تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۲۴۱۰۱۸
نقاط قوت و ضعف مجلس هشتم، هیئت رئیسه آن و لزوم همگرایی اصولگرایان مجلس نهم در گفت‌وگوی «جوان» با اسماعیل کوثری
محمد اسماعیلی اشاره: سردار اسماعیل کوثری متولد سال ۱۳۳۴ است و از جمله نمایندگان شاخصی به حساب می‌آید که در بسیاری از لیست‌های اصولگرایان از جمله لیست جبهه متحد و جبهه پایداری حضور دارد. وی دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد مدیریت امور دفاعی و دانشجوی دکترای علوم دفاعی و امنیت ملی است. کوثری در سوابق کاری خود مسئولیت‌هایی چون فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله در طول دفاع مقدس، استاد دانشگاه امام صادق در امور دفاعی، جانشین فرمانده قرارگاه ثارالله تهران، جانشین سپاه یکم قرارگاه ثارالله و فرمانده بسیج استان تهران و مسئول عملیات سپاه تهران را برعهده داشته است. کوثری از جمله شخصیت‌هایی است که برای ورود به مجلس نهم از حوزه انتخابیه تهران شانس بالایی دارد.

* در دور اول انتخابات مجلس نهم شاهد بودیم که حدود ۷۰ درصد از کل مجلس هشتم دستخوش تغییر شد، به نظر شما چرا شاکله مجلس به این میزان دچار دگرگونی شد؟
** این تغییر را باید بر اساس آنچه در ادوار گذشته اتفاق افتاده است مقایسه کنیم، به عبارت دیگر ما باید انتخابات سال‌های گذشته مجلس را مورد بررسی قرار دهیم. با بررسی اجمالی تمام ادوار گذشته می‌بینیم تغییرات بیش از ۷۰ درصد همیشه در انتخابات اتفاق افتاده است و این مسئله، موضوعی عادی است. علت آن هم این است که حزب و گروه با ثباتی در جامعه نداریم که بتواند جوابگوی خواسته‌های مردم باشد، یعنی دقیقاً احزاب و گروه‌ها به گونه‌ای نیستند و نمی‌توانند عمل کنند که نیازهای حکومت اسلامی و ملت را پاسخ دهند.
در کشورهای دیگر به گونه‌ای است که حزب هم منافع نظام و حکومت موجود را در نظر می‌گیرد و هم منافع و خواسته‌های حزب متبوع خود را. در کشور ما هم باید به همین شکل باشد که هم ارزش‌ها و آرمان‌های جامعه و نظام را حفظ کند و مورد توجه ویژه قرار بدهد و هم منافع حزب و جریان خود را. ما در این عرصه ضعف‌ها و البته تجربه کمی هم داریم و بهترین مورد در طول سی‌و چند سال عمر انقلاب، حزب جمهوری اسلامی بود که در دهه ۶۰ فعالیت می‌کرد. ما چون حزب و سازمان و تشکیلات منسجم و به هم پیوسته نداریم در طول انتخابات، مجلس ما دچار تغییرات اساسی و بنیادین می‌شود. در هشت دوره قبلی هم ما به همین صورت بوده‌ایم و مجلس نهم هم از این امر مستثنی نیست.
* رأی نیاوردن برخی از چهره‌های مطرح که خود را منسوب به تشکلی با سابقه می‌دانند را می‌توان به این دلیل دانست که مردم به محافظه‌کاران اقبال نشان نداده و به جای آنها جوانتر‌های انقلابی را انتخاب کردند؟
** بله، دقیقاً همین طور است. مردم در طول سال‌های گذشته بارها نشان داده‌اند که از ایده و طرح نو حمایت می‌کنند و کسانی را که منافع خود و گروهشان را بر منافع جامعه ترجیح می‌دهند به حاشیه می‌برند.
* احساس می‌شود جریان اصولگرایی از این به بعد در یک قالب قابل تعریف نیست و باید انتظار این را داشت که برای همیشه به دو یا چند دسته مجزا تقسیم شود؟
** اصولگرایی چون توسط شخص مقام معظم رهبری در اوایل سال ۸۶ و در جمع کارگزاران نظام حضور داشتند نامگذاری شد و چندین بند برای آن تعریف کردند، لذا از آنجا این موضوع، ارزشی چند برابر گرفت. باید بگویم هر چند شاخصه‌ها و مؤلفه‌های اصولگرایی را از قرآن کریم، روایات ائمه اطهار (ع) و بیانات حضرت امام (ره) گرفته‌ایم اما آنچنان عمر طولانی ندارد. به عبارت دیگر تبیین این اصطلاح و جریان پیرو آن به سال ۸۶ و بعد از آن بر می‌گردد. اما گذشته از این بحث، موضوع اساسی در این بخش این است که ما می‌بینیم چقدر افراد و منسوبین به این جریان به مؤلفه‌های گفتمان اصولگرایی عمل کرده و آن را در گفتار و عمل خود نشان می‌دهند.
