پیوستن ترکیه به سپر موشکی ناتو، نگرانیهایی را پدیده آورده و پیامدهای این مسأله بر آیندهی منطقه و خاورمیانه از جمله پرسشهایی است که این مقاله در صدد پاسخ به آن است.
هم زمان با انتشار خبرهایی مبنی بر پیوستن کشورهای دیگری غیر از ترکیه به سپر موشکی ناتو، نگرانیها دربارهی ماهیت و اهداف این طرح بیش از پیش مطرح میشود. علت انتخاب ترکیه و پیامدهای این مسأله بر آیندهی منطقه و خاورمیانه از دیگر پرسشهایی است که مطرح میگردد. این جستار در صدد است به این پرسشها پاسخ دهد.
سپر موشکی چیست؟
سپر موشکی ناتو در ترکیه در حقیقت بخشی از پروژهی سپر موشکی آمریکا است که با هدف مقابله با موشکهای بالستیک (قاره پیما) و تسلط نظامی امنیتی بر جهان طراحی و اجرا میشود. این طرح که بخشی از استراتژی پیش دستانهی ضربهی اول تلقی میشود و قرار است تا سال 2020م. اجرایی شود، به آمریکا امکان میدهد طی 60 دقیقه و بدون نیاز به جا به جایی عظیم نیروی انسانی و تجهیزات فوق العادهی نظامی، اهداف خود در سراسر جهان را هدف قرار دهد. این طرح چهار مرحله دارد که قرار است تا پایان سال جاری، ناو موشک انداز «مونتری» به سواحل اروپایی اعزام شود.
در سال جاری همچنین ایستگاه راداری زمینی متحرکی در ترکیه مستقر خواهد شد. در مرحلهی دوم طرح، رادارهای مدرن و تکمیل شده و سامانههای موشکی در شرق اروپا (رومانی) مستقر میشود. در مرحلهی سوم پایگاههای سامانههای سپر موشکی در لهستان مستقر میشود و در مرحلهی نهایی که تا پایان سال 2020م. به طول میانجامد سامانههای ضدموشکی که قادر به رهگیری موشکها با برد متوسط و موشکهای بالستیک هستند در اروپا مستقر خواهند شد. بر اساس این طرح که به نوعی الگوی زمینی جنگ ستارگان تلقی میشود، رادارهای مستقر در مناطق مختلف، خطر شلیک موشکهای بالستیک را شناسایی و در ادامه به وسیلهی سامانهای هوشمند، موشکهای غیرهستهای برای نابودی و خنثی سازی این تهدیدها قبل از اصابت به هدف اقدام خواهند کرد.
این طرح از سه عنصر تشکیل شده است. یکی خود موشکهای رهگیر که قادراند موشکهای پرتاب شوندهی دشمن فرضی را نابود کنند و دیگری دو سامانهی رادار باند ایکس که اصطلاحاً امکان چرخش 360 درجهای دارند. در همین راستا بسیاری از موشکهای مستقر در عرشهی کشتیها و زیر دریاییها و موشکهای مستقر در خشکی، با کلاهکهای غیرهستهای برای این مأموریت آماده خواهند شد. در راستای تحقق این اهداف، پیش از این تجهیزات لازم در آلاسکا، کالیفرنیا، بریتانیا و گرینلند مستقر شده بود. در منطقهی اروپا نیز کشورهای چک و لهستان برای این منظور انتخاب شده بودند که البته پس از مخالفت شدید روسیه، آمریکاییها ترجیح دادند این موضوع را از راه ناتو دنبال نمایند. پیشنهاد روسها استقرار رادارها در منطقهی «آققلای» آذربایجان بود که البته به دلیل امکان دسترسی روسیه به اطلاعات آن، از سوی آمریکا رد شد. در ادامه یکی از رادارها در اسراییل مستقر شد و برای رادار دوم نیز ترکیه پیشنهاد شد که در نهایت با موافقت مسؤولان این کشور همراه بود. البته با توجه به مذاکرههای آمریکا و روسیه برای انتقال کل سپر موشکی، این شائبه مطرح شده است که هدف، استقرار کل سپر موشکی در ترکیه است و نه رادارها.
