رضا حجت
با گذشت چند روز از مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و گروه ۱+۵ مواضع رسمی و تحلیلهای کارشناسانه مختلفی در خصوص توافقات صورت گرفته در استانبول ۲ بیان شده است. مسائل مطرح شده طی این مدت که بیشک تا روز سوم خرداد ادامه خواهد یافت، تأثیر فراوانی بر دور بعدی مذاکرات در بغداد خواهد داشت، بنابراین بهتر است که مقامات رسمی در موضع گیریهای خود محتاطتر عمل کنند، این در حالی است که کشورهای غربی کمتر این مسئله را رعایت میکنند. پس از اینکه مذاکرات در استانبول به پایان رسید، هر دو طرف مذاکرات را سازنده، نوید بخش و رو به جلو خواندند.
غرب امیدوار است در دور دوم در بغداد گامهای بیشتری برای توافق برداشته شود. حال سؤال این است که دو طرف چه انتظاری از یکدیگر دارند؟ آیا انتظارات عقلانی و قابل پیگیری هستند؟ وقتی هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه امریکا میگوید دور بعدی مذاکرات باید «جدیتر» باشد، چه منظوری دارد؟ کلینتون معتقد است که در دور بعد باید با تاکتیک اقدام در برابر اقدام پیش رفت. این همان طرحی است که روسیه چندی پیش از آن با عنوان گام به گام پرده برداشت؛ طرحی که کاترین اشتون پس از پایان یافتن مذاکرات استانبول ۲ بر آن تأکید کرد. رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا پیشتر نیز گفته بود که باید به قدری مذاکره را ادامه داد تا به نتیجه رسید؛ رویکردی که فعلاً و به ظاهر مانعی جدی برای آن دیده نمیشود. چون قرار است مذاکرات در روز سوم خرداد پی گرفته شود و اصلا بعید نیست که در آن نشست نیز توافقی برای ادامه مذاکرات در دوره یا دورههای بعدی صورت بگیرد، البته میتوان انتظار داشت که مذاکرات بغداد کاملاً متفاوت و حتی چالشی باشد زیرا در آن دوره خواستهها و انتظارات دو طرف از یکدیگر با صراحت بیشتری مطرح میشود؛ مسئلهای که در مذاکرات استانبول ۲ دیده نشد، بنابراین «اعتمادسازی» تنها گزینهای است که دو طرف باید به آن بیندیشند و این همان مسئلهای است که غرب از روز جمعه تا کنون رعایت نکرده است.
انتظارات تهران از غرب
شکی نیست که هر دو طرف برای بازی با حاصل جمع مثبت (برد - برد) به میدان بازی بغداد میروند، بنابر این برای اینکه روشن شود اعتمادسازی و برد – برد به چه معناست باید به مجموعه انتظارات دو طرف نگاه کرد. به نظر میآید انتظار جمهوری اسلامی در گامهای اول، برداشتن یا دست کم کاستن و لاغر کردن تحریمها به خصوص در زمینههای نفتی و روابط بانکی است. تهران حتی انتظار دارد که این اتفاق تا قبل از شروع مذاکرات دور دوم رخ بدهد تا با اعتماد و اطمینان بیشتری روانه بغداد شود. انتظار بعدی ایران میتواند در زمینه به رسمیت شناخته شدن فعالیت صلح آمیز هستهای باشد.