ما باید ببینیم عدالت محوری، استکبار ستیزی، رسیدگی به طبقه مستضعف، برخورد با ظلم و فساد و ارتقای سطح معیشت مردم تا چه حد با عمل مسئولان سازگار است و آنها چقدر نسبت به این موضوعات اساسی دغدغه دارند. مسئولان از جمله وزرا و به صورت جمعی که مجلس می‌شود باید مؤلفه‌‌های اساسی اصولگرایی را مورد توجه قرار دهند و این عمل به وظایف، باعث می‌شود که مردم دوباره به سمت ما روی بیاورند و باز هم به جریان سیال اصولگرایی اعتماد و اطمینان کنند.
مردم ما از منطق، هوشیاری و بصیرت بالایی برخوردار هستند و به صورت دقیق و منصفانه رصد می‌کنند که کدام شخص، گروه یا جریانی به آنها خدمت می‌کنند و کدام به آنها و مطالباتشان پشت پا می‌زنند. پس اصولگرایان از نظر مبنایی با هم مشکلی ندارند و تمام شاخصه‌ها و اصول، مشترک و حائز اهمیت است اما در برخی از مصادیق روزانه مشکلات و اختلافاتی پیش می‌آید که البته آن را هم می‌شود رفع کرد.
* برخی‌ها معتقدند جریان راست سنتی به آرامی به حاشیه می‌رود و به جای آنها مردم به جوانان انقلابی، اقبال نشان داده‌اند، دلیل این رویگردانی را باید در نوع عملکرد این جریان دید یا عوامل دیگری را می‌توان دخیل کرد؟
** به عقیده بنده صرفنظر از واژه‌هایی نظیر راست سنتی و غیره باید به عملکرد و میزان موفقیت و پایبندی افراد و جریانات نسبت به شعارها توجه کرد. هر جامعه و ملتی به انسان‌های پرشور، انقلابی و صالح و پرتوان و کوشا اقبال نشان می‌دهند و به سمت این نوع افراد کشش دارند اما به هر حال باید بیشتر توجه به موفقیت افراد و جریان متبوعشان در عرصه عمل داشت و با این ملاک می‌توان افراد و دسته‌ها را مورد قضاوت دقیق و آگاهانه قرار داد. البته باید این را هم گفت که هر جناح و گروهی با مردم صادقانه برخورد کند و همه رفتار و اهداف خود را با جامعه در میان بگذارد، مردم هم به آن اقبال نشان می‌دهند و از این رویکرد استقبال می‌کنند.
* استقبال جامعه به جبهه پایداری را در دور اول انتخابات مجلس شورای اسلامی چطور می‌بینید، با توجه به اینکه این جبهه عمری چند ماهه دارد؟
** به عقیده بنده استقبال از نامزدهای این جبهه قابل توجه بود و نشان داد که این گروه در میان جامعه محبوبیت خاصی دارد. یکی از ویژگی‌هایی که باعث شد این جبهه در انتخابات دور اول مورد توجه مردم قرار گیرد آن بود که حرکت این افراد حرکت نویی بود و نامی که برای این جبهه انتخاب کردند نام قابل دفاع و مناسب و خوبی بود. البته عملکرد خوب و قابل قبول افراد منسوب به این جریان را هم نمی‌توان نادیده گرفت و همین باعث شد تا مردم به این افراد و جبهه اعتماد کنند.
* تشکیل جبهه پایداری دستاوردهایی را هم به همراه داشته است؟
** بله، پایداری روی اصول و مبانی همیشه دستاوردهای مثبتی به همراه دارد. یکی از دستاوردهای این جبهه در مدت کوتاه این بود که جبهه متحد اصولگرایی ملزم شد برخی از مردود شدگان و ساکتین فتنه ۸۸ را از لیست اصولگرایی طرد کند. حساسیت ایجاد کردن جبهه پایداری باعث شد افرادی که عملکرد مناسب و تأسف‌باری در سال ۸۸ داشتند را از لیست اصولگرایی بیرون بگذارند.
