تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۴۲۳۶۴
سفرنامه ترکیه و گرجستان

سیروس محمودیان: امروز عصر 27 اسفند 1390 است که با تدارک مقدمات مورد نظر، خود را برای سفر به ترکیه کاملا آماده کرده‌ام. تصمیم دارم اگر اتفاق خاصی رخ ندهد فردا اول صبح از طریق مرز زمینی و شاید هم مرز هوایی راهی ترکیه شوم. تهیه ارز دولتی یکی از مشکلات اصلی هر سفر خارجی است. اگر چه تهیه ارز دولتی در ایران به علل کاملا مشخصی مشکل می‌‌نماید ولی باید اعتراف کرد نگهداری آن در کشور ناامنی مانند ترکیه بسیار مشکل‌تر از تهیه آن به نظر می‌‌رسد.
از نظر اغلب توریست‌های حرفه‌ای در طول سفر انفرادی و حتی گروهی به ترکیه وجود یک جیب کوچک زیپ‌‌دار مخفی تعبیه شده در لباس زیر برای پنهانسازی پول همراه بسیار ضروری است. نیم‌نگاه کنکاشی به آمار قابل توجه مراجعان ایرانی مورد دستبرد واقع شده به کنسولگری‌های چهارگانه کشورمان در شهر‌های مختلف ترکیه شاید زوایای جدیدتری را از فضای ناامن این کشور به تصویر بکشد.
برخلاف تصور عمومی نسبتا رایج در ایران، نبود امنیت و آزادی‌های سیاسی، اجتماعی و مذهبی در ترکیه یکی از معضلات اساسی مردم مسلمان آن کشور است. با وجود آنکه عاملان فساد و تباهی و اماکن فساد آنان در اقصی نقاط ترکیه- ولو چسبیده به مساجد اصلی شهر- به شکلی ویژه از یک امنیت جامع پلیسی برخوردار هستند اما در عین حال در بخش سیاسی- مذهبی، مردم از وجود یک اختناق نفسگیر و استبداد سیاسی عجیب رنج فزاینده‌ای می‌‌برند.
برای نمونه اگر ممنوعیت حجاب در دانشگاه‌ها یا مراکز دولتی با توجه به سیستم لائیک حاکم بر ترکیه نسبتا قابل هضم می‌‌نماید اما مثلا ممنوعیت موضوع ساده و پیش پا افتاده‌ای مانند روشن کردن آتش یا نورافشانی در عصر چهارشنبه‌سوری در محلات شهرهای مختلف ترکیه به بهانه‌های واهی از قبیل «وابستگی این مراسمات به آیین زرتشت» بسیار عجیب است و تقریبا با توجه به شعارهای پرطمطراق و دهن‌پرکن لائیک‌های غربزده درباره آزادی‌های اجتماعی– سیاسی به هیچ‌وجه قابل فهم نشان نمی‌دهد.
در جای جای ترکیه مبلغان مسیحیت به تبلیغ آشکار مسیحیت و توزیع رایگان کتب آموزشی- تبلیغی مشغول هستند اما مردم عادی در مناسبت‌های مختلف مجاز به انجام یک تفریح سالم خانوادگی در کنار منزل خویش نیستند. سوم فروردین امسال، دمدمای غروب در شهر «قارص» خانواده‌ای را دیدم که همراه 2 فرزند خردسال خود در کوچه پس‌کوچه‌های آن شهر با ترس و وحشت ملموسی آتش روشن کرده بودند و مرتبا اطراف خویش را نگاه می‌‌کردند که مبادا پلیس یا نیروهای امنیتی سر برسند و مکررا 2 فرزندشان را از ایجاد سر و صدای کودکانه بشدت منع می‌‌کردند.
