حجتالاسلام و المسلمین قاسم روانبخش
انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی از جهات مختلفی قابل تامل، نقد و بررسی است که به برخی از آنها میپردازیم.
1. اولین انتخابات پس از فتنه
از آنجایی که انتخابات نهم اولین انتخابات پس از فتنه بود بیم آن میرفت که فتنه گران آن را با چالشهای امنیتی مواجه کنند؛ زیرا برنامههای برون مرزی و داخلی دشمن برای ایجاد ناامنی در مرکز و در شهرهای دور دست طراحی شده بود و رهبر عزیز انقلاب نیز در نماز عید فطر نسبت به آن هشدار داده بودند، ولی خوشبختانه با هوشیاری مسؤولان و بصیرت ملت ایران هیچگونه نا امنی در کشور گزارش نشد.
2. تاثیر منفی دو تحریم
در این انتخابات، دو تحریم هماهنگ برای شرکت نکردن مردم اعمال شد که هر دوی آنها اثر معکوس به جا گذاشت. تحریم همه جانبه اقتصادی از سوی امریکا و اروپا و تحریم انتخابات از سوی مدعیان اصلاحات. آنها تصور میکردند تحریم انتخابات از سوی اصلاح طلبان موجب سردی صحنه رقابت در انتخابات میشود و مشارکت به شدت کاهش مییابد.
تحریمهای به خیال خودشان فلج کننده نیز کشور را به بحران اقتصادی میکشاند و در نتیجه به دلیل نارضایتی عمومی و سرد بودن فضای رقابت، مردم به صحنه نخواهند آمد. در این صورت میتوان از نگاه آنان مقبولیت نظام اسلامی را به چالش کشید و آن را از چشم مردم منطقه که این نظام را مدل و الگوی خود میدانند، انداخت.
حضور حداکثری مردم در این انتخابات به رغم اینگونه تحریمها شکست سنگینی برای هر دو دسته از تحریم کنندگان بود و بیداری قابل تحسین این ملت را به رخ جهانیان کشید. البته از فواید این تحریمها روشن شدن همگامی مدعیان اصلاح طلبی با دشمن بود؛ چرا که اگر در گذشته ابهامی وجود داشت و با زحمت باید آن را اثبات میکرد، امروز پس از نشست مشترک امریکاییها و اصلاح طلبان در پایگاه بگرام و تصمیم بر تحریم انتخابات، همه چیز روشن و معلوم شد که آنها از چه کسانی دستور میگیرند. بنابراین اگر تاکنون درباره وابستگی این گروه برای کسانی تردیدی وجود داشت، در این انتخابات این ابهام کاملا برطرف گردید.
3. خروج مدعیان اصلاحات از گردونه نظام
گرچه برخی اصلاح طلبان بی تابلو در انتخابات شرکت کرده بودند و بعضا با تابلوهایی مانند اصلاح طلبان مردمی و جبهه مردم سالاری به صحنه رقابتهای انتخاباتی وارد شدند ولی همه میدانند که جریان اصلی آنها و افراد اتاق فکرشان انتخابات را تحریم کرده بودند. حضور گسترده مردم در انتخابات نشانگر آن بود که اصلاح طلبان، در کشور جایی ندارند؛ چرا که مردم به دعوت آنها وقعی ننهاده بلکه پرشورتر از گذشته به پای صندوقها آمدند. بنابراین، برای پرشور شدن انتخابات، نیازی به بهره گرفتن از اپوزیسیون نیست، بلکه میتوان با رقابتی سالم در خانواده نظام به مشارکت حد اکثری دست یافت.
4. چرا محمد خاتمی رای داد؟
برخی معتقدند در میان مدعیان اصلاحات آقای خاتمی از تعقل بالاتری برخوردار است. وی قبلا گفته بود که اگر بتوانیم مشارکت مردم در انتخابات را به زیر 30درصد برسانیم برای ما بزرگترین پیروزی است هر چند نامزدهای ما وارد مجلس نشوند. او تصور میکرد که با اعمال تحریمها و تحریم انتخابات، خواست وی محقق خواهد شد؛ به همین دلیل در اوایل وقت رای نداد و درست در زمانی که حضور حد اکثری مردم بر همگان اثبات شده بود، برای اینکه از قافله عقب نماند رای داد تا اینگونه وانمود کند که مشارکت حداکثری مربوط به اصولگرایان نبوده است.