البته ما باید به این سمت برویم که مجلس اصولگرای نابی تشکیل دهیم که سالم، قوی و پویا باشد و حرکت رو به رشد نظام را شتاب بیشتری ببخشد. باید عرض کنم بیش از ۲۰ نفر از نمایندگان فعلی مجلس رد صلاحیت شده‌اند که خودش نشان می‌دهد برخی‌ها شایستگی حضور در جمع نمایندگان ملت را ندارند و در مدتی که به عنوان وکیل مردم فعالیت کرده‌اند نتوانسته‌اند مطلوب و ارزنده در جهت خدمت به خلق قدم بردارند. وضع حال و گذشته افراد باید مورد بررسی قرار گیرد چون آینده هیچ کسی معلوم نیست و احتمال دارد هر کس در آینده به انحراف یا انحطاط کشیده شود. همه باید از خداوند بخواهیم وضع آینده‌مان هم به مانند فعل‌مان باشد و طوری عمل کنیم که مورد قبول خداوند باشد.
* برخی از رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی سعی می‌کنند این جبهه را شامل افرادی تندرو معرفی کنند که در آینده برای نظام و جامعه خطراتی را به وجود می‌آورد؟
** نه، بنده به هیچ عنوان اینگونه تعابیر را قبول ندارم. من قبول ندارم برخی‌ها واژه تندرو و امثال این را برای جبهه پایداری به کار ببرند. اگر افرادی آگاهانه و براساس وظیفه در مسیر دستاوردهای انقلاب و دفاع از رهبر معظم انقلاب قدم بردارند نباید به آنها انگ تندرو را زد. محکم بودن بر موازین و ارزش‌ها و اصول دینی و دفاع از آنها تفسیر به افراطی‌گری و امثال این نباید شود. کسانی که اینگونه عبارات را به کار می‌برند اشتباه می‌کنند و بهتر است در راه و نگاه خود تجدیدنظر کنند.
البته شاید بعضی اوقات لازم باشد که ما در روش و راه خود تغییرات خاصی به وجود بیاوریم و این مشکلی ندارد اما محکم بودن، مقید بودن و سفت بودن در مسیر انقلاب و دستاوردهای انقلاب و پافشاری کردن منطقی بر آن اتفاقاً قابل قبول است و لایق ستایش و تحسین است. اگر تندروی کردن این است که ما بر اصول و ارزش‌های اسلامی و انقلابی پافشاری منطقی و عقلانی داشته باشیم پس حضرت امام (ره) و حتی مقام معظم رهبری هم تندرو بوده‌اند، که قطعاً این گزاره به هیچ عنوان صحیح نیست. پس شاید برخی جاها لازم باشد ما در روش یا بیان خود تجدید نظر کنیم نه در راه، اعتقاد یا اصولمان.
برخی‌ها تصورشان این است که اگر کسی بر سر اصول معامله کرد و به راحتی ارزش‌ها و اندیشه‌های برگرفته از روح انقلاب را زیر پا گذاشت آن آدم خوبی است، خیر. کسی که روی اصول و اعتقادات معامله می‌کند انسان دو پهلویی است که به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست.
* دو لیست شدن اصولگراها به نفع این جریان شد یا به ضررشان تمام شد؟
** از یک طرف که نگاه می‌کنیم این به نفع جریان اصولگرایی و حتی نظام است و از طرف دیگر برخی جاها هم می‌تواند به ضرر این جریان باشد. از نگاه اول چون اصلاح‌طلبان در انتخابات شرکت نکرده‌بودند و فضای مرسوم ادوار گذشته نبود ما توانستیم با حفظ شرایط و اصول، رقابتی را در جریان اصولگرایی به وجود بیاوریم.
این تاکتیک توانست باعث گرم شدن تنور انتخابات ‌شود و حضور پرشورتری را در انتخابات شاهد بودیم. هر چند باید عرض کنم بسیاری از کاندیداهای‌ اصلاح‌طلبان شرکت کرده‌ و تأیید صلاحیت هم شدند. آنها به صورت ظاهری در انتخابات شرکت نکرده‌ بودند چراکه در جامعه پایگاهی نداشتند و تصمیم داشتند مشارکت مردمی را به حداقل ممکن برسانند.
از طرف دیگر جریان انحراف و فتنه در کمین نشسته‌ بودند تا مجلس نهم را از دست اصولگرایان بیرون بیاورند و به شکلی عمل کنند که اصولگرایان سرشان به خودشان گرم شود تا آنها بتوانند با فراغ بال بیشتری عمل کنند و به اهداف خود برسند.
