تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۱۴۳۸

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
اللهم‌ عجل‌ لولیک‌ الفرج‌ والعافیة والنصر واجعلنا من‌ خیرانصاره‌ و اعوانه‌ والمستشهدین‌ بین‌ یدیه‌
بنده هم پیشاپیش عید عزیز قربان را به شما و ملت ایران و همۀ بشریت تبریک عرض می‌کنم. خدا را سپاسگزارم که توفیق حضور در این جلسۀ قدردانی از زحمات و خدمت خادمان ملت را عنایت کرد.
همان‌طور که اشاره کردند، جلسه نمادین است و گرنه انتخاب بهترین‌ها از میان بیش از دو میلیون خادم کار خیلی سختی است. اگر دست باز بود و فرصت و امکان بود، همۀ این خادمان را بایستی به عنوان نمونه و الگو اینجا معرفی می‌کردیم. اما عزیزان به نمایندگی از جامعۀ خدمتگزاران ملت مورد تقدیر قرار گرفتند. باید یاد شهید رجایی را گرامی بداریم، چون جشنواره به یاد ایشان است. این مرد بزرگی که همۀ وجودش را وقف و صرف کرد و در عمل هم اثبات کرد و با پیکر سوخته به لقای خدا رفت، در حالی که مشغول خدمت صادقانه و خالصانه بود.
از خدا می‌خواهم که اخلاق، منش و فرهنگ آن عزیز را در سازمان خدمت‌رسانی این سرزمین نهادینه و جاودان کند و به همۀ ما توفیق دهد که روز به روز به این منش، اخلاق و آرمان‌های آن عزیز نزدیک شویم. بدون شک نوع نگاه، برخورد و روحیۀ شهید رجایی همواره به عنوان یک الگوی متعالی در کشور ما باقی خواهد ماند.
جلسۀ تجلیل از خدمتگزاران است و باید دربارۀ خدمت صحبت کرد. تردیدی ندارید و نداریم که بالاترین عمل صالح خدمت به جامعه و دیگران است. اصلاً انسان دستاوردی بالاتر از خدمت به دیگران ندارد. کسی 60 -70 سال عمر می‌کند، آخر کار می‌خواهد ببیند چه به دست آورده است. کسی می‌گوید من دو میلیون کتاب خوانده‌ام و صدها میلیارد اطلاعات را در مغزم کرده‌ام. دیگری می‌گوید من همۀ ثروت دنیا را جمع کردم. دیگری می‌گوید من به بالاترین نقطۀ قدرت دنیا رسیدم، مشهورترین بازیگر، هنرمند یا نویسنده شدم. اما اینها قبول نیست. با خودت چه آورده‌ای و چه داری؟ جایی که به وزن کردن چه داری و چه آورده‌ای می‌رسی، می‌بینی که فقط خدمت به جامعه معیار اندازه‌گیری است.
دیگران وزنی ندارند و رفتند و هیچ شدند. کسی که خدمت کرده و ثقلی ایجاد کرده و سرمایه شده است، اندازه‌گیری می‌شود. داستان آن عالم بزرگ را شنیدید که با دوستش قرار گذاشت. بعد از مرگ به خواب هم بیایند و شرح بدهند چه خبر شد. آمد و گفت: اوضاع خیلی سخت بود. پرسیدند چه آوردی؟ این قدر گفتم کتاب نوشتم، نماز خواندم روزه گرفتم و... هرچه شرح دادم، دیدم اینها اصلاً به حساب نمی‌آید و وزنی ندارد؛ تا یادم افتاد، روزی از کوچه‌ای می‌گذشتم و سگ بیماری را دیدم، به خاطر خدا به این سگ رسیدگی کردم. این را که گفتم، گفتند این پذیرفته است، به یک مخلوق خدا خدمتی کرده‌ای. بالاترین دستاورد انسان، خدمت به جامعه و دیگران است. بالاتر از این ارزشی وجود ندارد.
عبادات واجب که لازم است، اما عبادات مستحبی، صد سال عبادت کنید، به اندازۀ بازکردن گرهی از زندگی یک نفر نمی‌ارزد. می‌گوید اگر شما حاجتی را از انسانی برطرف کردید، بیش از 70 هزار حج واجب ثواب برده‌اید؛ یعنی این ارزشش بالاتر از آن است.
