روزنامه وزگیلیاد در این باره مینویسد، دیمتری مدویدیف رئیسجمهور روسیه سندی را تحت عنوان دکترین سیاست خارجی فدراسیون روسیه امضا کرد که ارائهدهنده دیدگاهها، اصول و جهتگیریهای اصلی فعالیتهای روسیه در عرصه سیاست خارجی است. دکترین جدید مکمل و توسعهدهنده دکترین قبلی است که در تاریخ 28 ژوئن سال 2000 توسط ولادیمیر پوتین رئیسجمهور سابق روسیه مورد تأیید قرار گرفته بود و تغییر چندانی نکرده است.
دیمتری مدویدیف در ملاقات با سفرا و نمایندگان دائم روسیه در خارج، نمایندگان دیپلماتیک کشور را با محتوای دکترین جدید سیاست خارجی روسیه آشنا و برنامه فعالیتهای آتی کشور را که مبتنی بر دفاع از منافع ملی این کشور و حفظ اصول بینالمللی در روابط است، برای آنان تشریح نمود. علاوه بر این در برخی ابعاد مهم سیاست خارجی جدید اصول ویژهای همچون جایگاه روسیه در جهان و اهداف و مسائل سیاست خارجی و جهتگیریهای آن مشخص شده است.
اصلیترین محورهای دکترین جدید سیاست خارجی روسیه عبارتند از:
1. نقش روسیه در امور بینالملل
روسیه جدید در زمینه حفظ منافع ملی به پیش میرود و نقش کاملی در امور بینالملل کسب کرده است، اسناد را رد و یا با آنها موافقت میکند، روسیه در شکلگیری معماری روابط بینالملل تأثیرگذار است. کارشناسان غربی در دهه نود تحلیل کرده بودند که روسیه دیگر یک ابرقدرت نیست و باید اهمیت منطقهای خود را حفظ کند اما اینچنین نشد. مفهوم قدرت منطقهای در تحلیل آنها اینگونه بود که روسیه در یک منطقه واقع شده است. در حالی که روسیه در اروپا، خاورمیانه، آسیا، اقیانوس آرام و در آمریکای شمالی قرار دارد. ضمناً دکترین یاد شده تأییدکننده این امر میباشد که روسیه دارای منابع و امکانات کافی برای ایفای نقش همه جانبه در امور جهانی است. بر همین اساس روسیه دارای سیاست خارجی باز و عملی براساس منافع ملی کشور است.
2. سیاست جهانی یا بینالملل
در دکترین سیاست خارجی، تغییرات اساسی روابط بینالملل که طی دو دهه اخیر رخ داده است خاطرنشان شده است. این دگرگونی اساسی در روابط بینالملل، آتشبس مناقشات ایدئولوژیک و از بین رفتن میراث جنگ سرد میباشد. کاهش خطر جنگ و حل مشکلات از طریق مذاکرات دیپلماتیک در این دکترین یادآور شده است. مطابق با ارزشهای روسیه عامل زور در سیاست کنونی جایی ندارد. در این سند تأکید شده است که میتوان در زمینههای اقتصادی، علمی، فنی، اکولوژی، دموگرافی و اطلاعاتی با سایر کشورها همکاری کرد.
3. روند جهانیسازی
روسیه در عین حال که روند جهانیسازی را مفید میداند و علاقمند به تأثیرگذاری بر روند آن است اما به دلیل سیاستگذاریهای نامناسب غرب معتقد است که جهانی شدن با تهدیدات و خطرات ناشی از سیاستگذاری غربی روبرو است. رقابت جهانی در درجه اول موجب تغییرات تمدنی میشود، رقابتی میان ارزشها و الگوهای مختلف توسعه ایجاد میکند و در عین حال عامل مذهب در شکلگیری سیستم روابط بینالمللی اهمیت زیادی پیدا میکند.
ضمناً این روند نه تنها در رابطه با مثلث بالکان ـ خاور نزدیک ـ قفقاز است، بلکه به قول ساموئل هانتینگتون موجب "برخورد تمدنها" میگردد. رقابت ارزشها و الگوهای توسعه و اولویتهای غرب در جهانی شدن نشاندهنده این است که این امر هیچگاه قطعی نخواهد شد. همین رفتار غرب موجب شد که روسیه از زمان مقابله چند قطبی هیچگاه غرب را حریف مهمی محسوب نکند.