این در حالی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی با به راه انداختن مطالعات ادعایی (اتهامی) که غیرمستند اما بر اساس حدس و گمانها و همچنین اطلاعات ناموثق است، زمینه را برای فشارهای پر هزینه علیه ایران فراهم کرده است. ایران همواره اعلام کرده که فعالیتهای هستهایاش کاملا براساس تعهدات بینالمللی و صلح آمیز است اما مطالعات ادعایی آژانس و اطلاعات جانبی از منابع غیرمرتبط این باور را برای غربیها سخت کرده است، البته نباید فراموش کرد که بسیاری از مقامات سیاسی و اطلاعاتی کشورهای غربی به گونههای مختلف اعتراف کردهاند که ایران تصمیمی برای ساخت سلاح هستهای نگرفته است، این اعتراف در گستردهترین سطح در نهادهای ۱۶ گانه اطلاعاتی امریکا دیده میشود، اما مسئله این است که چنین ادعایی زمینه را برای فشار بر ایران به عنوان یک حکومت معترض در عرصه بینالمللی فراهم میکند. یکی از دلایل عمده این فشارها نه رسیدن به سلاح هستهای که به هراس غرب از دستیابی ایران به تکنولوژیهای نوین بازمیگردد، بنابراین ایران بر خلاف تمایل غرب به دنبال به نتیجه رساندن کاری است که طی چند سال گذشته در پیش گرفته است. به این ترتیب، احتمالاً میتوان گفت که کم کردن از فشارهای بیدلیل و هزینه بر میتواند یکی از انتظارات ایران باشد. به این دلیل که ایران تنها کشوری نیست که نسبت به گفتمان حاکم بر نظام بینالملل اعتراض دارد اما بیش از همه هدف کشورهای غربی قرار میگیرد.
سیاست همه چیز در منطقه منهای ایران، ایجاد ساختی برای حفظ امنیت منطقهای بدون ایران، تحریک کشورهای مختلف منطقه برای تنش آفرینی با جمهوری اسلامی و. . . از جمله اقداماتی است که غرب همواره آن را در برنامه داشته است که البته برای حساس نکردن تهران و همچنین به منظور به نتیجه رساندن مذاکرات باید کمی در این زمینهها عقب نشینی کند. مسئله و سؤال دیگری که همواره برای ایران مطرح است این است که اگر غرب به این اندازه نسبت به گسترش سلاح هستهای به خصوص در خاورمیانه حساس است، چرا به فعالیتهای تسلیحاتی اسرائیل نظری نمیاندازد که امنیت منطقه را تهدید میکند، اینها انتظارات حداقلی از غرب برای به نتیجه رسیدن مذاکرات است.
انتظارات غرب از ایران
اما غرب از ایران چه میخواهد؟ آنها همواره میگویند ایران باید «ثابت کند» که به دنبال سلاح هستهای نیست و این کار را باید در عمل انجام دهد، بنابراین غربیها خود را آماده میکنند تا چند مسئله را در بغداد و احتمالاً دورهای بعدی مذاکرات مطرح کنند. کاهش سطح غنیسازی از ۲۰ درصد به ۵/۳ درصد، توقف و تعلیق غنیسازی (دستکم به طور موقت)، انتقال اورانیوم غنیشده در بیرون از مرزهای ایران، بستن برخی از تأسیسات اتمی همچون فردو، باز کردن درهای مراکز هستهای مورد نظرشان بدون محدودیت
و. . . از جمله انتظارات غرب در ادامه مذاکرات است، اما آنگونه که در رسانههای غربی منتشر شده و بیش از همه در مطبوعات اسرائیل انعکاس یافته، کشورهای ۱+۵ در مذاکرات بغداد، بیش از همه اینها روی غنیسازی دست خواهند گذاشت که از تعلیق کامل تا کاستن حق غنیسازی ایران به ۵/۳ درصد متغیر است. همانگونه که پیداست میزان، سطح و گستردگی انتظارات غرب به اندازهای است که نمیتوان با یک دور نشست به نتیجه ملموسی رساند. از این رو انتظار میرود که دورهای بعدی مذاکرات تابستان را نیز فرا بگیرد. این مسئلهای است که الیوت آبرامز، کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانهای شورای روابط خارجی امریکا و مشاور رئیسجمهور پیشین امریکا نیز به آن اشاره داشته است. این به شرطی است که توافقاتی در سوم خرداد به دست بیاید و انتظارات غرب برای جمهوری اسلامی ایران قابلیت اجرا داشته باشد. این در حالی است که این دست از انتظارات غرب میتواند دور بعدی مذاکرات را به چالش بکشاند، بنابراین باید منتظر بود و در نظر داشت که منظور کلینتون از سیاست اقدام در برابر اقدام و جزئیات طرح روسی گام به گام چیست و چه مسیری را برای ادامه مذاکرات باز خواهد کرد؟