آنان به محض دیدن من در نبش کوچه سریعا خود را جمع و جور کرده و پدر خانواده با عصبانیت مانع از عکس گرفتن من شد، اگر چه فردا اول صبح از بقایای آن آتش که نشان روشنی از اختناق حاکم بر ترکیه بود عکس یادگاری گرفتم اما هنوز افسوس می‌‌خورم که چرا نتوانستم آن شب از آن اوضاع عکس بگیرم. بعدها که پرس‌وجو کردم از برخی مردم شنیدم سیستم لائیک حاکم بر ترکیه شدیدا نگران اوضاع در حال انفجار آن کشور است.
سیاست پردازان ترکیه بشدت در هراسند که مبادا چنین تجمعات ساده مردمی فراگیر شده و در سایه تکرار پروسه‌ای این تجمعات، خواسته یا ناخواسته بهانه مناسبی را برای شروع خیزش‌های اجتماعی– سیاسی مردمی فراهم کند که زیر چکمه‌های خون‌آلود ژنرال‌های چهارستاره واقعا به ستوه آمده و صرفا به دنبال بهانه‌ای می‌‌گردند تا به محض شکل‌گیری هر تجمع مردمی، صدای اعتراض دامنه‌دار خود را به گوش حاکمان لائیک ترکیه برسانند. در طول 20 سال گذشته ترکیه تجارب تلخی از این دست تجمعات دارد. خرداد سال گذشته شرق ترکیه بشدت دستخوش درگیری‌های خونین خیابانی مردم با پلیس سراپا مسلح بود.
امسال هم با وجود آنکه چند روزی از عید نوروز گذشته بود اوایل شب در شهر قارص چند نوجوان گذری را در پیاده‌رو هتل محل اقامتم در حال جر و بحث دیدم. آنها به‌طور‌‌ پنهانی خود را برای اجرای یک برنامه شب آماده می‌‌کردند. چند تن از آن نوجوانان با شور خاصی از لذت برنامه آخر شب صحبت می‌‌کردند اما برخی از آنان با اشاره به حساسیت‌های پلیس و عواقب احتمالی این کار مخالف تجمع شبانه بودند. بالاخره آنها از هم جدا شده و رفتند. ساعت 12-11 شب بود که صدای انفجار چند ترقه از چند نقطه حاشیه‌ای شهر به گوش ‌‌رسید و بعد هم صدای آژیر ماشین‌های پلیس بود که مرتبا در خیابان‌های اصلی شهر قارص با تردد پرسر و صدا قدرت استبدادی پلیس را به رخ می‌‌کشید.
وجود ماشین‌های متعدد ضدشورش در اشکال مختلف– آبپاش، رفع سدمعبر و حمل نیرو- در همه کلانتری‌های حتی شهرهای بسیار کوچک ترکیه کاملا به چشم آمده و جلب توجه می‌‌کند. خشونت‌های خونین و کشتار جمعی و فردی افراد هم صفحه دیگری از واقعیات اجتماعی- سیاسی ترکیه است. بخشی از این قتل‌عام‌ها مربوط به درگیری‌های داخلی گروه‌های سازمان‌یافته مافیایی است که اداره مراکز فساد و فحشا را مستقیم و غیرمستقیم برعهده دارند و سران این گروه‌های مافیایی با اخاذی و باج‌گیری‌های از پیش طراحی شده پول کلانی به جیب می‌‌زنند.
بخش دیگری از این کشتارها که اتفاقا کم‌شمار نیز نیست مربوط به فعالیت‌های نظامی تجزیه‌طلبان کرد ساکن مناطق شرقی ترکیه است. بر اساس آمار منتشره نیمه‌رسمی، در طول چند سال گذشته بیش از 50 هزار نفر از اکراد و نظامیان ترکیه در درگیری‌های گسترده نظامی کشته شده‌اند. چندده بار لشکرکشی بی‌حاصل ارتش ترکیه به داخل خاک عراق برای از بین بردن پایگاه‌های نظامی گروه‌های شورشی شبه‌نظامی که اتفاقا در شرق ترکیه از پایگاه گسترده مردمی هم برخوردار هستند عموما نتیجه‌ای در پی نداشته است. سران ترکیه بهتر از هر کسی می‌‌دانند کشور ترکیه از این بابت بسیار متزلزل و آسیب‌پذیر نشان می‌‌دهد.