4. عامل قدرت
در این دکترین تأکید شده است که مفهوم "دشمن" کنار گذاشته شود و به جای آن از کلماتی همچون رقیب و همکار استفاده شود. در دکترین همچنین بارها تکرار شده است برای روسیه قابل قبول نیست که بر قدرت تکیه کند و امید داشته باشد که دنیا تکقطبی شود، زیرا معتقد است چنین افکاری خطرناک است.
استراتژی یک جانبه موقعیت بینالمللی را بیثبات و اوضاع را وخیم میکند و آتش تسلیحات را افزایش میدهد. تقابل دولتها را شدت بخشیده و خصومت مذهبی و ملی را شعلهور میکند. عامل تهدید امنیت برای سایر کشورها شده و وخامت روابط بینالمللی را باعث میگردد. استراتژی بیاعتباری که برای آمریکا با ارزش و روسیه کاملاً مخالف آن است.
5. حقوق بینالملل
دکترین سیاست خارجی روسیه براساس حقوق بینالملل تنظیم شده است. روسیه در ثبات سیستم روابط بینالملل براساس اصول برابری و احترام متقابل و همکاری سودمند دوجانبه کشورها ذینفع میباشد. به همین دلیل روسیه به دنبال تحکیم اساس حقوقی در روابط بینالملل است و تضمین رعایت حقوق بینالملل را سرلوحه دکترین خود قرار داده است.
6. نظم نوین جهانی
بررسی نظم نوین جهانی نیازمند مطالعه و بررسی است. با توجه به تغییراتی که در جهان در حال وقوع است و نیاز به ساختار جدید جهانی دارد روسیه نیز قصد دارد فعالانه در این روند شرکت نماید. با این همه روسیه علاقهای به فدا کردن سازمانهای بینالمللی مؤثر به ویژه سازمان ملل متحد ندارد. سازمان ملل متحد بایستی مرکز تنظیم روابط بینالملل و همکاریهای سیاسی قرن بیست و یک باشد. شاید این موضع برای سیاست خارجی روسیه یک آسیب باشد. سازمان ملل متحد امروز در بحران سختی قرار دارد و شانس ادامه فعالیت آن کم است.
7. مورد روسیه
در دکترین سیاست خارجی به طور مفصل شاخههای منطقهای سیاست خارجی روسیه مورد توجه قرار گرفته است.
از اروپا و ایالات متحده آمریکا تا آفریقا و آمریکای لاتین. این نشان میدهد که منافع روسیه کجاست؟ و چگونه باید با سایر دولتها همکاری کند. اولویت جهتگیریهای سیاست خارجی روسیه در توسعه همکاریهای چندجانبه و دوجانبه با کشورهای مستقل مشترکالمنافع است. در دکترین آمده است که روسیه همکاری با کشورهای مشترکالمنافع را در زمینههای تأمین امنیت دوجانبه، از جمله مقابله مشترک با تهدیدات توسعه خواهد داد.
احتمالاً این نظریه، محافل ناسیونالیستی را در کشورهایی مانند گرجستان که همیشه روسیه را یک تهدید قلمداد میکنند، عصبانی خواهد کرد.
آنچه برای روسیه مهم است اینکه هیچگاه همسایگان خود را فراموش نمیکند.
نظر کارشناسان روسیه در رابطه با دکترین سیاست خارجی مدویدیف
ولادیمیر ژاریخین معاون مؤسسه کشورهای مشترکالمنافع در این خصوص میگوید به طور کلی دکترین سیاست خارجی که هماکنون پیش روی ماست بایستی مورد تصحیح قرار گیرد. به عنوان نمونه برای کشورهای مستقل مشترکالمنافع یک کلمه ترکیبی "سازمان منطقهای" به کار رفته است و این بدین معنی است که به غیر از روندهای همگرایی غیر عملی انتظار دیگری از آن نمیرود.
در دکترین جدید در خصوص شورای دولتی با بلاروس تنها به ارتباط بازاری با مینسک با تکیه به جامعه اقتصادی اوراسیا اشاره شده است. در ضمن پیشنهاد میشود به جای مبارزه با ناتو جایگزینی به نام سیستم امنیت اروپا با شرکت چین و هند ایجاد شود. چین و هند در آسیا برای روسیه بسیار مهم میباشند. در سالهای اخیر همکاری با چین بهتر شده اما هند به کلی فراموش شده است، در حالی که همکاری با هند بسیار سودمند است.
