محمدرضا زهرایی
اتفاق مبارکی افتاده؛ یکی یکی، دانشگاه ها بنر می زنند، تبلیغات می کنند، تشکل های دانشجویی مرتب جلسه می گیرند، وزارت علوم مصاحبه می کند، حتی خبر می رسد برخی تشکل ها برای جلوگیری از فوت وقت تعطیلات عید هم پیگیری می کنند:تفکیک جنسیتی، روابط دختر و پسر، نماینده انقلابی،...
«... و من اینجا به شما توصیه کنم: رمز پیشرفت یک کشور، یعنی آن محور اصلی برای اقتدار یک کشور، پیشرفت همراه با اقتدار، علم است. آماج بسیاری از توطئه های امروزی که علیه جمهوری اسلامی هست، علم و اهل علم و دانشجویان علم و محیط علمی است؛ این را توجه داشته باشید. نگذارید این تیر طبق آن هدفگیری دشمن، به هدفی که آنها گرفته اند، اصابت کند. کار علمی را نگذارید متوقف بشود.
از همه این حرفهائی که گفته شد، مهم تر، مسئله علم و تحقیق وپژوهش است. دنیای غرب ثروتش از ناحیه علم است، اقتدارش از ناحیه علم است، زورگویی ای که امروز می کند، به خاطر علمی است که دارد ... از ناحیه علم به دست می آید. علم را اهمیت بدهید. اینی که من سالهاست روی مسئله علم، تحقیق، پژوهش، پیشرفت، نوآوری، شکستن مرزهای علمی موجود تکیه می کنم، به خاطر این است. بدون انواع دانش، اقتدار کشور امکان پذیر نیست، دانش اقتدار می آورد....» امام خامنه ای 6/8/.88
خودمان با دست خودمان سخنان آقا را تحریف می کنیم، مسیر حرکت را تغییر می دهیم. کلمات و جملات و اسم ها و اصطلاحات را خوب تکرار می کنیم، ولی ماهیت کار را پایمال می کنیم، آیا هدف حضرت آقا از کرسی های آزاد اندیشی این ها بود؟ مگر این جلسات در دانشگاه ها قبلا نبود؟ مگر این همه مناظره و تریبون آزاد وجود نداشت؟ چرا حضرتش مکرر درمکرر کرسی های آزاد اندیشی را مطرح نمودند؟
«... عین همین قضیه در دانشگاه وجود دارد. بارها گفته ام، این نهضت نرم افزاری که من این همه در دیدارهای دانشگاهی بر روی آن تأکید کردم، به همین معناست. ما باید علم و فرهنگ را تولید نماییم و باید کار اساسی کنیم. حکومت باید به صورت آشکار از برخورد افکار به صورت سالم حمایت کند.
یکی از وظایف نظام جمهوری اسلامی، حمایت صریح از برخورد افکار به شکل سالم است. این کار، ظرف و مجرا لازم دارد و این مجزا بایستی به وسیله خود دوستان دانشگاهی و حوزوی در بخش های مختلف تنظیم شود. آنها باید این مجرا را درست کنند و امکان بدهند.
امروز متأسفانه فضا طوری است-چون این کارها را نکرده ایم- که اگر کسی بیاید نه لزوماً یک نظریه نو، بلکه یک بدعت، یک سنت شکنی یا یک لگدکوبی به یک مرز را سر چوب کرده و بلند کند و هیاهو راه بیندازد، می تواند عده ای را به صورت عوام فریبانه دور خود جمع کند. مخالف او هم با همان روش با او برخورد می کند و بنا می کند به محکوم کردن او از یک موضع طرد و لعن. شاید اصل محکوم کردن درست باشد؛ اما خیلی از اوقات شیوه اش درست نیست. گاهی هم می بینیم که کارهای خوبی در این زمینه انجام می شود.
البته هر دو کار، غلط است؛ چون اگر آن نظریه یک نظریه نو است، اول باید در یک مجمع تخصصی مطرح شود، هیئت منصفه مورد قبولی، علمی بودن آن را تأیید کند که برپایه های علمی استوار است و مثلا حرافی و لفاظی و عوام فریبی و جنجال سازی نیست. اول باید این را مشخص کنند. بعد از آنکه معلوم شد ارزش علمی دارد، مورد نقادی قرارگیرد و حق و ناحق بودن.
