یک عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز گفت: اصلاحطلبان در این دوره به جای تغییر گفتمان ـ که نگاه توسعهای به کشور و حرکت برنامهای است ـ باید تبیین گفتمان کنند؛ یعنی واقعیات را آنطور که در درون جبهه اصلاحات بوده و این دولت دنبال میکرده به مردم منتقل کنند. حجتالاسلام عبدالواحد موسوی لاری وزیر سابق کشور در گفتوگو با خبرنگار ایسنا درباره گفتمان اصلاحطلبان در این مقطع با طرح این سوالات که آیا حقیقتا بر طبق برخی اظهارنظرها، تکیه اصلی دولت اصلاحات بر توسعه سیاسی بود و این دولت سایر اضلاع توسعه را نادیده میگرفت؟ و آیا تنها دولت بعد از اصلاحات دغدغه اصلیش معیشت مردم است؟ به سوالات خود پاسخ داد: نه دولت اصلاحات فقط به توسعه سیاسی بسنده کرد و نه دولت بعد از اصلاحات آنطور که وانمود میشود دغدغه اصلیش تنها معیشت مردم است. وی خاطرنشان کرد: اگرچه در دوره اصلاحات عنوان توسعه سیاسی و تغییر ادبیات رایج سیاسی یکی از محوریترین کارها بود، این دولت بر مردمسالاری و اراده مردم تکیه داشت، در خارج از مرزها به گفتمان تنشزدایی و ایجاد اطمینان و اعتماد بین جمهوری اسلامی و کشورهای همسایه تاکید میکرد، اما همه این موارد مبنایی شد برای توسعه متوازن و موزون توسعه که همه ابعاد فرهنگ را در برمیگرفت. این دولت هم مسائل سیاسی را میدید و هم به امنیت اجتماعی، اقتصاد و زیربناها و نیازهای روزمره توجه داشت. موسوی لاری با تاکید بر اینکه به رغم تلقی جامعه آن روز از اندیشه اصلاحطلبی ـ که دغدغه اصلی دولت را مسائل سیاسی میدانست ـ واقعیت این نبود ادامه داد: در آن زمان توسعه سیاسی به عنوان یکی از اضلاع توسعه تلقی میشد و رکن مهمی از توسعه بود؛ چرا که تلقی دولت اصلاحات این بود که اگر مردم در عرصههای مختلف مشارکت نداشته و مردمسالاری وجهه اصلی حکومت نباشد و البته میزان رای مردم تلقی نشود، مردمی که حق حضور در تعیین سرنوشت خود را ندارند در اقتصاد هم نمیتوانند موثر باشند.
دولت اصلاحات از نخبگان کمک میگرفت
وزیر سابق کشور با بیان اینکه مردمی که اجازه نداشته باشند در تعیین سرنوشت خود و انتخاب رئیسجمهور دخالت کنند و یا برای کاندیدا شدن میدان برایشان باز نباشد، قطعا در حوزهها خدماتی، عمرانی و اقتصادی هم احساس خوبی برای عرضاندام نخواهند داشت، افزود: در دوره اصلاحات دولت به اصل حرکت برنامهای در جهت رسیدن به توسعه توجه داشت، اما یکی از ویژگیهای دولت این بود که نخبگان و فرهیختگان برخلاف روال معمول احساس میکردند که در درون دولت برای آنها جایی وجود دارد و لذا تلقی عموم این شده بود که گویی نخبهگرایی و عدم توجه به تودهها و توجه به توسعه سیاسی که محور آن نخبگان خواهد بود، بیشتر از سایر اضلاع توسعه مورد توجه دولت است، در صورتی که اینگونه نبود. وی خاطرنشان کرد: در آن دوره دولت از طریق کمکگیری و مشورت با نخبگان، یک دولت برنامهای شد. دو برنامه توسعه سوم و چهارم در این دولت تدوین شد و سند چشمانداز توسعه کشور در بیست سال آینده توسط این دولت تدوین و به مراحل تصویب رسید و البته سیاستهای کلی نظام برای رسیدن به افق توسعه توسط دولت اصلاحات تهیه شد؛ لذا ویژگی این دولت حرکت با برنامه به سمت توسعه متوازن بود و نه فقط یک بعد توسعه.
