تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۲۴۱۹۰۲
هتاکان از کدام کانون‌ها هدایت می‌شوند؟
مقدمه: سابقه مبارزاتی، علم و شجاعت علامه مصباح یزدی در هر کوی و برزن حتی توسط دشمنان نیز مسلم و بدیهی است و نگارنده نمی خواهد که در این بین سخنی به میان آورد چه آنکه اما این سطور من باب وظیفه و بر اساس حجت شرعی، بخشی از پشت صحنه هتاکی های اخیر که هدف آن شخص علامه مصباح یزدی است را می‌کاود:

1- آنان که علامه مصباح را می شناسند به خوبی واقفند که ایشان نه بر مدار رایج این روزها که اصالت قدرت که بر اساس قاعده اصالت تکلیف، عمری را سپری کرده اند. وظیفه شناسی و تکلیف گرایی، عمده وجود بارز شخصیت این فیلسوف فقاهتی را تشکیل داده و هر جا دیده که اسلام در خطر بوده و وظیفه اش امری را اقتضا کرده- ولو بلغ ما بلغ- وارد صحنه شده است. شاید در ابتدا نیز مورد کید و حقد کینه ورزان قرار گرفته اما با گذشت زمان، ثابت شده که حرکت او کاملا به درستی و از روی بصیرت تام و تمام صورت پذیرفته و اتفاقاً شلیک او کاملاً به هدف نشسته است. همچنین روشن شده که تمام جار و جنجال ها هم که علیه او صورت پذیرفته، ناشی از همین بصیرت و شناخت عجیب و موشکافانه او بوده است.
وقتی رفتار علامه مصباح در دوران حاکمیت تجدیدنظر طلبان را تورّق می کنیم، وقتی که احساس وظیفه او در تبیین نظریه سیاسی اسلام و پاسخ به شبهات ولایت فقیه برای دانشجویان، اساتید و حتی مردم عادی در نماز جمعه تهران را می بینیم و وقتی حقد و عمق کینه جویی دشمن علیه ایشان را ملاحظه می کنیم، به واقع وظیفه پاسداری او از حریم شریعت و نظام اسلامی را در می یابیم و وقتی غبارها فرو می نشیند، می فهمیم که اتفاقا چه برنامه ریزی پیچیده ای طراحی شده بوده است که با عمل به وظیفه از سوی استاد و البته تربیت یافتگان مکتب او، همگی نقش بر آب شده است. اینجاست که حدیث معروف «المومن ینظر بنور الله» جلوه گر می‌شود.
علامه مصباح یزدی همواره اما از سوی جریان تجدیدنظرطلب و استحاله جو مورد هدف واقع بوده است. از وقتی که این استاد مسلّم و محجوب اخلاق، فقه، عرفان، فلسفه و سیاست در مناظرات تلویزیونی اوایل انقلاب همراه با شهید بهشتی علیه طرفداران کمونیسم و الحادیون، شجاعانه و قاطع، پشت صحنه افکار آنان را به نقد می نشست تا دوران حاکمیت دوم خردادیون، استاد مصباح یزدی توسط جریان وابسته به غرب در داخل کشور هدف تهمت ها و جسارت ها واقع شده است اما راه دقیق و تکلیف مدارانه او، روز به روز درخشان تر و جذاب تر برای عموم مردم، نخبگان و فرهیختگان جلوه گر شده است.
این امر عجیب نبود که رادیو رژیم صهیونیستی، بی بی سی، صدای آمریکا و سایر رسانه های غربی و البته دنباله های داخلی آنان علیه علامه مصباح به هوچی گری بپردازند و البته با دست خود به طور ناخواسته صداقت و عمق پیام این استاد وارسته را فراگیرتر سازند اما واقعیت آن است چندی است که دیگر نه تنها رادیوهای بیگانه و جریان فتنه و تجدیدنظرطلبان داخلی علیه علامه دست به شانتاژ تبلیغاتی آلوده ساخته اند که جمعی از به ظاهر اصولگرایان نیز که استاد مصباح حق حیات به گردن کل جریان دارد نیز پای در رکاب دشمنان گذارده و به هتاکی و جسارت به این عالم فرزانه و دروغ پردازی علیه او روی آورده‌اند.
2- «نظر آقای مصباح در سال 84 برای ریاست جمهوری ابتدا بر روی هاشمی رفسنجانی بود و گفته بود که رئیس جمهور باید روحانی باشد. نقل است خودش تصمیم داشته برای ریاست جمهوری نامزد شود که پس از صحبت با رهبری، رهبری به ایشان گفته است که مصلحت نیست، وی بعد از آن قصد داشته تا خبرگان رهبری را در دست گیرد و حدود 60 طلبه جوان را آماده ثبت نام کرد که شورای نگهبان خیلی از این افراد را به عنوان مجتهد تأیید نکرد، برخی هم رأی نیاوردند.» «برخی مسئولان یکی از دستگاههای امنیتی دولتی در جلسه ای گفته اند که این جریان جبهه پایداری را ما راه انداختیم و آقای مصباح را ساپورت اطلاعاتی کردیم.»
