تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۵:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۸۸
محمد‌علی کامفیروزی مقدمه: دفتر تحکیم وحدت پس از رحلت امام(ره) دچار انفعال شد و دیگر خبری از برنامه‌های سیاسی این جریان نبود تا اینکه در اواخر سال 75 با مطرح شدن میرحسین موسوی برای کاندیداتوری ریاست‌جمهوری این جریان از انفعال به درآمد و بعد از آنکه مهندس موسوی کاندیداتوری را نپذیرفت خاتمی به عنوان گزینه بعد مطرح شد که دفتر تحکیم نیز از آن استقبال کرد و انتخابات خرداد 76 این جریان را احیا کرد. این دفتر از روزهای انفعال بعد از رحلت امام تا دوران اصلاحات فراز و فرودهایی را تجربه کرده است که این فراز و فرود را در گفت‌و‌گو با جمعی از فعالان جنبش دانشجویی که از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی بوده‌اند، بررسی کرده‌ایم که با هم می‌خوانیم.

دکتر سیدرضا رئیس‌کرمی:

گفتمان اصلاحات مدیون تفکر خط امام است

* ورود شما به دانشگاه مصادف با سال‌های ابتدایی جنگ تحمیلی بود، حال و هوای دانشگاه در آن سال‌ها چگونه بود؟

** ورود من به دانشگاه تقریبا هم‌زمان با شروع دولت دوم مهندس موسوی بود و در واقع در آن زمان، این دولت مهندس موسوی بود که به عنوان مصداق خط امام در دانشگاه‌ها شناخته می‌شد؛ هنگامی که پاره‌ای از اختلافات مابین شورای نگهبان و مجلس و مابین دولت مهندس موسوی با طیفی از مسوولین (که عمدتا در جناح راست بودند) بالا گرفته بود و در واقع بحث ولایت مطلقه فقیه و اختیارات دولت اسلامی هم در همان سال‌ها از طرف امام مطرح شد که من دقیقا به خاطر دارم از اولین گروه‌های استقبال‌کننده از مباحث امام، دانشجویان و در راسشان دفتر تحکیم وحدت بود؛ به گونه‌ای که من به خوبی به یاد دارم در یک هوای سرد و برفی، راهپیمایی خوبی به سمت جماران از سوی دفتر تحکیم در حمایت از سخنان امام برگزار شد. اوج این اتفاقات در فروردین 67 و در مجلس سوم نمود پیدا کرد؛ یعنی موقعی که امام در تمام سال و به ویژه در زمان انتخابات، بحث اسلام ناب و اسلام آمریکایی و جنگ فقر و غنا و حمایت از مستضعفین و محرومین و مقابله با اسلام آمریکایی و سرمایه‌داری را به صورت مکرر بیان می‌کردند. در همان انتخابات بود که ائتلاف بسیار بزرگی میان دانشجویان و معلمان و کارگران ایجاد شد که به موفقیت بزرگی در انتخابات مجلس سوم دست یافت و محور این ائتلاف و مواضع آن، نشات گرفته از همان تفکرات حضرت امام بود. بنابراین مختصر بگویم که در کل، فضای آن سال‌ها در دانشگاه‌ها، چنین فضایی بود.

