اولین فرصت باید فکری برای فرونشاندن این بحران کرد. مرحله دوم، رفع مشکل بدهی خارجی و بهره رو به افزایش آن است.
تنها بهره این بدهیها، به 170میلیارد پوند مصری رسیده است (هر پوند یا جنیه مصری معادل تقریبا 2000 ریال ایرانی است) که رقم کمی نیست و ما هرچه زودتر باید برای عبور از این گلوگاه، فکری کنیم که به نظر من پنج تا هفت سال وقت میخواهد. مرحله سوم هم شامل اصلاحات فراگیر است بدین معنا که باید برای رفع مصرف رو به افزایش داخلی، صنایع زیربنایی را توسعه دهیم و در این راه، نیازمند سرمایهگذاری در بخشهای آب، برق، توسعه منابع و دیگر بخشهای استراتژیک هستیم.
این کار هم منوط به اتخاذ برنامه توسعه کارآمد است البته همیشه حرف تا عمل فاصله زیادی دارد با این حال قبل از هرکاری باید ابعاد مختلف این طرحها برنامهریزی شود و در این برنامهریزی به این مساله اندیشیده شود که چگونه میتوان بخش خصوصی را به شکل فعال در این برنامهها مشارکت داد.
* خب این حرفها را که نظام سابق هم میزد و برای جذب سرمایه هم تلاش میکرد... شما چه چیز جدیدی برای ارایه دارید؟
** تفاوت ما با آنها این است که بیشتر سرمایههایی که در زمان مبارک وارد مصر میشد، در نهایت به جز وی و اطرافیانش، سودی به کسی نمیرساند و دلیل این ادعای من هم، رشد پایین اقتصادی است.
سود این سرمایهگذاریها در نهایت به جیب 200 خانواده سرمایهدار نزدیک به مبارک میرسید برای نمونه، خانوادهای که سه نفر از اعضای آن از بازرگانان صاحبنام مصری و صاحب بخش عظیمی از تسهیلات و اراضی بودهاند 600میلیون یورو در اراضی خود هزینه کردهاند و کمی بعد یک شرکت فرانسوی این اراضی را 9میلیارد یورو خریداری کرده است.
خب، سهم مردم مصر از این معامله یا ورود این سرمایه خارجی چه بوده است؟ این مقدار سرمایه و درآمد چگونه تنها نصیب یک خانواده میشود؟ جالب اینکه وقتی از این معاملهها صحبت میشد در بوق و کرنا میکردند که زمینه سرمایهگذاری فرانسه فراهم شده است اما این سرمایهگذاری فرانسه در مصر نیست، معاملهای است که تنها یک خانواده مصری آن هم از طریق رانتخواری با ثروت دهها میلیونی خود به ثروت صدهامیلیارد یورویی میرسد و شبیه این مساله در مورد دیگر خانوادههای معدود نزدیک به نظام هم اتفاق افتاده است و سهم مردم و کشور از این سرمایهگذاریها صفر بوده است.
* پس با به قدرت رسیدن شما، «زنگ خطر» برای این خانوادهها به صدا در آمده است؟
** ما از عزم جدی حزب عدالت و آزادی در بهرهمند کردن همه ملت، از درآمدهای کشور، حرف میزنیم و نه خواست و نگرش یک فرد. البته بنده اعتقادی به چالش و درگیری ندارم و فکر میکنم بهترین کار تعامل و گفتوگو است و از این منظر نباید اعلام برنامه ما، «زنگ خطر» تلقی شود بلکه پیام ما در صورت امکان، ضرورت استیفای حقوق ملت، ایمان به اهمیت مشارکت در ایجاد نظام عادلانه اقتصادی و در جهت بازگشت اموال و سرمایه به صاحبان اصلی آن است.