اگر جمهوری اسلامی فقط برای چند وقت کوتاهی اجازه فعالیت در مرزهای ایران به این گروه‌های شورشی بدهد، مناطق گسترده‌ای از شرق ترکیه توسط شورشیان به آتش کشیده شده و در نهایت اقتصاد و امنیت کشور ترکیه دچار صدمات جبران‌ناپذیری خواهد شد اما حقیقت آن است که اصول متعالی انقلاب اسلامی هرگز اجازه چنین اقدامات غیرانسانی را به ما نمی‌دهد، اگرچه ترکیه سال‌هاست با پناه دادن به عوامل تروریست منافقین و گروهک‌های کومله و دموکرات خدمات بی‌سابقه‌ای به صهیونیسم بین‌الملل و آمریکا ارائه کرده و کماکان نیز حمایت پنهانی از اپوزیسیون برانداز ضدایرانی را در دستورکار قرار دارد. شکی وجود ندارد که در حال حاضر ترکیه و قبرس ترک‌نشین گلستان تروریست‌های ضدانقلابی است که علنا جیره‌خوار دشمنان ایران اسلامی هستند.
به هر حال به‌طور‌‌ مرتب اخبار روزانه ترکیه نیز حاکی از وقوع جرم و جنایات متعددی است که به علل مختلف رخ می‌‌دهد. مصدومیت و کشته شدن چند تن در درگیری‌های خیابانی چهارشنبه‌سوری عید نوروز امسال در منطقه دیاربکر و ارزروم تنها برگ کوچکی از این کتاب نیمه‌گشوده بلندبالاست.
انتشار گاه گدار اخبار کاملا سانسور شده درباره تلفات انفجار بمب‌های کار گذاشته شده توسط گروه‌های شبه‌نظامی عمدتا چپ‌مسلک چریکی یا نشر دست و پا شکسته اخبار اعتراضات خونین مردم بویژه در مناطق محروم ترکیه به‌طور‌‌ طبیعی از نبود یک امنیت اجتماعی حداقلی در ترکیه حکایت دارد که شاید آخرین خبر منتشر شده در این‌باره مربوط به آتش کشیده شدن بیش از 30 خودرو توسط افراد ناشناس در مناطق مختلف ترکیه در اواخر فروردین امسال باشد.
همچنین رخداد جرم و جنایت‌های گسترده و قاچاق مواد مخدر یکی از شاخصه‌های اصلی جامعه آلوده ترکیه است که روزانه صدها خبر از این دست اتفاقات در شبکه‌های مختلف ترکیه به نمایش گذاشته می‌‌شود و اتفاقا یکی از سرگرمی‌های عمده مردم ترکیه تماشای هیجان‌انگیز اخبار حوادث یادشده از شبکه‌های تلویزیونی و در نهایت بازنقل این اخبار و ارائه تحلیل‌های دسته‌جمعی در این‌باره در قهوه‌خانه‌های پرشمار آن کشور است. در این میان باج‌گیری‌های گروه‌های سازمان‌یافته مافیایی از صاحبان صنایع، هنرپیشه‌ها و افراد معروف نیز از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.
مثلا ناقص‌العضو شدن خواننده مشهور ترکیه ابراهیم تاتلیس در جریان ترور مسلحانه او توسط چند مرد مسلح در زمستان سال 89 نمونه بارزی از این دست باج‌خواهی‌های مشهود است. باید اشاره کرد ترور شخص فاسدی مانند تاتلیس که اتفاقا خود وی در 20 سال گذشته یکی از اضلاع اصلی پردازش فساد رسانه‌ای– کاباره‌ای در ترکیه بوده نمونه گویایی از زد و خورد‌های روزمره گروه‌های فاسد مافیایی می‌‌تواند باشد. البته همسر سابق وی به نام «دریا تونا» که او نیز خود جزو همان طیف هنرپیشه‌های مبتذل ترکیه بود و در سال 2002 به دست عوامل ناشناسی هنگامی که در یکی از کازینوها در حال خوانندگی بود مورد اصابت گلوله قرار گرفته و پای او زخمی می‌شود.
