دکتر احمد سعید نوفل
نفوذ یهودیان در فرانسه در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری این کشور و به دنبال حمایت گسترده آنها از نیکولا سارکوزی نامزد جریان راست و محافظهکار که مشخص شد از یک مادر یهودی است و همسر وی نیز یهودی است، نمود بیشتری یافته است.
به همین خاطر ناظران پیشبینی کردند که به دنبال نقش احتمالی لابی یهودی در سیاست خارجی فرانسه تغییری در مواضع این کشور در قبال مسائل جهان عرب و در راس آنها قضیه فلسطین روی دهد. این در حالی است که جمعیت یهودیان ساکن فرانسه حدود 700 هزار نفر است و در مقایسه با جمعیت شش میلیونی عربها و مسلمانان ناچیز است، اما یهودیان در فرانسه شصت میلیونی نسبت به دیگر اقلیتها و پیروان مذاهب سازمانیافتهتر و نفوذ بیشتری دارند.
اگر بخواهیم سیر حضور یهودیان در فرانسه را بررسی کنیم، میبینیم که جمعیت آنها هنگام وقوع انقلاب فرانسه در سال 1789 میلادی تنها 40 هزار نفر از جمعیت 26 میلیونی این کشور را تشکیل میداد، در سال 1810 نیز یعنی بعد از انقلاب که از حقوقی برابر با بقیه فرانسویها برخوردار شدند، جمعیت آنها به 46583 نفر افزایش یافت.
بنا به آمار جامعه یهودیان ساکن فرانسه، 115 هزار یهودی طی سالهای 1880 تا 1939 به 115 هزار نفر (30 هزار نفر از سال 1881 تا 1914 و 85 هزار نفر دیگر طی دو جنگ جهانی به فرانسه رفتند) رسید و در مجموع در سال 1939، جمعیت یهودیان فرانسه 270 هزار نفر بود، اما این تعداد پس از جنگ جهانی دوم به 150 هزار نفر کاهش یافت و به دنبال آن طی سالهای 1954 تا 1961 پس از مهاجرت یکصد هزار یهودی مصری، تونسی و مراکشی جمعیت یهودیان فرانسه بار دیگر سیر صعودی به خود گرفت و افزایش یافت.
پس از امضای پیمان "ایویان" میان فرانسه و الجزایر در مارس 1962 میلادی 20 هزار یهودی الجزایری به فرانسه مهاجرت کردند و هماکنون نیز جمعیت یهودیان این کشور پس از آمریکا، "اسرائیل" و روسیه در رتبه چهارم قرار دارد و بالاترین درصد جمعیت یهودیان در اروپای غربی را تشکیل میدهد. به عبارتی دیگر، از جمعیت 15 میلیونی یهودیان در جهان، 700 هزار نفر آنها در فرانسه زندگی میکنند و نیمی از این تعداد در پاریس پایتخت این کشور به سر میبرند و تعداد آنها بیش از یهودیان ساکن قدس میباشد.
نفوذ یهودیان در فرانسه
آغاز نفوذ یهودیان در فرانسه به انقلاب بزرگ این کشور باز میگردد، انجمن ملی فرانسه در سال 1791 قانون اعطای آزادی و حقوق برابر با دیگر شهروندان به یهودیان را تصویب کرد و قوانین محدود کننده آزادی و فعالیت آنها را لغو کرد. ناپلئون اولین کسی بود که عملا در اندیشه تشکیل کشوری یهودی وابسته به امپراتوری فرانسه در فلسطین بود. وی با این کار میخواست حمایت یهودیان را در حملات خود به شرق جلب کند.
وی همچنین از یهودیان فرانسه خواست که اولین نشست حکما و سران خود را در "سان هدریان" برگزار کنند تا برای تشکیل کشور یهودی که وابسته به امپراتوری فرانسه باشد، تصمیم بگیرند. ناپلئون میخواست از این طریق بر راه استراتژیک تجاری شرق با غرب سلطه یابد و نفوذ بریتانیا را در شرق از بین ببرد. اما این اندیشه وی عملی نشد و ناپلئون در رسیدن به این خواستهاش ناکام ماند و علت آن هم شکست وی در حملاتش به سوریه و فلسطین بود.
بار دیگر نفوذ یهودیان در مسأله دریفوس افسر یهودی که به انتقال اسرار نظامی به سفارت فرانسه در پاریس متهم شد، بروز یافت. این افسر در 22 دسامبر سال 1894 از ارتش اخراج و به حبس ابد در زندان "شیطان" محکوم شد.