آن را برای خودش و این را برای دیگران انجام می‌دهد. راز و رمز و راه کمال انسان از دل خدمت به جامعه می‌گذرد. خدا برای همین جامعه را خلق کرده و انسان را اجتماعی خلق کرده است. فرق انسان با بقیۀ ما موجودات همین است. خدمتگزاری امری دینی، الهی، اصیل و ارزشی است. حالا ما که در دستگاه‌های اداری کشور آمده‌ایم و رسماً خدمتگزاری به جامعه را پذیرفته‌ایم؛ یعنی شغل ما خدمتگزاری است، معلوم است که مسئولیت ما مضاعف و سنگین‌تر است. باید به جایی برسیم که احساس خادم بودن وتعهد به خدمتگزاری عمومیت پیدا کند. بعد از انقلاب کارهای خوبی شده و در این چند سال هم جهشی اتفاق افتاده است، اما هنوز روحیۀ خدمتگزاری نهادینه نشده است. باید بشود. بالاترین مدال افتخار برای یک انسان نوکری مردم است. امام مگر نفرمودند اگر به من خدمتگزار بگویند، بهتر از این است که رهبر بگویند. امام که شوخی نداشت که بگوییم دارد حرف تبلیغاتی می‌زند. ما معتقدیم لاینطق عن الهوی، از روی هوی حرف نمی‌زد. کلماتش حساب کتاب داشت. این را باید نهادینه کنیم.
دومین عنصری که باید نهادینه شود، عدالت است. آدم 30 سال 50 سال خدمت می‌کند، یک جا حق را ناحق می‌کند، همه‌اش رفت و دیگر ارزشی ندارد. کاری که بر مبنای عدالت نباشد، ارزشی ندارد، چون در جهت تعالی جامعه نیست، بلکه در جهت تخریب جامعه است. به کسی برخلاف عدالت خیر می‌رسانیم، این نیست که به نفعش باشد، حتماً خیر نیست. در عدالت همه حتی دشمنانِ عدالت سود می‌برند. اگر دشمنان عدالت هم خوب نگاه کنند، حتماً سود می‌برند، چون عدالت راه کمال و تعالی انسان را برای همه باز می‌کند. هر کس به عدالت تن بدهد، کمال پیدا می‌کند و بزرگ می‌شود. باید عادلانه باشد. دورزدن‌ها و زیرآب زدن‌ها و... به نفع هیچ کس نیست و به ضرر همه است.
باید کشور را با خدمت‌رسانی درست در بخش‌های گوناگون (اقتصاد، فرهنگ، سیاست، علم، آموزش و...) بسازیم. این باید عادلانه باشد. منابع و فرصت‌های کشور باید درست توزیع شود. ما یک ملتیم. نمی‌شود کسی سه برابر ببرد و کسی چیزی نبرد. کسی از همۀ فرصت‌ها به آسانی استفاده کند و عده‌ای هم هیچ فرصتی در اختیار نداشته باشند. نمی‌شود. این خلاف است و باید عادلانه باشد. خدمت باید سریع باشد. خیلی وقت‌ها خدمت انجام می‌شود، اما بعد از پیگیری‌ها و رفت‌و آمدهای دو سه ساله. کسی شکایتی کرده است و حقی برگردن کسی دارد. می‌رود دادگاه یا اداره‌ای، یک سال، دو سال، پنج سال، آن طرف از دنیا می‌رود و نوبت فرزندانش می‌شود، فرزندانش اضافه و پخش می‌شوند، یکی می‌رود آن طرف دنیا و... . خدمت موقعی که عادلانه باشد و سریع انجام شود، شیرین است و در جامعه اثر سازنده دارد. باید سریع، دقیق و درست باشد. شاید گفتن این‌ها جسارت باشد. کسی جایی کاری دارد که به مدارکی نیاز دارد. در این مدارک آمده که باید بروی از فلان جا گواهی بیاوری. آنجا دوباره یک فهرست مدارک جلوی رویت می‌گذارند. همۀ اینها را مشتمل کن. اینکه این همه بر دولت الکترونیک تأکید می‌شود، چون هم به سرعت، دقت و هم عدالت کمک می‌کند. پس به جای این سه تلاش کنیم دولت الکترونیک را در سراسر کشور و در تمام خدمت توسعه دهیم.