نمونه روشنی از صدها مورد باج‌خواهی‌های روزمره گروه‌های مافیایی به حساب می‌‌آید. علاوه بر آن سهم خونبار درگیری‌های مسلحانه روزانه تجزیه‌طلبان کرد و یونانیان قبرسی و هواداران پرشمار آنان بر وخامت اوضاع ناامن ترکیه می‌‌افزاید. چند روز اخیر دوستانی که با وضعیت سیاسی– اجتماعی ترکیه آشنایی کافی داشتند با اطلاع از موضوع سفرم به دلیل نبود امنیت و آزادی در مناطق کردنشین ترکیه اصرار داشتند از طریق هوایی به ترکیه سفر کنم.
می‌‌گویند مسیر کردستان ترکیه بسیار ناامن و خطرناک است. به هر شکل آماده سفر که می‌‌شوم توصیه‌های امنیتی برخی دوستان و محدودیت‌های زمانی سبب می‌‌شود درباره وسیله مسافرت به ترکیه دچار تردید شوم. در حقیقت این تردید موجب می‌شود به دنبال سفر هوایی باشم. دیگر فرصتی ندارم، باید امروز تصمیم نهایی را بگیرم. سرزدن به چند آژانس مسافرتی کافی بود تا معلوم کند ما ساده‌انگارانه در عالم دیگری سیر می‌‌کنیم.
مکررا شنیده بودم که عده‌ای از آقایان و آقازاده‌ها هفته‌ای یا حداقل ماهی یکی، دو بار– بی‌خانواده و باخانواده- زحمت سفر به خارج! را می‌‌کشند و من در ابتدا با خود فکر می‌‌کردم این امر کار راحتی است اما با یک حساب سرانگشتی متوجه شدم واقعا دل شیر می‌‌خواهد آدمی پول کلان شخصی را صرف سفر خارج کند مگر اینکه خرج از کیسه ملت باشد یا ثروت‌ بادآورده‌ای از سازندگی! نصیب آدمی– ببخشید آقا و آقازاده‌ها- شده باشد.
فکر می‌‌کنم اگر اداره گذرنامه و فرودگاه‌های کشور فهرست دقیق مسافرت‌‌های حضرات و فرزندانشان به خارج از کشور را رسما اعلام کنند خیلی از ابهامات برای مردم روشن خواهد شد. طبیعی است با اطلاعات به دست آمده مردم تکلیف خود را با خادم و خائن به خوبی معلوم خواهند کرد. به هر حال افزایش قیمت بلیت هواپیما در ایام نوروز امسال برای من که وحشتناک بود. فقط بلیت رفت به آنتالیا 885700 تومان، بلیت رفت استانبول 754500 تومان، برای گرجستان نیز 1924000 تومان بود و من یگانه انتخاب اجباری‌ام، سفر زمینی بود.
از سوی دیگر این پرس‌وجو حداقل این حسن را داشت که سفر به گرجستان را از ذهنم خارج کنم. اگرچه به دلیل قرابت‌های تاریخی– زبانی گرجی‌ها با صهیونیست‌ها بشدت علاقه‌مند بودم سفری هم به تفلیس داشته باشم و از نزدیک جریان زیرزمینی اما مخرب صهیونیستی را در گرجستان ببینم اما گرانی هزینه سبب شده به اجبار از فکر سفر به تفلیس بیرون بیایم، اگرچه در اواسط سفر به‌طور‌‌ اتفاقی مجبور شدم سری هم به گرجستان بزنم.
