تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۸۳۸
گفتگوی شفقنا با آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی

محبت ظاهری برخی خلفا به اهل بیت(ع) 
هاشمی رفسنجانی بیان می کرد: به ظن قوی وضع نفوذ شیعیان در جوامع مختلف جهان اسلام و گستردگی نارضایتی‌ها در اقوام مختلف کشورها که در قلمرو اسلام قرار گرفته بود و از بدرفتاری ماموران دولتی به ستوه آمده بودند، ایجاب می‌کرد که چهره‌های شاخصی از شیعیان در دستگاه خلافت باشند که باعث آرامش خاطر طرفداران مهم‌ترین جریان مخالف خلافت گردند و به اصطلاح سوپاپ اطمینان باشند. همانگونه که مأمون با امام رضا(ع) و جمعی از چهره‌های شیعی یا ایرانی عمل کرد و با ایجاد رابطه سببی، خاندان اهل بیت را با بیوت عباسی‌ها بهم نزدیک کرد. علی‌رغم عمق کینه‌ها و احساس خطر از جانب آنها تظاهر به محبت چندتن از خلفا به ائمه اهل بیت مشهور است که خود این محبت‌های ظاهری عامل مهمی درتوسعه نفوذ مکتب شیعه بود. گرچه حکام بنی‌عباس انتظار داشتند که نزدیکی رهبران شیعه به حکومت باعث آلوده شدن و کم شدن محبوبیت آنها شود، اما هوشیاری رهبران شیعه و توجیه مردم و به خصوص کم شدن فشارها نتیجه عکس مورد نظر حکام را به بار آورد.
عوامل نفوذ اهل بیت(ع)
عوامل مهمی در سه قرن اول تاریخ اسلام، نفوذ اهل بیت را در سراسر جهان اسلام عمق بخشیده بود. این عوامل عبارتند از:
1- حقانیت و صلاحیت‌های واقعی مکتب اهل بیت و وجود چهره‌های فراوانی از سادات و امام‌زاده‌ها و شاگردان و علاقه‌مندان صالح و مجاهد اهل بیت
2- انتشار علوم و دانش اهل بیت در سراسر جهان اسلام و در مکاتب گوناگون دینی و علمی کشورهای اسلامی
3- سوءرفتار عمال حکومت با مردم و فساد مشهود در دربارها و مراکز خلافت که برخلاف انتظار جدیدالاسلام‌ها بود، همزمان با شهرت عدالت‌خواهی اهل‌بیت(ع)
4- مبارزه و جهاد بی‌امان اولاد ائمه و نیز شاگردان آنها همراه با شعارها و اهداف حق‌طلبانه و احساس مظلومیت آنها که معمولا در طول سه قرن با سرکوب، کشتارهای خونین، حبس‌ها، مهاجرت‌های اجباری، طردها و مصادره‌ها و محرومیت‌های فراوان دیده می‌شد.
5- سیاست محبت خلفا به ائمه شیعه برای کم کردن نفرت مردم که باعث رفع بخشی از مشکلات دوستان اهل‌بیت ‌شد و نتیجه معکوس برای مخالفان شیعه داشت.
6- ظلم دستگاه به اقوام غیرعرب که آنها را شهروند درجه دوم می‌شناختند و تبعیض ناروا بین عرب و اقوام و نژادهای دیگر برخلاف نص صریح قرآن و مخالفت اهل بیت با این تبعیض‌ها
این عوامل و چیزهای دیگر، پیروزی نهضت‌های شیعی و در مواردی ملی مناطق مختلف را آسان کرده بود و حضور چهره‌هایی از ملوک‌الطوایف‌های جهان اسلام در مرکز خلافت را ضروری ساخته بود و در این میان بیشترین نفوذ و قدرت در دو سه قرن بعد از غیبت سهم شیعیان بود و قابل توجه اینکه در دولت‌های گوناگون شیعی بیشترین سهم از بنی‌الحسن و زیدی‌ها بود که حضور و تلاش بیشتری در میدان مبارزه و جهاد داشتند.
