تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۲:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۸۳

علی تتماج

رژیم اشغالگر قدس که پس از شکست در جنگ 33 روزه مقابل حزب‌ا... لبنان، در سرزمین‌های اشغالی نیز نتوانست مهار انتفاضه و پاسخ‌های موشکی فلسطینیان را اجرایی نماید طرح‌های متعددی را برای نابودی فلسطینیان در پیش گرفت. سناریوی اول آنها بر اصل یورش‌های گسترده به مناطق فلسطین‌نشین در غزه و کرانه و باختری متمرکز گردیدند. با شکست این طرح، سناریوی دوم آنها که بر اصل تفرقه و تقابل داخلی استوار بود طراحی و اجرا گردید. نکته قابل تامل در سناریوهای رژیم صهیونیستی تلاش برای تقسیم مناطق فلسطین‌نشین به دو بخش غزه و کرانه باختری است. در طرح آنها هر کدام از مناطق دارای ویژگی‌های خاص می‌باشند که آنها را به اهدافشان نزدیک می‌سازد.

الف ـ کرانه باختری: منطقه‌ای با محوریت تشکیلات خودگردان به رهبری ابومازن. براساس طرح صهیونیست‌ها این بخش مورد حمایت‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی قرار می‌گیرد تا دولتی مقتدر تشکیل گردد. آنها تاکید دارند که روند سازش میان فلسطینیان و تل‌آویو و سپس اعراب و صهیونیست‌ها براساس تحولات این منطقه شکل می‌گیرد. ارسال ادوات نظامی و کمک‌های مالی برای ابومازن، پذیرش و تحریک ابومازن برای دگرگونی در ساختار نظامی تشکیلات خودگردان، حذف مهره‌های مخالف و آنان که در برابر ابومازن قرار می‌گیرند، ممنوع‌الورود کردن اعضای حماس و جهاد اسلامی به کرانه باختری را می‌توان از سناریوهای مطرح شده از جانب صهیونیست‌ها برای تقویت این منطقه دانست.

ب ـ غزه: صهیونیست‌ها دریافته‌اند که کرانه باختری به دلیل ماهیت‌های سیاسی تهدیدی برای این رژیم نمی‌باشد، لذا بخش اصلی سیاست‌های خود را معطوف نوار غزه ساخته‌اند تا به حذف گروه‌های مقاومت بپردازند. تشدید حملات گسترده نظامی، اعمال تحریم‌های بین‌المللی و ممانعت از ارسال کمک‌های جهانی به غزه، قرار دادن حماس و جهاد اسلامی در لیست گروه‌های تروریستی، اخراج و هدایت احتمالی اعراب از اراضی اشغالی به غزه برای تشدید بحران انسانی که رویارویی مردم با حماس را به همراه داشته باشد و... از طرح‌های صهیونیست‌ها برای غزه می‌تواند باشد که در بلندمدت اجرا می‌شود. به عبارتی دیگر می‌توان گفت که صهیونیست‌ها با تقسیم مراکز فلسطینی‌نشین، به کرانه باختری و غزه تلاش دارند تا چند هدف را که تاکنون محقق نگردیده، اجرایی سازند.

اولا: واداشتن ابومازن به عنوان مسئول اصلی فلسطین به پذیرش روند سازش که با اعلام حمایت‌های فراگیر از عملکردهای آن، تهدید به مذاکره با حماس در صورت عدم پذیرش خواسته‌های آنها، اجرایی می‌شوند. این اقدام در نهایت با محوریت حذف یک‌جانبه مقاومت و پایان انتفاضه، واگذاری اراضی اشغالی 1967 به صهیونیست‌ها، عدم بازگشت آوارگان به اراضی اشغالی (احتمالا موافقت با کوچ به غزه) اجرایی می‌گردد.

ثانیا: تقسیم مراکز فلسطینی به دو بخش به منزله تشکیل دو دولت در یک منطقه است. صهیونیست‌ها برآنند تا از این فرصت بویژه با حمایت از ابومازن، به تشدید تقابل گروه‌های فلسطینی بپردازند در حالی که تقابل پراکنده آنها، به تقابل منسجم و فراگیر مبدل می‌گردد.

ثالثا: درگیری‌های داخلی فلسطینیان این فرصت را ایجاد می‌کند که صهیونیست‌ها بتوانند به توسعه‌طلبی‌های خود در اراضی اشغالی 1967، بیت‌المقدس ادامه داده تا در نهایت با تضعیف فلسطینیان و تحریک اعراب به پذیرش روند سازش براساس اصل واگذاری زمین به تل‌آویو در ازای صلح، به تعیین یک‌جانبه مرزها بپردازند.

رابعا، حضور نیروهای سازمان ملل و ارتش رژیم صهیونیستی در منطقه حائل میان غزه و کرانه باختری که مانع از اتحاد فلسطینیان و در نهایت تشکیل کشور مستقل فلسطینی می‌گردد.

بر این اساس می‌توان گفت: طرح تقسیم کرانه باختری و غزه به دو منطقه با دو حاکمیت، توطئه‌ای گسترده علیه فلسطینیان است که نتیجه‌ای جز حذف آرمان‌های فلسطینیان و تحقق اهداف صهیونیست‌ها به همراه ندارد. هدف نهایی این طرح تضعیف گروه‌های مقاومت در غزه و تشکیلات خودگردان در کرانه باختری است که با اجرای سناریوی تفرقه فلسطینیان محقق می‌شود. بر این اساس جا دارد تا از یک سو کشورهای اسلامی با حمایت از اتحاد فلسطینیان و از سوی دیگر گروه‌های فلسطینی تشکیلات خودگردان چنانکه ملت فلسطین تاکید دارند با کنار نهادن اختلافات بار دیگر در چارچوب مقابله با تهاجمات و تفرقه‌افکنی‌های صهیونیست‌ها فعالیت نمایند چرا که تنها راه تحقق اهدافشان تا رسیدن به آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس، اتحاد آنها خواهد بود.