متن فوق جملات علیرضا نوری زاده جاسوس MI6 یا تحلیل منوشه امیر رادیو رژیم اشغالگر قدس نیست، بلکه برگرفته از بولتن محرمانه یکی از جمعیت های مدعی اصولگرایی و رهروی انقلاب است که البته پیش از این دهان به دهان به صورت گسترده در میان محافل وابسته بدیشان نقل شده است.
همانگونه که از متن فوق برمی آید، دروغ پردازان در شخصیت پردازی علیه علامه مصباح یزدی سعی نموده اند تا – با عرض پوزش از محضر استاد- معظم له را فردی قدرت طلب، متلوّن، فاقد تحلیل سیاسی و برآورد اطلاعاتی، طرفدار جریان تجدیدنظرطلب، ساده لوح و ... جلوه دهند. و حال آنکه اتفاقاً علیرضا نوری زاده جاسوس مشترک MI6 و رژیم صهیونیستی در هزاران کیلومتر آن طرف تر هم اینگونه تحلیل های رسوا و خام را که هیچکس آن را باور نمی کند ارائه نداده و حتی در سخنانی اعلام داشته بود که باید نسبت به جریان تیزبین مصباح یزدی مراقب بود. اما مع الأسف دروغ پردازی محافل سیاسی وابسته به اصولگرایان، بدین جا ختم نشده و این هتاکان پای را فراتر از آنچه ذکر شد گذاشتند.
در ادامه همان متن نقل شده علیه کسی که رهبری معظم انقلاب اسلامی اعلام فرمود «ایشان خلأ علامه طباطبایی و علامه مطهری را در زمان ما پر کرده اند و من قدر ایشان را می دانم و ...» مع الاسف بی پروا شبهه پراکنی شده است. کار بدان جا رسیده که در دروغی مفتضحانه و آشکار از اختلاف نظر علامه مصباح با رهبری فرزانه انقلاب اسلامی- دام ظله- سخن به میان آمده و دروغ شاخدارِ سرپیچی علامه از نظر رهبری معظم انقلاب اسلامی- دام ظله- ساخته و پرداخته شده است: «در تاریخ 19 دی که رهبری مطالبی را در خصوص وحدت و لیست واحد به ایشان گفته بودند و اینکه لا اقل 25 نفر نامزد مشترک [میان جبهه پایداری با جبهه متحد] داشته باشید که متأسفانه آقای مصباح به دلیل اینکه آقا فرموده بودند نظر من این است ولی دستور نمی دهم، چنین نکرد.
در جلسه شورای مرکزی ... از آقای ... پرسیده بودند که شما از آقای مصباح سوال کردید که رهبری به ایشان چه فرمودند؟ آقای ... [در پاسخ گفت]: من سوال کردم و آقای مصباح گفت که من پیش رهبری می خواستم در مورد انتخابات صحبت کنم ولی فرصت نشد...»! اینچنین است که در متن ذکر شده دروغ پردازان علیه استاد فرزانه حضرت آیت الله مصباح یزدی، - نعوذ بالله- افترای ایراد سخنان کذب و تناقض آمیز به معظم له وارد و سعی شده تا ایشان رویاروی تدابیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی معرفی شوند.
3- واقعیت اما آنست که پشت پرده تمامی این دروغ پردازی ها و خیال بافی ها علیه علامه مصباح، جماعت دروغ ساز رسوخ کرده و نفوذی در بخشی از بدنه اصولگرایان اند.این هم ناشی از آن است که جبهه پایداری انقلاب اسلامی تحت نظارت علامه مصباح اعلام موجودیت کرده و بر اساس شواهد متقن از جمله انتخابات دور اول مجلس نهم، توانسته اقبال خوبی نیز در میان مردم کسب نماید. عصبانیت برخی از نفوذی های ملبّس به لباس اصولگرایی از جبهه پایداری و موفقیت ایشان در صحنه انتخابات، باعث شده تا هتاکی گذشته علیه کاندیداهای جبهه پایداری، امروز به هتاکی علیه شخص علامه مصباح رسیده و این فقیه فرزانه، کانون تهمت ها و دروغ پراکنی های باند جعل خبر قرار گیرد.