* یعنی همان حال و هوای خط امامی؟

** بله! همان حال و هوا.

* با رحلت امام چه شد؟

** در واقع در اوایل سال 68 (خرداد 68) که امام رحلت کردند، همه چیز در آن ماه‌ها و سال‌ها تحت‌‌الشعاع ارتحال حضرت امام بود و مباحث هم بیشتر بر همین محور بود، البته هنوز دولت همان دولت بود و اتفاق خاص دیگری در دانشگاه‌ها مشهود نبود تا روی کار آمدن دولت اول آقای هاشمی. با شروع به کار دولت آقای هاشمی با توجه به اینکه مساله دانشگاه مربوط به دو بخش و وزارتخانه‌ مجزا بود، دکتر معین در حوزه وزارت علوم بر سر کار آمد و طبق روال گذشته همان مسیر طی شد و دکتر فاضل به وزارت بهداشت آمد. با ورود دکتر فاضل به این عرصه، دانشگاه‌های علوم پزشکی بیشتر به سمت یک نوع عمل‌گرایی و فن‌گرایی و تخصص سوق داده شده و دانشجویان بیش از پیش به سوی مسائل درسی و علمی کشیده شدند. در واقع نگاه کلی این بود که فضای دانشگاه‌های علوم پزشکی چندان درگیر مسائل سیاسی نشود و دانشجویان بیشتر مشغول تحصیل و درس خود باشند، که این امر البته در دانشگاه‌های بزرگ، چون فعالیت‌های دو حوزه مذکور مشترکا انجام می‌شد، تاثیر کمتری داشت، اما خب به هر حال دغدغه‌های دانشجویان یک مقداری از دغدغه‌های امام در خصوص دانشگاه فاصله گرفت؛ یعنی فضای دانشگاهی مدنظر امام که یک فضای شاداب و زنده و سیاسی و انقلابی و البته با درک و شعور بالای سیاسی بود، به سمت فضاهای علمی و فنی سوق داده شد و دانشجویان جدید کمتر آن دغدغه‌ها را داشتند.

* اثر معنوی و فکری رحلت امام چه بود؟

** رفتن امام به عنوان یک پشتوانه برای همه ملت و به ویژه برای دانشجویان پیرو خط امام، آثار خیلی منفی‌ای به جای گذاشت، زیرا نمادی که حرکت‌های دانشجویی خود را با آن تنظیم می‌کردند، دیگر از دست رفته بود و همین باعث شد تا دانشجویان مخصوصا در آن اوایل دچار یک سردرگمی بشوند. از طرف دیگر هم مسوولین دولت دوم سازندگی در هر دو وزارتخانه، به اعمال سیاستی یکسان در سیاست‌زدایی از دانشگاه‌ها دست زده بودند.

* و گویا حتی نهادهای بیرون از دانشگاه...

** بله! مجموعه سیستم کشور به نحوی بود که در نهایت منجر به آن سخنرانی معروف رهبری شد که در مقابل این سیاست‌زدایی به شدت ایستادند و همین جنب‌و‌جوش جدیدی را در دانشجویان ایجاد کرد.

* سخنرانی رهبری چه تاثیری در آن دوره داشت؟

** سخنرانی رهبری مهر تاییدی بر دغدغه‌های دانشجویان خط امامی (که عمدتا در انجمن‌های اسلامی بودند و در فضای سخت و غریبانه‌ای فعالیت می‌کردند) زد و آن فشارها را تعدیل و فضا را برای فعالیت آزادتر نمود. همین فعالیت‌ها هم البته با فاصله زمانی زیاد، منجر به حضور محکم و قوی دانشجویان در دوم خرداد شد.

* پس شما بروز و ظهور گفتمان اصلاحات در دانشگاه‌ها را مدیون طیف فکری خط امام می‌دانید؟

** بله!

مهندس مجتبی توسل:

اصلاحات بیشترین قرابت را با خط امام دارد

* نقش دانشجویان خط امام در بازگشایی دوباره فضای سیاسی در دانشگاه‌ها و انتخابات 76 تا چه میزان بود؟

**‌ خط امام در دانشگاه‌ها با انگیزه حفظ تمامیت معنوی نظام به ترویج اندیشه ضرورت بسترسازی جهت بازگشت نیروهای خط امام و حضور ایمن در معادلات رایج و رقابت‌های دوره‌ای پرداخت و این جریان به منظور فراگیر کردن این ادبیات در درون اتحادیه انجمن‌های اسلامی آن زمان و محافل و مراجع سیاسی هر دو جبهه اصلی سیاسی درون نظام، انرژی فراوانی را صرف نمود و می‌توان به طور یقین نقش جریان دانشجویی خط امام را در گشایش دوباره فضای سیاسی، درجه یک تلقی نمود و در این میان انجمن اسلامی دانشگاه‌ تهران و علوم پزشکی به عنوان پشقراول این حرکت، در مقابل جریان‌های انحصارطلب و گروه‌های فشار بیشترین هزینه را متحمل شد، به گونه‌ای که از طرف مردم نیز تقاضای فراوانی برای گشایش فضای سیاسی و امکان مشارکت جریان خط امام در عرصه سیاست و مدیریت به وجود آمد.

