تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۵:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۸۵
نظر ابراهیم یزدی، موسوی خوئینی‌ها و عباس عبدی درباره اسناد سفارت آمریکا
اشاره: گروه کتاب و اندیشه: سیزده آبان 1383خبرگزاری ایسنا گفت‌و‌گویی مفصل با ابراهیم یزدی، وزیر وقت امور خارجه دولت موقت، انجام داد که وی در بخش‌هایی از آن به نقد اسناد منتشره از سوی دانشجویان پیرو خط امام، تحت عنوان اسناد لانه جاسوسی پرداخت. این خبرگزاری همچنین گفت‌و‌گویی با حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها، که از وی به عنوان هدایت‌کننده اصلی اشغال سفارت آمریکا یاد می‌شود، انجام داده است که بریده‌ای از این دو گفت‌و‌گوی بلند که مربوط به اسناد است را به همراه پرسش یکی از خوانندگان جوان از آقای عباس عبدی و پاسخ کوتاه ایشان درباره این اسناد می‌خوانید.

نظر ابراهیم یزدی

دبیر کل نهضت آزادی مجموعه اسناد منتشر شده از سفارت آمریکا را با معیارهایی که امروز برای جاسوسی وجود دارد، منطبق ندانست و تصریح کرد: سفارت آمریکا بر اساس برنامه‌های خودشان، نسبت به ایرانیانی که در صحنه سیاسی فعال بودند، اطلاعات جمع‌آوری می‌کردند و براساس دانش‌ خودشان، اظهارنظرهایی نسبت به این افراد کرده‌اند. حتی برخی از این اظهارنظرها بسیار نابخردانه و اطلاعاتشان بسیار ناقص بوده است.

به عنوان مثال می‌گویند آقای مهندس بازرگان دندانپزشک است یا در مورد من می‌گویند فلانی زن آمریکایی دارد (در حالی که همسر من آذربایجانی است). اینها نشان می‌دهد اطلاعات آمریکایی‌ها بسیار سطحی بوده و حتی در سطح اطلاعات آکادمیک هم نبوده است. در کتب آمریکایی‌هایی که متخصص علوم سیاسی و تاریخ بوده‌اند و مطالعات بسیار عمیقی در مسائل ایران کرده‌اند، اطلاعاتی به مراتب دقیق‌تر از آنچه که در گزارش‌های اسناد سفارت آمده، وجود دارد. بنابراین ما این گزارش‌ها را دلیل بر جاسوسی نمی‌بینیم و به نظر من، اینها ره گم کردن و آدرس عوضی دادن است. وی با تاکید بر اینکه در میان اعضای سفارت آمریکا، افرادی عضو CIA بودند و کار می‌کردند، گفت: اما CIA آمریکا زیرمجموعه وزارت امور خارجه این کشور نیست و این افراد گزارشات خود را به سفیر نمی‌دادند.

اگر دانشجویان می‌خواستند دنبال چنین افرادی باشند، باید مرکز هیات مستشاران نظامی آمریکا در ایران را جست‌و‌جو می‌کردند، چون CIA زیرمجموعه شورای امنیت ملی آمریکا است. وی ادامه داد: جالب اینست که هنوز بعد از 25 سال، اسناد محرمانه‌ای که از کامپیوترهای مرکز هیات مستشاران نظامی آمریکا در «آرمیش مک»، «خلیج» و «پاسداران» به دست آمد، هرگز منتشر نشد و برعکس چیزهایی را منتشر کردند که در عرف، یکسری اطلاعات سطحی و ابتدایی است. وی در ادامه با تاکید بر اینکه بعد از انقلاب، جهل سیاسی برخی از کسانی که دست به این کارها زدند حادثه‌آفرین بود، گفت: حتی برای آنها، برخی کلمات مانند «عالیجناب» که در عرف نامه‌نگاری به کار می‌رفت، نامفهوم بود و این را در دادگاه علیه امیرانتظام مطرح کردند که فلان آمریکایی به تو نوشته بود «آقای مهندس امیرانتظام عزیز» پس معلوم می‌شود روابط‌تان خیلی خودمانی بوده است، اما در حالی که ادب دیپلماسی چنین چیزی را حکم می‌کند و اگر غیر از این باشد توهین‌آمیز است.

وی در پایان با اشاره به اینکه دولت موقت را متهم می‌کنند که ارتباط وسیعی با آمریکایی‌ها داشته است تصریح کرد: خوب دولت ایران با آمریکا ارتباط داشت و قرار نبوده است که ارتباط نداشته باشد. اجماع‌نظر رهبری و شورای انقلاب بر داشتن رابطه بوده است و طبیعی است که وزارت امور خارجه و وزیر، مسوول این ارتباط است بنابراین جهالت سیاسی عده‌ای در آن زمان در ایجاد این بحران‌ها و این نوع دیدگاه‌های بی‌اساس موثر بوده است.