ولادیمیر آنوخین معاون رئیس آکادمی مسائل ژئوپلتیک در رابطه با دکترین سیاست خارجی میگوید: باید خوشحال بود که سیاست خارجی روسیه تغییری نکرده و همچنان مانند سیاست خارجی دهه نود است اما بسیاری از کشورها این را نمیپسندند و در واقع باید گفت دکترین سیاست خارجی جدید به همان شکلی که مورد انتظار گروه هشت بود، درآمده و کشورهای همسایه را ناامید کرده است. در واقع تغییری صورت نگرفته است. ممکن است ما دوست باقی بمانیم اما این به نفع روسیه نیست.
یوگنی وایکو کارشناس سیاست خارجی مرکز سیاست خارجی روسیه میگوید: دکترین سیاست خارجی در واقع مکمل سیاست خارجی سابق روسیه است. در حالی که در شرایط فعلی تغییر سیاست خارجی ضروری است. تهدیداتی مانند موقعیت دشوار در ماورای قفقاز، توسعه ناتو و ساخت سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی را در حال حاضر تنها با اسناد حقوقی نمیتوان پاسخ داد. در این رابطه روسیه باید استراتژی جدیدی در رابطه با توسعهطلبیهای آمریکا در فضای پس از شوروی انجام دهد. به طور کلی در دکترین سیاست خارجی جدید روسیه باید میان سیاست خارجی و منافع ملی تعادل وجود داشته باشد و نشانگر آمادگی روسیه برای حفظ و کسب امتیاز باشد.
ملاحظات
اکثر کارشناسان و نظریهپردازان، دکترین سیاست خارجی مدویدوف را در واقع تکمیلکننده سیاست خارجی پوتین میدانند اما تغییراتی نیز به شرح زیر به نقل از روزنامه کامرسانت وجود دارد:
ـ هشت سال قبل تحکیم اتحادیه روسیه و بلاروس به عنوان هدف اول مطرح شده بود و در دکترین فعلی تنها به ایجاد شرایط برای گذر تدریجی به روابط بازاری بین مسکو و مینسک بسنده میکند.
ـ از همه کشورهای جامعه مشترکالمنافع تنها چهار کشور به صورت جداگانه ذکر شدند: قزاقستان و بلاروس به صورت مثبت به عنوان اعضای فعال جامعه اقتصادی اوراسیایی و اوکراین و گرجستان به عنوان نامزدهای عضویت در ناتو (8 سال قبل این دو کشور ذکر نشده بودند).
ـ مؤلفان سند قبلی از جهان تکقطبی انتقاد کرده و خاطرنشان کرده بودند که روسیه برای تشکیل سیستم چندقطبی روابط بینالملل تلاش خواهد کرد. در سند جدید آمده است که این کار با موفقیت انجام شده است. نویسندگان آن به دورنمای از بین رفتن انحصار غرب بر فرآیندهای جهانی شدن اشاره میکنند.
ـ ظاهراً نظریه جدید سیاست خارجی روسیه نابودی سازمان امنیت و همکاری اروپا را پیشبینی میکند. هشت سال قبل روسیه به "توسعه متعادل" این سازمان علاقهمند بود اما اکنون مسکو بر ایجاد سازمان جایگزین یعنی انعقاد قرارداد درباره امنیت اروپایی که میتواند در نزدیکترین اجلاس سران کشورهای اروپایی مطرح شود، تأکید میکند.
ـ هشت سال پیش کشورهای بریتانیا، آلمان، ایتالیا و فرانسه به عنوان مهمترین شرکای اروپایی روسیه ذکر شده بودند ولیکن در دکترین جدید ترکیب کشورها چنین است: آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، فنلاند، یونان، هلند و نروژ. این کشورها شرکای اساسی روسیه در زمینه گاز هستند. در مورد بریتانیا آمده است که روسیه به همکاری با این کشور در همین راستا امید بسته است.
ـ در نظریه جدید ضرورت توسعه روابط با هند، چین و برزیل، به عنوان شرکای راهبردی روسیه قید شده است. برخلاف نظریه 8 سال قبل، ایران تنها در یک ردیف با ترکیه، مصر، الجزایر، عربستان سعودی، سوریه، لیبی و پاکستان ذکر شده است.
ـ فرق کلیدی نظریه سیاست خارجی دمیتری مدودوف با نظریه ولادیمیر پوتین در فصل پایانی تحت عنوان: شکلگیری و اجرای سیاست خارجی، مشاهده میشود. در این قسمت در یک بند جداگانه آمده است که: دولت فدراسیون روسیه اقدامات لازم برای اجرای سیاست خارجی را اتخاذ میکند. هشت سال قبل که ولادیمیر پوتین نظریه سیاست خارجی را امضا میکرد، نقش دولت در اجرای آن ذکر نشده بود.