اصلاحطلبان به تبیین گفتمان نیازمندند
وی با اعتقاد بر اینکه «برخی ندانمکاریهای طرفداران دولت اصلاحات و برخی اقداماتی که توسط رقبا صورت گرفت از این دولت چهرهای ارائه کرد که گویی فقط به توسعه سیاسی توجه دارد» ادامه داد: امروز ما نیاز به تغییر گفتمان نداریم و تنها نیاز به تبیین گفتمان اصلاحات است. ما نیاز داریم که با مخاطب یک ارتباط مفاهمهای برقرار کنیم و با اقشار مختلف مردم با نگاه واقعبینانهای که به مسائل عمومی کشور وجود دارد، ارتباط برقرار و مسائل را اینگونه به آنها منتقل کنیم. وزیر سابق کشور ادامه داد: اگر این حرف من درست باشد که دولت اصلاحات دولتی با برنامه مشخص در جهت رسیدن به توسعه همهجانبه بود، اما به دلیل ندانمکاری دوستان و به دلیل تبلیغات سوء منتقدان آنطور که شایسته است این موضوع در اذهان مردم جا نیفتاد و مطرح نشد؛ لذا باید در این دوره به جای تغییر گفتمان که نگاه توسعهای به کشور و حرکت برنامهای است تبیین گفتمان کنیم؛ یعنی واقعیات را آنطور که در درون جبهه اصلاحات بود و این دولت دنبال میکرد به مردم منتقل کنیم.
باید تلقیها را نسبت به اصلاحات عوض کرد
موسوی لاری با تاکید بر اینکه به تغییر گفتمان در جبهه اصلاحات معتقد نیستم اضافه کرد: دولت اصلاحات هیچگاه تکبعدی عمل نکرد و اینطور نبود که فقط به توسعه سیاسی توجه داشته باشد، اما متاسفانه در جامعه این تلقی به وجود آمد؛ لذا باید امروز تلقیها را عوض کرد.
وزیر سابق کشور در ادامه گفتوگو با ایسنا اضافه کرد: امروز باید به مردم فهماند که مگر میشود دولت اصلاحات به عینیات توجه نکرده باشد، اما در اقتصاد، ساختارهای متقن برای حفظ قدرت خرید مردم در این دولت طراحی شده باشد و یا تغییر و نوسان نرخ ارز، در 8 سال دولت اصلاحات مورد بررسی قرار گرفته باشد. باید بررسی کرد که دولت اصلاحات چه کرد که نوسان کمی در نرخ ارز به وجود آمد و چه کرد که رشد سرمایهگذاری را به 2/7 درصد رساند. وی با طرح این سوال که دولت اصلاحات چه کرد که توانست فرصتهای شغلی سال 76 ـ 75 که میانگین آن 280 هزار نفر بود را در سالهای 81 ـ 80 به بالای 680 هزار نفر برساند؟ ادامه داد: باید بررسی شود که این دولت چطور توانست زیرساختهایی از قبیل راهآهن بافق ـ مشهد ـ سرخس و اتوبانهای مختلف و مجتمعهای عظیم صنعتی مثل عسلویه و بندر امام را به نتیجه برساند و چه کار کرد که دهها سد برای ذخیرهسازی آب و جلوگیری از هدر رفتن آن طراحی و اجرا شد و با چه اقداماتی توانست در گندم کشور را به خودکفایی برساند. موسوی لاری با بیان اینکه در دوره اصلاحات، قدرت خرید مردم و درآمد سرانه ایرانیان بالا رفت ادامه داد: در این دوره زیرساختها با تدابیری که اندیشیده شده بود به صورت محسوسی رشد پیدا کرد و مهمتر از همه این دولت عنوان کرد اصل را روی حرکت در قالب برنامه سوم و چهارم توسعه میگذارد و براساس توسعههای استانی و منطقهای و سند چشمانداز بیست ساله گام برمیدارد.