گفتند 1400 خدمت، من فکر می‌کنم مجموعۀ دولت بیش از 1400 خدمت ارائه می‌دهد. باید مردم را راحت کنیم. الان که همه جا دفاتر پیشخوان هست. این محدودیت‌ها را بردارید. خود اینها رانت نشود که کی بگیرد و کی نگیرد. هر کس که توانایی انجام این را دارد، این را بگیرد، یعنی دیگر سفر نکنند که بخواهند به دفتر پیشخوان برسند. در دسترس همه باشد. این را گسترش دهید.
همۀ دستگاه‌ها، حتی بانک‌ها خدماتشان را به این شبکه وصل کنند. ما هنوز از یک درصد ظرفیت‌های شناخته شده استفاده نکرده‌ایم و هر روز که می‌گذرد، ظرفیت‌های جدید به آن اضافه می شود.
در همین سیستم بانکی مثالی بزنم که 5 - 6 سال است داد زدیم اشکالی در کار است. به جای اینکه بگویند درست کنید و کمکی بکنند، اختیارات ما را قیچی کردند که مبادا دولت اصلاحاتی در این سیستم انجام دهد. چهار سال پیش ما ایستادیم که متمرکز و الکترونیکی شود و تمام فعل و انفعالات روی میز مدیر بانک مرکزی و وزیر اقتصاد باشد تا بتوانند کنترل کنند. مقابله‌های بسیاری شد. ما می‌فهمیدیم چرا مقابله می‌شود، چون عدۀ قلیلی هستند نمی‌خواهند شفاف شود. بعد هم می‌گفتند اسرار مردم و خلاف شرع است. اسرار مردم و خلاف شرع است که 180 میلیارد تومان را ببرد؟
امیدواریم این مسایلی که پیش آمد، عده‌ای را بیدار کرده باشد و مانع‌تراشی نکنند و کمک کنند ما بتوانیم این قضیه را جمع کنیم، حتماً می‌‌شود در حد شعبه با نرم افزار کنترل کرد. نه اینکه بالای سرش بایستیم یا روزانه کاغذهایش را چک کنند. هر تبادلی از یک رقمی در هر شعبه‌ای بالا زد، خودش اصلاً جواب ندهد و سیستم قفل کند و عمل نکند. کی وام بگیرد، کی نگیرد، چقدر و کجا خرج کرده است. همۀ اینها با فکر و نرم‌افزار قابل کنترل است. نمی‌گویم قانون را برای جلوگیری از تخلفات بنویسیم، نه برای عدالت، سرعت و دقت بنویسیم، ولی از نتایج تبعی آن هم کنترل‌هاست.
اگر اسناد شفاف شوند، چقدر خوب است. چقدر پرونده‌های قضایی کم می‌شود. چهل سال است طرحی دارد اجرا می‌شود، طرح کاداس که می‌خواهیم حدود املاک را مشخص کنیم و سند صادر کنیم و سندها را کنترل کنیم. می‌شود ظرف دو سه سال جمع و جورش کرد. من یادم هست، با مسئولان قضایی صحبت می‌کردیم. می‌گفتند پول بیشتر بدهید. گفتم اجازه بدهید ما با نصف این پول یک ساله جمعش می‌کنیم و با کمک خود ملت شسته و رفته تحویلتان می‌دهیم. اگر بانک‌ها، ثبت اسناد، ثبت احوال، صنعت و معدن، بازرگانی و... کامل متصل شوند، این قدر چرخیدن مردم در سیستم و برو و بیا و زیرمیزی و رومیزی‌ دیگر معنا ندارد. کد ملی را می‌دهیم همه چیز جلو می‌آید. می‌توانیم یا نمی‌توانیم؟
تمام ضوابط را می‌توان در نرم‌افزار برد که اگر صلاحیت نبود، سیستم عمل نکند. می‌شود امکانات را عادلانه در کشور توزیع کرد. سرمایه‌ها، منابع بانکی، مجوزها، معاونت برنامه‌ریزی و معاونت انسانی متصل شوند. هر پولی که در هر روستایی می‌رود ثبت شود. چقدر اینجا سرمایه‌گذاری شد. باید کنترل کنیم عدالت پیاده شود و درست عمل شود.