5. ترس بی دلیل از مدعیان اصلاحات
از دو نکته فوق استفاده میشود که ترس برخی اصولگرایان درباره پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات چندان بجا نبوده است. تعدد نمایندگان این جریان در استانها و شهرستانها 35 نفر و در تهران صفر برآورد میشود. این درحالی بود که عمدهترین دلیل برخی تحلیلگران بر ضرورت وحدت جبهه پایداری انقلاب اسلامی با جبهه متحد را خطر پیروزی جریان اصلاح طلبی و انحرافی ذکر میکردند و احتمال وقوع دوم خرداد دیگری را به رخ جبهه پایداری میکشیدند!
6. پیام به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم
یکی از پیامهای مهم این انتخابات به کسانی بود که بیش از 2 سال است خود را برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم آماده کرده اند؛ آنها تصور میکردند که در تهران رای اول را دارند و در کشور نیز از آرای بالایی برخوردارند.
انتخابات اخیر نشان داد که نمایندگان آنها از چه مقدار اعتبار برخوردارند و شاید چنان چه نمایندگان فرد مورد نظر در لیست جبهه متحد وجود نداشتند آن لیست از اعتبار بیشتری برخوردار میگشت. بنابر این از هم اکنون سرنوشت این گونه افراد در انتخابات آتی ریاست جمهوری نیز روشن است.
7. حکمت تاسیس جبهه پایداری
اکنون بر همه روشن شده است که هم تاسیس جبهه پایداری بجا و بموقع بوده است و هم عدم اتحاد با جبهه متحد؛ زیرا چنان چه این جبهه در عرصه رقابت انتخاباتی حضور نداشت، نه در صد مشارکت مردم در تهران به 48درصد میرسید و نه درصد مشارکت مردم در کل کشور در این حد بالا قرار میگرفت. در اینجاست که به عمق کلام مقام معظم رهبری پی میبریم: آقای مصباح عالمی است بصیر به معنای حقیقی کلمه.
8. تخریب، نتیجه معکوس داشت
این انتخابات هم مثل همیشه نشان داد که تخریب اثر معکوس باقی میگذارد. جبهه پایداری انقلاب اسلامی در این مدت مورد بدترین تخریبها قرار گرفت ولی برای حفظ وحدت و ارزشهای انقلاب لب فرو بست و البته مزد آن را نیز دریافت کرد.
9. پول و تبلیغات فقط کارساز نیست
انتخابات اخیر نشان داد که پول و تبلیغات گسترده حرف اول را نمیزند، این نکته را مردم فهیم تهران بهخوبی درک میکنند؛ زیرا در مقایسه با برخی گروهها و اشخاص جبهه پایداری تبلیغات گستردهای نداشت. تبلیغات این جبهه بیشتر به صورت پخش بروشور و کف دستی بود که آن هم به اندازه کافی پخش نشد.
بسیاری از کسانی که میخواستند به لیست پایداری رای بدهند به سختی لیست را تهیه میکردند. در عین حال چهار تن از نامزدهای جبهه پایداری در دور اول به مجلس راه یافتند و 25 تن از آنها به دور دوم رسیدند.
10. نیازی به لیستهای تلفیقی نیست
آخرین نکته این که برخی از دلسوزان و اصول گرایان به دلیل ترس از پیروزی اصلاح طلبان اقدام به تهیه لیستهای مشترک کردند، اکنون که در مرحله دوم انتخابات چنین خطری وجود ندارد دیگر نیازی به تهیه لیستهای تلفیقی نیست؛ زیرا اکثر قریب به اتفاق نامزدها از دو جبهه اصول گرایی هستند پس شایسته است به شعور مردم احترام بگزاریم و سلیقه آنها را به نظاره بنشینیم.
11. با توجه به تنگتر شدن میدان رقابت، و رقابت میان دو جبهه اصولگرایی سعی کنیم در دام شیاطینی نیفتیم که میخواهند میدان رقابت سالم را به میدان جنگ تبدیل کنند و رشد اصولگرایی را به چالش بکشند.
بنابراین بیاییم به جای تبلیغات منفی، اثباتی تبلیغ کنیم و نشان دهیم که شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت. در پایان انتخابات نیز تابع نتیجه قانونی باشیم و به دوستان پیروز، خالصانه تبریک بگوییم و نشان دهیم که میشود رقابت را به رفاقت تبدیل کرد.