همزادی دوره اجتهاد با دوره محدثان
دوره اجتهاد تقریبا همزاد دوره محدثان است. با این تفاوت که محدثان تلاش خود را روی جمع و حفظ و تنظیم احادیث متمرکز کرده بودند و فقها جهادی سخت برای تنظیم علوم فقه آغاز کردند. کاری که اهل سنت به خاطر نیاز و کمبود اسناد روایی قبلا به آن پرداخته بودند و نکته مهم اینکه به خاطر حاکمیت شیعیان در بخش مهمی از قلمرو اسلام، نیاز به احکام حکومتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زیاد شد و همین نیاز فقهای شیعه را فعالتر کرد و مورد حمایت حکام شیعه قرار داد.
این حرکت از دوران غیبت صغری آغاز شد و در زمان مدیریت شیخ طوسی به کمال رسید. پیشتاز این نهضت مقدس، ابن ابی‌عقیل، ابومحمد حسن بن علی نعمانی حذاء (متوفای 329ق) و سپس ابن‌جنید اسکافی (م381ق) هستند و شیخ مفید و سیدمرتضی و بالاخره شیخ عظیم‌الشأن طوسی آن تلاش مبارک را دنبال و تکمیل کردند و مکتب فقاهت شیعه را آن چنان غنی ساختند که به اعتراف دوست و دشمن جامعیتی بالاتر و غنایی عمیق‌تر از فقه اهل سنت پیدا کرد و سرافکندگی طالبان رونق فقه اهل بیت را تبدیل به سرافرازی نمود.
مرحوم شیخ طوسی در مقدمه کتاب بسیار ارزشمند «مبسوط» آورده: «چون امامیه در گذشته تفریع فروع نمی‌کردند و تنها به تبیین حکم موارد نصوص که دست به دست به آنها رسیده بود، قناعت می‌کردند، مخالفان بر آنان طعن می‌زدند.» این کتاب بدان خاطر تصنیف شد تا بدانند شیعه امامیه به برکت احادیث وارده از ائمه‌ می‌تواند تمام مسائل را استنباط کند و نیاز به اعمال قیاس و امثال آن ندارند. نتایج مهم دوره اجتهاد را می‌توان چنین برشمرد:
1ـ فقه شیعه از صورت نقل قول متون نصوص در آمد و با اعصای استدلال، فروع بر اصول منطبق گردید.
2ـ علم اصول فقه پایه‌گذاری و نگاشته شد که نمونه مشخص‌تر آن کتاب «الذریعه الی اصول الشیعه» تألیف سیدمرتضی است. گرچه بعضی از مسائل علم اصول در زمان حضور ائمه مورد عمل بود.
3ـ حکم بسیاری از مسائل که نصوص مستقیما متعرض آنها نشده بود، با استدلالهای قابل اطمینان بیان شد که نمونه‌های فراوان آن را در «المقنعه» شیخ مفید و «انتصار» سیدمرتضی و ... می‌بینیم.
4ـ فقهای نام‌آوری چون ابن ابی‌عقیل، اسکافی، شیخ مفید، سیدمرتضی و شیخ طوسی درخشیدند و در مکتب پربار آنها صدها مجتهد و فقیه تربیت شدند.
5ـ اجتهاد و فقاهت در حدود نیازهای آن زمان به اوج کمال رسید.
6ـ فقه شیعه در کنار فقه عامه سربلند کرد و مقایسه مزیتهای فقه اهل بیت، همراه با اصطلاحات و فنون اجتهاد مقدور گردید.
7ـ فقه مقارن طلوع کرد و موارد اشتراک یا افتراق نظر مکتب‌های اهل سنت و شیعه مشخص که کتابهای «مسایل» و «الخلاف» سیدمرتضی و شیخ الطائفه از نمونه‌های خوب آن است و باب مناظره‌های فقهی گشوده شد.
8 ـ علم اصول شامل: عقل و اجماع و ادبیات و عرف و الغاء خصوصیت‌ها و مصلحت به کمک علوم فقهی آمدند و کار استنباط را تسهیل نمودند.
9ـ کتابهای ارزشمند دیگری با استفاده از منابع موجود آن که نزدیک به عصر ظهور بود، تألیف شد که قرنها و تاکنون مورد استفاده حوزه‌های علمیه است.
