نظام اقتصادی حاکم در دنیای فعلی، بر اساس برداشت و تفسیر خاصی که از خدا، جهان، انسان و جامعه ارائه می دهد، بنیانهای خود را بنا نهاده، و انسان محوری را در همه فعالیتهای اقتصادی، اصل پایداری قرار داده، و نظام اقتصادی را بر پایه اعتقاد به این آموزه ها طراحی و اجرا کرده است. (این نوشتار، تلخیص، تنظیم و بازنویسی جاوید یاریاست از کتاب «نظام اقتصاد علوی»، احمد علی یوسفی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1387)
اساسی ترین مبانی اعتقادی و فلسفی نظام سرمایهداری لیبرال، «دئیسم» است. این دیدگاه رابطه خداوند را با جهان طبیعت و انسان بهگونه خاصی بیان میکند. گروهی از آنها بر این باورند که خداوند متعالی جهان طبیعت را آفریده و نظام طبیعی را که کارآمدترین نظام است، در آن قرار داده، و خود هیچگونه دخالت تکوینی مستمر و هدایت تشریعی ندارد. آنچه نیاز ابنای بشر است، بر اساس مشیت الهی در نظام طبیعی قرار داده شده و آنرا به حال خود رها ساخته است و خود به خود و به نحو احسن کار می کند.
نظام اقتصادی نیز جزئی از نظام طبیعی است که خداوند در آن هیچگونه دخالتی ندارد. برای آنکه نظام اقتصادی به بهترین نحو کار کند و مردم و جامعه را به رفاه برساند، باید از هرگونه دخالت نیروهای بیرونی در اقتصاد جلوگیری کرد. این نظام طبیعی اقتصادی بهوسیله «دست راهنمای» هوچسن (francic hutcheson) یا «دست نامرئی» آدام اسمیت به بهترین نحو به بقای خود برای به سعادت رساندن ابنای بشر ادامه میدهد، بنابراین، در عرصه اقتصادی، هدایت تکوینی مستمر خداوند وجود ندارد و نیز به هدایت تشریعی او نیازی نیست. (1)
گفتار اول: خداشناسی
یقین به توحید افعالی خداوند، ویژگی خاصی به اعمال و رفتار انسان در صحنه زندگی میبخشد. این یقین باعث خواهد شد که انسان در عرصه فعالیتهای اقتصادی به نحوی رفتار کند که با رفتارهای انسان غیر موحد متفاوت باشد؛ زیرا اعتقاد به توحید افعالی رابطه خدا را با انسان و طبیعت به گونهای تعیین میکند که با خداشناسی مبتنی بر دئیسم متفاوت است.
در بررسی کلمات حضرت امیرالمومنین(ع) توحید افعالی خداوند متعالی آشکار میشود و به دنبال آن میتوان رابطه خاص خدا را با انسان و جهان معرفی و در نتیجه رفتارهای ویژهای را در ساحت اقتصادی، ارائه کرد.
رابطه خدا با جهان طبیعت و انسان
در بحث از خداشناسی رابطه خدای متعالی با جهان طبیعت و انسان بررسی میشود. با روشن شدن این دو بحث، تاثیر این دیدگاه در روابط اقتصادی معلوم خواهد شد.
خلقت مستمر
درباره خلقت هستی و جهان طبیعت نکات ارزشمند فراوانی در کلمات حضرت علی(ع) وجود دارد اما آنچه در این بحث اهمیت فراوان دارد، آناست که خداوند، جهان طبیعت را با همه اجزایش آفریده است و خلقت همچنان استمرار دارد. (2)
ربوبیت پیوسته و گسترده
اطلاق کلمه «رب» بر خداوند به معنای انست که خداوند متعالی تدبیر همه امور عالم را بر عهده دارد و پرورش دهنده و مراقب انها است.