مسأله جاسوسی این افسر یهودی فرانسه، افکار عمومی مردم این کشور را که به دریفوس به دیده یک خائن وطنفروش مینگریستند، برانگیخت و به مسأله روز روزنامهها و مسئولان فرانسوی تبدیل شد و وزرای زیادی به این خاطر از کار برکنار شدند و تعدادی از مقامات فرانسه نیز خودکشی کردند. یهودیان نقش بزرگی در تشدید بحرانهای به وجود آمده پس از این ماجرا در حیات سیاسی فرانسه ایفا کردند. همچنین تئودور هرتزل رهبر جنبش صهیونیسم که در آن زمان مقیم پاریس بود، از این ماجرا بهرهبرداری کرده و از آن برای برانگیختن احساسات یهودیان فرانسه و اروپا سوءاستفاده کرد. وی با توصیف این اقدام فرانسه به عنوان یهودستیزی مقامات این کشور، بهرهبرداری زیادی کرد.
امیل زولا مورخ مشهور فرانسوی در تالیفات خود مسأله دریفوس را مطرح کرده و به شدت از مخالفان یهودیان در این کشور انتقاد میکند. به دنبال تبلیغات گسترده یهودیان و دیگر اقدامات آنها دولت فرانسه تسلیم هیاهوی تبلیغاتی یهودیان و همپیمانان آنها شده و این افسر را از تبعیدگاهش بازگردانده و مجددا او را محاکمه کرده و حکم تبرئه او از اتهامات انتسابی را صادر و نشان درجه یک افتخار به او داد و دوباره در ارتش به خدمت گرفته شد.
مسأله دریفوس نمونهای از نفوذ یهودیان در فرانسه است که گستردهتر شد و توانستند افسری متهم به خیانت و جاسوسی را از خیانت تبرئه و نشان افتخار به او بدهند. یهودیان تا سالها بعد از این ماجرا بهرهبرداری کردند تا این دولت فرانسه با طرح یهودیان برای تشکیل میهن ملی برای آنها در فلسطین موافقت کند و در نهایت هم توانستند دولت فرانسه را به صدور اعلامیه (وعده) "کامبو" قانع کنند. این اعلامیه مانند وعده بالفور است که در آن فرانسه رسما جنبش صهیونیسم را به رسمیت شناخت.
این اعلامیه پس از دیدارهای مکرر سوکولوف ـ از رهبران جنبش صهیونیسم و نماینده آن در پاریس ـ با ریبو نخستوزیر و جول کامبو مدیر کل وزارت امور خارجه فرانسه صادر شد. سوکولوف خواستار آن شد که حکومت فرانسه بیانیهای مکتوب در حمایت از اهداف جنبش صهیونیسم در مورد تشکیل کشوری یهودی در فلسطین صادر کند که حکومت فرانسه نیز آن را پذیرفت و در چهارم ژوئن 1917 بیانیهای در این خصوص منتشر ساخت و به صراحت از طرح صهیونیسم برای تشکیل میهنی ملی برای یهودیان در فلسطین حمایت کرد. از آن تاریخ به بعد همواره حکومتهای فرانسه از ترس متهم شدن به یهودیستیزی به این "باجگیریهای" یهودیان تن دادهاند.
سازمانهای یهودی فرانسه
ویژگی اصلی جامعه یهودیان فرانسه در مقایسه با جامعه عربها و مسلمانان سازمانیافته بودن و همکاری گسترده آنها با دیگر سازمانهاست. سازمانهای یهودی فرانسه در همه عرصهها و زمینههای فرهنگی، سیاسی،اقتصادی، دینی، قانونی و دانشجویی حضور دارند و اگر قرار باشد تجمعی در هر جایی صورت گیرد، سازمان و یا اتحادیهای آن را سازماندهی کرده و همه یهودیان را بسیج میکند.
صد انجمن، اتحادیه و سازمان یهودی و صهیونیستی تنها در شهر پاریس فعال هستند و علاوه بر این احزاب سیاسی "اسرائیل" نیز در این شهر دفتر دارند. از معروفترین این سازمانها "جنبش صهیونیسم فرانسه" و "شورای نخبگان یهود به خاطر اسرائیل" است. از سال 1977 چند سازمان یهودی هم در یک سازمان ادغام شدند و سازمان جدیدی به نام "شورای نمایندگی نهادهای یهودی فرانسه"( Le Conseil Representatif des Institutions Juives de France(CRIF) را که روچیلد رهبر آن است، تاسیس کردند.