دانشگاه، هیچ‌گاه اتفاقات و حرکت‌های تاریخی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی در سال‌های 75 و 76 را فراموش نخواهد کرد، که از آن جمله می‌توان به مجمع سالیانه این انجمن در اسفندماه سال 75 با حضور حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی و بیانیه‌های انجمن در راستای دعوت از نیروهای خط امام جهت حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری 76 (که در آن مقطع با محوریت آقای خاتمی تبلور یافته بود) و فعالیت‌های فراوان شاخص‌ترین اعضای انجمن در دوران انتخابات هفتم ریاست‌جمهوری بود اشاره کرد.

* سخنرانی معروف مقام معظم رهبری در راستای مذمت دانشگاه غیرسیاسی، تا چه میزان در این بین موثر بود؟‌

**‌ به طور طبیعی در آن ایام جریان انحصارطلب با سواستفاده از شرایط زمانی و محیطی نظام سعی در تثبیت و تداوم تسلط بلامنازع خود بر ارکان قدرت داشت و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌نمود، ولو به قیمت آسیب ناآگاهانه به ارکان نظام. بدیهی است که این حرکت از منظر کلان به تهدید منافع بلندمدت نظام و محرومیت آن از ظرفیت‌های درون و موثر خود منجر می‌گردید. از نظر من رهبری از موضع آسیب‌شناسی آگاهانه و حمایت از قوام و تمامیت نظام، موجبات تقویت زمینه مشارکت دانشگاهیان در امور سیاسی کشور را فراهم و اقداماتی که در جهت غیرسیاسی کردن دانشگاه بوده را به شدت محکوم نمودند. این نکته واضح است که اگر هزینه حضور و فعالیت سیاسی برای دانشگاهیان افزایش یابد، تشکل‌ها و جریانات اصیل و شفاف به دلیل توجیه‌ناپذیری هزینه‌ها، قدرت تحرک و انگیزش مشارکت دانشگاهیان را به تدریج از دست داده و عرصه برای فعالیت‌های انحرافی و غیررسمی مساعد می‌گردد که به ضرر نظام خواهد بود. لذا از این منظر و مستقل از مضایق بعدی در دانشگاه، سخنرانی مذکور سند راهبردی راهگشایی بود.

* آنچه از درون گفتمان اصلاحات بعدها در دانشگاه‌ها ظهور و بروز یافت را چه اندازه با مبانی منظومه فکری امام هماهنگ می‌دانید؟ آیا گفتمان اصلاحات در راستای همان مبانی فکری در دانشگاه‌ها همه‌گیر شد؟

** خط امام به معنای ارزشها، بایدها و نبایدهای نظام از دیدگاه حضرت امام(ره) که به تایید مقام معظم رهبری هم رسیده است، به عنوان راه، هدف و چراغ هدایت نظام و انقلاب می‌باشد. جریانات سیاسی به اقتضای شرایط زمانی تفاسیر مختلفی از اصول خط امام ارائه می‌نمایند، که این ممکن است به دلیل تاکید بیشتر بر برخی اصول به تناسب نیاز زمانی باشد. این در حالی است که خط امام اصیل به معنای جامع‌نگری به تمامی ارزشها و باید و نبایدها از نظر حضرت امام است. از آنجایی که مهم‌ترین محصول اندیشه حضرت امام "جمهوری اسلامی ایران"، با تعریف جامع آن در چارچوب قانون اسای متبلور گردیده است، ملاک هم‌گرایی به خط امام، نسبت گروه‌ها و جریانات فکری با تمامیت "جمهوری اسلامی ایران" در چارچوب قانون اساسی است و با این ملاک به نظر می‌رسد تئوری اصلاحات بیشترین قرابت را با خط امام دارد.