اشکال کردن بر موارد آن و تثبیت یا رد کردن پایه هایش آغاز شود. این معنا در دانشگاهها در همه زمینه های علمی حتی علوم محض، علوم پایه، علوم طبیعی و علوم انسانی جاری است و در زمینه های فرهنگی و اعتقادی و معارف و علوم حوزوی هم جاری است. این کارها باید بشود. حوزه و دانشگاه این کارها را باید بکنند...» امام خامنه ای 7/11/81
همه سخنان ایشان را بخصوص از سال 81 به امروز بازخوانی کنیم؛ کرسی های آزاد اندیشی، کرسی نظریه پردازی، جنبش نرم افزاری و تولید علم را دریک منظومه ملاحظه کنیم، می بینیم قرار بوده کرسی آزاد اندیشی مقدمه نظریه پردازی و تولید علم شود. وجنبش علمی با پتانسیل متراکم شده نوع جوان تقویت و سریان یابد.
قصد این نداریم که مناظره و تریبون آزاد و گفت وگو و نشست را تخطئه کنیم که این ها همه در قالب و جای خود بسیار هم خوب است. ولی آنچه دردناک است مصادره عنوان کرسی های آزاداندیشی، مصادره بار معنایی و راهبردی کرسی ها به سطحی ترین موضوعاتی است که از هدف های طرح شده آن بکلی منحرف شده است .
حتی آنچه از سخنان معظم له و اهداف کرسی ها بیان شده برمی آید این کرسی ها با گفتمان سازی هم قابل انطباق نیست.
فرض بگیریم که کرسی ها قرار نیست به تولید علم منتهی شود و هر موضوعی می تواند دراین کرسی ها مورد بحث قرار گیرد مثلا روابط دختر و پسر آری یا نه؟ ولی مگر قبلا این موضوعات مورد بحث و مناظره نبود؟ حتی موضوعی مثل رابطه با آمریکا آری یا نه؟ -که در واقع فضای گفتمان سازی است- وقتی اینها بوده دیگر چه ضرورتی داشت که ایشان با نام کرسی ها مطرح کند و مکررا بیان شود و نسبت به برگزار نشدن آن شکل جنبش دانشجویی ملامت شود؟
نتیجه: هم شکل و هم موضوعات و محتوای موردنظر در کرسی ها اینی نبوده که تا الان است و وقتی گفته می شود که حراف ها و رندان نتوانند مسلط شوند یعنی نباید در فضای غیرعلمی باشد بگذارید جور دیگری به موضوع بپردازیم:
دو دیدگاه درباره کرسیها وجود دارد:
یک دیدگاه می گوید: دراین کرسی ها هر موضوعی قابل طرح است فقط باید در محیط آزاد باشد؛ چه آنهایی که به تولید علم منجر می شود چه آنهایی که با هدف گفتمان سازی صورت می گیرد و چه هر موضوع چالشی، مناسبتی و مبتلا به روز.
آنچه در این دیدگاه برگزار می شود با همان قالب تریبون آزاد است و یا مناظره و هرکسی هرچه بخواهد دل تنگش بگوید. چنانچه این قالب ها ساختارمند شوند می شود اینکه: میزبان مثلا در تریبون آزاد موضوع روابط دختر و پسر را مطرح می کند و حالا یک مقدمه ای از طرح سؤال و یا نظراتی را مکتوب منتشر می کنند و افراد با حضور ذهن قبلی حاضر می شوند و یک مجری- کارشناس به خاطر اینکه بحث از مسیرش منحرف نشود تذکرات لازم را می دهد.
معمولا دراین جلسات با هو و جنجال یا لفاظی هایی که بر طبع اولیه جوان استوار است مسیر به گونه ای طی می شود که نتیجه آن هرچند جمع بندی هم بشود نتیجه علمی نخواهد داشت و مورد توافق حضار قرار نخواهد گرفت نتیجه مثبت کار البته بالا رفتن اطلاعات خواهد بود. در این موارد هیچ وقت به ریشه یابی عمیق توجه نمی شود و نتیجتا منفعلانه است. این البته در بهترین شکل است.