نظر موسوی خوئینی‌ها

* ایسنا: آیا همه اسناد به دست آمده به اطلاع همگان رسید یا فقط بخشی از اسناد منتشر شد؟ عده‌ای معتقدند اسناد به صورت گزینشی منتشر شد.

** موسوی‌ خوئینی‌ها: دو بحث است؛ یکی بحث چاپ اسناد است که همه چاپ شد و نزدیک به 70 جلد کتاب شده است. بحث دیگر که آن زمان مطرح بود، اسنادی بود که افشا می‌شد که طبیعتا گزینشی بود، چون باید به مناسبت خاصی مطرح می‌شد. اگر شما مجموعه اسناد را ملاحظه کنید، متوجه خواهید شد خیلی از اسناد مناسبتی با آن ایام نداشتند. آن زمان سعی می‌شد اسنادی از صدا و سیما و رسانه‌های عمومی منتشر شود که به نوعی به مسئله آمریکا و عوامل این کشور در ایران مربوط شود.

* ایسنا: آیا تمام اسناد استخراج شد؟ چه اقدامی انجام شد تا آن دسته از اسنادی که تقریبا از بین رفته بودند بازخوانی شوند؟

** موسوی‌ خوئینی‌ها: خیلی از اسناد را آنها قبلا پودر کرده بودند و عملا قابل استفاده نبود. البته فعالیت‌هایی جهت خواندن این دسته از اسناد انجام شد اما کار بسیار پیچیده و سختی بود و هزینه بسیار سنگینی داشت. یک سال از ماجرا گذشته بود و آن شور و اشتیاق اولیه هم نبود. دولت هم خیلی از این کار استقبال نمی‌کرد. دانشجویان نیز پراکنده شده بودند و دیگر میسر نبود که آن پودرها جمع‌آوری و سره و ناسره‌اش مشخص و به سندی قابل دسترسی تبدیل شود. جالب است بدانید بخشی از اسناد هم که مجددا بازیافت شدند با تلاش دانش‌آموزان بود که البته یک دانشجوی پزشکی مسوولشان بود.

در بازسازی اسناد هم موفق شده بودند و خیلی جلو رفته بودند ولی ادامه کار به نیروها و هزینه‌های سنگینی نیاز داشت که به هر حال عملی نشد.

پرسش یک خواننده و پاسخ عبدی

در کامنت‌هایی که به مطلب سایت آینده نوشته شده یکی از کامنت‌ها مربوط به اسناد سفارت آمریکاست که پرسش خواننده و پاسخ عباس عبدی به این خواننده را می‌خوانید.

* شاید زمانی که شما سفارت رو تسخیر کرده بودید من هنوز یک ساله هم نبودم. وقتی 15 ساله بودم فقط از روی کنجکاوی کتاب‌های اسناد سفارتخانه‌ رو نگاه کردم ببینم چه جاسوسی‌هایی انجام شده. فقط به مواردی برخوردم که با عقل اون سنم همشون رو به عنوان وظایف روتین یک سفارتخانه تشخیص دادم و به نظرم رسید که اگر این سفارتخانه مدام تحلیل‌های کشور میزبان رو به کشور خودش انتقال نده عملا کار خاصی انجام نمی‌ده.

از اون تاریخ به بعد نسبت به کل قضیه بی‌تفاوت شدن نه موضع مثبت و نه منفی. به این دلیل که وقتی منی که 15 سالم بود تشخیص می‌دادم اینا جاسوسی نیست و شمایی که دانشجو بودید و رهبران چندین ساله همه تشخیص می‌دادید که اینها اسناد جاسوسیه و لانه جاسوسی کشف شده فهمیدم که با منطق من اصل این قضیه بر هیچ عقلانیتی استوار نیست که بخواهم بر مبنای آن موضع بگیرم و به این نتیجه رسیدم که هر آنچه از آن آشکار شده چه از اسناد و چه افراد درگیر و چه تحلیل‌ها و... تنها رنگ و لعابی است که اصل قضیه رو پوشونده. بنابراین در طول فعالیت‌های سیاسی حتی یک کلمه هم راجع به این قضیه نه خوانده‌ام و نه نوشته‌ام.

** عبدی: من نمی‌دانم چه کسی به شما گفته که آن کتاب‌ها تماما معرف جاسوسی است که این نتایج را گرفته‌اید. بله درست است آن کتاب‌ها عموما وظیفه آنان بوده و انتشار آنها هم جهت اطلاع اهل نظر است. حتی جاسوسی هم به نوعی وظیفه دیپلمات است و بر آن نمی‌توان چندان خرده گرفت. تصرف سفارت هم دلایل دیگری داشت. 

* توضیح: روزنامه کارگزاران به جهت حفظ امانت این مطالب را نقل کرده است.