سرزمین گرجستان اولین محل برای آزمایش میدانی انقلاب‌های مخملی یا همان رنگی توسط جاسوسان اکادمیک غربی بود که اتفاقا پیروزی‌های چشمگیری هم برای آنان در پی داشت. تفلیس شهری مسیحی‌نشین است که می‌‌گویند در آن از مفاسد رایج در استانبول خبری نیست و مردم عموما زندگی آرام فقرآلودی دارند و همه امور سیاسی و خیزش‌های احتمالی دقیقا مدیریت شده و تحت کنترل جریان خاصی قرار دارد. در تفلیس مسجدی استثنایی وجود دارد که دارای 2 منبر است؛ منبری برای شیعیان و منبر دیگری برای اهل سنت.
به هر صورت عمیقا علاقه‌مندم بدانم چرا استانبول با وجود تعلق تاریخی‌اش به یک کشور مسلمان اینگونه محل تاخت و تاز لائیک‌ها و عیاشی‌های سیری‌ناپذیر اروپایی‌ها شده اما کشور مسیحی‌نشینی مانند گرجستان از تهاجم لائیک‌ها در امان مانده و عموما گرجستان که سعی می‌‌کند صنعت توریسم را محل درآمد اصلی خویش قرار دهد کشور اخلاق‌مداری به حساب آمده و نسبتا از فساد و فحشای علنی رایج در ترکیه خبری در آن نیست.
طبیعی است مشورت زیاد آفتی است که تصمیم‌گیری را برای آدمی سخت می‌‌کند. چند روز اخیر با افراد مختلفی صحبت کردم که به نوعی خود را علاقه‌مند موضوع بیداری اسلامی نشان می‌‌دهند. تلاش داشتم ضمن آشنایی با دیدگاه‌های آنان و استفاده از اندوخته‌های شخصی‌شان به یک انسجام فکری رسیده و به ترسیم نقشه سفرم بپردازم. در مجموع متوجه شدم غالب افراد یادشده و از جمله خود من تنها دوستدار بیداری اسلامی هستیم و جز چند مقاله‌نویسی ساده داخلی عملا هیچ کاری برای به ثمر رسیدن بیداری اسلامی انجام نداده‌ایم و صرفا ظرفیت‌های ذاتی انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) به تنهایی جریان بیداری اسلامی– انسانی را در اقصی نقاط عالم به شکلی بطئی پیش می‌‌برد.
به هر شکل در میان صحبت با دوستان یادشده با این سوال اساسی مواجه شدم که ما در داخل کشور برای بیداری اسلامی چه کارهایی انجام دادیم و بعد از این چه اقداماتی می‌‌توانیم انجام بدهیم و پیش‌شرط ایفای نقش در بیداری اسلامی چیست؟ آیا بیداری اسلامی در ایران به عنوان مفهوم معین اجتماعی- سیاسی دارای جایگاه خاص تعریف شده‌ای است؟ ارتباط بیداری اسلامی با مفهوم صدور انقلاب اسلامی چیست و به‌طور‌‌ مشخص روسا و برنامه‌ریزان اصلی قوای سه‌گانه تا چه میزان در بخش بیداری اسلامی فعال بوده و در هماهنگی با دیگر قوا به پیشبرد سیستماتیک آن همت می‌‌گمارند؟ به نظرم رسید همان داستان تکراری فیل است و تاریکی شب.
هر کسی تعریف شخصی خویش از بیداری اسلامی را یگانه ملاک خدمت به جریان محتوم بیداری می‌‌داند و عجیب‌تر آنکه حتی برخی با وجود تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری در پذیرش رخداد بیداری اسلامی درباره پذیرش چنین مساله راهبردی دچار تردید هستند و به نوعی خیزش‌های مردم منطقه را توطئه آمریکا برای مدیریت ذهنی ملل محروم می‌‌دانند.
ضرورت تاریخی حکم می‌‌کند منتظران حقیقی ظهور حضرت حجت(عج) به شکل اساسی در حوزه بیداری اسلامی وارد کارزار شده و مسؤولانه در عمل به رسالت تاریخی خویش اهتمام ویژه ورزند. باید پذیرفت در شرایط کنونی ملل محروم چشم‌انتظار یاران صدیق انقلابی هستند که کلید رهایی آنها از دست طواغیت در متن مفاهیم والای انقلاب اسلامی قرار دارد.