در موضوعاتی که با هدف گفتمان سازی انجام می شود قضیه و نتایجش متفاوت است. همانطور که از اسمش پیداست ایجاد یک هژمونی و سپهری است که در آن فضا فکرها و گفتگوها شکل بگیرد مثلا طرح موضوع نماینده انقلابی در گفتمان انقلاب اسلامی با هدف گفتمان سازی است و درباره اش کلی بحث خواهد شد که نماینده نباید به کانون های قدرت و ثروت متصل باشد. این بحث ها خیلی خوب است.
اطلاع رسانی است، بازیابی اندیشه های راهبردی است که فراموش شده و نهایتا برای همگرایی در موضوعات مختلف در گفتمان انقلاب اسلامی یا گفتمان عدالت. که البته این شکل از کار قبلا بوده و البته تداومش هم مطلوب و ضروری است ولی باز اینجا تولید علمی صورت نمی گیرد و درمان ریشه ای نخواهد بود.
از آسیب های مهمی که در این نوع نگاه به کرسی ها وجود دارد این است که جنبش دانشجویی ما به علت تنبلی مفرط، به همین موضوعات سنبل و بدون زحمت و یا نهایتا گفتمان سازی بسنده می کند و هیچ گاه موضوعات اساسی که تولید علم ثمره اش باشد و تحول در نظامات و ساختارهای موجود پدید آورد مطرح نخواهند کرد؛ موضوعاتی که نیاز به مطالعات چند ساله، پژوهش و مقدمات علمی داشته باشد اصلا طرح نخواهد شد و البته دستگاه های مسئول به تسامح و زرنگ بازی گزارش های چند صفحه ای ارایه خواهند داد که چند هزار کرسی آزاداندیشی برگزار کرده ایم؟!
دیدگاه دیگر می گوید: کرسی های آزاداندیشی هم از جهت محتوی و هم شکلی و طرح موضوع باید منجر به تولید علم شود و اعتقاد دارد که کرسی های آزاد اندیشی مقدمه کرسی های نظریه پردازی است و آغاز فرایند تولید علم. این دیدگاه سختگیرانه و دارای مقدمات و داوری علمی است (علم نه به معنی معرفت حسی و تجربی)
«موضوع»؛ عنصر حیاتی در کرسیها
در اینجا آنچه اهمیت دارد و باید نگرانش بود موضوع است. موضوع باید چالشی بنیادی در مشهورات و مقبولاتی باشد که دنیای جدید به ما تحمیل کرده. مشهوراتی که باعث ناهنجاری های دنباله داری شده، موضوع می تواند با سؤالات خود مولف و هدایت شونده آغاز کند و با پرورش آن فرضیاتی متولد شوند. این نوع سؤالات در یک شکل می تواند یک نظریه علمی را به چالش بکشد یعنی سؤال خود مولف می تواند مثلا ماهیت پول را مورد هجوم سؤالات هدایت شونده قرار دهد و به اینجا برسد که پول غیرسرمایه ای نمی تواند با تعریف پول در احکام اسلامی جمع شود.
یا در شکل دیگر می تواند به تولید فرضیه از واقعیات موجود دست یابد. یعنی از یک نمونه و یا چند نمونه عینی به تولید فرضیه دست یابد مثل آثار ادبی دفاع مقدس و انقلاب که از آن می توان مکتب ادبیات انقلاب اسلامی را طرح ریزی کرد. یا از نمونه عینی طرح عملیات ها در دفاع مقدس به نوعی از طرح جنگ در جنگهای نامتقارن رسید و از این روش دفاع کرد.
تمنای حکم از دین
البته وقتی ما در ساحت معرفت وحیانی می خواهیم علم تولید کنیم باید تمنای حکم در دستگاه اجتهادی فقه شیعی داشته باشیم. به عبارتی باید موضوع سازی کنیم برای صدور حکم.
