تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۴۱۹۳۲

انباشتهای علمی دانشمندان مسلمان در فیزیک و مکانیک
دانش فیزیک و مکانیک در طبقه‌بندی علوم جهان اسلام در ردیف‌های آخر علوم قرار داشتند و پایه و اساس آنها از موجودی این دانش در خاورمیانه، مصر، شامات، یونان، روم و ایران شروع می‌شود و چاشنی داده‌های خاور دور هم به آن اضافه می‌شود.
مورخان می‌گویند: رونق علوم مکانیک در جهان اسلام توسط بنوموسی شاکر در بغداد آغاز شد و در اول قرن هفتم توسط جَزَری در دیار بکر به اوج رسید و در میان این دو تاریخ، دانشمندان زیادی چون خازنی، بیرونی، ابن سینا، ابن هیثم، قرطبی و ... نقش ایفا کرده‌اند. اعراب این دانش را به عنوان «علم الحیل» معرفی کرده‌اند، چون شیوه و ابزار کار در بخشهای موردنظر را فراهم می‌آورد و انجام کار را آسان می‌کرد. در این علم که عمدتا کاربردی و تا حدودی تئوریک بود، رشته‌هایی از سایر علوم زمان مورد استفاده بوده‌اند.
شیمی دانشی با پرونده‌ای پر رمز و راز
علم کیمیا (شیمی) پرونده‌ای پر از رمز و راز دارد و مدت طولانی از تاریخ خود گرفتار افکاری غیرقابل تفسیر و توجیه بود که تأثیر و تأثر در مواد و به‌خصوص کانیها و بالاخص فلزات را در سایه دخالت روح و موجودات مرموز آسمانی می‌دانستند و به همین جهت دستمایه سوءاستفاده شیادان و گاهی هم افراد مؤمن و خوش‌باور بود و اکسیری را دنبال می‌کردند که فلزت را به ارزشمندترین نوع آن مثلا طلا تبدیل کند.
گویا اولین کسی که این علم مهم را از این مخمصه نجات داد، جابربن حیان شاگرد زبردست امام صادق(ع) است. ایشان جنبه‌های خرافی یا رمزی را ندیده گرفت و همت خود را روی کشف آثار ترکیب مواد کانی، گیاهی و ... گذاشت و دستاوردهای خوبی هم داشت و از راه تقطیر مایعات، محصولات و معلومات ارزشمندی برای بشر به ودیعه گذاشت. جابر در عین حال جنبه‌های راز و رمزی و ارتباطات معنوی و تأثیر و تأثر افلاکیان و مواد زمینی را هم درنظر داشت.
اما کار بزرگتر را دانشمند پرآوازه اسلامی، پزشک، ریاضی‌دان و اخترشناس زکریای رازی کرد. او از رمز روحانی کیمیا صرف‌نظر کرد و کار را روی بعد مادی آن متمرکز کرد و در جریان کارهای آزمایشگاهی کیمیاگری، بخشی از نورچشم خود را از دست داد و ترجیح داد از راه دانش شیمی به راه دانش پزشکی برود. دانشمندانی چون فارابی، ابن‌سینا، خوارزمی عراقی و نهایتاً کاشانی و جُنیدی در این راه نوآوری کردند و سرمایه‌ای برای انقلاب علمی دانش شیمی در اختیار محققان غربی قرار دادند و امروز آن دانش کیمیاگر عصای دست و نردبان ارتقای صنعت و توسعه و رفاه بشری است.
مسلمانان و سایر علوم
همه آنچه مسلمین از انواع علوم انسانی، پایه، طبیعی، پزشکی، ریاضی و نجوم گرفته و توسعه دادند، در این موارد خلاصه نمی‌شود. در رشته‌هایی مثل تاریخ، جغرافیا، کشاورزی، ادبیات، شعر و نثر عربی و غیرعربی که عمدتا در حوزه‌های جامع علمی تحقیق و تدریس می‌شود و اوج و حضیض هم داشته، در کارنامه علمی و عقلی اسلام جای دارند که در این مقال فرصت پرداختن به آنها نیست.
آزاداندیشی ریشه در تعلیمات دین دارد
مجموعه آنچه از دستاوردهای علمی و فنی در دو سه قرن بهار تمدن اسلام آورده شد، محققا ریشه در آزاداندیشی مسلمانان دارد و خود آزاداندیشی‌شان هم ریشه در تعلیمات قرآن و سنت دارد که نمونه‌های آن در اهتمام به عقل و فکر و توجه به نظرات دیگران و تشویق اقتباس است «فبشّر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» و «اطلبوا العلم ولو بالصین». تا این سعه صدر و این روحیه مهم اسلامی ادامه داشت، مسلمانان مرکز جذب دانش و دانشمندان و تولید علم و فن بودند و تمدنشان در حال ارتقا و تعمیق بود و قدرتی دیگر در جهان وجود نداشت که همسنگ و رقیب آنها باشد.
این میراث عظیم اسلامی رفته رفته دچار طمع خودخواهان و میراث‌بران طمّاع در بخشهای مختلف جهان پهناور اسلام شد و رقابتها و سپس کشاکش‌ها آنهم نه در توسعه علوم، بلکه در سلطه برخاک و مصادره دستاوردها شکل گرفت. درگیری و جنگهای داخلی، جهان اسلام را دچار فرسایش کرد و تنگ‌نظریها و تعصبات بخشی جای سعه‌صدر و تحمل نظرات را گرفت و مجالس سازنده محاوره و مناظره تبدیل به هتاکی، طرد، لعن و سپس حذف و تکفیر و کشتار شد. مجموعه بالنده جهان اسلام در اثر نزاعها و فرسایش نیروها آنچنان ضعیف شد که مورد تجاوز، غارت، چپاول، قتل عام و انهدام یک قوم کوچک بیابانگرد به نام مغول قرار گرفت و پاره پاره و پایمال شد.