* عدالت و استکبارستیزی‌ای که اکنون عده‌ای سعی در فراگیر نمودن آن در سطح عموم و دانشگاه‌ها دارند، تا چه میزان با اصول تفکر حضرت امام هم‌خوانی دارد؟

** در طول تاریخ بشریت "عدالت" مطلوب حرکت جمیع انبیا و اولیای الهی و ادیان آسمانی و اسلام به عنوان کامل‌ترین دین الهی می‌باشد، عدالت‌خواهی یکی از اصیل‌ترین محرک‌های اجتماعی است، اما آنچه در وهله اول مهم است، پایبندی و تعهد به عدالت هم‌جانبه است. عدالت اگر همه‌جانبه نباشد عدالت نیست، عدالت اگر برای همه ابنای بشر و اقشار جامعه نباشد عدالت نیست، عدالت اگر اعتقادی برخاسته از عمق وجود عدالت‌طلبی نباشد عدالت نیست، عدالت اگر مختص گروه و دسته‌ای خاص باشد عدالت نیست، عدالت اگر ابزاری برای فریب افکار عمومی باشد عدالت نیست و عدالت اگر پوششی برای تطهیر بی‌عدالتی باشد، سمی مهلک و تیغی بی‌محاباست و این تیغ می‌تواند افراد بی‌گناه را با سلب حق دفاع و در سکوت و مظلومیت تمام از بدیهی‌ترین حقوق خود محروم نماید. "عدالت" منظور نظر حضرت امام، عدالت "علوی" و عدالت همه‌جانبه و فراگیر است. همچنین از آنجایی که استکبارستیزی در عرصه سیاست خارجی نظام تبلور می‌یابد، با در نظر گرفتن تاریخ انقلاب باید توجه نمود که از منظر حضرت امام، اصل حفظ نظام است و از سوی دیگر از منظر مقام معظم رهبری، چارچوب سیاست خارجی و مراودات بین‌المللی، "عزت، حکمت و مصلحت نظام" است.

حسام‌علامه:

نگاه امام به عدالت، پوپولیستی نبود

* با توجه به دوره خاصی که شما در جنبش دانشجویی ایفای نقش می‌کردید، قاعدتا باید سوال را از اصلاحات و رابطه‌اش با خط امام شروع کرد.

**‌ دانشجویان پیرو خط امام عمدتا در انجمن‌‌های اسلامی مستقر بودند که البته در همه‌جا یکسان نبود؛ پیروی از خط امام در یک سری از انجمن‌ها ریشه‌دار و عمیق بود که شاید بتوان مدعی شد انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی سرسلسله جنبان راه تداوم پیروی از اندیشه‌ها و آرمان‌های حضرت امام در دهه 70 بود. بحث جنگ فقر و غنا، استکبارستیزی، مقابله توامان با اسلام متحجر و اسلام آمریکایی در همان سال‌های آغازین دهه 70 در این انجمن کاملا متبلور بود و همین مجموعه دانشجویی با همان اعتقادات از شکل‌دهندگان حماسه دوم خرداد و واضعان گفتمان اصلاح‌طلبی در دانشگاه‌ها بود، گرچه با توجه به شرایط جدید زمانی لایه‌های سطحی گفتمان پیروی از خط امام دچار تغییراتی شده بود ولی عمدتا گوهر اندیشه‌های حضرت امام در این جریان فکری حضور داشت. البته همه انجمن‌ها و فعالین سیاسی دانشگاه، نه ادعای خط امام داشتند و نه در عمل التزامی به این مسیر، بلکه تعدادی از انجمن‌ها پای‌بندی خود را به آرمان‌های والای حضرت امام حفظ نمودند. قبل از دوم خرداد، شکل‌گیری لایه‌هایی از اسلام سطحی و قدرت‌باور، ترویج نگاه‌های امنیتی دور از اخلاق و اسلام، سیاست تعدیل اقتصادی، خصوصی‌سازی بی‌رویه و بی‌بنیان و دور شدن از بحث حمایت از محرومین و مستضعفین، همه و همه زمینه انتقاد دانشجویان عضو انجمن‌های اسلامی از یک سو و کم‌رنگ شدن عمل به اندیشه‌های حضرت امام در اذهان دانشجویان از سوی دیگر را فراهم کرد. رسوخ تدریجی اندیشه‌های لیبرال و سکولار که به صورتی کاملا خزنده شبهاتی را به باورهای عمیق دینی دانشجویان وارد می‌آمد، باعث پدید آمدن نوعی نگاه نسبی‌گرایانه حتی در اصول و باورهای عمیق دینی و انقلابی گردید. هم‌زمان با به قدرت رسیدن گفتمان اصلاحات، شعار توسعه سیاسی محور فعالیت دولت باشد و فضای باز سیاسی موجب حضور دگراندیشان و جریان‌های سکولار، لیبرال و سایر اندیشه‌های التقاطی در فضای دانشگاه گردید. پز روشنفکری و مسابقه در تساهل و تسامح و افراط‌گری در توسعه سیاسی، باعث شد تا برخی از مدعیان پیروی از خط امام و اندیشه‌های انقلاب، هم رنگ جماعت پرهیاهوی سکولار شده و حتی برخی از گذشته خود ابراز ندامت کنند. با شکل‌گیری گفتمان اصلاحات (که زاییده گفتمان خط امام محسوب می‌شد)، جریان موازی انقلاب که به شدت در مطبوعات و دانشگاه‌ها زمام امور را در اختیار گرفته بود، سبب شد تا چهره‌‌ای کلی از گفتمان اصلاحات به سمت دور شدن از اصول و اندیشه‌های حضرت امام جلوه‌گر شود و در هیاهوی تبلیغاتی این عده، نیروهای وفادار به اندیشه‌های امام متاسفانه در بسیاری از موارد یا منزوی شده و یا به اشتباه سکوت اختیار کردند و یا در فضای احساسی دیگران ساخته سال‌های اوج اصلاحات، سخنانی جز آنچه در دل داشتند و بدان معتقد بودند، ابراز نمودند.