عصاره سفر ده روزه امام خامنه ای به قم یک درخواست بود و آن ورود حوزه علمیه به نظریه پردازی و نظام سازی برای آینده و حال جمهوری اسلامی. اما آنچه امروز که بیش از یک سال گذشته نمودار حرکتی و تغییری نبوده است .
مطالبه هوشمندانه از علما
«کرسی های آزاداندیشی» هوشمندانه می تواند این مطالبه را با روش علمی نخبگان حوزوی و دانشگاهی تحمیل نماید و چرخ های سنگین نظریه پردازی و کرسی های علمی را به حرکت درآورد و سنگ های رخوت و جمود را بشکند. البته خود انتخاب و ساختن موضوع قابل سفارش نیست باید جوان انقلاب اسلامی به این دغدغه در فلان موضوع برسد تا بر خود فرض بداند که درباره آن تلاش کند. باید برایش مسئله شده باشد؛ به عنوان مبارزه به آن نگاه کند.
مطالعات بین رشتهای
معمولا این گونه موضوعات نیاز به مطالعات بین رشته ای دارد. رنسانس به این سو روز به روز دانش تخصصی تر شده و رشته هایی جزئی تر از دانش های عام و کلی پدید آمده است و هرچه جلوتر می رویم این جزیی نگری و فاصله گرفتن از کلیت ها بیشترشده اما برای تولید علم یا چالش با آنچه امروز به غلط پذیرفته شده نیاز به مطالعات بین رشته ای وجود دارد مثلا در مسئله معماری مساجد اسلامی (آیا مسجد غیراسلامی هم داریم؟) شما نیازمند مطالعات تاریخ ابنیه، سازه، معماری و علوم اسلامی هستید.
شناخت جریانهای فکری عامل حرکت
در کرسی ها مقدمه ایجاد انگیزه برای تولید مسئله و انتخاب، موضوع، شناخت جریان ها و مکاتب مختلف فکری و فرهنگی درون گفتمان انقلاب اسلامی است. شناخت جریان های فکری می تواند ذهن های مسکوت و حیران در باب چگونگی برگزاری کرسی ها را پاسخگو باشد. مثل فردیدی ها، مرتضی آوینی، تفکیکی ها، فرهنگستان علوم، کچویان، خسروپناه، و... البته روشن است که جوان موضوع ساز ما نباید در این مکاتب متوقف شود، ولی شناخت این مکاتب و احساس نزدیکی با این جریان ها و قرارگرفتن در آنها باعث ایجاد رقابت، جذابیت و حرکت خواهدشد.
ضرورت کار گروهی
در کرسی ها آنچه دانشجو و طلبه ما را می ترساند ترس از انگ بی سوادی و عدم اعتماد به نفس است. تجربه کار گروهی راه برون رفت از ترس است که البته اگر یاران خوبی یافت شوند، در این نوع کار ضرورت دارد.
بعضی دوستان از کرسی هایی می گویند که برگزارشده با اینکه موضوع علمی بوده ولی استقبال نشده. این نوع کرسی ها به معنای واقعی که در گفتار حضرت آقا منعکس شده نبوده، زیرا که اگر موضوع و شکل طرح مناسب باشد خودش جریان ساز خواهدشد و دنباله دار. چنان که وقتی دکتر کچویان در یک جایی مرگ جامعه شناسی را مطرح نمود کل فضای علمی کشور را تحت الشعاع قرار داد و هنوز ادامه دارد.
همچنین برخی دیگر مطرح می کنند که وظیفه دانشجویی نظارت بر دستگاههاست که از آرمان های انقلاب اسلامی منحرف نشوند که البته سخن بسیار درستی است ولی تا کی می شود یقه وزیری را بگیریم که در یک نظام بانکی سرمایه داری وزارت می کند؟ کی می خواهیم ریشه ای همه معضلات نظام را حل کنیم؟ باب کرسی ها باب مناسبی است که امام فرزانه ما مرتب پیگیرآنند. وقتی کهنسالانمان تکرار را و ترجمه بافته ها را ترجیح می دهند لبیک جوانان است که این جبهه را می تواند نگه دارد...