اصولگرایان هم با توجه به ترفندهای دو جریان فتنه و انحراف طوری عمل کردند که ضمن مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، مجلس اصولگرای دیگری شکل گرفت که در آن گزینه‌های غیراصولگرایی در حداقل ممکن است. این تفکر اصولگرایی است که می‌تواند گفتمان امام و رهبری را که همان گفتمان اصیل انقلاب است به جلو پیش برد.
گفتمان جریان اصلاحات و انحرافی اگر بر جامعه حاکم شود برای نظام و جامعه بسیار خطرناک است. عملکرد این دو جریان نشان داده است که به محض ورود به جایگاه‌ ویژه‌ای مثل مجلس از هیچ کوششی علیه آرمان‌‌های حضرت امام و نظام اسلامی دریغ نمی‌کنند. تمام جریان اصولگرایی باید با حفظ اصول و مبانی در جهت تثبیت گفتمان اصولگرایی و حفظ مجلس اصولگرا قدم بردارند. این جز با تفکر، هوشمندی و همدلی حاصل نمی‌شود.
* شاید هنوز برای برخی‌ها مشخص نشده باشد که تفاوت و تمایز دو جبهه متحد و جبهه پایداری درکجاست به نظر شما وجه تمایز آنها در چیست؟
** بنده تفاوتی بین جبهه پایداری و جبهه متحد نمی‌بینم تنها در برخی از روش‌ها در حوزه اجرایی تفاوت سلیقه وجود دارد. فرقی بین این دو جبهه در اصول و مبانی نمی‌بینم اما مثلاً جبهه پایداری اظهار می‌کند کسانی که در فتنه ۸۸ سکوت کرده‌اند نباید در فرآیند ۸+۷ قرار می‌گرفتند.
اصل حرف درست است و به درستی نباید افراد و چهره‌های مطرحی در نظام سکوت می‌کردند، موضع دو پهلو می‌گرفتند اما این جزء اصول به حساب نمی‌آید و می‌شود اینگونه مسائل را در مسائل اساسی و راهبردی اصولگرایی نادیده گرفت. مسئله‌ای که حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در هر برهه‌ای بر آن پافشاری دارند، بحث وحدت و همگرایی است. این باید مورد توجه تمام دلسوزان و معتقدان به نظام ولایی قرار گیرد.
*  بسیاری از تغییر ریاست در مجلس نهم حرف به میان می‌آورند و لزوم تغییر در این سطح را ضروری می‌دانند.
** این بستگی به نظر نمایندگان دارد. البته هر کدام از نمایندگان مجلس به عنوان نمایندگان مردم اشکالات و محاسنی دارند اما یکسری از اشکالات ممکن است نتیجه ناگوار و نامیمونی روی جامعه و حتی نظام داشته باشد، لذا باید کسی را برگزید که حداقل اشکالات را مرتکب شود.
نمایندگان باید زمانی که می‌خواهند ریاست مجلس را انتخاب کنند خدا را در نظر بگیرند و این یک موضوع طبیعی است که حضور مردم در دور دوم انتخابات کمتر باشد به خاطر اینکه در دور اول همه کشور در عرصه انتخابات حضور فعال دارند اما در دور دوم تنها تعداد محدودی از شهرستان‌ها را شامل می‌شود. در دور اول سطح تبلیغات رسانه‌های غربی و تکاپوی مسئولان و مردم قابل مقایسه با دور دوم نیست و در طول هشت دوره گذشته هم همین موضوع بوده است.
اینکه کدام یک از دو لیست جبهه متحد و جبهه پایداری موفق به کسب آرای بیشتری می‌شوند به نظر مردم بستگی دارد و بدون تردید باز شاهد خواهیم بود که مردم به لیستی مستقل رأی نخواهند داد و به اصطلاح به صورت گزینشی عمل خواهند کرد و اصلح‌ترین و لایق‌ترین فرد را انتخاب کنند و در درجه دوم تابع جو و فضای مجلس رأی نداده و به خاطر فلان گروه یا دسته به شخص خاصی رأی ندهند و با شناخت و آگاهی رأی خود را بدهند تا بر این اساس اصل شایسته سالاری رعایت و لایق‌ترین و شایسته‌ترین فرد انتخاب شود.