علیرغم نفوذ گسترده یهودیان در فرانسه و در زمینههای مختلف اما کمتر از نفوذ لابی یهود در آمریکاست. علت آن هم جمعیت یهودیان در این کشور است، اما با این وجود نفوذ یهودیان در فرانسته گستردهترین و بالاترین نفوذ آنها در اروپا محسوب میشود. این رخنه یهودیان در فرانسه به گذشته دور باز میگردد و با زندگی یهودیان در جامعه فرانسه گره خورده است و این نفوذ و رخنه به دنبال تشکیل "اسرائیل" و مشارکت آن در حمله مشترک فرانسه و انگلیس به مصر افزایش یافت.
با این وجود، یهودیان فرانسه علیرغم برخورداری از حقوق یکسان با دیگر شهروندان فرانسوی، اما کاملا در جامعه فرانسه ادغام نشدهاند و به خاطر ذوب نشدن شخصیت انسان یهودی در این جامعه همواره جدا از آن زندگی کرده و به توصیه بن گوریون در این خصوص عمل کردهاند.
بن گوریون میگوید: «ادغام در جوامعی که یهودیان در آنها زندگی میکنند بزرگترین خطری است که یهودیان، امروزه با آن مواجهند.»
در خصوص مسأله فلسطین نیز باید گفت که نفوذ یهودیان در روزنامهها و رسانههای گروهی فرانسه نمود بیشتری دارد.
ژنرال دیگول پس از جنگ 1967 به نفوذ یهودیان و سیطره آنها بر رسانههای فرانسه اعتراف میکند و همین امر باعث شد که یهودیان او را به یهودیستیزی و آنتی سمیتیسم متهم کنند. همچنین نفوذ یهودیان در میان دولتمردان و سیاستمداران فرانسوی که منافع اقتصادی مرتبطی با یهودیان دارند، به خوبی آشکار است. آنها نفوذ گستردهای در داخل نهادهای اقتصادی و بانکهای فرانسه دارند و همین امر به آنها قدرت لازم را برای انتقاد از مواضع دولت فرانسه در قبال منازعه اسلامی ـ صهیونیستی میدهد. به گونهای که سازمانهای یهودی مدام از سال 1967 تاکنون از سیاست خارجی فرانسه انتقاد میکنند. البته با این وجود هم تعدادی از یهودیان فرانسه به مواضع احزاب سیاسی منتقد "اسرائیل" پایبند هستند.
وضعیت سیاسی یهودیان
یهودیان فرانسه در بیشتر جریانهای سیاسی فرانسه حضور دارند از راستگرایان تندرو گرفته تا چپگرایان تندرو، بلکه حتی برخی از آنها مانند آلانکریوین (رهبر یکی از سازمانهای ماوی) رهبری برخی جریانها و احزاب سیاسی فرانسه را برعهده دارند.
برخی عناصر یهودی نقش بزرگی در حیات سیاسی فرانسه داشتند و برخی از آنها به مقام نخستوزیری رسیدند و میتوان به امثال لیون پلوم، مندیس فرانس از حزب سوسیالیست، میشال دوبریه و لیو هامون از دیگولییین اشاره کرد.
از سوی دیگر، یهودیان فرانسه حضور ملموسی در مدیریت اتحادیهها و سندیکاهها و انجمنهای دانشجویی دارند.
شایان ذکر است که انقلاب دانشجویان فرانسه در ماه می سال 1968 به رهبری عناصر یهودی چپگرا مانند کریوین و کوهین صورت گرفت.
اما درصد آنها نسبت به رأیدهندگان فرانسوی در مقایسه با درصد آنها در آمریکا اندک است. یهودیان تنها 38/1 درصد رأیدهندگان فرانسوی راتشکیل میدهند، در حالی که این میزان در آمریکا 3 درصد است.
این میزان در پاریس و در برخی حوزههای انتخاباتی 17/15 درصد است. با این حال نفوذ یهودیان در فرانسه پس از نفوذ آنها در آمریکا دومین نفوذ یهودیان در سطح جهان محسوب میشود. البته در این میان باید "اسرائیل" را استثنا ساخت، چون 80 درصد ساکنان را یهودیان تشکیل میدهند و اساسا حکومت به دست یهودیان است.