اگر عوامل انحطاط درونی نبود!
فتنه مغول در دوران ادامه جنگهای صلیبی پیش آمد که جهان اسلام از دو سو تحت فشار قرار داشت و اگر عوامل انحطاط درونی نبود، می‌توانست هر دو تهاجم را به نفع خود پایان دهد؛ یعنی خیلی بهتر از آنچه بعدها شد که مغول در فرهنگ نیرومند اسلام هضم شد و صلیبی‌ها تسلیم یا مسلمان شدند و ماندند و با کوله باری از معارف اسلامی برگشتند که سرانجام یکی از عوامل حیات علمی و عملی غرب شدند.
خیلی روشن است که امت اسلامی با هدایت قرآن و سنت توانست در مرکز جغرافیای این کره خاکی رسالت عظیم تمدن‌سازی اسلام را انجام دهد. ابتدا با جذب آثار ارزشمند تمدنهای کهن شرق و غرب و خاورمیانه و با معیارهای اسلامی، تمدنی جدید، قوی، بالنده و با ترکیبی از معنویت و مادیت بسازد و این معجون شفابخش را حراست کند و سپس از این تمدن و این شجره طیبه که ریشه‌ در اعماق تاریخ و ادیان آسمانی و تمدن‌های کهن داشت، شاخ و برگ به سراسر جهان بگستراند و اسلام به عنوان بهترین امانت‌دار تاریخ با جمع‌آوری ارزشهای دینی و انسانی گذشته و تجمیع، پرورش، اصلاح و خالص کردن آن، زمینه رشد و ارتقا را فراهم کند و سپس به تدریج انوار آن خورشید تابناک را به سایر اقالیم جهان بفرستد.
به‌رغم همه نشیب و فرازها، اسلام همچنان از ابعاد انسانی و معرفتی و جغرافیایی به پیش می‌رود و امروز بیش از یک چهارم نفوس بشر و حدود یک سوم از کشورهای مستقل و ارزشمندترین نقاط ژئوپولیتیک جهان و نزدیک 20درصد تولید ناخالص کره خاک را در اختیار دارد؛ اما پراکنده و گاهی متعارض است و آرزو داشتیم و هنوز داریم با تأسیس دولت اسلامی بر پایه مکتب اهل بیت و اسلام ناب در مناسب‌ترین نقطه کره زمین، بار دیگر اسلام نقش واسطه امین و امانتداری را در ارتقای تمدن بشر با چاشنی عرفان و انسانیت قرآن به عهده بگیرد.
غرب از خواب قرون وسطایی بیدار ‌شد
همزمان با جریان قوس نزولی تمدن اسلامی، دنیای تباه شده غرب رفته رفته از خواب هزارساله قرون وسطایی خود بیدار می‌شد و کم‌کم جرقه‌هایی در دنیای تاریک تفتیش عقاید و افکار بسته و عقل‌های به زنجیر کشیده سوسو می‌کرد و آنهم در پی برخورد با آثار تمدن بزرگ اسلامی و درخشش انوار علم و فن و توسعه و پیشرفت مسلمانان تابش انوار خورشید تمدن قرآنی مسلمین بود که در نقاط محدود تماس جامعه خفته غرب با جامعه تکامل یافته اسلامی بعضی از چشمان نیمه باز را خیره می‌کرد و آنها را به دنبال منشأ این رعد و برق می‌کشاند.
علاوه بر ارتباطات معمول عمومی آن زمان، سه نقطه مهم از قلمرو اسلام مرکز تماس طولانی غربیها بود که آنها را با پیشرفت مسلمانان و تمدن اسلامی که در مقایسه با وضع مغرب زمین بسیار عالی بود، آشنا کرد:
1ـ اندلس (اسپانیای امروز): شهر قرطبه مرکز مهم خلافت اسلامی به گونه‌ای پیشرفته بود که قابل مقایسه با بغداد آن روز بود و از سراسر جهان اسلام دانش و کتاب جذب می‌کرد و مورخان می‌گویند در کتابخانه قرطبه هشتاد هزار نسخه ارزشمند وجود داشت. مسیحی‌ها و مسلمانان معاشرت همه‌جانبه داشتند و چیزهای زیادی از مسلمین آموختند. و نیز شهرهای دیگر مانند طلیطله و ...
2ـ شامات: در این منطقه بر اثر سفرهای زیارتی غربیها و جنگهای صلیبی، تماس مسلمانان و مسیحیان و یا شرق و غرب در طول تقریباً دو قرن باعث شد که غرب به عظمت تمدن اسلامی پی ببرد و با همه خسارات و تلفاتی که داشتند، سرانجام با پیروزی مسلمانان، باقیمانده آنها سرافکنده برگشتند، ولی ارزیابیهای محققان می‌گوید: «ارزش آنچه غربیها از مبانی و دستاورد تمدن اسلام یاد گرفتند و به غرب بردند، از خاک فلسطین که هدف مهم جنگهای صلیبی بود، بیشتر است.»
3ـ جزایر مدیترانه و به‌خصوص جزیره سیسیل که مسلمانان در آنجا تمدنی مثال‌زدنی ساخته بودند و سپس این جزیره پلی برای انتقال تمدن اسلامی به غرب و مرکزی برای آموزش مسیحیان شد.
به غیر از این سه نقطه مهم تماس و تعامل، در قرون بعد پیشرفت خلفای عثمانی از ترکیه به عمق بالکان و تا مرز اتریش و اختلاط وسیع مسلمانان و غربیها در این منطقه، برای انتقال تمدن اسلام فرصت مهمی پیش آورد.          ادامه دارد...