* امروزه، اختلاط جداناشدنی حزب وطنی در ارکان مختلف حکومت را بهعنوان نقطه ضعف نظام سابق میدانند. نمیترسید، اخوانالمسلمین که اکنون در پارلمان حضوری پررنگ دارد، به دنبال استیلا بر شورای موسسان قانون اساسی و خلاف وعده پیشین؛ نشان داده است که چشم به ریاستجمهوری دارد و علاوه بر نامزد اصلی یک جایگزین هم انتخاب کرده است به همان سرنوشتی دچار شود که نظام سابق و حزب وطنی دچارش شد؟
** من دوست ندارم که مرا تنها با نیتخوانی تحلیل کنند اما این روزها بسیاری با نیتخوانی دست به پیشداوری میزنند.
اخوانیها به جز پارلمان، چیزی در دست ندارند ما نه وزیر داریم، نه استاندار و نه رییس شرکت در حالیکه همین افراد که امروز این حرفها را علیه ما میزنند برای خود در دولت «عصام شرف» وزیر تعیین میکردند و به جز اسلامگرایان برای همه؛ از قبطی گرفته تا زنان، در دولت وی سهمی قایل بودند.
بعد از این یادآوری، به سراغ مساله «نیتخوانی» میرویم. در واقع ما به جز بخشی از قوهمقننه چیزی در دست نداریم و قوهمجریه هم که در دست ما نیست.
پس چرا برخی به خود اجازه نیتخوانی یا مقایسه میدهند. اگر اجازه میدادند که دولت از طریق پارلمان به شکل ائتلافی تشکیل شود ما ائتلاف میکردیم اما وقتی مانع از انجام این کار شدند و خودشان پیشنهاد دادند که انتخابات ریاستجمهوری برگزار شود چرا به معرفی نامزد از سوی اخوان انتقاد میکنند؟
* اگر اجازه تشکیل دولت ائتلافی داده میشد آیا شما نامزد اخوان برای ریاست هیات وزیران میشدید؟
** خیر. من نامزد این سمت نمیشدم.
* چه کسی از سوی حزب عدالت و آزادی، نامزد میشد؟
** حزب باید تصمیم میگرفت و در اینگونه موارد، معمول است که رییس یا یکی از معاونان یا از میان شورای مرکزی شخص مناسبی معرفی شود.
البته حرف و حدیثها در مورد نامزد شدن من در شرایط مختلف، زاییده تصورات و خیالپردازی عدهای خاص است که قصد دارند از من چهره یک مرد مرموز و پشت پرده را بسازند اما من مسوول این توهمات نیستم چون این تصویر محصول دروغپردازی رسانههای گروهی زمان مبارک است که دچار تئوری «فواد مهندس» (کمدین مصری در اینجا معادل دایی جان ناپلئون) بودند و خدا را شاهد میگیرم چیزی به اسم مرد پشت پرده یا امثال آن وجود ندارد و تصمیمها در داخل اخوان با رعایت سلسله مراتب و از طریق رایگیری، اتخاذ میشود.
* اشاره شما به چهرهای است که رسانهها از شما ارایه میدهند؟
** بله، برخی از اینها مثل «شهرزاد قصهگو» هستند که «شهریار» را تحریک و سرگرم میکرد. ما خواستار مطبوعات و رسانههایی هستیم که نقششان سازنده باشد نه تحریک یا مشغول کردن ملت.
اگرچه شما منتقدان خود را به نیتخوانی متهم میکنید اما در رفع نگرانی گروههای مدنی در مورد قدرتطلبی خودتان موفق نبودهاید، منتقدان شما نگران آن هستند که شما با استفاده ابزاری از دموکراسی به قدرت برسید و بعد از موفقیت، آن را مادامالعمر کنید.
عملکرد اخوانالمسلمین خلاف ادعای شما را ثابت میکند. ما به دموکراسی احترام میگذاریم و معتقدیم که قدرت باید دست به دست شود. من فکر میکنم افراد و گروههایی به این نگرانیها دامن میزنند که بعد از انقلاب، آیندهای برای خود نمیبینند در نتیجه سعی میکنند میان مردم، فتنهانگیزی کنند. فتنه میان مسلمان و قبطی، فتنه میان اخوانی و اخوانی و فتنه میان اخوانی با دیگر احزاب، همه و همه نتیجه اقدامات سوء این عده است که متاسفانه هنوز هم تاثیر منفی آن به خوبی حس میشود.
