در هر نظامی، الگوهای رفتاری در عرصه فعالیت های اقتصادی، برخاسته از حقوق اقتصادی و حقوق اقتصادی، از اصول و قواعد اساسی نظام اقتصادی شکل می گیرد و سر منشاء و علت موجده این اصول و قواعد اساسی نیز دیدگاه خاص و ایدئولوژی است که هر نظام پیرامون مقوله های خدا، جهان، انسان و جامعه و نیز ارتباط یا گسست حاکم میان این مقولات از خود ارائه می دهد. (1)
یقین به توحید افعالی خداوند، ویژگی خاصی به اعمال و رفتار انسان در صحنه زندگی میبخشد. این یقین باعث خواهد شد که انسان در عرصه فعالیتهای اقتصادی به نحوی رفتار کند که با رفتارهای انسان غیر موحد متفاوت باشد؛ زیرا اعتقاد به توحید افعالی رابطه خدا را با انسان و طبیعت به گونهای تعیین میکند که با خداشناسی مبتنی بر دئیسم متفاوت است.
مولفه و پیامدهای نگرش لیبرال سرمایهداری بر اقتصاد:
بر اساس دیدگاه فلسفی اقتصاد سرمایه داری لیبرال، خداوند در جهان طبیعت نظامی قرار داده است که بهصورت خودکار عمل میکند و کارآمدترین نظام در عالم تکوین است. قوانین آن همانند فیزیک، فقط در عالم مادی و محسوسات جاری، ثابت، دقیق، کامل و عام است.نظام طبیعی خود به خود و به دور از دخالت مستمر الهی منطبق بر قاعده علّی و معلولی عمل میکند. گویا خدای متعالی علت حدوث آن است؛ اما علت بقای آن به شمار نمیرود. سازگاری و هماهنگی با نظام طبیعی، سعادت ابنای بشر را در همه ابعاد تضمین میکند. یگانه وظیفهای که عالمان اقتصاد و فیلسوفان دارند، درک و شناسایی آن، آنگاه همسویی و هماهنگی با آن است. (2)
چنین جهان شناسی پیامدهای اقتصادی خاصی را در پی دارد که پیش از این اشاره شد و به نحو خلاصه عبارتند از نفی هدایت تکوینی و تشریعی الهی، نفی هرگونه دخالت نهادی، حتی دولت در اقتصاد، و آزادی همگانی و رقابت کامل فعالیتهای اقتصادی؛ البته گاه سازو کار بازار آزاد در رویارویی با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی، ناتوانی خود را نشان داده؛ بلکه خود باعث بحران شده است. این امر دخالت دولت را در اقتصاد الزام میکند؛ اما این دخالت همانند دخالت دولت در ایجاد امنیت و تولید برخی کالاهای عمومی همواره استثنا بوده و در حدی است که اصول اساسی اقتصادی لیبرالیسم (آزادی های فردی، مالکیت خصوصی، اصالت فرد، بازار رقابت و...) کمترین ضربه و خدشه را متحمل شود.
مولفههای نگرش علوی به رابطه خدا با جهان طبیعت و انسان:
1- خلقت مستمر؛ 2- ربوبیت پیوسته و گسترده؛ 3- احاطه پیوسته و گسترده؛ 4- قیّومیت پیوسته و گسترده؛ 5- هدایت پیوسته و مستمر؛ 6- هدفمند بون خلقت جهان؛ 7- مقصد جهان هستی خدا است؛ 8- برخورداری جهان هستی از خزاین غیبی؛ 9- دنیا محل آزمایش؛ 10- برخورداری از نظام علّی و معلولی.
پیامدهای جهانشناسی علوی در اقتصاد
پیامدهای اینگونه نگاه به مقوله جهان، بسیار گسترده است؛ اما برای نشان دادن تاثیر این نوع جهان شناسی، برخی پیامدهای آنرا در عرصه اقتصادی برمیشمریم؛ هرچند شماری از پیامدها با هم مرتبط هستند.
1- اگر نظام اقتصادی نظامی رفتاری است، و اگر انسان، جهان را محل آزمایش بداند و افزودن بر علتهای مادی و محسوس، علل غیر مادی را در جهان بپذیرد، به یقین رفتارهای اقتصادی چنین انسانی در حوزه تولید توزیع و مصرف متفاوت با رفتار اقتصادی انسانی خواهد بود که جهان را چنین نمیبیند و به نظام اقتصادی در جهان معتقد بوده، یگانه معیار تعیین کننده نوع رفتار اقتصادی را هماهنگی با آن نظام میداند. نتیجه چنین وضعیتی در تفاوت دو نظام اقتصادی آشکار خواهد شد.
