تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۳:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۴۰۹۹

پس از گذشت 13 سال از استقلال ایالات متحده آمریکا در کشور، قانون اساسی هم  نوشته شد و آمریکا از آغاز شاهد تولد دو طیف سیاسی شد. یک طیف به رهبری جان همیلتون بود. او از قدرتمندتر شدن دولت و پا گرفتن اشرافیت اروپایی در آمریکا حمایت می‌کرد. در مقابل او توماس جفرسون قرار گرفته بود که بیشتر آزادی‌های فردی و اجتماعی را مدنظر قرار داده بود و از قدرت گرفتن دولت چندان خشنود نمی‌شد. همین ناخشنودی در مقابل همیلتون و هم‌قطاران او باعث شد که در سال 1792 حزبی با عنوان «مردمی» تاسیس کند که البته در سال 1798 عنوان «جمهوریخواهان دموکرات» را برای خود انتخاب کرد. پس از گذشت چند سال نام این حزب به «دموکرات» تغییر یافت. فعالیت‌های او باعث شد که در سال 1800 در حالی که سومین رئیس‌جمهور آمریکا بود، اولین عضو حزب دموکرات پست ریاست جمهوری هم باشد. اما در اوان فعالیت این حزب وجود برده‌داری در ایالت‌های جنوبی، مشکلات بسیاری برای این حزب فراهم کرد به طوری که سرانجام در نیمی از قرن نوزدهم، به کلی از صحنه سیاسی حذف شدند. ایالت‌های جنوبی آمریکا در قرن نوزدهم صنعتی نبود، یعنی به اندازه ایالت‌های شمالی کارخانه نداشت پس به ناچار برای سروسامان دادن به وضعیت اقتصادی خود به نظام برده‌داری وابسته بود. اما ایالت‌های شمالی صنعتی بودند و وابستگی خاصی به این نظام غیرانسانی نداشتند. به همین علت از نیمه دوم قرن نوزدهم مبارزه با برده‌داری در ایالت‌های شمالی آغاز شد و شمالی‌ها به لغو شدن نظام برده‌داری و حمایت از آن تاکید کردند. آبراهام لینکلن حزب جمهوریخواه را تاسیس کرد و به این ترتیب به نیم قرن سلطه سیاسی دموکرات‌ها پایان داد. قصه تلخ برای دموکرات‌ها و کنار رفتن از صحنه سیاسی و از دست دادن پایگاه اجتماعی آنها را به تجدیدنظر در اهداف سیاسی ترغیب کرد. دموکرات‌ها تیزهوشی به خرج داده و دم از حقوق اجتماعی زدند. با توجه به سرازیر شدن مهاجران بسیار به ایالات متحده، حمایت از آنها خود در حکم ساختن یک پایگاه اجتماعی بود. وودرو ویلسون در سال 1912 اولین رئیس‌جمهور دموکرات در قرن بیستم شد. ویلسون عامل اصلی وارد شدن آمریکا به جنگ جهانی اول بود. به همین علت پس از پایان جنگ جهانی اول مردم خسته از جنگ به جمهوریخواهان روی آوردند و باز هم جنگ تا 12 سال قدرت را به حزب جمهوریخواه واگذار کرد.

بحران اقتصادی در سال 1929 و بی‌کفایتی جمهوریخواهان در کنترل آن، باعث پیروزی فرانکلین روزولت شد. او برنامه‌ای اقتصادی پیشنهاد کرد و با ارائه طرح اقتصادی خود چهار بار رئیس‌جمهور شد. پس از او جان اف کندی آمد و ترور شد. در چهار دهه اخیر مردم آمریکا تنها دو رئیس‌جمهور دموکرات داشتند؛ یکی جیمی کارتر و دیگری بیل کلینتون.

در ژوئن سال 1854 عده‌ای از مخالفان برده‌داری و اسکان مهاجران جدید در ایالت میشیگان دور هم گرد آمده و موجودیت حزبی به نام «جمهوریخواه» را اعلام کردند. آنها اعتقاد داشتند که طرفداران جفرسون به اهداف او نزدیک نشده و آمال و آرزوهای او را تحریف کرده‌اند. در ایالت‌های شمالی بان فریمونت رای بسیاری در مجمع انتخاباتی کسب کرد و حزب جمهوریخواه پا گرفت، اما چهره مشهورتر این حزب یعنی آبراهام لینکلن با فاصله بسیار زیادی از رقیب دموکرات خود پیروز شد. در آن زمان جمهوریخواه 5 ساله بود که دست بر قضا تا 50 سال پیروز میدان رقابت‌های انتخاباتی بود. برده‌داری لغو شد اما آتش جنگ دامن آمریکا را گرفت و همین باعث شکست «جنوبی‌ها» هم در جنگ و هم در سیاست شد. تلاش‌های لینکلن برده‌داری را از میان برد. این رئیس‌جمهور 5 روز پس از تلاش و به تصویب رساندن لغو قانون برده‌داری توسط یک نژادپرست متعصب به قتل رسید. با 40 سال حکومت جمهوریخواهان این کشور به ابرقدرت اقتصادی تبدیل شد. دو دوره ریاست جمهوری توماس وودرو ویلسون دموکرات که باعث دور نگاه داشتن جمهوریخواهان از کاخ‌سفید بود، با پایان جنگ جهانی اول از میان رفت. در این زمان مسائل خارجی و مناسبات آمریکا با کشورهای دیگر بحث روز نبود، مساله، فریاد مادران فرزند از دست داده، سربازان از جنگ برگشته و از دست رفتن سرمایه ملی کشور در اثر درگیر شدن در جنگ بود. بدین‌ترتیب وارن گامالیل هاردینگ نامزد جمهوریخواه به راحتی بر جیمز کاکس دموکرات پیروز شد. اما هاردینگ هم کاری از پیش نبرد. در پی مرگ هاردینگ، معاون وی روی کار آمد و در سال 1924 برای یک دوره رای آورد اما پس از گذشت دوران او و حتی آمدن هربرت هوور، نامزد جمهوریخواه دیگر بحران اقتصادی آغاز شد. از این برهه تاریخی در آمریکا با عنوان «سقوط بزرگ» یاد می‌کنند. آمریکا در دهه 30 تنها شاهد فقر، بیکاری، ورشکستگی و از بین رفتن سرمایه ملی بود.

حالا وقت مناسبی بود که دموکرات‌ها از راه برسند و رسیدند. جمهوریخواهان به مدت 20 سال از قدرت کنار رفتند. پس از جنگ ویتنام و محافظه‌کار شدن مردم در رای دادن و اعتماد کردن به احزاب سیاسی، باز هم جمهوریخواهان پس از مدتی طولانی مجال حضور پیدا کردند. ریچارد نیکسون در سال 1948 رئیس‌جمهور شد و او حیات دوباره این حزب را اعلام کرد. رونالد ریگان در سال 1980 به نوعی برگ برنده جمهوریخواهان بود پس از او بوش پدر که معاون ریگان بود در سال 1989 بر مایکل دوکاکیس پیروز شد اما نتوانست در دوره بعدی در مقابل بیل کلینتون دموکرات مقاومت کند و باز هم قدرت پس از سال‌ها فترت به دست دموکرات‌ها افتاد.