چرا ترکیه؟
ترکیه به عنوان یکی از اعضای ناتو، به عنوان دروازهی جنوبی اروپا به شمار میرود. این نکته بدین معنا است که سرباز ترکیه، سرباز ناتو نیز به شمار میرود و در صورت پیشنهاد ناتو مبنی بر استقرار سپر موشکی، ترکیه ناگزیر به پذیرش آن است. از این رو مقامهای آمریکایی با بهرهبرداری از موضوع، ترکیه را برای تکمیل پوشش سپر موشکی خود انتخاب و در ادامه با طرح موضوع از راه ناتو عملاً ترکیه را در موقعیت انجام شده قرار دادند. این در حالی است که در صورت طرح این پیشنهاد از سوی آمریکاییها و یا حتی سازمان ملل، ترکیه امکان بررسی و رد آن را داشت. از سوی دیگر انگیزههای بالای این کشور جهت عضویت در اتحادیهی اروپا و همچنین بازار بزرگ این کشورها، از جمله مواردی است که مانع مخالفت جدی ترکیه در راه استقرار این سامانههای ضد موشکی است.
مجاورت با ایران و سوریه به عنوان اصلیترین چالشهای رژیم صهیونیستی و غرب در منطقه از دیگر امتیازهایی بود که موجب انتخاب ترکیه برای استقرار این تجهیزات شد. از سوی دیگر با توجه به پیوندهای عمیق فرهنگی- اقتصادی این کشور با دو همسایهی شرقی و غربی خود، این موضوع با چالش کمتری از سوی ایران و سوریه مواجه میشود چرا که دو کشور مخالف تخریب روابط گسترده و حسن همجواری با همسایهی خود بودند. موقعیت ویژهی ترکیه در جهان اسلام به ویژه پس از چندین مرحله چالش با اسراییل و موضعگیری این کشور در قبال انقلابهای منطقه نیز مانع ایجاد مخالفت جدی کشورهای منطقه و اسلامی با این موضوع و اساساً باور تهدید بودن سپر موشکی میشود. از سوی دیگر با انتخاب ترکیه به نوعی نگرانیهای روسیه هم به عنوان اصلیترین مخالف سنتی غرب نیز مرتفع میگردد و با پیشنهاد امکان پیوستن و بهرهبرداری روسیه از این سامانه، قدرتمندترین مخالف غرب و حامی ایران نیز عملاً با طرح آمریکا همراه میگردد. بدین ترتیب در شرایطی که افکار عمومی منطقه به موضوع بیداری اسلامی و سقوط حکومتهای خودکامه معطوف بود، آمریکا و ناتو موفق شدند بدون مخالفت جدی طرح خود را عملیاتی نمایند.
سپر موشکی تهدیدی بر ضد منطقه
استقرار سامانهی موشکی ناتو، به طور قطع ثبات و موازنهی قدرت در خاورمیانه را بر هم زده و چالشی برای صلح منطقه به شمار میرود. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که منطقه، گذار تاریخی مهمی را پیش رو دارد و دومینوی سقوط حکومتهای وابسته به غرب میتواند افزون بر به خطر انداختن منافع حیاتی غرب در منطقه، موجب تقویت روح یکپارچی و انسجام ملتهای مسلمان منطقه شود. به همین دلیل طرح استقرار سپر موشکی ناتو در ترکیه و همزمان درخواست برخی کشورهای عربی مبنی بر حملهی ناتو به سوریه میتواند قابل تأمل باشد.