2- وقتی خداوند در جهان غیب، دارای خزاین غیبی است که محسوسات و امور مادی مراتب نازله آنند و هرچه از آن خزاین نازل شود، هیچگونه نقص و کاستی در آنها به وجود نمیآید، معلوم میشود که منابع اقتصادی جهان غیر محدود است؛ هرچند بالفعل (نازل شده مادی) محدود باشد. بر اساس مبانی اعتقادی اقتصاد لیبرال سرمایهداری، امور غیر مادی و غیر قابل تجربه حسی هیچ گونه جایگاهی نداشته، منابع اقتصادی موجود در طبیعت، محدود و افزایش ناپذیر است. آنان در تعریف علم اقتصاد میگویند: «اقتصاد تخصیص بهینه منابع محدود برای نیازهای نامحدود است».
از دیدگاه حضرت امیر المومنین(ع) این منابع، نامحدوود و دست یافتنی هستند و خداوند به اقتضای حکت و مصلحت خود میتواند در هر زمانی از خزاین غیب خود بر منابع مادی بیفزاید.
3- در جهان شناسی علوی، نظام طبیعی، دور از مشیت و اراده لحظه به لحظه خدا نیست و «دست نامرئی آدام اسمیت» از آستین سیستم قیمتهای بازار آزاد بیرون نمیآید تا پیام آور آزادی همگانی و رقابت کامل (دور از هدایت تکوینی و تشریعی خداوند) باشد؛ بلکه امور حوزه اقتصاد (همانند همه امور جهان مادی و غیر مادی جهان هستی) در معرض فیض مستقیم و مستمر الهی است. در تنظیم امور اقتصادی نیز بهگونهای که خداوند راضی باشد، هم اراده و مشیت تکوینی الهی دخالت دارد و هم به هدایت تشریعی نیاز است؛ بنابراین، دخالت دولت، برای تنظیم امور اقتصادی منطبق با اراده تکوینی و هدایت تشریعی خالق هستی برای دستیابی به سعادت دنیا و آخرت بشر، امری لازم است.
4- اگر انسان، دنیا را محل کشت، و جهان آخرت را محل برداشت آن بداند و عمل او بذری باشد که در دنیا کاشته میشود و بهشت محصول و سودی است که به انسان میرسد، سود و زیان در نظر او معنا و مفهوم دیگری مییابد. چه بسا فرد مومنی در عرصه فعالیت اقتصادی، زیان ببیند؛ اما به رغم آن، جامعه سود برده، زمینههای خشنودی افراد جامعه فراهم آید. آن فرد نیز در یک برآیند، بین سود آخرتی و زیان مادی دنیایی، خود را سودمند میبیند. انسانها در پرتو چنین باورهایی از لذتهای زودگذر مادی صرفنظر میکنند و با ایثار و فداکاری، مصالح جامعه را بر مصالح فردی خود ترجیح میدهند.
اما تفسیر سود، به سود مادی اقتصادی، مشکل بزرگی را پیش پای اقتصاد امروز قرار داده است؛ چراکه بهطور معمول جمع بین منافع مادی افراد و جامعه، غیر ممکن است چون افراد حاضر نمیشوند برای منافع عمومی و جامعه، از منافع خود چشم بپوشند؛ بنابراین، بین منافع فردی و عمومی، تضاد و ناسازگاری شدیدی پدید میآید و افراد با قدرت اقتصادی، روز به روز بر امکانات و توان خود میافزایند و افراد ضعیف و محروم باید محرومیت بیشتری را تحمل کنند؛ اما این مشکل با تفسیری که امیر مومنان(ع) از سود ارائه داده، قابل حل است.
5- از دیدگاه امام علی(ع) در جهان (ازجمله در صحنههای اقتصادی) دو نوع علت (مادی و غیبی) وجود دارد. همه علل مادی و غیبی، فیض علیت خود را هر لحظه از خدا میگیرند. افزودن بر این، اعتقاد به اسباب غیر مادی میتواند در امور اقتصادی، آثار مهمی داشته باشد. به گفته یکی از محققان اقتصاد اسلامی:
«این نگرش در اقتصاد اثر مهمی دارد؛ برای مثال، ریشهکن کردن فقر، یکی از اهداف اقتصادی است و توزیع عادلانه ثروت سبب مادی ریشهکن کردن فقر است. در نظام اقتصادی مبتنی بر جهان بینی مادی تنها چنین اسبابی (سببهای مادی) مورد توجه قرار میگیرد و سببهای غیر مادی ریشه کن کردن فقر انکار میشود؛ درحالیکه در نظام اقتصادی اسلام این اسباب از اهمیت ویژهای برخوردار است. (3)
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.