راهاندازی صندوق ذخیره ارزی، کار بزرگ دولت اصلاحات
این تحلیلگر سیاسی در ادامه گفتوگوی خود با ایسنا، خاطرنشان کرد: اگر دولت اصلاحات در جهت تقویت اقتصاد ملی و سامانیابی تولید داخلی هیچ کاری جز طراحی و راهاندازی صندوق ذخیره ارزی نکرده بود هم کار بزرگی انجام داده است؛ چرا که با تاسیس این صندوق عملا یک پشتوانهای برای شرکتها و کارخانجاتی که در حال ورشکستگی بودند برای بازسازی و نوسازی آنها انجام گرفت و از سویی درآمد ملی نفت در جایی با حساب و کتاب ذخیره شد و خرج واردات بیرویه نشد و این همان چیزی است که متاسفانه در حال حاضر مشاهده میکنیم. موسوی لاری اضافه کرد: دولت اصلاحات میتوانست خیلی راحت از مبلغ اندکی که تحت عنوان فروش نفت به دست میآورد بسیاری از کالاهای مصرفی را وارد کند اما به جای این کار، جلوگیری از ورشکستگی کارخانههای تولیدی را در سرلوحه کار خود قرار داد و تقویت تولید ملی را در برنامه مدنظر داشت. این دولت بدون اینکه شعار نفت بر سر سفره مردم بدهد منافع ناشی از صنعت نفت را در زندگی روزمره مردم نشان داد. وزیر سابق کشور با بیان اینکه همه این کارها توسط دولت اصلاحاتی که به زعم برخی گفتمان رایج آن توسعه سیاسی بود، صورت گرفت، افزود: اگر این برداشت از دولت اصلاحات درست باشد، خیلی از این کارها نباید اتفاق میافتاد.
اصلاحات یعنی حرکت به سمت توسعه در قالب برنامه
این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با بیان اینکه گفتمان دولت اصلاحات حرکت به سمت توسعه در قالب برنامههای مشخص و تعریف شده بود، ادامه داد: اگر این را چارچوب کاری اصلاحات بدانیم در هر زمانی قابل طرح است و نیازی به تغییر آن نیست؛ چرا که جامعه ما باید به سمت یک توسعه معقول، متوازن و موزون حرکت کند و برای رسیدن به آن نقطه جز برنامهریزی دقیق و تلفیق همه تواناییها و جفتوجور کردن همه ظرفیتها و کنار هم قرار دادن همه امکانات معقول نیست.
این فعال سیاسی با تاکید بر اینکه اگر گفتمان اصلاحات را حرکت به سمت توسعه با برنامهریزی تعریف کنیم به جای تغییر نیاز به تبیین دارد، گفت: متاسفانه در آن زمان خیلیها همه اضلاع توسعه مدنظر دولت را متوجه نشدند؛ مثلا از نظر عدهای که خود را علاقهمند به اصلاحات و در متن اصلاحات میدانستند، این نگاه را که نگاه واقعبینانهای بود یا خیلی احساس نکرده بودند و یا قبول نداشتند و حساسیتشان روی مواردی بود که آن موارد هر چند که مهم بود اما همه مطالبات مردم نبود. موسوی لاری اضافه کرد: مثلا در مجلس ششم دوستان اصلاحطلب ما در همان ابتدای امر تغییر قانون مطبوعات را در دستور کار قرار دادند و این به رغم همه محذوراتی بود که وجود داشت. شاید در آن زمان نباید چنین موضوعی در دستور کار قرار میگرفت. البته درست است که مطبوعات آزاد و مستقل برای ما مهم است و حرفه اطلاعرسانی باید از مصونیت برخوردار باشد و بازار نقد در کشور باید رایج باشد و هر نوع نقدی براندازی تلقی نشود، اما وقتی مجلسی با شاکله اصلاحطلبی شکل میگیرد آیا باید نخستین اقدامی که صورت میدهد این باشد؟ این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در ادامه گفتوگوی خود با ایسنا، خاطرنشان کرد: مجلس ششم باید در آن مقطع با کم کردن حساسیتها و ازدیاد هواداران و پشتوانههای خود این نوع اقدامات را انجام میداد؛ یعنی در قالب و ظرف زمانی خود و با یک نگاه واقعبینانه مسائل را مورد توجه قرار میداد. چه بسا اگر مجلس ششم روی همین داستان ملایمتر حرکت میکرد از جناح مقابل نیز عدهای از آن طرفداری میکردند. این فعال سیاسی با بیان اینکه ما روی اصل گفتمان اصلاحطلبان بحثی نداریم اما سخن بر روی روشهاست. ادامه داد: بخشی از این روشها مربوط به هواداران جریان اصلاحات میشود؛ کسانی که در متن راهبری اصلاحات نبودند و در دولت و مجلس تاثیرگذاری نداشتند در این قضیه نقش داشتند، البته بخشی هم به ندانمکاری خود دوستان اصلاحات مربوط میشود که از زمان، برای طرح برخی مسائل استفاده نکردند.