عمق و جامعیت تمدن اسلا‌می‌ مشابهی ندارد
رشته‌های علوم تحت تأثیر نیاز و خواست اسلام و توجه ویژه به عقل‌ و فکر در جامعه اسلامی به رشد بی‌سابقه و افتخارآمیزی دست یافتند و همین سرمایه دانش باعث خلق تمدن عظیم‌اسلامی شد. تمدنی که عمق، وسعت و جامعیت آن در تاریخ بشر مشابه شناخته شده‌ای ندارد؛ اما در این میدان، مساله فراتر از بحث مذهبی و فرقه‌ای شیعه و سنی است. در این میدان کلیت استعداد و منابع جهان اسلام به کار رفته و نقش فرقه‌ای در آن کم‌رنگ است.
در این میدان وسیع هم شکستن طلسم‌های تعصبات و تنگ‌نظری‌ها و درنوردیدن مرزهای جغرافیایی و تاریخی و معتقدات دینی و قومی و نژادی عامل مهم روشن ضمیری و باز کردن آیینه دلها در مقابل دستاوردهای سایر اقوام و ملل و نحل و تمدنهای قدیم و جدید است که عملاً دانش و فن و ادب را از زندانهای خودساخته تعصبات در آورد و به عنوان میراث و حق کل بشر و کل جهان به آن نگاه شد و این، یک مصداق مهم و بارز برای روشنفکری دینی و آزاداندیشی اسلامی و قرآنی است.
انسان انحصارطلب و خودبین باید پاسخگو باشد
مکتبی که در اولین پیام آسمانی خود انسان عالم و مؤمن و آشنا به قلم و دانش را محور حرکت خود قرار داده و قیدی و محدودیتی برای انسان درنظر نگرفته است: «اقراء باسم ربک الذی خلق.
خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان ما لم یعلم». همانجا هم هشدار می‌دهد که اگر همین انسان دچار خودبینی، انحصارطلبی و تجاوز از حق و حد شود، باید در دادگاه خدای خلق پاسخگوی سوءاستفاده از نعمت‌های الهی و کجروی‌ از مسیر حق باشد: «کلا ان الانسان لیطغی، ان رءَاه استغنی. ان الی ربک الرجعی». همین طغیان‌هاست که انسانها را از دیدن حقیقت باز می‌دارد و عقل و فکرش را در محدوده تنگ تعصبات اسیر می‌کند و باعث محرومیت خود و دیگران از شناخت و عمل به حق می‌شود و ایمان واقعی عامل تحقق این بخش است.
آری تحت تأثیر تعلیمات قرآن و دستور تفکر در آسمانها، زمین، دریاها، موجودات و ...و استخراج دفینه‌های عقلانی توسط پیغمبر(ص) و بروز نیازهای جامعه بزرگ اسلامی، نهضت علمی همراه با آزاداندیشی و به کارگیری عقل و خرد فردی و جمعی آغاز شد و با فرمان حیات‌بخش «أطلبُوالعِلم ولو بِالصینِ» و ستایش از ملتی غیرعرب (ایرانی) که اگر علم را در ثریا هم سراغ داشته باشند، آن را به زمین می‌کشانند، امواج خروشان دانش در اقیانوس عظیم جهان اسلام بروز کرد.
ترجمه آثار تمدنهای دیگر در دوران بنی‌امیه محدود به نیازهای ضروری عمدتا درباری بود؛ ولی در زمان بنی‌عباس و در عهد صادقین(ع) هم نهضت ترجمه آثار علمی زبانهای دیگر وسعت گرفت و با تأسیس بیت‌الحکمه توسط منصور دوانقی که خود تقلید و اقتباس خوب از ابتکار انوشیروان و سلسله ساسانیان ایران است و فراخوان علما و ادبای زباندان و تشویقهای بجا نهادینه شد.
جالب اینکه آثار ممتاز علمی از تمدنهای هند، ایران، یونان، روم، مصر و چین از زبانهای هندی، پهلوی، قبطی، سریانی، یونانی و ... به سرعت به عربی ترجمه می‌شد و در اختیار دانش‌پژوهان قرار می‌گرفت و همزمان کتابخانه‌های جامع و منظم شکل می‌گرفت.          ادامه دارد...