آقای فروزنده محکم و جدّی پیگیری کنند و همۀ دستگاه‌ها هم کمک بکنیم. همۀ اطلاعات و چرخش‌ کارها را که برای هر کس انجام می‌دهیم یا هر خدمتی که ارائه می‌دهیم، شفاف و ماشینی شود. ما چند برابر هزینه‌ای که باید برای الکترونیک کردن می‌پرداختیم، تا الان پرداخته‌ایم، اما هنوز دستگاه‌ها مجزا هستند. همه باید وارد شویم. اگر بتوانیم تا پایان همین دولت این را تکمیل کنیم، خدمت بزرگی به کشور است و ماندگار است.
از همه شما تشکر می‌کنم. کارهای خوبی انجام شده است و دارد می‌شود. از همۀ خادمان ملت در دولت که دلسوزانه کار می‌کنند، تشکر می‌کنم.
اگر بخواهیم موفق شویم و همۀ این اهداف محقق شود، نیازمند یک چاشنی و انگیزاننده و روح است که عبارت است از: عشق به مردم.
اگر عشق به مردم نباشد، عشق به خدا هم نیست. عشق به مردم تجلی عشق به خداست. اگر عشق نباشد، خدمت و اصلاحاتی اتفاق نمی‌افتد. اصلاً انسان یعنی عشق به دیگران که بدون آن انسان معنا ندارد. چه کسی طعم انسانیت را می‌چشد؟ کسی که عاشق دیگران است. پیامبر ما عاشق و فدایی و 24 ساعته بود و می‌سوخت. اگر عاشق نباشد که نمی‌آید دست و پای بیابانگرد را بشوید و جای خودش بنشاند و به او رسیدگی کند. عاشق است که آن قدر اذیتش می‌کنند و بزرگ‌ترین ظلم‌ها را بر او تحمیل می‌کنند، وقتی به مکه می‌رسد عده‌ای می‌گویند امروز روز انتقام است، ولی او می‌گوید الیوم، یوم المرحمه، روز عشق و لطف است.
اصلاً فرق مؤمن و انسان واقعی با غیرمؤمن و طاغوت در همین یک کلمه است. دل او پر از کینه و دل این پر از عشق است. هر چه ایمان بالاتر، عشق به مردم بالاتر. اصلاً اگر رابطۀ با مردم مکانیکی باشد، حتماً بازنده‌ایم. هر انسانی که رابطه‌اش را با دیگران فیزیکی و مکانیکی تنظیم می‌کند، بازنده است. رابطه باید رابطۀ دل و عشق باشد. باید به همه مهر داشته باشید. پیامبر عزیز ما دشمنانش را هم دوست داشت. کینه نداشت. ‌گفتند: رحمه للعالمین نه رحمه للمؤمنین. رحمه للعالمین یعنی برای همه رحمت است و همه را دوست دارد.
امیرالمؤمنین غصۀ دشمنانش را می‌خورد، برای اینکه از منظر انسان حقیقی کینه ناشناخته است و معنا ندارد و شیطانی است و برای دور شدن از خداست. کسی از خدا دور شود، کینه در دلش می‌آید. کسی که با خدا باشد، محبت و عشق به همه در دلش هست.
معنای این آن نیست که در دفاع مقدس جلوی دشمن نایستیم و زدوخورد نکنیم. مبنای حرکت محبت، عشق و رحمت است، کینه نیست. ما جایی سراغ نداریم که پیامبر و آل پیامبر به خاطر توهین‌های دیگران عصبانی شده باشند و اقدامی کرده باشند. هرگز ثبت نشده است. به خاطر اینکه کسی علیه آنها کاری کرده است، اینها هم اقدامی علیه‌اش انجام داده باشند. اصلاً ثبت نشده است.
نمی‌دانم چطور می‌شود عشق به انسان را در متون آموزشی آورد. اما باید خودمان تمرین کنیم. چقدر خوب است هرکس هر جا سمتی می‌گیرد، یک جدول تنظیم کند و ویژگی‌های خودش را علامت بزند و امتیاز دهد. چقدر حاضر است به خاطر خودش از دیگران بگذرد؟ چقدر محبت دیگران در دلش هست؟ چقدر از شادی دیگران شاد می‌شود؟ چقدر از اینکه گرهی از کار یک انسان، خانواده، شهر یا یک کشور باز شد، خوشحال می‌شود؟ علامت بزند و اندازه بگیرد، منحنی آن را بکشد و ببیند صعودی است یا نزولی؟ اگر نزولی است تجدید نظر کند.