* نظر شخصی شما در رابطه با تغییر ریاست مجلس چیست؟
** بنده هم تا حد زیادی بر این عقیده هستم. من در مجلس هشتم بر یک مسئله تأکید زیادی داشتم و الان هم بر همان پافشاری دارم و آن این است که به هیچ وجه ریاست مجلس نباید همزمان رئیس فراکسیون اصولگرایان هم باشد. این به مجلس به صورت کلی و اصولگرایان به صورت اخص ضربه می‌زند، همانطور که در مجلس هشتم اتفاق افتاد. اگر آقای لاریجانی این کار را نمی‌کرد و اصولگرایان همگی زیر یک چتر قرار می‌گرفتند و از این پراکندگی و چند دستگی دور می‌شدند قطعاً ما ظهور و بروز بهتری را از اصولگرایان می‌دیدیم.
البته ما نباید کار کرد خوب مجلس را هم در بسیاری اوقات نادیده بگیریم. مثلاً طرح تقلیل سطح روابط با انگلیس، تصویب طرح هدفمندسازی‌ یارانه‌‌ها و بسیاری از قوانین که در دستور کار قرار گرفت و تصویب شد. البته در برخی از طرح‌ها هم نظیر طرح وقف دانشگاه آزاد و حقوق مادام‌العمر هم عملکرد مناسبی را از مجلس شاهد نبودیم.
* چرا باید به ریاست آقای دکتر حداد در مجلس نهم فکر کرد؟
** خب آقای حداد یک دوره ریاست مجلس را بر عهده داشتند و در طول دوره هشتم مجلس تنها کاندیدا در کنار آقای لاریجانی، ایشان بودند. ایشان توان، شایستگی و تجربه مدیریت مجلس را دارند و به اصطلاح در قد و قواره ریاست مجلس هستند. البته ویژگی دیگری را هم باید در این مورد لحاظ کرد و آن اینکه دکتر حداد عادل بیشترین رأی را در دور اول انتخابات در تهران و حتی می‌شود گفت در کل کشور آورده و این یک امتیاز مهم است. بسیاری از دوستان در پی این هستند که ایشان را به عنوان ریاست مجلس نهم معرفی و مطرح کنند که باید منتظر بود و دید نمایندگان مجلس نهم به کدام‌یک از کاندیدا رأی خواهند داد.
* با توجه به اینکه مجلس هشتم روزهای پایانی عمر خود را سپری می‌کند، ‌عملکرد این مجلس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** بنده نمره ۱۵ یا ۱۶ را به مجلس هشتم می‌دهم. مجلس هشتم می‌توانست بهتر از آنچه بود عمل کند اما به هر ترتیب مجلس خوب عمل کرد و نمره مناسبی باید به آن داد.
* انتقادات بسیاری در همین روزهای اخیر به مجلس وارد است و آن اینکه چند هفته از نامگذاری امسال به نام «سال تولید ملی،‌حمایت از کار و سرمایه اجتماعی» می‌گذرد ولی مجلس درگیر مسائل فرعی و حاشیه‌ای نظیر استیضاح وزیر کار یا اصلاح طرح سؤال از رئیس‌جمهور است، نگاه شما به فعالیت‌های اخیر مجلس چیست؟
** همینطور است. همانطور که رهبر معظم انقلاب بارها اشاره فرموده‌اند ما باید در هر زمان و بستری به مسائل اصلی کشور بپردازیم و از افتادن در دام مسائل فرعی بپرهیزیم. بنده چون موضوع را از داخل مجلس رصد کردم به این موضوع اعتقاد دارم. من معتقدم مطرح کردن سؤال از رئیس‌جمهور و پس از آن پیگیری این موضوع که طرح سؤال از رئیس دولت را اصلاح کنیم،‌یک ضربه به مجلس است چرا که نمایندگان باید به فکر بستن بودجه امسال باشند. از طرف دیگر چون کشور درگیر مرحله دوم انتخابات است ما باید به دنبال آرام کردن فضای جامعه باشیم و از التهاب بپرهیزیم.
اما خب برخی از نماینده‌ها روی موضوعات اینچنینی پافشاری و لجاجت می‌کنند که این جز ضربه به مجلس و نظام چیزی در پی ندارد. مثلاً لجاجت می‌کنند که هر طور شده باید فلان موضوع دردستور کار مجلس قرار گیرد یا فلان موضوع باید از دستور کار خارج شود. ما می‌بینیم با این فشارهایی که تعدادی از نمایندگان می‌آورند و ناپخته عمل می‌کنند در آینده شاهد خواهیم بود که از مسائل مهم دیگری در مجلس هشتم باز بمانیم. اینگونه فعالیت‌ها برای مردم هم قابل قبول نیست.