سوال اما در این بین آن است کسانی که دیروز جبهه پایداری را تنها به خاطر آنکه با براهین منطقی و مستدل، از قرارگرفتن در مجموعه دارای ابهام جبهه متحد امتناع ورزیده و لیست مستقل ارائه کردند و یا نقدهایی به لیست جبهه متحد ارائه نمودند را- به دروغ- به ضدّیت و ستیزه جویی با علمای وارسته ای همچون حضرات آیات مهدوی کنی و یزدی متهم می ساختند و در رثای ضرورت حفظ شأن علما و بزرگان چه ها که نمی گفتند، چگونه است که امروز باند بولتن ساز خود را مأمور کرده تا بدین شیوه وقیحانه و سخیف، علیه علامه مصباح یزدی به جعل خبر مبادرت ورزند و دیگر حرفی از ستیزه جویی با علما به میان نمی آورند؟
وقتی باند جعل خبر، بی واهمه دروغ های شاخدار و حرف های درگوشی و مخفی به رهبری فرزانه انقلاب اسلامی نسبت می دهد، وقتی ابایی از آن ندارند که همچون رادیوهای بیگانه علیه علامه مصباح جعل خبر کرده و ایشان را نافرمانی نسبت به فرامین رهبری نشان دهد، آیا نمی بایست توقع داشت که دستهای پنهان همین باند به صورت ناشیانه در رسانه هایی همچون سازمان تبلیغات اسلامی- که رئیس آن به نمایندگی از شهردار تهران در لیست بندی انتخاباتی سهیم بوده- با انتشار شب نامه به نام دانشجویان، هتاکی های محفلی را علنی سازند؟
سخن این است که اگر انحراف رسوخ کرده در اطراف دولت، باطل و خطرناک است، این رویه غلط و مذموم در میان سیاسیون بی تقوا، خود انحراف نیست و جریان منتسب به این رفتارها را نمی توان جریانی انحرافی و بسیار خطرناک دانست؟
4- اما هرکه حتی دستی از دور بر آتش داشته باشد می داند که علامه مصباح یزدی را می توان مجذوب و شیفته رهبری فرزانه انقلاب اسلامی دانست. ارتباطات عمیق و چند ده ساله این دو فقیه فرزانه بر کمتر کسی پوشیده است و اتفاقاً همین رابطه مرید مرادی استاد با رهبر معظم انقلاب است که موجب شده دشمنان این گونه علیه علامه شانتاژ تبلیغاتی به راه اندازند و از آنجا که می دانند استاد هرچه می کند اولاً در راستای اهداف رهبری انقلاب است و ثانیاً تمامی این رفتارها نیز کاملاً برنامه ریزی شده و به هدف نشسته است عصبانیت آنان را صد چندان می کند.
از سوی دیگر اختلافات گفتمانی و زاویه های فراوان میان تفکرات علامه مصباح یزدی و هاشمی رفسنجانی نیز بر کسی پوشیده نیست. اینکه علامه مصباح -به دروغ-، حامی هاشمی رفسنجانی به صرف بر تن داشتن لباس روحانیت در سال 84 معرفی شود، حتی کودکان ابله را نیز نمی خنداند؟ و همگان می دانند که این تلاش های چشمگیر گفتمانی علامه و شاگردان مکتب او بود که جریان تجدیدنظر طلب و فتنه گر وابسته به هاشمی رفسنجانی را برای همیشه رسوا ساخت.
جالب آنست که همین جریان دروغ پرداز که از یکسو به دلیل کینه توزی علیه جبهه پایداری انقلاب اسلامی وقیحانه علیه علما به جعل خبر همت می گمارد از سوی دیگر و با دست پر در حال زمینه سازی برای بازگشت فتنه گران و رئوس آنان همچون خاتمی، هاشمی و ... است و برای ایشان فرش قرمز پهن می کند. آیا می توان تمامی این اتفاقات تلخ در بدنه اصولگرایان را اتفاقی دانست؟
5- این مع الأسف تنها نمونه ای نیست که کانون دروغ پردازی و جعل خبر، علیه علما و فرزانگان به فعالیت پرداخته و حتی بدون سند و مدرک پا را فراتر از گلیم خود نهاده و به رهبری انقلاب اسلامی نیز سخنان درگوشی و خاص نسبت می دهند. جالب آنکه وقاحت این جریان به حدی است که اگر رهبری فرزانه انقلاب اسلامی نیز صراحتاً به مطلبی فتوا دهند، این افراد به خود اجازه داده و حاضر می شوند تا – حتی- فتوای صریح رهبری را نیز «جعلی» بخوانند و بر آن اصرار ورزند.
نمونه این اقدام در آستانه دور اول انتخابات نهمین دوره مجلس بروز کرد و آن هنگامی که هفته نامه 9 دی فتوای رهبری فرزانه انقلاب مبنی بر ارجعیت اصلح بر صالح مقبول را که توسط یکی از اعضای دفتر استفتائات معظم له بیان شده بود را به عنوان تیتر برتر خود برگزید، این جریان که اتفاقا خود را مرجع ضمیر دانست با اعمال فشار به فرد منتشر کننده فتوای رهبری تلاش نموده تا از وی تکذیبی علیه سخن خود بگیرد.