حضرت امیر(ع) در برخی سخنان خود به صراحت، تدبیر همه امور عالم و دنیا و آخرت را در دست خداوند معرفی میکند: «سپاس خدایی را که ... کننده هر امری است هنگامیکه اراده میکند؛ دانا به امور غیب، آفریننده آفریدهها و نازل کننده قطرات باران، و تدبیر کننده امر دنیا و آخرت است». (3)
تدبیر الهی چنان گسترده است که، «هیچ چیز خارج از دایره تدبیر او نیست». (4) خداوند در تدبیرش به شریکی نیاز نداشته، به تنهایی تمام امور هستی را به عهده گرفته است: «لا ندّ له فی ربوبیّته، در تدبیرش هیچ شریکی ندارد». (5)
احاطه پیوسته و گسترده
امیر مومنان در گفتارهای فراوانی احاطه وجودی و عمومی خدا را بر تمامی موجودات جهان بیان میکند. در برخی از آنها به احاطه وجودی (6) و در بعضی به احاطه علمی (7) و گاه احاطه وجودی و علمی، هر دو اشاره دارد؛ (8) مانند: «او دانا به همه اسرار عالم و ضمیر انسانهاست. بر همه چیز احاطه و غلبه دارد و توانا بر هر امری است». (نهج البلاغه، خطبه 85) این گفتار حضرت امیر المومنین(ع) بهترین تبیین برای این سخن الهی است : «و کان الله بکل شیء محیطا؛ خداوند بر همه اشیای عالم مسلط است». (سوره نساء، ایه 126)
قیّومیت پیوسته و گسترده
قیومیت خداوند متعال، یعنی که برپادارنده جهان هستی و قوام آن است. این حقیقت، با صراحت و روشنی در بسیاری از سخنان حضرت امیر المومنین(ع) آمده است؛ (9) مانند: «کلّ شیء خاضع له و کلّ شیء قائم به، غنی کل فقیر و عزّ کلّ ذلیل؛ همه چیز خاشع او و قائم به او هستند، او بی نیاز کننده هر فقیری و عزیز دارنده هر ذلیلی است».
هماهنگی کامل بین گفتار امام علی (ع) و کلام الهی از این آیه بهطور کامل آشکار است: «الله لا اله الّا هو الحیّ القیّوم؛ نیست خدایی جز خدای یکتا که زنده و برپا دارنده همه امور است». (سوره بقره، آیه 255)
خلقت مستمر، ربوبیت پیوسته و گسترده، احاطه پیوسته و گسترده بر همه اشیای عالم هستی و قیومیت خداوند به همه جهان، حضور و هدایت تکوینی خداوند متعالی را در جهان هستی نشان می دهد. این دیدگاه با تفسیری که مکتب دئیسم از رابطه خداوند با جهان هستی ارائه داده است کاملا تفاوت دارد؛ چراکه خداوند هدایت تکوینی و لحظه به لحظه در جهان دارد و همانند ساعت ساز بازنشسته نیست که جهان را آفریده و آنرا به حال خود رها کرده و خود به کناری رفته و هیچگونه دخالت در امور عالم مادی و کارکردهای آن نداشته باشد و نظام و کارکرد آنرا به نظام طبیعی موجود در آن واگذاشته باشد؛ بنابراین نمیتوان پذیرفت خداوند در جهان، نظامی به نام نظام طبیعی قرار داده است که به نحو احسن کار میکند و خدا در آن هیچ دخالت تکوینی ندارد و نمیتوان پذیرفت که نظام اقتصادی احسن باید جزئی از نظام طبیعی باشد که همانند نظام طبیعی کل، به نحو خودکار، کارآمدترین نظام اقتصادی است و هیچ دست و قدرتی حتی دست و قدرت تکوینی خداوند در آن دخالت ندارد.
هدایت پیوسته و مستمر
بین خداوندو سایر موجودات، بویژه انسانها رابطه دیگری وجود دارد که در عرصه تحلیلهای اقتصادی جایگاه ممتازی را به خود اختصاص داده است. آنچه در بحث ما اهمیت دارد، هدایت تکوینی و تشریعی انسان استکه از دیدگاه امیر مومنان علیه السلام تبیین میشود. منظور از هدایت تکوینی انسانها، به فعلیت درآوردن استعدادها و به کمال رساندن آنان است. حضرت در اینباره سخنان فراوانی دارند؛ (10)
ولی به ذکر یک نمونه بسنده مینماییم:
«ای انسان! ای آفریده راست قامت، ای پدیده نگاهداری شده در تاریکیهای رحمهای مادران، و قرار داده شده در پرده های تو در تو! آغاز آفرینش تو از گل و لای بود، و سپس در جایگاه آرامی نهاده شدی تا زمانی مشخص و سرآمدی تعیین شده، و آنگاه که در شکم مادرت حرکت میکردی، نه دعوتی را میتوانستی پاسخ دهی، و نه صدایی را میشنیدی، سپس تو را از قرارگاهت بیرون کردند و به خانهای آوردند که آنرا ندیده بودی و راههای سودش را نمیدانستی؛ پس چه کسی تو را در مکیدن شیر از پستان مادر هدایت کرد و در هنگام نیاز، جایگاههای طلب کردن و خواستن را به تو شناساند؟ هرگز آنکس که در توصیف پدیدهای با شکل و اندازه و ابزار مشخص درمانده باشد، بدون تردید از وصف پروردگارش ناتوانتر، و از شناخت خدا با حدّ و مرز پدیدهها دورتر است».(نهج البلاغه، خطبه 163)