* دور دوم انتخابات مجلس را چطور ارزیابی می‌کنید با توجه به اینکه تعداد کاندیدای بیشتری از لیست جبهه پایداری در آن حضور دارند؟
** این یک موضوع طبیعی است که حضور مردم در دور دوم انتخابات کمتر باشد به خاطر اینکه در دور اول همه کشور در عرصه انتخابات حضور فعال دارند اما در دور دوم تنها تعداد محدودی از شهرستان‌ها را شامل می‌شود.
در دور اول سطح تبلیغات رسانه‌های غربی و تکاپوی مسئولان و مردم قابل مقایسه با دور دوم نیست و در طول هشت دوره گذشته هم همین موضوع بوده است. اینکه کدام یک از دو لیست جبهه متحد و جبهه پایداری موفق به کسب آرای بیشتری می‌شوند به نظر مردم بستگی دارد و بدون تردید باز شاهد خواهیم بود که مردم به لیستی مستقل رأی نخواهند داد و به اصطلاح به صورت گزینشی عمل خواهند کرد. البته ما از اول هم تأکید روی این موضوع داشتیم که این دو لیست باید به صورت یک لیست واحد در بیاید تا بسیاری از حواشی و مسائل پیش نیاید. اگر این طور می‌شد قطعاً ما عین دوره قبل شاهد بودیم که حدود ۲۰ نفر از تهران در دور اول انتخاب می‌شدند و دیگر دور دومی در کار نبود.
* پیش‌بینی شما از نتایج دور دوم انتخابات در شهر تهران چیست؟
** همانطور که عرض کردم عموماً مشارکت مردم در مرحله دوم انتخابات نسبت به دور اول کاهش دارد اما پیش‌بینی می‌شود در این مرحله از انتخابات نسبت به دوره‌های مشابه گذشته مشارکت مردم افزایش چشمگیری داشته باشد. احساس بنده این است که در مرحله دوم انتخابات در تهران، نمایندگان راه یافته به مجلس نیمی از جبهه متحد و نیمی دیگر از جبهه پایداری خواهند بود.
* به عنوان نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه تحرکات اخیر کشور ترکیه که تاقبل از این مواضع همسویی را با مواضع جمهوری اسلامی داشت چگونه تحلیل می‌کنید؟
** متأسفانه در بسیاری از موارد، تصمیم‌ها و نظراتی از سوی سران آنکارا اعلام و اعمال می‌شود که با منافع جهان اسلام منافات داشته و بیشتر به سود استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی است.
با توجه به شناختی که از مردم مسلمان ترکیه داریم، به طور قطع این تصمیم‌ها مورد تأیید مردم ترکیه نیست و بهتر است سران ارشد این کشور در رفتار خود تجدید نظر کنند. برخی مواضع ترکیه در قبال کشورهای اسلامی به ویژه سوریه و جمهوری اسلامی ایران مورد انتقاد است و به طور قطع این مواضع از سوی غربی‌ها به آنکارا دیکته شده است.
ادامه این رفتار به سود حاکمیت ترکیه نیست و بهتر است آنها در تصمیم‌گیری‌های خود مستقل عمل کرده و بدانند که افکار عمومی این کشور و امت اسلامی از مسائل پشت پرده و علت تصمیم‌های آنها آگاه هستند.
مجلس هشتم همواره در حوزه سیاست خارجی حضوری مؤثر و تاثیرگذار داشته است. به عنوان نمونه در بحث انرژی هسته‌ای، اکثریت مطلق نمایندگان حامی حقوق مردم بوده و در حوزه دفاع از جهان اسلام نیز همین نقش را ایفا کرده‌اند.
باید عرض کنم مواضع مجلس شورای اسلامی در این مورد خاص نیز از موضع عزت و مثبت بود. در مصاحبه‌های قبلی خود هم اشاره کرده بودم که آقای اردوغان با موضع‌گیری‌های اخیر خود جایگاه سیاسی‌اش را از دست داده است. وی خیال می‌کند ایران باید تابع آنها باشد در صورتی که اگر اردوغان و تصمیم‌گیرندگان سیاسی ترکیه خودشان نمی‌توانند تصمیمی بگیرند و باید به آنها دیکته شود تا مطلبی را بگویند مسئولان سیاسی ایران خودشان به صورت مستقل تصمیم‌گیری می‌کنند.