ولی تکذیب وی تکذیب اصل فتوای رهبری نشد و دست این جریان تهی باقی ماند. اما این جریان در سایت ها و رسانه های خود به همراه سیل پیامک ها، استفتای رهبری را «جعلی» خواند و هیچگاه نیز از این حرکت وقیحانه و غیر اخلاقی و غیرحرفه ای خود نیز تبرّی نجست، برای کانون جعل خبر، افراد موقعیت های آنان تفاوتی ندارد و از این روست که وقتی فهمید مقام معظم رهبری مدظله و حضرت آیت الله مصباح یزدی در حاشیه دیدار سالانه مردم قم با رهبری در 19 دیماه مدتی را به صورت کاملاً خصوصی دیدار داشته و سخنانی رد و بدل کرده اند، دست به کار شد و برای تطهیر لیست پر ابهام و پر حاشیه خود به جعل و انتساب خبر به رکن رکین نظام اسلامی همت گمارد و در این بین حتی برخی از موجّهین اصولگرایی نیز پیش قدم این جریان قرار گرفتند و در محافل خود اعلام کردند که رهبری به علامه فرمودند: «سعی کنید لیست مشترک با جبهه متحد ارائه کنید، اگر نشد 25 نفر مشترک داشته باشید و 5 نفر اختصاصی باشد.»
همین افراد با دروغ دیگری نیز اعلام کردند که «رهبری پس از انتشار لیست جبهه پایداری از اینکه این سخنان شان توسط علامه مصباح اجرا نشده است ناراحت شده اند»! اما از آنجا که دروغگو کم حافظه است نتوانستند هیچگاه بدین سوال پاسخ گویند که «مگر در دیدار 2 نفره و خصوصی رهبری فرزانه انقلاب و علامه مصباح یزدی، نفر سوم و گوش شنونده دیگری نیز حضور داشته که توانسته این به ظاهر توصیه ها را ضبط کرده و در سررسیدها و دفترچه ها و بولتن ها، دهان به دهان بگرداند؟» جالب آنکه وقتی این سوال از علامه مصباح پرسیده شد ایشان با تعجب فرمودند: «در دیدار ما شخص ثالثی حضور نداشت و چگونه عده ای از سخنان 2 نفره مطالبی نقل می‌کنند!»
6- با تشکیل جبهه پایداری در میدان انتخابات نهم مجلس، تحریم کذایی اصلاح طلبان و فتنه گران که می خواستند نظام اسلامی را در چالش انتخابات سرد و بدون رقابت فرو اندازند به سنگ سختی برخورد کرد؛ و این فایده بسیار مهم تنها یکی از فواید گسترده هدایت این جبهه زیرنظر علامه مصباح یزدی بود. اما واقعیت آن است که سال ها باید بگذرد تا منافع گسترده و غیرآشکار این حرکت تکلیف مدارانه استاد، جلوه های خود را بیشتر نشان دهد، در این بین روی سخن با کانون دروغ پردازان این است که آیا قدرت تا بدین حد اصالت دارد که دروغ های ساختگی به ارکان نظام و علمای ربانی نسبت داده شود و سرنوشت سیاه قیامت در پس این اقدام، بدین سادگی به فراموشی سپرده شود؟
خوب است که در انتهای این مقال اندکی از تحذیر شدید امام راحل(ره) به افراطیونی که دست به توهین و هتاکی به علمای اسلام می آلودند- به جهت حسن ختام- نقل گردد، باشد که موثر واقع شود: «کسى گمان نکند که، با پخش یک چیزهاى مسموم بتواند که بین علماى اسلام جدایى بیندازد؛ هیچ امکان ندارد این مطلب؛ ما همه با هم هستیم... گمان نشود که خداى نخواسته، بچه‏ها خیال کنند که اختلافى در کار هست.»
«و من یک نصیحت مى‏کنم به بچه‏هاى طلاب؛ طلاب جوان که تازه آمده‏اند و حاد و تندند؛ و آن این است که آقایان، متوجه باشید اگر چنانچه شَطْر (کوچک ترین) کلمه‏اى اهانت بکند کسى به یک نفر از مراجع اسلام، بین او و خداى تبارک و تعالى «ولایت» منقطع مى‏شود؛ کوچک فرض مى‏کنید؟ فحش دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض مى‏کنید؟ اگر به واسطه بعضى از جهالتها لطمه‏اى بر این نهضت بزرگ وارد بشود، مُعاقَبید پیش خداى تبارک و تعالى؛ توبه‏تان مشکل است قبول بشود، چون به حیثیت اسلام لطمه وارد مى‏شود...»