در کل باید بگویم ما به آزادیهای مدنی کاملا معتقدیم و وقتی در مورد دین مردم آیه شریفه: «لااکراه فی الدین» وجود دارد، اخوانیها چطور میتوانند به آزادی و فعالیت دیگر اشخاص و گروههای غیراخوانی، احترام نگذارند؟ بد نیست، یادآوری کنم در طول 1400سال تاریخ اسلام هیچگاه درگیریهای طایفهای و مذهبی تا به آن پایه که در زمان مبارک وجود داشت بروز و ظهور نداشته است، اما خود من؛ در محلهای بزرگ شدهام که عموما قبطی بودند.
میان ما و آنها فضای برادری و همزیستی حکمفرما بود و بدون اینکه کسی از مذهب کسی بپرسد، دادوستد و تعامل وجود داشت. ما نباید از یاد ببریم مشکلاتی که در زمینه قبطیها یا مساله آزادی و اختلافات فکری در مصر به وجود آمده، همه نتایج سیاستهای مبارک و اعوان و انصار وی بود وگرنه پیشینه تمدنی مصر میانهای با این مسایل ندارد و ما باید به دوران طلایی تمدن خود بازگردیم و اخوانالمسلمین هم بهعنوان بخشی از جامعه مصر، هیچ مشکلی با آزادی، مساله اقلیتها و... ندارد و مردم میتوانند عملکرد گذشته ما را، در این زمینه بررسی کنند.
* در مورد اختلافاتی که در مورد جایگاه ارتش در قانون اساسی به وجود آمده است، نظر شما چیست؟
** من میگویم که رسیدن به توافق در این زمینه، صددرصد ممکن است و هدف ما هم، رسیدن به توافق نهایی است بنابراین اگر ما معترض سند پیشنهادی دکتر سلمی و برخی تلاشها برای افزایش اختیارات ارتش میشویم در واقع به روشها و راهکاریهای مافوق قانون اساسی آن هم قبل از تشکیل شورای موسسان قانون اساسی از طرف پارلمان اعتراض کردهایم، چون معتقدیم که هم حزب عدالت و آزادی و هم ملت مصر، ارتش را بهعنوان یک نهاد قانونی و در چارچوب قانون اساسی- و نه در جایگاهی فراتر از آن- میخواهند البته ما به شرایط خاص اقلیمی کشور و تهدیدها آگاهی کامل داریم و اگر اعتراضی میکنیم برای آن است که ارتش مصر قوی، محبوب و مصون بماند چون افزایش قدرت نیروهای مسلح نیز جزیی از راهبرد ماست.
هدف ما ایجاد توازن میان شفافیت و دموکراسی با معیارها و اولویتهای امنیت ملی است و معتقدیم که جای بحث مسایل مربوط به ارتش نظیر بودجه دفاعی و... در روزنامهها یا بگومگوهای سیاسی نیست، به همین دلیل مشغول بررسی قانون اساسی کشورهای صاحب تجربه در این زمینه -همچون اسپانیا- هستیم تا هم میان ارتش از یکسو و شفافیت و دموکراسی از سوی دیگر، توازن برقرار شود؛ چون مصر بعد از انقلاب، باید با یمن یا برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه تفاوت داشته باشد ضمن آنکه به دلیل موقعیت خاص مصر نمیتوانیم منکر نقش ارتش در صیانت از منافع و امنیت ملی مصر شویم بهخصوص اینکه بعد از انقلاب معمولا برخی بدون هیچ ملاحظهای هرچه میخواهند بر زبان میآورند یا انجام میدهند و در این راه توجهی به امنیت ملی کشور ندارند.