* شما چه؟ جز کدام دسته بودید؟

**‌ کلیت مجموعه فکری ما در طول سال‌های اصلاحات، سعی کرد ضمن وفاداری به مولفه‌های اصیل گفتمان اصلاح‌طلبی هم چون دموکراسی و ازدی‌های سیاسی اجتماعی، هم‌چنان محور دید خود را اندیشه‌های مترقی اسلام ناب، آرمان‌های اولیه انقلاب، رهنمودهای حضرت امام و خصوصا بحث حمایت از محرومین و مستضعفین قرار دهد. اما به هر حال این جریان فکری روز به روز مهجورتر می‌شد. واقعیت این است که بله! علت ضعف نیروهای معتقد به خط امام و سیاست انزوا و سکوتی بود که اختیار کردند.

* با این وضع، به نظر شما چگونه می‌توان کماکان به تداوم این تفکر در محیط دانشگاه امیدوار بود؟

** به نظر من خط امام در دانشگاه تضعیف شده ولی هنوز زنده است، الیته نه با آن قرائت دهه شصتی. گوهر و مبانی اندیشه‌های حضرت امام (از جمله دوری از تحجر و استقلال‌خواهی و خودباوری)، اکنون در دانشگاه‌ها کاملا نمود دارد، هر چند ممکن است امروزه با ادبیات دهه شصتی نتوان در فضای دانشگاه تاثیرگذاری قابل توجهی را انتظار داشت. جریان فکری خط امام نیز به دنبال آن نیست که پوسته اندیشه‌های حضرت امام را با همان ادبیات در دانشگاه ترویج کند.

* شعار عدالت‌طلبی‌ای که این روزها توسط پاره‌ای از رسانه‌ها و تشکل‌ها شنیده می‌شود را تا چه میزان با منظومه فکری حضرت امام منطبق می‌بینید؟

** میان عدالت‌طلبی موردنظر حضرت امام که جامع الاطراف است با نگاه پوپولیستی به عدالت به عنوان دستاویزی برای فریب افکار عمومی، باید تفاوت قائل شد.مهم‌ترین نکته در اندیشه حضرت امام، جامعیت و واقعی بودن اسلامی بود که از سوی حضرت امام تبیین و عرضه می‌شد. حضرت امام اسلام کاریکاتوری و تک‌بعدی که به دور از مصالح و منافع ملت و نظام باشد را هیچ‌گاه مدنظر نداشت. در یک کلام، دوری جستن امام از اسلام متحجرین و قشری‌گرایان خود به خوبی عدم انطباق بعضی سیاست‌های فعلی را با منظومه فکری حضرت امام آشکار می‌کند.