اصلاحطلبان و مچگیریهای رقیب
وی، آنچه را که آتوگیری، سوژهگیری و مچگیری جناح رقیب مینامید در این قضیه موثر دانست و گفت: آنان یک موضوع جزئی را عمده میکردند و آن را به کل جریان اصلاحات نسبت میدادند، به عنوان مثال مطلبی که در نشریه دانشجویی موج نوشته شد به رغم اینکه این نشریه تیراژ و حوزه انتشارش بسیار محدود بود جریان رقیب موجی درست کرد و این اقدام را له کل اصلاحات تعمیم داد و به نحوی برخورد کرد که گویا همه جریان اصلاحات پشت سر این نشریه 40، 50 شمارهای بودند. در حالی که واقعیت این نبود، اما منتقدان دولت از این داستان علیه کل اصلاحطلبان استفاده کردند.
این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با اشاره به طرح سوالات موهن و توهین به ساحت مقدس پیامبراعظم(ص) از سوی برحی طراحان سوال در وزارت آموزش و پرورش و بیان اینکه شاهد بودیم که دوستان اصولگرا خیلی راحت از کنار این توهین ـ که در تاریخ ایران بیسابقه بود ـ گذشتند و بدون هیچ جنجالی روی آن سرپوش گذاشتند. گفت: این در حالی است که جریان رقیب اصلاحات در مقطع فعالیت این دولت از عدم موقعیتسنجی اصلاحطلبان سوءاستفاده میکرد. آنها با امکاناتی که در اختیار داشتند مثل تریبون نماز جمعه و رسانه ملی به تخریب دولت و اصلاحطلبان میپرداختند. وزیر سابق کشور در پاسخ به این سوال که در دور بعدی انتخابات اگر اصلاحطلبان از تجربیات گذشته درس آموخته باشند مشکلآفرینی از ناحیه رقیب چقدر کارشکن است، اضافه کرد: ندانمکاری برخی دوستان و موجآفرینیهای منتقدان دو تیغه یک قیچی بودند که حرکت اصلاحات را قیچی کردند و نگذاشتند به نتیجه برسد، منتهی نقش هر یک از اینها متناسب با خودشان باید تعریف شود؛ یعنی اینکه یک نفر در یک سرمقاله روزنامه مطلبی مینویسد که منطبق با واقعیات نیست یا مورد تایید همه جریان اصلاحات نمیباشد و یا احیانا از نظر مبانی اعتقادی قابل خدشه است، با موجآفرینیها و مسئهآفرینیهای سازمانیافتهای که یک بخش مدعی علیه دولت اصلاحات انجام میدهد، تاثیرگذاریشان یکسان نیست در حالی که هر دو به نحوی موثر هستند. موسوی لاری اضافه کرد: اینکه گفته میشود دغدغه اصلاحات دغدغه معیشت مردم نبود، درست نیست و این در گفتمان اصلاحطلبی وجود ندارد و در سازوکارهای تعریف شده در اصلاحات چنین چیزی وجود نداشته است، اما ممکن است در برخی هواداریهایی که از اصلاحات شد و اینکه در برخی رسانههای مرتبط با اصلاحات برخی مطالب کمرنگتر مطرح شد و یکسری مباحث دیگر مثل مسائل سیاسی در اولویت قرار گرفت، موجب شد که رقیب اصلاحات از این مسئله آتو بگیرد و کل گفتمان اصلاحات زیر سوال برود.