بیاعتمادی؛ سم مذاکرات
اگر چه اعتمادسازی میتواند مهمترین مسیر برای رسیدن به نتیجه و پیش بردن بازی با حاصل جمع مثبت باشد اما شواهدی که طی این چند روز خود را نمایان کرده نشان میدهد در این زمینه از سوی غرب گامهای مؤثری برداشته نمیشود. جمهوری اسلامی طی چند روزی که از مذاکرات گذشته، بحث لغو تحریمها را مطرح کرده است اما همزمان وزیر امور خارجه امریکا و رئیس اتحادیه اروپا آن را رد کردهاند، حتی هری رید، رهبر اکثریت سنا تأکید کرده که سنا باید برای تصویب تحریمهای شدیدتر علیه ایران خود را آماده کند. اگر چه مراکز رسانهای و غیررسمی همچون روزنامه وال استریت ژورنال از کاهش تحریمها سخن به میان آوردهاند اما تأکید رسمی مقامات غربی برای ادامه و حتی افزایش تحریمها پلهای اعتماد را خراب خواهد کرد. آنها به این دلیل بر تحریمها پافشاری میکنند که باور دارند تحریمها و فشارهای چند ماه گذشته بر ایران باعث شده تا تهران پای میز مذاکره آمده و برای ادامه مذاکرات رأی مثبت دهد، بنابراین آثار شدید تحریمها به آغاز دوباره مذاکرات کمک کرده است. ری تکیه به عنوان ایران شناس و متخصص شورای روابط خارجی امریکا در مصاحبه اخیر خود گفته است که دو عامل سبب شده که ایران با انعطاف بیشتری وارد مذاکرات شود. ابتدا تحریمها و تأثیر آنها و دوم تهدیدهای اسرائیل برای حمله.
ری تکیه حتی به مسائل داخلی ایران نیز پرداخته است. در هر صورت غربیها بسیار علاقه دارند که در مذاکرات هستهای دیپلماسی عمومی را فراموش نکنند، بنابراین همواره در حال پاس دادن این مسئله هستند که اگر مذاکرات به نتیجه برسد، شرایط اقتصادی با تغییرات ملموسی مواجه خواهد شد. این در حالی است که نتیجه دادن مذاکرات بیش از آنکه شرایط اقتصادی داخل ایران را تغییر دهد، به کمک بحران اقتصادی نظام سرمایه داری خواهد آمد، بنابراین غرب بیش از ایران باید نگران گامهای مثبت و به نتیجه رساندن مذاکرات باشد، به این دلیل که پس از مذاکرات هستهای قیمت نفت کاهش پیدا کرده و برای اقتصاد کشورهای سرمایهداری یک شیر اطمینان باز کرده است.
همزبانی اسرائیل و اعراب محافظهکار
در کنار این مسائل نباید بازیهای ظاهری و لفظی اسرائیل به عنوان بازیگر بیرون از میدان را از یاد برد. نمیتوان به راحتی گفتههای ریتکیه که معتقد است تهدیدات ضد ایرانی تل آویو در مذاکرات اخیر تأثیر داشته را به باور تبدیل کرد، به این دلیل که این تهدیدات همواره وجود داشتهاند و جمهوری اسلامی ایران نیز همیشه برای ایجاد بازدارندگی در مقابل آنها برنامه داشته و حتی در سالهای پیشین از طریق حزب الله لبنان و حماس فلسطین بسیاری از باورهای غربی و معادلات منطقهای را در خصوص تهدیدات اسرائیل تغییر داده است. ایهود باراک که پس از مذاکرات روز جمعه تأکید کرده بود اسرائیل به امریکا قولی نداده که با شروع مذاکرات به ایران حمله نخواهد کرد، قرار است روز پنج شنبه با لئون پانتا، وزیر دفاع امریکا در واشنگتن دیدار کند تا بگوید چقدر حرفش جدی است، بنابراین نباید تل آویو را به شوخی گرفت. در این میان تحولات منطقه خاورمیانه و مواضع اعراب محافظه کار را نیز باید زیر ذرهبین برد. بیشک این دست از کشورهای منطقه همگام و همنفس با اسرائیل از به نتیجه رسیدن مذاکرات هستهای بین ایران و ۱+۵ راضی نیستند، بنابراین میتوان انتظار داشت که این کشورها در روزهای منتهی به سوم خرداد تنشهای منطقهای با هدف تحت تأثیر قرار دادن ایران را در برنامه داشته باشند.