نوشته: مارک ویسبرو
ترجمه: پوراندخت مجلسی
جنگهای در سایه (پنهانی) ریگان فاجعه بود ولی آنها در مقایسه با جنگ های اوباما بازی ای بیش نبودند. عملیات در سایه در تاریخ نوین ایالات متحده امر تازه ای نیست ولی گفتنی است که طی دهه گذشته سازمان امنیتی این کشور که جز پیکان های کوچکی در تیردان خود نداشت ، اکنون به تیغه تیز قدرت آمریکا تبدیل شده است. نظارت های الکترونیک و انجام عملیات پنهانی به وسیله واحد های ارتشی – مانند عملیات مشترک فرماندهی jsoc- و همین طور هم عملیات وابسته به شرکت های بزرگ خصوصی، ارتش های مزدور و گروه های تروریستی مشکوک، اکنون به عنوان ابزار سیاست خارجی آمریکا، بیشتر کاربرد دارد تا جنگ های عرفی یا دیپلماسی؛ ولی این ابزار در عملیات پنهانی مورد استفاده دارند- عملیاتی که برای ایالات متحده مخاطره آمیز است و اغلب باعث بدنامیو مورد تنفر قرار گرفتن این کشور میشود.
نیروهای پنهانی اکنون میتوانند در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری هم عامل مهمی باشند.
نیوت گینگریچ از عملیات پنهانی علیه ایران طرفداری میکند و اوباما هم اغلب در باره عقب کشیدن از جزر و مد جنگ ها صحبت میکند ولی در واقع این امر تنها به جنگ های عرفی بر میگردد. در افغانستان امید حکومت این است که گرفتاری جنگ را تا پایان 2013 پایان بخشند و طرحهایی طولانی دارند برای عملیات نیرو های ویژه ،ولی معلوم نیست چارچوب قانونی برای عملیات آنها – به جز اشارههایی از طرف حامد کرزای- چه خواهد بود؟
اگرچه عراقیها آمریکا را وادار به بیرون کشیدن نیروهای خود از کشورشان تا پایان سال گذشته کردند ، واشینگتن به دنبال این است که از طریق نیروهای در سایه اش نفوذ خود در عراق را حفظ کند. سفارتخانه آمریکا در بغداد 16000 عضو دارد که بیشتر آنها پیمانکاران غیر نظامیاند – 2000 دیپلمات و چندصد عامل سرویس های مخفی. برعکس، تعداد کل افراد مربوط به امور خارجی آمریکا کم تر از 14000 نفر است . دولت اوباما تصمیم گرفته است از تعداد پیمانکاران بکاهد و طرح نیروی سفارتخانه ها را تنها به 8000 نفر برساند. این امر به این مفهوم نیست که عراق تنها نماینده منافع آمریکا باشد بلکه این است که این کشور را شکل داده و به صورت مرکز فرماندهی اهداف غرب در خاور میانه در آورد. برای مثال - طبق نظر واشینگتن پست- به وسیله جنگ های در سایه، سعی خواهند کرد نفوذ ایران را در این کشور سد کنند. از آنجایی که احزاب سیاسی شیعی در پارلمان و دولت عراق اکثریت دارند ، ناچار این اتهام مطرح میشود که ایران در امور داخلی عراق دخالت میکند.
نمیتوان اطمینان داشت که سیا تنها در جاسوسی یا نفوذ قاچاق در عراق دست داشته باشد. دولت در سایه آمریکا به طور معمول افرادی را که برای خود خطرناک میبیند به وسیله این سازمان امنیتی میدزدد و آنها را برای شکنجه به محل های ویژه – بیشتر کشور های جهان سوم- میفرستد تا نام آمریکا به این کارهای ضد انسانی آلوده نشود. آن طور که در مورد دولت های در سایه معمول است، شرکت های بزرگ خصوصی اجرای این عملیات را به عهده دارند – عملیاتی که خارج از چارچوب قوانین ملی و جهانی است و نادیده گرفتن حساسیت های متحدان آمریکا. برآورد این را که ایالات متحده چگونه در عراق عمل میکند، از رفتار اخیرش در سایر کشورهای متحد خود، میتوان در نظر داشت . در نوامبر 2009 یک دادگاه ایتالیایی 23 نفر را به طور غیابی محکوم کرد که بیشترشان افسران آمریکایی بودند که ادعا شده بود، ابو عمر یکی از افراد القاعده را وسط روز در خیابانی در میلان دزدیده و برای شکنجه شدن به مصر پیش حسنی مبارک فرستاده بودند. اوباما آشکارا این کار را به عنوان یک ابزار “ضد تروریستی” ادامه داد، اگرچه مدعی است که شکنجه متوقف شده است. احتمال دارد که عراق این امر را که به طور غیر مستقیم عرصه این منازعه پنهانی باشد، ادامه دهد.
تحریم های چند جانبه دولت آمریکا در مورد ایران و کوشش برای محروم کردن این دولت از ارتباط با سیستم بانکی جهانی ، یک جنبه اعمال قدرت در سایه است. با هدف فلج کردن صادرات نفت ایران ، آنها در مقابل واردات مواد مورد نیاز این کشورمانع ایجاد میکنند. اگرچه واشینگتن عملیات پنهانی علیه ایران را انکار میکند ، به این کشور و متحدش اسراییل در مورد اجرای چنین عملیاتی ، سوء ظن زیادی وجود دارد. طبق نظر مأموران امنیتی آمریکا و منابع نظامیای که سیمون هرش از نیویورکر با آنها مصاحبه کرده است، ایالات متحده ، به وسیله سازمان مجاهدین خلق که مقرشان در اردوگاه اشرف عراق است ، به عملیت پنهانی در ایران دست زده است. اگرچه هر حمایتی از این سازمان از طرف آمریکا، با فهرستی که وزارت خارجه این کشور از تروریست ها دارد و مجاهدین جزو آنند، تناقض دارد. گمان میرود که آنها در عملیات علیه دانشمندان اتمیایران با آمریکا همکاری هایی کرده باشند، ولی آنها از طریق موساد ( اسراییل) و نه سیا با آمریکا همدست هستند. انکار همدستی این شریکان کوچک و ناچیز با قدرت در سایه را، درز کردن این امر ممکن میسازد که ماموران آمریکایی شکایت دارند که اعضای موساد در بسیج افراد گروه تروریستی جندالله در بلوچستان علیه ایران، خود را به عنوان افسران سیا جا زده بودند.
جندالله یک گروه سنی است که به طور مکرر مسجد های شیعه را در زاهدان و جاهای دیگر در جنوب شرقی کشور، بمب گذاری کرده است. لازم نیست بگوییم که فشار های آشکار و پنهانی که به وسیله اوباما بر ایران وارد میشود به آسانی میتواند حتی به طور تصادفی آتش جنگ را مشتعل سازد.