سپر موشکی ناتو همچنین به صورت ویژه بر موقعیت اسراییل به عنوان یک رژیم ناهمگون در منطقه تأثیرگذار خواهد بود. این رژیم که پس از سقوط پیاپی متحدان نزدیک خود، به شدت خود را در معرض تهدید میبیند، با استقرار این سامانهها در ترکیه امیدوار است بتواند بخش از تهدیدهای پیرامونی خود را خنثی کرده و خود را در موقعیت برتر نسبت به قدرتهای منطقه قرار دهد. این در حالی است که بر خلاف قدرتهای استکباری که قدرت را در برتری سخت افزاری جستوجو میکنند، مردم منطقه با تکیه بر قدرت ایمان و اراده، آزادی سرزمینهای خود از صهیونیستها را جستوجو مینمایند و توسعهی این گونه سامانهها نمیتواند خللی در ارادهی آنها داشته باشد.
افزون بر این استقرار، این سامانهی موشکی در ترکیه و اسراییل میتواند سرآغاز رقابتهای تسلیحاتی در منطقه و گسترش تنش و خشونت گردد.
در مورد ترکیه با توجه به تلاش دولت اسلامگرای این کشور برای تقویت جایگاه ترکیه در جهان اسلام، استقرار سامانهی موشکی میتواند موجب تنش دولت آنکارا با همسایگان و خدشهدار شدن وجههی این کشور در منطقه شود. موضوعی که در کوتاه مدت برای اقتصاد رو به رشد ترکیه به شدت مضر خواهد بود و به عنوان نخستین پیامد این سامانهها میتواند مورد توجه قرار گیرد. افزون بر این در صورت بروز هرگونه درگیری و تهدید احتمالی دیگر کشورها توسط این سامانهها، به طور قطع ترکیه به عنوان میزبان آنها نیز از واکنشهای این کشورها در امان نخواهد بود و به عنوان نخستین قربانی، ناخواسته خود را فدای اهداف قدرتهای استکباری میکند. همچنین به همان میزان که ترکیه و اسراییل در جهت تقویت روابط گام بر میدارند، به همان میزان دولت ترکیه جایگاه خود را در بین افکار عمومی داخلی و منطقه از دست خواهد داد و در آینده چالش عظیمی را پیش روی دولت ترکیه خواهد گذاشت. یک نمونه از این اقدامها تظاهرات مردم شهر «توکات» ترکیه است که استقرار سامانههای سپر موشکی را طرحی صهیونیستی برضد منافع مسلمانان دانستهاند و به دولت ترکیه هشدار دادهاند که نباید مجری طرحهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه باشد.
سپر موشکی و رویکرد ایران
به رغم ادعاهای مقامهای ترکیهای مبنی بر بی خطر بودن سپر موشکی ناتو برای ایران، اکثر کارشناسان بر این باورند که هدف اصلی از استقرار این سامانه در ترکیه، تضمین امنیت اسراییل و مقابله با ایران، سوریه و گروههای مقاومت است. این موضوع آشکارا بارها و بارها از سوی مقامهای آمریکایی و حتی اروپایی مورد تأیید قرار گرفته است که هدف از گسترش ناتو به شرق و طرح سپر موشکی مقابله با کشورهایی همچون ایران و کره شمالی است. حتی برخلاف ادعاهای ظاهری مقامهای ترکی، «اردوغان» نیز به تازگی به صورت ضمنی بر ضرورت مقابله با ایران تأکید داشت.
طرح این ادعاها در حالی است که ایران صرف نظر از تعهدهای اخلاقی و شرعی، به دلایل متعدد از جمله محدودیتهای فنی و لجستیکی قادر به تهدید اروپا نیست. بنابراین هر چند مقامهای غربی بر ماهیت تدافعی این طرح تأکید دارند، اجرای چنین پروژههایی صرفاً با هدف توجیه توسعه طلبی و زمینه چینی برای فشار بیشتر و باج خواهی از دیگر کشورها میتواند، صورت پذیرد. بر همین اساس با توجه به امکان جاسوسی گستردهای که این سامانه در اختیار کاربران آن قرار میدهد، این سؤال مطرح میشود که ایران چه رویکردی را باید در پیش بگیرد. بر اساس شواهد موجود، با توجه به روابط گستردهی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و از همه مهمتر شرایط خاص منطقه و جهان اسلام، ایران مایل نیست استقرار سپر موشکی ناتو موجب تخریب روابط با ترکیه شود. با این حال با توجه به اهمیت موضوع میتوان از راه اهرمهای اقتصادی و سیاسی تا حدود زیادی به مدیریت بحران کمک کرد.