90 درصد کارهای دولت اصلاحات، اقتصادی بود
وزیر سابق کشور با تاکید دوباره بر اینکه گفتمان اصلاحات گفتمان توسعه و حرکت به سمت توسعه در چارچوب برنامههای کارشناسی شده مدون و ضابطهمند است در عین حال در پاسخ به این سوال که در کابینه دولت اصلاحات چند درصد به مباحث سیاسی پرداخته میشد؟ گفت: موضوعات سیاسی که سوژه بحث دولت بود عمدتا واکنشی و انفعالی بود؛ مثلا رسانه ملی برنامه چراغ را میساخت و حیثیت دولت و شخص رئیسجمهور را زیر سوال میبرد، لذا دولت بحث میکرد که با این پدیده تخریبکننده چطور باید برخورد کند. وی اضافه کرد: وقتی در آن زمان بحث انتخابات و اختیارات ریاستجمهوری مطرح میشد و به رغم قانون اساسی و اصل 113 این قانون که حدود اختیارات رئیسجمهور را تعریف کرده است توسط دستگاههایی که در نظام جای پای محکمی دارند زیر سوال میرفت، در دولت بحث میشد که چرا باید اختیارات ریاست جمهوری نادیده گرفته شود و برخی دستگاهها خود را فوق قانون تلقی کنند و اگر رئیسجمهور نسبت به نقض قوانین به آن دستگاه تذکر میداد، چرا باید تذکرات قانونی شخص دوم مملکت مورد توجه قرار نگیرد.
موسوی لاری اضافه کرد: یا زمانی که در انتخابات، حریم قانون توسط کسانی که باید موازین قانونی داشته باشند مورد نقض قرار میگرفت در دولت بحث میشد که ما به عنوان مجری قانون چگونه میتوانیم از آن دفاع کرده و از شکستن حریم قانون جلوگیری کنیم. نتیجهاش آن بود که یک قانون تهیه میشد و به مجلس میدادیم که برخی ابهامات که احیانا وجود داشت، برطرف شود. وزیر سابق کشور با تاکید بر اینکه عمده توجه به مسائل حاد سیاسی در دولت اصلاحات بعد از وقوع حوادثی بود که اقتضاء میکرد دولت روی آن بحث کند اضافه کرد: عمده مباحث مطروحه در دولت حول اداره کشور به گونهای که اهداف توسعهای محقق شود، بود. بیش از 90 درصد مطالب مطرح شده در دولت مباحثی بود که به زندگی روزمره مردم و تقویت بنیانهای اقتصادی و ساماندهی مسائل اقتصادی مربوط میشد به گونهای که تمام جغرافیای کشور از امکانات کشور بتوانند استفاده کنند. خوشبختانه دولت اصلاحات توانست در بسیاری از این کارها حداقل در ساختارسازی و نهادسازی برای رسیدن به توسعه متوازن موفق شود.
اصلاحطلبان واقعگرا شدهاند
موسوی لاری با تاکید بر اینکه تلقی ما این است که فضای عمومی حاکم بر جبهه اصلاحات امروز پذیرش همه این واقعیات است ادامه داد: این نوع گفتمان که گفتمان اصلی اصلاحات است حرکت به سوی توسعه با برنامهریزی مبنایی همه جریانات اصلاحطلب است و همه این جریانات پذیرفتهاند که اگر در گذشته در شیوهها و روشها برای رسیدن به آن نقطه افراط و تفریطهایی وجود داشته و برخی عناصر حاشیهای بیش از عناصر متن خود را عرضه کردهاند امروز باید مراقبت کنیم که این اتفاق دیگر نیفتد و مواظب باشیم که حاشیه بیش از متن در رسانهها منعکس نشود. وی درباره برنامههای عملیاتی که تاکنون در این راستا صورت گرفته است، خاطرنشان کرد: رایزنیهای خوبی را ما در این زمینه شروع کردهایم. بحثها و مذاکراتی که تاکنون با اعضاء و جریانات مختلف داشتهایم عمدتا پیرامون آینده و اینکه چگونه باید برای آینده عمل کرده و آماده شویم، بوده است. البته نیمنگاهی هم به گذشته و افت و خیزهایی که وجود داشته و اینکه چه شده که خواسته یا ناخواسته آن گفتمان معقول و متین اصلاحات که حرکت با برنامه به سمت توسعه است، تحتتاثیر برخی حاشیهها و پیرایهها قرار گرفته است نیز مدنظر ماست.