البته در این میان باید اشاره کرد که برخی سازمانهای صهیونیستی فرانسه بارها برخی تاجران یهودی پاریس را که از کمک مالی به "اسرائیل" خوددای میکنند، کتک و شکنجه کردهاند و همچنین بارها به یهودیان مخالف صهیونیسم مانند کمکسیم رودنسون حمله کردهاند. در واقع حمایت یهودیان فرانسه از "اسرائیل" به گونهای است که بیشتر آنها "اسرائیل" را بر فرانسه ترجیح میدهند.
روابط یهودیان فرانسه
مهاجرت یهودیان فرانسه به "اسرائیل" قبل از برپایی آن سازمانیافته نبود، اما در جریان جنگ جهانی دوم برخی خانوادههای یهودی مهاجرت خود را به فلسطین آغاز کردند و از دست اشغالگران آلمانی در فرانسه گریختند. تا زمان تاسیس رژیم صهیونیستی تنها 3943 یهودی به فلسطین مهاجرت کردند و بیشترین مهاجران یهودی به فلسطین اشغالی در سال 1949 به ثبت رسید که طی این مدت 1653 یهودی به فلسطین اشغالی کوچ کردند. در دهه اول تشکیل رژیم صهیونیستی نیز تنها 7768 یهودی فرانسوی به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند.
باید اشاره کرد که درصد یهودیان مهاجر فرانسوی به فلسطین اشغالی اندک است و بیشتر کسانی هم که از فرانسه به فلسطین اشغالی مهاجرت کردهاند، به خانوادهها و نزدیکانشان که از مناطق مختلف اروپا به سرزمینهای اشغالی مهاجرت کرده بودند، پیوستند.
حتی برخی یهودیان مهاجر مصری، الجزایری و بقیه کشورهای عربی آفریقا ترجیح دادند که به جای مهاجرت به "اسرائیل" به فرانسه مهاجرت کنند. از پانصد یهودی فرانسوی درباره میزان آمادگیشان برای مهاجرت به "اسرائیل" سؤال شد که 54 درصد پاسخ منفی دادند و 33 درصد هم گفتند در صورت لزوم مهاجرت میکنند و 2 درصد هم اعلام کردند که به دلایل اعتقادی و 11 درصد هم گفتند به دلایل شخصی مهاجرت میکنند.
این بدان معناست که بیش از نیمی از یهودیان فرانسه مخالف مهاجرت به "اسرائیل" هستند. در این نظرسنجی از یهودیان سؤال شد که در صورتی که مجبور به مهاجرت شوند کجا را انتخاب میکنند که 35 درصد آمریکا، 16 درصد اروپای شمالی و انگلیس، 17 درصد بلژیک و سوئیس و کانادا، 8 درصد هم آمریکای لاتین، 13 درصد ایتالیا و اسپانیا و 7 درصد هم بقیه کشورها را انتخاب کردند و در این میان 4 درصد یهودیان از دادن پاسخ به این سؤال خودداری کردند. البته البته عدم رغبت یهودیان فرانسه برای مهاجرت به "اسرائیل" به معنای عدم حمایت آنها از رژیم صهیونیستی نیست، بلکه آنها ترجیح میدهند که در فرانسه بمانند و همچنان از این رژیم حمایت کنند. همچنین 39 درصد یهودیان فرانسه به زبان عبری صحبت نمیکنند. (البته باید گفت که عدم رغبت یهودیان برای مهاجرت به فلسطین اشغالی میتوانند دلایل زیادی داشته باشد که مهمترین آن دلایل امنیتی و مقاومت مردم مسلمان فلسطین است.)
بدون شک حضور 700 هزار یهودی در فرانسه بر تصمیمات سیاسی حکومتهای فرانسه درباره منازعه فلسطین تاثیرگذار است. اکنون باید این سؤال را مطرح کرد که در این زمان که رئیسجمهور جدید فرانسه رسما با "اسرائیل" ابراز همدردی میکند و خود وی از یک مادر یهودی و همسرش یهودی است، این تاثیرگذاری یهودیان بر تصمیمات سیاسی فرانسه چگونه و تا چه حدی خواهد بود؟ در پاسخ به این سؤال جامعه عربهای فرانسه باید خود را سازمان یافته کرده و در احزاب سیاسی و سازمانهای فرانسه مشارکت کند. تا شاید بر نخبگان سیاسی فرانسه تاثیر لازم را بگذارند و در این صورت و سارکوزی و غیره نخواهند توانست که مواضع مخالف مسائل جهان عرب اتخاذ کنند.