ترکیه 90 درصد انرژی خود را از خارج وارد میکند که در این میان، کارت اصلی شریان انرژی ترکیه در دست ایران است و میتواند به عنوان پاشنهی آشیل این کشور به کار گرفته شود. از سوی دیگر بازار ایران نیز برای ترکیه حایز اهمیت است و میتواند برای فشار بر طرف ترک به منظور تعدیل سیاستهایش در قبال ایران مؤثر باشد. منافع دو کشور در خصوص عراق، و همچنین هم مرز بودن کردنشین این کشور با ایران، ترکیه و... از دیگر مسایلی است که میتوان برای چانه زنی با طرف ترک مورد بهرهبرداری قرار داد و به طور کلی از راه تقویت مناسبات باید هزینههای حضور ناتو و غرب در منطقه را افزایش داد.
استفاده از قدرت چانهزنی روسیه نیز از دیگر مواردی است که میتوان در این خصوص به کار گرفت. شکی نیست که هدف از گسترش ناتو به شرق در نهایت به ضرر روسیه تمام خواهد شد؛ چرا که برخلاف جنجال آفرینی طرفین غربی، ایران امکان ساخت و آزمایش موشکهای بالستیک را نداشته و با توجه به وسعت خاک خود و نیاز به حداقل 2400 کیلومتر فضا برای آزمایش این نوع موشکها، در آینده نیز این امکان را نخواهد داشت. بنابراین در یک دیدگاه واقع گرایانه، در نهایت روسیه نیز از استقرار این سپرموشکی متضرر خواهد شد. از این رو با متذکر شدن این نکته به مقامهای روسی و اشاره به روابط ویژهی دو کشور، میتوان امکانات و قدرت چانه زنی روسیه را نیز به خدمت گرفت.
استقرار سپر موشکی ناتو در ترکیه، بخشی از راهبرد بلند مدت آمریکا است که با هدف حفظ برتری استراتژیک نسبت به دیگر رقبا و مهار تهدیدهای احتمالی برضد این کشور تدوین و اجرا میشود. این پروژه اهداف متعددی را دنبال میکند که مهمترین آنها مقابله با قدرتهای نوظهور اسلامی منطقه و در رأس آنها جمهوری اسلامی ایران است. در همین راستا اتخاذ یک رویکرد منسجم و قاطع از سوی ایران برای مقابله با بحران امری بدیهی است. با این حال متأسفانه به دلایل مختلف تاکنون جمهوری اسلامی به طور رسمی به این موضوع واکنش مناسبی نشان نداده است. این در حالی است که حتی با فرض این که هدف از استقرار این سامانهها، صرفاً رادارهای شناسایی باشد و استقرار موشک در دستور کار مقامهای ترک نباشد، آسیبها و تهدیدهای جدی را پیش روی ایران و دیگر کشورهای منطقه قرار خواهد داد.
در حقیقت برخلاف ادعای مقامهای آمریکایی مبنی بر تدافعی بودن این سامانهها اظهار میدارند، باید به این نکته توجه داشت که به طور طبیعی دفاع و حمله به یکدیگر مرتبط هستند و همیشه این سپر است که شمشیر را پوشش میدهد. از این رو هر چند بر اساس راهبرد دفاعی کشور، جمهوری اسلامی قصد تجاوز به هیچ کشوری را نداشته و نخواهد داشت اما با توجه به ماهیت تهدیدهای پیش روی نظام، ضرورت تدوین یک رویکرد قاطع در مقابله با این اقدامهای تحریک آمیز به شدت احساس میشود. از سوی دیگر در اتخاذ رویکردها باید به این نکته توجه داشت که این موضوع موجب تخریب روابط و تنش میان کشورهای منطقه نشود، چرا که دقیقاً با استفاده از همین فرصتهاست که دشمن میتواند اهداف توسعه طلبانهی خود در منطقه را عملیاتی نماید.(*)