این گفتار حضرت امیرالمومنین(ع) دلالت روشنی بر هدایت تکوینی انسان دارد و به هیچ گونه توضیح و شرحی نیاز ندارد؛ بلکه خود، توضیح کلام خداوند است که میفرماید: «قال ربّنا الّذی أعطی کلّ شیء خلقه ثم هدی؛ [موسی علیه السلام] گفت: پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی، آنچه لازم آفرینشش بود داد؛ سپس هدایتش کرد». (طه، آیه 50)
هدایت تشریعی انسان، به معنای نشان دادن راه کمال و سعادت از طریق پیامبران و حجتهای بیرونی است. مکتب دئیسم به عنوان زیربنای فلسفی تفکر لیبرالیسم اقتصادی، انسان را از هدایت تشریعی بینیاز میداند. همچنین طرفداران این مکتب بر آن هستند که عقل انسان به تنهایی قادر است هم سعادت و کمال خود را شناسایی کند، و هم توانایی کافی برای تشخیص راه وصول بدان را دارد؛ (ر.ک: تاریخ عقاید اقتصادی، فریدون تفضلی، ص 70 و 71) اما آموزههای علوی، در بسیاری از خطبههای نهج البلاغه و سایر منابع روایی غیر از آن است. (11)
حضرت نیاز انسان را به هدایت تشریعی برای شناسایی کمال و سعادت فرد و همچنین راه وصول به آنرا به صراحت بیان مینمایند: «خداوند پیامبرانی را برای جن و انس مبعوث فرمود تا پرده از چهره دنیا برگیرند و مردم را از بدیها و سختیهایش برحذر دارند، و برای آنها از دنیا مثلها آورند و دیدگانشان را به معایب آن بگشایند و سخنی عبرت آمیز گویند؛ از دگرگونیهای آن چون تندرستیهای آن و بیماریهای آن و حلال و حرام آن و آنچه برای فرمانبرداران مهیا کرده و آنچه برای بزهکاران از بهشت و دوزخ و بزرگواری و خواری». (نهج البلاغه، خطبه 183)
حضرت در سخن دیگری میفرماید: «حتّی تمّت بنبیّنا محمدٍ (صلی الله علیه و آله و سلّم) حُجَّتَه و بلغ المقطعَ عُذرُهُ و نُذُرُه؛ تا آنکه حجت خداوند با پیامبر ما محمد(ص) تمام گردید و به نهایت رسید و دوران بیم دادن و بستن راه بهانه به پایان رسید». (نهج البلاغه، خطبه 191)
همچنین در خطبه دیگری درباره پیامبران و پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «هنگامی که یکی از آنان [پیامبران] درگذشت، دیگری برای حمایت دین برخاست و جانشین او شد تا آنکه تشریف بزرگواری از سوی خدای سبحان به محمد(ص) رسید... زمانی پیامبر اسلام را مبعوث کرد که مردم از کارهای نیکو فاصله گرفته و امتها به جهل و نادانی روی آورده بودند». (نهج البلاغه، خطبه 94)
بدین ترتیب برای رسیدن به کمال و سعادت، گریزی از هدایت تشریعی خداوند نیست. رابطه ای را که علی(ع) میان خداوند سبحان و جهان هستی و انسان ترسیم میکند، بر فیض پیوسته الهی بر جهان هستی مبتنی است. آفریدگار این آفریدهها، خداوند حکیم و مدبری است که به اقتضای حکمتش، جهان هستی و حلقههای خلقت آن با تدبیرش در جریان است، و هدایت تکوینی مستمرش، همه موجودات هستی، ازجمله انسان را در بر میگیرد. این هدایت هم در صحنههای اقتصادی و هم در غیر آن جاری است.
همچنین هدایت تشریعی امری مسلم و ضرور در تمام رفتارهای انسان است و خداوند با ارسال پیامبران و کتابهای آسمانی، راه وصول به سعادت دنیا و آخرت را به انسان نشان داده، جایگاه وحی را که کنار حس و عقل، راه دستیابی به سعادت است، امری انکار ناپذیر میشمارد.
اینگونه آموزهها با دیدگاه دئیسم که آفرینش جهان را «آنی و لحظهای» میپندارد، کاملا متفاوت است.
تصویری که علی(ع) از رابطه خداوند متعال با جهان هستی و انسان ارائه میدهد کاملا از رابطهای که مکتب دئیسم بهصورت زیربنای تفکر فلسفی لیبرالیسم اقتصادی ارائه میدهد، تفاوت دارد؛ درنتیجه لوازم اقتصادی رابطهای که علی علیه السلام از خداوند متعال با جهان هستی و انسان ارائه میدهد، متفاوت از لوازم اقتصادی نوع رابطه خداوند با جهان هستی و انسان است که مکتب دئیسم ارائه میدهد.
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.