باید قدر لحظه‌ها را بدانیم. 70 - 80 -100 سال عمر، خواب و خورد و خوراک و ... دیگر وقتی نمی‌گذارد که آدم به جوار خدا برسد و خودش را به قلۀ کمال و اوج حیات ابدی برساند. همین فرصت دنیاست و فرصت دیگری نیست. قبل از آن را که یادمان نیست چه خبر بوده است، کاره‌ای نبودیم و اختیاری نداشته‌ایم. بعدش هم دیگر اختیاری نداریم. فقط همین تکۀ دنیا را اختیاری داده‌اند که بتوانیم برای خودمان کاری بکنیم. از ثانیه‌هایش باید استفاده کرد. نظام اجرایی و حکومتی جمهوری اسلامی باید پاک‌ترین، مردمی‌ترین و عاشق‌ترین باشد. باید به بشریت الگو ارائه دهیم.
من از همۀ شما تشکر می‌کنم. از کارکنان بانک‌ها که این روزها با بی‌انصافی زحماتشان نادیده گرفته شد. 180 هزار نفر دارند کار می‌کنند و زحمت می‌کشند. یک گروهی از بیرون تخلف و سوء استفاده‌ای کردند که باید محاکمه و مجازات شوند. این مطالبۀ دولت است، اما نه اینکه همۀ زحمات اینها زیر سؤال برود. این همه سرمایه‌گذاری، پیشرفت و فعالیت در کشور؛ بله نظام بانکی ما قطعاً اشکال دارد. باید درست شود. همه باید بخواهند و کمک کنند که نظام درست و عادلانه در سیستم بانکی حاکم شود. در همه جا باید عدالت باشد. فقط مربوط به قوۀ مجریه نیست. قوۀ قضائیه هم باید عادلانه قضاوت کند. جرمی در یک بانک خصوصی شده و مجرمان هم دستگیر شده‌اند، آنهایی که از بیرون بودند، بعضی‌ها هم از داخل بودند. خارج از شعبۀ بانک با سر برگ بانک گشایش کردند، مهر، کد و رمز زدند و فروختند. باید مجازات شوند. حالا قائم مقام بانک مرکزی باید دستگیر شود که بگوید چه کسی گفته که به اینها کمک کنی؟ خود اینها که در زندان هستند، از خودشان بپرسید که پارتیشان در این سیستم تخلف که بوده است؟ باید عادلانه باشد. اینکه یک جا را پنهان کنیم و جای دیگر را متهم، نمی‌شود. هیچ کس حق ندارد. در سیستم باید عدالت و شفافیت باشد. اسم آقا را می‌برند که دستگیر شده، ولی اتهامش را نمی‌گویند. تو که اسمش را گفتی و آبرویش را بردی، بگو اتهامش چیست؟ مسئول بانکی که جرم در آن اتفاق افتاده راست راست دارد می‌گردد، به این گویند تو در نظارت کوتاهی کردی، برو زندان! این‌طوری درست نمی‌شود. باید عدالت باشد تا درست شود. باندبازی‌ها و سیاسی‌کاری‌ها در دستگاه‌های اداری و حکومتی نباید وارد شود. اینها ضد ظلم و عدالت می‌شود.
در کشور ما هم که ماشاءالله انتخابات پشت انتخابات است. ما خادم مردم هستیم. دستگاه اجرایی کاری ندارد که چه کسی می‌آید و چه کسی می‌رود. چه کسی نمایندۀ مجلس می‌شود. تا زمانی که هستیم، باید کار و خدمتمان را درست، صادقانه، صریح، پاک، بادقت و با روی خوش انجام دهیم. اینها می‌ماند. مابقی رفتنی است.
من از همۀ شما تشکر می کنم. امیدوارم با کمک هم بتوانیم حلقه‌های دولت الکترونیک را کامل کنیم و همۀ خدمات دولت را با سرعت، دقت و عادلانه در اختیار همۀ ملت ایران قرار دهیم. این آرزوی امام و رهبری عزیزمان بوده است.
عزیز، سربلند و پیروز باشید