تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۶:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۱۶۲

 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

کسانی که فکر می‌کنند مشکل فلسطین با تشکیل دولت خودگردان و به میدان آمدن حماس و برنده شدن در انتخابات مجلس و تشکیل دولتی با ریاست افرادی همچون محمود عباس، حل‌شدنی است، سخت در اشتباه هستند. این، یک مسیر انحرافی است که دیگران طراحی کرده‌اند و رهبران حماس، در عین‌حال که در صداقتشان تردیدی وجود ندارد. با ساده‌اندیشی و خوش‌بینی مفرط به آن گردن نهاده‌اند، اما کاملاً مشخص است که نتیجه‌ای نخواهد داشت.

مسأله فلسطین، از آغاز تا امروز، سه مرحله مهم و سرنوشت‌ساز را طی کرده که توجه به این مراحل می‌تواند راهنمای خوبی برای پیدا کردن کلید حل مشکل باشد.

مرحله اول، مبارزات شیخ ‌عزالدین قسام است که در دوران تسلط انگلیس‌ها بر فلسطین صورت گرفت. در آن دوران، که انگلیس‌ها بعد از فروپاشی خلافت عثمانی فلسطین را تحت اشغال خود داشتند و مقدمات تأسیس رژیم صهیونیستی را فراهم می‌کردند، مسلمانان غیور و مجاهد به رهبری شیخ‌ عزالدین قسام، که یک روحانی مجاهد بود، به جنگ مسلحانه با انگلیس‌ها پرداختند اما بعد از مدتی شیخ عزالدین ‌قسام به شهادت رسید و نهضت اسلامی او همچون آتش زیرخاکستر باقی ماند.

مرحله دوم، ظهور جنبش آزادیبخش فلسطین بود با تفکر ملی‌گرائی و رگه‌هائی از گرایش سوسیالیسم. این دوره از مبارزات، که بعدها با رهبری یاسر عرفات ادامه یافت و جنبش فتح از یادگاری‌های همان زمان است، به دلیل عدم برخورداری از مبنای فکری صحیح، منحرف شد و کار بجائی رسید که عرفات در سازش با رژیم صهیونیستی حاضر شد منشور فلسطین را دستکاری کند و اصل نابودی رژیم صهیونیستی، که ستون فقرات آن بود، را حذف نماید. این اقدام، توده‌های وسیعی از مردم فلسطین را سرخورده و ناامید ساخت و کاملاً مشخص شد که مبارزات ملت فلسطین باید راه دیگری را طی کند.

مرحله سوم، تحت‌تأثیر افکار امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفت. مردم فلسطین با مشاهده پیروزی ملت ایران بر رژیم شاه و اربابان شرقی و غربی او و ملاحظه شعار راهبردی و کارساز «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» به این نتیجه رسیدند که باید به مبارزات اسلامی برگردند و به همان راهی بروند که شیخ عزالدین ‌قسام رفت. شکل‌گیری انتفاضه اول و دوم فلسطین و اسلامی شدن مبارزات مردم فلسطین در واقع آشکار شدن همان آتشی بود که از زمان شهادت شیخ عز‌الدین‌ قسام به زیر خاکستر رفته بود. طوفان انقلاب اسلامی که در دهه 60 از مرزهای ایران عبور کرده و سرزمین‌های عربی و اسلامی از جمله فلسطینی را در نوردیده بود، این خاکستر را کنار زد و آتش مبارزات ضدصهیونیستی مردم فلسطین را در حالیکه پرچم اسلام را در دست داشتند شعله‌ور ساخت.

شکل‌گیری سازمان‌های جهادی از جمله جهاد فلسطین و حماس، که با گرایش‌های اسلامی وارد مبارزه شدند، محصول این مرحله هستند.

درست در همین مرحله بود که امام خمینی با صراحت و قاطعیت فرمودند: اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود. شهید فتحی شقاقی، رهبر جهاد فلسطین، که درک صحیحی از افکار امام خمینی داشت، این جمله امام را سرلوحه مبارزات تشکیلات خود قرار داده بود. بعد از شهادت او نیز جهاد فلسطین به همین راه معتقد است و به همین دلیل حاضر نشد وارد صحنه انتخابات شود و به راهی برود که حماس رفت.

راه انتخابات و شریک تشکیلات فتح شدن، به مفهوم پذیرفتن طرح غرب و صهیونیست‌هاست. آنها ابتدا در باغ سبز نشان میدهند و حتی طرف را وارد گود انتخابات هم می‌کنند تا با مشغول نمودن او به بازی مشخصی که خود ترتیب‌دهنده آن هستند، مرحله به مرحله او را به همان راهی بکشانند که خود میخواهند. اگر در انتخابات شکست بخورد، کارش تمام است و اگر پیروز شود او را تحت فشار قرار میدهند تا تسلیم شود. اگر تسلیم نشد، در نهایت بی‌شرمی او را از گردونه خارج می‌کنند و برخلاف همان موازینی که خود شعارش را میدهند هرکس را که خود بخواهند می‌گمارند و هر چه را که صلاح بدانند انجام می‌دهند. این، همان کاری است که با حماس کردند و رهبران حماس اکنون به این واقعیت پی برده‌اند که بعد از دو سال گرفتار بازیهای سیاسی شدن درست به همان نقطه‌ای رسیده‌اند که اول بودند. برکناری دولت اسماعیل هنیه توسط محمود عباس و تعیین دولت جدید، بخشی از بازی از پیش برنامه‌ریزی شده آمریکا و رژیم صهیونیستی است که رهبران حماس بدون اطلاع از جزئیات آن در نهایت خوش‌بینی وارد آن شدند بدون‌ آنکه به این نکته توجه نمایند که «محمود عباس و تشکیلات خودگردان» میراث شوم سازش یاسر عرفات با رژیم صهیونیستی و فرزند نامشروع سازشی است که منشور فلسطین را خنثی و در واقع حذف کرده است.

اگر امروز رهبران حماس به این نتیجه رسیده باشند که توسط طراحان و کارگردانان اصلی تشکیلات خودگردان بازی خورده‌اند و هر چه سریع‌تر از گردونه این بازی خارج شوند و مثل رهبران جهاد فلسطین راه صحیح مبارزات را عمل به دستورالعمل «نابودی رژیم صهیونیستی» بدانند، باز هم دیر نیست و به نتیجه خواهند رسید. آنچه در صحنه سیاسی فلسطین میگذرد و بازیگران این صحنه نیز تاکنون باید دریافته باشند اینست که کلید حل مشکل فلسطین همانست که امام خمینی فرمودند: «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود». امروز، تجربه هم نشان داده است که هر راهی غیر از این، بیراهه است.